بیمارستان کودکان اولینا (مکان:لندن انگلستان )

ایده طرح:

فشار های محیطی در بیمارستان های کودکان باعث شد که گروه معماری هاپکینز با تکیه بر شیوه های صحیح ومتعادل زندگی و استاندارد های آن ایده متناقضی را با شعار (بیمارستانی که اصلا شبیه بیمارستان به نظر نمی رسد) ارایه کنند.

ورودی: مجموعه دارای ورودی اصلی در ضلع غربی و یک ورودی در جبهه شرقی می باشد.

 

evelinahome_537x335_400

بنا از ۶طبقه تشکیل شده که این طبقات به وسیله اسانسور وپلکان باهم مرتبط هستند.

اینستالیشن:

یک مخروط با رنگ های شاد است که کودکان می توانند بدان داخل شوندو بازی کنند.این مخروط را می توان ازحیاط خلوت طبقه سوم مشاهده کرد.

23922_400

گلخانه

المان مرکزی در این بیمارستان یک «گلخانه» است، فضایی بزرگ و شیشه ای که شامل فضاهای عمومی، عناصر ارتباطی میانی طبقات(دو آسانسور وسیع و شیشه ای به سمت بخش ها) و خدمات فوق العاده دیگری چون مدرسه وایستگاه رادیویی است، که سبب جان بخشیدن به بیمارستان می شوند.

شیشه ای مواج به گونه ای طرحی شده است که نور وفضای تازه فضا های سبز همسایه مثل پارک آرچ بیشاپ،باغ های کاخ لمبث و رود تمز را به داخل ساختمان هدایت می کند.

 

japan02-hopkins_400

موزه هنر فیگه (Figge Art Museum)

Figge-Art-Museum

داونپورت ، لووا، امریکا، ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۵- ۱۰۰۰۰ مترمربع

 

طراحی موزه فیگه

مرکز داونپورت، واقع در سواحل می سی سی پی در مرز شرقی آیوا، از بسیاری از مشکلات بومی شرهای امریکا رنج می برد. در طول این سال ها این منطقه شاهد خروج بسیاری از جمعیت مسکونی و کسب و کار خود بوده است.

design musum figge

در تلاش برای دادن نیرویی تازه به منطقه و بازسازی یک اتصال به رودخانه، جانمایی دوباره و استقرار مجدد موزه هنر داونپورت (تغییر نام یافته به موزه هنر فیگه) به عنوان کاتالیزوری در برنامه بازسازی شهر تعریف شد.

طراحی معماری موزه

در تحقق پذیری امید ساخت بناهایی شاخص برای شهر جدید، طراحی موزه هنر فیگه به سمت یک سازه یکپارچه شیشه ای متمایل شد که با قدرت بتواند به عنوان یک نشانه شهری برای داونپورت عمل کند.

Figge_Art_Museum

معماری آن بر مبنای ایده ای از بلوک حجمی ساده ای است که به وسیله سطوح مات و شفاف پوشیده شده است . این سطوح شیشه ای با بندهای افقی پوشیده شده اند که برای تعریف المان های شکلی موزه، تراکم آنها تغییر می کند.

museum

در شرایط شهری  به نظر می رسد طراحی این بنا با پر کردن نیمه ای از بلوک شهری خالی قدیمی، از گریدهای شهر قدیمی حمایت می کند.

طراحی موزه فیگه

طراحی داخلی موزه

Figge_Art_Museum

Figge_Art_Museum_enterior

طراحی معماری موزه

Figge_Art_Museum_site

پلان موزه

plan museum

پلان موزه فیگه

پلان موزه

پلان موزه www.arturarch.com

نکاتی در عکاسی از ساختمان

 

قبایل مختلف با توجه به فرهنگ خود، برای ساخت و تزیین برخی بناها اهمیت بیشتری قایل هستند. مثلاً مسلمانان همواره در ساخت و تزیین مساجد، زیارتگاهها و اماکن مذهبی با هنرمندی و ظرافت خاصی عمل کرده اند، به گونه ای که مشابه آن در دیگر بناها کمتر یافت می شود. تنوع این بناها نیز بسیار چشمگیر است که در هر نقطه و مکانی به شیوه ای خاص بوده است.
توده مواد موجود در فضا که به صورت یک یا چندین حجم توخالی ساخته می شوند، معماری را شکل می دهد. این فضاهای توخالی برای فعالیت انسانهاست. به جز مواردی خاص، معماری هنر نیست. حتی بناهای یادبودی که ظاهراً استفاده ای عملی ندارند، به مناسبتی خاص و به یادگار مسأله ارزشمندی که برای کل جامعه مهم است، بنا شده اند.

 

ایستگاه راه آهن، ساختمان یک کارخانه، ساختمان اداری و… با توجه به کاربردشان ساخته و تزیین می شود. در ساختمان بنا، علاوه بر هدف و فضا، جنس مواد نیز موضوع مهمی است که متناسب با شرایط اقلیمی و نقشه ساختمان از مصالح گوناگونی استفاده می شود.
اولین گام در عکاسی معماری آگاهی از این عوامل است.
عکاس باید برای کسب این اطلاعات و بازدید از بنا وقت کافی صرف کرده و هنگام بازدید زوایای متفاوت آن را ارزیابی کند.
در مورد اغلب بناهای تاریخی، مطالبی در کتابها و بعضاً دفترچه های راهنمای مربوطه چاپ شده که برای شروع، راهنمایی های مناسبی در اختیار عکاس قرار می دهد. وقتی در یک شهر بزرگ زندگی کنید هر روز را با کشش عکاسی از ساختمان ها سپری می کنید. اما وقتی به این حس زیبا عمل می کنید در می یابید که چه عکس های ضعیفی از این المان های به ظاهر ساده گرفته اید. این پست قصد دارد تا شما را هر چند ناچیز در برآوردن آرزویتان کمک نماید.

عکاسی از ساختمان ها یعنی عکاسی از یک موضوع بی نهایت ساده با کمترین مشکل.  اما در همین سطح هم عکاس باید بتواند خیلی از شرایط را تحت اختیار داشته باشد. چگونه؟

 

نکاتی در عکاسی از ساختمان

فاصله کانونی

شما با استفاده از یک زاویه بی نهایت گسترده( wide) خواهید توانست از هر آنچه که در اطراف تان می گذرد عکس بگیرید. این به شرطی است که شما از لنزهای واید بهره بگیرید. همه لنزهای زیر ۳۵ میلی متر که تمام سطح سنسور را تحت پوشش قرار می دهند خواهند توانست دست شما را برای هر مانوری باز بگذارند.

اگر شما وضعیت ثابتی را نسبت به سوژه انتخاب کنید، به گونه ای که فاصله تان تا ساختمان بیشتر از  فاصله کانونی دوربین تان باشد، آن وقت باید انتظار داشته باشید که ماشین ها و آدم ها در کنار ساختمان هم در عکس تان جای بگیرند.  در این صورت عکسی واقع گرایانه خواهید داشت. پس باید فاصله کانونی خود را با سوژه محاسبه کنید و از لنزهای واید ۱۲ تا ۳۵ میلی متر استفاده نمایید.

دوربین تان را ثابت کنید.

وقتی از سوژه های ساختمانی عکس می گیرید بایستی به این نکته توجه کنید که دستان و سر شما تا حدی بیشتر بالا نمی روند و هرچه دستان شما از بدن تان فاصله بگیرد شما کنترل کمی بر عملکرد خود دارید. پس بهتر است از سه پایه استفاده کنید وگرنه قید عکاسی معماری را بزنید.

 

عکاسی با مقادیر ISO پایین

وقتی دوربین خود را ثابت می کنید یعنی آنکه در زمینه نور دچار کمبود خواهید شد. پس بهتر است در چنین شرایط سختی برای اجتناب از اغتشاش یا noise، مقدار ISO را کاهش دهید. همچنین می توانید سرعت شاتر را بالا ببرید….

روزنه دوربین را ببندید.

باز هم می گویم، اگر دوربین خود را ثابت کنید آنگاه با سرعت بالای شاتر دیگر نیازی به باز بودن روزنه دوربین نخواهید داشت. باز بودن حداقلی روزنه در چنین شرایطی فقط به شما در انداختن یک عکس با افکت های هنری کمک خواهد نمود. با حفظ روزنه دوربین در محدوده f8 اشتباهات دوربین به حداقل رسیده وعمق میدان هم شما را برای جاودانه کردن یک عکس معماری فوق العاده راهنمایی خواهد کرد.

همگرایی خطوط

ما بیشترین رئالیسم را در عکاسی معماری داریم ، و این به دست نیامده مگر با حفظ خطوط عمودی موجود در ساختمان ها ( که معمولا با حفظ فاصله شما با سوژه ارتباط دارد). در بیشتر اوقات شما به راحتی نمی توانید این خطوط را همان طور که می بینید در عکس خود حفظ کنید. نگران نباشید. هر چه همگرایی خطوط در عکس شما کاهش یابد عکس شما بهتر خواهد بود.

 

 

نکاتی در عکاسی از ساختمان

وضعیت دوربین

وقتی از لنزهای واید در عکاسی معماری استفاده می کنید باید نگران پس زمینه و پیش زمینه عکس هم باشید. کلا لنزهای واید یک حالت پرسپکتیو به عکس می دهند.  به این ترتیب شما باید وضعیت استقرار دوربین خود را به نحوی طراحی کنید که با حفظ عمق میدان و فاصله کانونی هم عکس خوبی بگیرید و هم اشتباهات تان کم باشد و هم حس دراماتیک صحنه را حفظ کنید. شاید لازم باشد فاصله کانونی دوربین خود را بیشتر از حد معمول محاسبه کنید.

همیشه سمت راست قرار بگیرید.

یک نکته توریستی: همیشه سعی کنید سوژه خود را در سمت راست دوربین خود قرار دهید. اینگونه هر کسی که عکس را می بیند به قدرت عکاسی شما پی خواهد برد.

نقش نور در عکاسی معماری
اجسام گوناگون موجود در طبیعت دارای سه بُعد طول، عرض و ارتفاع هستند که مجموع این ابعاد، حجم را به وجود می آورد. اما هنگامی که اجسام به تصویر در می آیند، خصوصیات سه بُعدی آنها بر روی سطحی دو بُعدی نمایان می شود.
درست است که توقع نداریم ابعاد حجم را در تصویر لمس کنیم، اما به کمک سایه روشنهایی که بر روی حجم مورد نظر تشکیل می شود، می توان احساس حجم و برجستگی را در تصویر ایجاد کرد.
حجم هایی که به طور یکنواخت و یکدست روشن شده باشند و یا به طور یکدست در سایه قرار گیرند در تصویر از برجسته نمایی مطلوبی برخوردار نیستند. بنابراین، نور در عکاسی معماری اهمیت فوق العاده ای دارد.
اغلب عکاسان برای عکاسی معماری و منظره مایل به استفاده از نور مایل صبحگاهی یا هنگام عصر هستند چرا که این نور کنتراست متعادلی دارد.
اما نور نیمه روز به خصوص در فصل تابستان شدید است و سایه هایی عمیق ایجاد می کند. در عکاسی معماری ایده آل آن است که نمای اصلی ساختمان و یا قسمتی که در تصویر مورد توجه اصلی قرار می گیرد، در معرض تابش نور قرار گرفته و در سایه نباشد.

استفاده از نورپردازی صحیح در نشان دادن حجم ساختمان
بهتر است نماهای رو به مشرق هنگام صبح که آفتاب به آنها می تابد و بناهایی که نمای اصلی آنها رو به مغرب است، هنگام عصر عکسبرداری شوند. هنگام عکسبرداری در نور صبحگاهی، برای اینکه بنا در تصویر از برجسته نمایی بهتری برخوردار باشد ترجیح دارد سایه هایی که در سمت چپ ساختمان ایجاد می شود، در تصویر بگنجانید و هنگام عکسبرداری از بنا در غروب بهتر است زاویه عکسبرداری اندکی به سمت راست بنا متمایل باشد تا سایه های ایجادشده نیز در تصویر بیاید.
نورهای بسیار ملایم و بدون سایه مانند نور هوای ابری یا مه آلود، احساس برجسته نمایی را در تصویر کاهش می دهد.
عکسبرداری از بناهای تاریخی و قدیمی در شب هنگام (زیر نور ماه) حالت جالبی را برای نشان دادن قدمت آنها به وجود می آورد.
همچنین اغلب بناها هنگام شب زیباترند، به ویژه اگر از آنها عکس رنگی گرفته شود. تداخل و ترکیب رنگهای حاصل از نورهای مختلف موجود نیز بر جلوه و زیبایی تصویر می افزاید. دقت در نورسنجی استفاده از سه پایه و سیم دکلانشور نکات مهم در این شرایط است. با نصب این سیم در محل مخصوص و هنگام فشردن آن به خصوص در استفاده از سرعتهای کم شاتر، دوربین دچار کمترین لرزش شده و از وضوح تصویر کاسته نمی شود.
عکاسی از بناهای معماری در وضعیت ضد نور تصویری را می سازد که فقط کلیاتی از ساختمان دیده می شود. در حالت ضد نور چون منبع نور پُشت بنا و رو به عکاسی است، موضوع کاملاً تیره دیده می شود و حالتی مرموز به خود می گیرد.

نکاتی در عکاسی از ساختمان

عکسبرداری از جزییات ساختمان
علاوه بر نمای کلی، جزییات قابل توجه بنا از قبیل نقش و نگارها، کاشی کاریها و تزیینات روی دیوارها موضوع های خوبی برای عکاسی معماری تلقی می شود. استفاده از نور مایل به ویژه برای عکسبرداری از نقوش برجسته و کنده کاری شده و همچنین درهای حجاری شده برای تأکید بر برجستگی ها و نقوش آنها ایده آل است.
برای اینکه ابعاد و شکل جزییات مورد عکسبرداری دچار اغراق یا اغتشاش نشود، بهتر است از لنزهای تله و حتی المقدور از نمای کاملاً روبرو عکسبرداری انجام شود.
لنزهای گوناگون تأثیرات مختلفی در تصویر نهایی به جا می گذارند. لنزهای واید در فواصل نزدیک ابعاد و تناسبهای سطوح نزدیک را درشت تر کرده و آنها را دچار دگرونی می کند و سطوح دورتر را کوچکتر نمایان ساخته و فضای گسترده تری را به تصویر می کشد. لنزهای تله برای عکسبرداری از فاصله دور یا عکسبرداری از جزییات بنا با درشت نمایی بیشتر مناسبتر است. این لنزها زاویه دید بسته تری دارند و فضای کمتری را به تصویر می کشند اما اگر از فاصله ای مناسب که کل بنا در تصویر بگنجد عکسبرداری انجام شود با این روش خطوط، سطوح و ستونهای موازی عمودی بنا در تصویر موازی و عمودی دیده می شود. در صورت عدم دسترسی به دوربینهای قطع بزرگ یا لنزهای Perspective Correction روش مفیدی برای اصلاح پرسپکتیو در عکاسی معماری است.
▪ حذف زواید: اگر در فضای جلو بنا عوامل زائدی مانند تیرچراغ برق، درخت و مانند اینها وجود داشته باشد می توان به بنا نزدیکتر شد و از لنزهای واید استفاده کرد. بدین ترتیب عوامل نامطلوب از کادر تصویر خارج می شود.
▪ قاب کردن بنای معماری: هنگام عکسبرداری با لنزهای واید، اغلب فضای آسمان زیادی در تصویر وجود دارد. برخی از عکاسان ترجیح می دهند آسمان یکدست و صاف در تصویر نباشد. در این صورت با افزودن چند شاخ و برگ در قسمت بالای تصویر فضای خالی آسمان را پر می کنند.
درخت و شاخ و برگ آن نباید روی ساختمان را بپوشاند. این شیوه را اصطلاحاً قاب کردن نیز می نامند. قاب کردن با عناصر و عوامل موجود در محیط صورت می گیرد. ابتدا باید زاویه دید مناسب دوربین پیدا شود سپس در شرایط نوری مطلوب لنز مناسب انتخاب و عکسبرداری صورت گیرد.
برای اینکه بتوان بُعد و حجم بنا را در تصویر نشان داد و کمپوزیسیونهای جالبتری ایجاد کرد، باید زوایای متنوعی را جستجو کرد. چنین نیست که در عکاسی معماری همیشه از زاویه روبرو آن هم از فاصله ای نسبتاً دور که نمای ساختمان در تصویر گنجانده شود، عکسبرداری صورت گیرد. مثلاً می توان به یکی از سطوح ساختمان به گونه ای نزدیک شد که سطح جانب دوربین در پلان اول تصویر بزرگتر دیده شود و مابقی در پلانهای بعدی قرار گیرد.
در چنین مواقعی نیز باید تمام صحنه از وضوح کافی برخوردار باشد و سطوح و خطوط عمودی بر قاعده تصویر عمود قرار گیرند و اگر از لنز واید استفاده می شود، نباید اعوجاج ایجاد شود، بنابر این استفاده از لنزهای واید Perspective Correction و در صورت عدم دسترسی از لنزهای واید ۳۵ میلیمتری یا حداکثر ۲۸ میلیمتری توصیه می شود.
توجه به محیط اجتماعی و جغرافیایی پیرامون بنا اهمیت ویژه ای دارد. باید رابطه و موقعیت بنای معماری را با منظره اطراف آن درنظر گرفت.
وجود عامل زنده در بنا: بنای معماری، موجودی زنده نیست، باید دقت کرد که حضور موجودات زنده در تصویر بیشترین توجه را به خود جلب می کند در مورد حالت و محل قرار گرفتن آنها دقت کنید و توجه داشته باشید که فضای کمی را اشغال کند و لطمه ای به کل تصویر نزند. البته وجود این عوامل مقیاس مناسبی برای نشان دادن ابعاد ساختمان است.

 

نکاتی در عکاسی از ساختمان

 

گرداوری: دینا صنیعی

 

مقاله عناصر معماری

مقاله عناصر معماری

نویسنده :مهندس آرتور امید آذری


عناصر معماری

هر فرم تصویری با یک نقطه آغاز می شود که متحرک می شود. و خط زاده می شود. اگر خط به حرکت درآید تا یک سطح را بوجود آورد، آنچه به چنگ ما می آید یک عنصر دو بعدی است. در حرکت از سطح به فضا در اثر گردش و برخورد سطوح آنچه حاصل می شود، کالبد است یعنی بعد سوم. این است جمع بندی انرژی های جنبشی که نقطه را به خط و خط را به سطح و سطح را تبدیل به بعد فضایی می کند (چشم متفکر، پاول کلی، ۱۹۶۱)

عناصر بدوی و هنرهای بصری

هر بشر در طول تاریخ همواره به تلاشهای گوناگون دست زده تا باورها و آرمانهای انسانی خویش را در قالب اشکال مختلف به دیگران منتقل کند و از انزوای فردیت خویش راهی به سوی جامعیت یابد. «او هنر را وسیله ای جهت سهیم شدن در احساس و پندار دیگران می بیند، عواطف و احساسات و ذهنیات خویش را توسط مواد به حیطه «بیان» می کشاند و از این راه، پیوند های حسی خویش را با دیگران محکم می سازد.» در این رهگذر با آفرینش گونه های بیشمار هنری در زمینه های مختلفی چون نقاشی، معماری، موسیقی، عکاسی علاوه بر انتقال فرهنگ و تمدن بشری، دانش و اشتیاق خود را نیز بارور نموده و به پرورش و تعالی روح پرداخته است. او، همواره برای بیان ایده‌ها، آرزوها و آرمانهای ذهنی خویش، زبان‌های مختلفی را به کار گرفته است، که هنرهای بصری یکی از زنده‌ترین و گویاترین این زبان‌ها است. زمانی که بشر، هنوز موفق به اختراع خط نشده بود، تنها وسیله بیان مفاهیم ذهنی او، خطوط تصویری بود. تصویر‌هائی که بشر برای ابراز عقاید و اندیشه‌های خود، بر صخره‌ها و دیواره غارهای محل زندگی خود حک کرده است، نمادهائی هستند، که با کشف معانی آنها، به راز زندگی بشر اولیه و چگونگی ارتباط‌هایشان با یکدیگر، پی می‌بریم. اولین‌بار، در حدود ۴۰۰۰ سال پیش، مصری‌ها، خط هیروگلیف  «شکل ۱» و چینی‌ها، خطی را که ترکیبی از واژه‌ها و نمادهای تصویری بودند، به وجود آوردند.بعدا سومریها خط میخی را ابداع کردند و سپس در حدود سال ۱۵۰۰ قبل از میلاد،حروف الفبا توسط فنیقی ها پی ریزی شد و بعد از چندی یونانیها با استفاده از حروف الفبای فنیقی‌ها و اضافه کردن و تغییر شکل دادن بعضی از این حروف،  آن را کامل کردند. در قرن هفتم قبل از میلاد،با پیدایش الفبای اتروسکی، که بر اساس الفبای یونانی به وجود آمده بود مقدمات پیدایش  الفباهای لاتین فراهم آمد، و از این رهگذر بود، که بشر توانست به کمک نوشتن و سخن گفتن، اساس «زبان»  را پی‌ریزی کند، و دیگران را از ایده‌‌ها، آرمانها و تمایلات ذهنی و عواطف و احساسات خویش مطلع سازد. زبان، که وسیله ارتباط بین افراد بشر را فراهم می‌سازد، بر اساس «کلمه» استوار است، و از طریق درک معانی کلمات، انتقال مفاهیم امکان‌پذیر می‌شود. اما بسیاری از ما، در جریان مکالمه با دیگران، مفاهیم بی‌شماری را بیشتر از طریق حالات و رنگ چهره، حرکات دست و صورت و دیگر اعضای بدن طرف مقابل، دریافت می‌کنیم تا از راه درک کلمات و جملات او.

New Picture

«هنرهای بصری» یکی از مهمترین زبان‌های بی‌کلام است، که از طریق آن، بیشترین و گسترده‌ترین مفاهیم،‌توسط افراد جوامع مختلف انسانی، از نژادها و ملیت‌های گوناگون، دریافت می‌گردد. مفاهیمی که از طریق هنرهای بصری،  قابل درک و دریافت می‌باشند، توسط عناصر بصری مانند: خط، نقطه، سطح، شکل، رنگ، بافت و غیره، ابراز می‌گردند. هنرمند با انتخاب بعضی از این عناصر بصری،  و آرایش آنها به گونه‌ای زیبا و با بهره گیری از مواد و مصالح و ابزار کار، اثری می‌آفریند، و از این طریق مفاهیم ذهنی و عواطف و احساسات خویش را در رابطه با جهان پیرامون خود، به دیگران انتقال می‌دهد و این اصلی است که در کلیه فعالیت‌های خلاقه هنرهای بصری، اعمال می‌گردد. نقاشان، مجسمه‌سازان، معماران، گرافیست‌ها و دیگر هنرمندان هنرهای بصری(تجسمی)، هر یک بنا به اقتضای مواد و مصالح مورد مصرفی خود، بعضی از عناصر بصری را در ترکیبی خوش آیند و روابطی زیبا، ‌در قالب یک اثر هنری، عرضه می‌کنند. هنرهای بصری، تجلیات متعالی زبان بصری هستند و از با ارزش‌ترین ابزارهای آموزشی به حساب می‌آیند. شناخت و درک مبانی هنرهای بصری، انسان امروز را از اسارت قالب‌های پیش ساخته زیباشناسی و از تفسیرهای کلیشه‌ای عامیانه رهائی بخشیده و برای او این امکان را فراهم می‌آورد تا تصویر را به عنوان خودِ تصویر، تجربه کند.

هنرهای بصری

کلیه هنرهائی که در جریان آفرینش آنها، حس بینائی، عامل اصلی باشد، آنها را هنرهای تجسمی و یا هنرهای بصری می‌نامیم. هنرهای بصری آن گروه ازهنرهای مبتنی بر طرح است که مشخصاًحس بینایی را مخاطب قرار می‌دهند. هنرهایی چون نقاشی، مجسمه‌سازی، طراحی، عکاسی، گرافیک، طراحی صنعتی، معماری و طراحی داخلی و همچنین هنرهای مشتق از آن‌ها از این دسته‌اند. همان گونه که از نام این هنرها برمی‌آید، ادراک و احساس آنها، توسط انسان، بیشتر از طریق حس بینائی انجام می‌گیرد،  اگر چه حواس دیگر نیز در دریافت و ادراک این گونه هنرها، سهم مهمی دارند. گفتگو و مبادله مفاهیم از طریق سخن گفتن و نوشتن، همواره با تجسم و نمایش تصویر مکمل بوده و از تمام امکانات بصری بهره گرفته است. مفاهیم بصری، اساسی‌ترین مفاهیمی هستند که درک آنها از طریق شکل و تصویر اشیاء و اجسام صورت می‌پذیرد و بدین لحاظ مجموعه دانش ما را از کل جهان شکل می‌بخشند و از اصلی‌ترین و مهمترین اسباب لذت و انگیزش‌های احساسی ما نیز به شمار می‌روند. با بیان تصویری می توان یک عبارت را مستقیما بیان کرد، یا به وسیله ادراکات بصری معنای آنچه را که دیده میشود بلافاصله دریافت. در یک تصویر واحدها و اجزای مستقل بصری در کنار یکدیگر، مانند نقوش کاشیکاری با یکدیگر ادغام میشوند و معنای خاصی به وجود می آورند. دریافت و فهم این نوع معانی به مراتب سهلتر از فهم معانی در جملات زبان است، زیرا نیازی به ترجمه ذهنی آنها نیست و معنا مستقیما قابل دیدن است. حس «دیدن» یکی از قوی‌ترین و مهمترین حواس انسانی است. در یک جریان واقعی دیدن، حواس شنوائی و تا حدودی، دیگر حواس ما، متفقاً شرکت دارند، تا جریان دیدن  را امکان‌پذیر سازند. از آنجا که نقش ویژه عمل دیدن و مشاهده کردن، در ارتباط با هنرهای بصری، از اهمیت زیادی برخوردار است،‌ توضیح بیشتر در این زمینه، ضروری به نظر می‌رسد. هنر، به طور کلی کوششی است از طرف هنرمند، برای آفرینش شکلها و تصاویر لذت بخش که از طریق این شکلها و صورت‌ها، پیام‌های ذهنی و اندیشه و تفکرات فردی خود را به دیگران، انتقال می دهد. این شکل‌ها که در قالب یک اثر هنری عرضه می‌شود، حس زیبائی ما را ارضاء می‌کنند. چگونگی ارضاء حس زیبائی ما، بستگی کامل به چگونگی روابط موجود بین عناصر و شکل‌های تشکیل دهنده اثر هنری دارد. هر چقدر وحدت یا هم آهنگی بین شکل‌ها و صورت‌های یک اثر هنری، بیشتر باشد،  حس زیبائی‌ ما را بیشتر راضی می‌کند. انسان در برابر اشیاء موجود در طبیعت  و در برابر شکل‌ها، سطح‌ها، حجم‌ها، رنگ‌ها و بافت‌های گوناگون، واکنش نشان می‌دهد. در بعضی  از موارد، ترکیب و آرایش و تناسبات، شکل، سطح، حجم، رنگ و بافت اشیاء به گونه‌ای است، که در چشم بیننده، احساس زیبائی  و لذت می‌آفریند،  در حالی که عدم وجود این گونه روابط زیبا،  منجر به بی‌تفاوتی و ناخوش آیندی می‌گردد. عناصری که آنها را «عناصر بصری» می‌نامیم در حقیقت عوامل بنیادی ساخت هر اثر تجسمی است و چگونگی روابط موجود بین این عناصر و نحوه برقراری نظامی خوش آیند و زیبا بین آنها، در چهارچوب ضوابط و اصولی قرار دارند. کلیه این عناصر و بسیاری از نیروهای بصری دیگر موجود در طبیعت،  الفبای هنرهای تجسمی و عوامل بنیادی در آفرینش آثار هنرهای بصری، به شمار می آیند و هنرمندان با توجه و نگرش ویژه به این عناصر و درک روابط موجود بین آنها و با بهره‌گیری از ویژگی‌های ذهنی و احساسی خویش،‌ در رابطه با جهان پیرامون خود، به آفرینش آثار هنری می‌پردازند، و در این جریان، هنرهای تجسمی با بهره‌وری از عناصر بصری، قادر است همچون هنر موسیقی، دریافت‌ها و تجربیات هنرمند را، که هرگز قابل ترجمه به وسیله کلمات نیستند، به بیننده القاء نماید. هربرت رید معتقد است: هنر همواره پرسشی زنده است که توسط حس بصری، از جهان مرئی پرسیده می شود و هنرمند فقط شخصی است که توانایی و علاقه آن را دارد که ادراک بصری خود را به صورتی مادی مبدل کند. نخستین بخش عمل ادراکی است و دومین بخش آن، بیانگرانه، اما در عمل ممکن نیست که بتوان این دو را از هم تفکیک کرد، هنرمند آنچه را ادراک می کند بیان می دارد، آنچه را که بیان می دارد، ادراک می کند.

عناصر مفهومی و بصری در معماری

از آنجا که عناصر مفهومی همچون نقطه، خط و سطح و حجم مرئی نیستند و بجز با چشم ذهن نمی توان آنها را مشاهده کرد و در عالم عمل موجودیت ندارند، ما هیچ وجه از حضور آنها را احساس خالص نمی کنیم. تنها قادر هستیم به وجود آمدن یک سطح را از کشیدن عرضی خط احساس کنیم و همچنین می توانیم منتج شدن حجم از سطح را تصور کنیم و حجمی را در نظر آوریم که فضا را موجویت می دهد.

عناصر ایجاد کننده فرم، عبارتند از:

نقطه، خط، سطح و حجم که در ادامه به تعریف انها در معماری می پردازیم.

نقطه

نقطه نشان دهنده موقعیت در فضا بشمار می رود. نقطه هندسی نهادی تصوری است در فضا که به خودی خود وسعت و اندازه‌ای ندارد. نقطه اساس زبان هندسه‌است و شکل‌هایی مثل خط، مثلث، مربع و غیره از به هم وصل کردن نقطه‌ها به وجود می‌آیند.

خط

خط را می‌توان یک خم کاملا راست، با پهنای صفر و بطور بی نهایت دراز و نابسته فرض کرد. به عبارت دیگر خط عبارت است از تعداد بی‌نهایت نقطه که در کنار هم در یک مسیر قرار گیرند. این به این معنی است که اگر نقطه را به عنوان یک مفهوم، و تعریف‌نشده بپذیریم، خط به مجموعه نقاطی گفته می‌شود که در راستایی مشخص بدون فاصله به هم چسبیده باشند و تا بینهایت ادامه داشته باشند. در واقع خط مجموعه بیشمار نقطه به هم چیبسده در راستایی ثابت است. اگر این راستا ثابت نباشد، منحنی پدید می‌آید. در هندسه اقلیدسی خط عبارت است از کوتاه ترین مسیر بین دو نقطه.

نیم خط

نیم خط، خطی است که از یکسو نامتناهی (بی پایان) و از سوی دیگر محدود (متناهی) به یک نقطه باشد. هر نقطه بر روی خط، آن را به دو نیم خط تقسیم می‌کند.

پاره خط

در هندسه، پاره‌خط به جزئی از خط اطلاق می‌شود که به دو نقطه انتهایی محدود شده، و تمامی نقاط مابین آندو را در بر بگیرد. در مورد چندضلعی‌ها، پاره‌خط را ضلع می‌نامند هرگاه که دو نقطهٔ انتهایی آن در حکم دو رأس مجاور چندضلعی باشد، و در غیر این صورت، به آن قطر گفته می‌شود.

New Picture (1)

تبدیل نقطه به سطح

یک نقطه با کشیدن تبدیل به یک خط با مشخصات زیر می شود:

الف- درازای خط

ب- راستای خط

ج- موقعیت خط

سطح

سطح با کشیدن عرضی یک خط بوجود می آید که شامل مشخصات زیر است:

۱٫ طول سطح

۲٫ عرض سطح

۳٫ شکل سطح

۴٫ راستای سطح

۵٫ موقعیت سطح

حجم

چند وجهی را هنگامی منتظم نامند هر گاه مساحت وجوه یا رخهای آن چند ضلعیهای منتظم برابر و کنجهای آن هم برابر باشند. گر چه چند ضلعیهای منتظم ار هر مرتبه ای موجودند، ولی تنها پنج چند وجهی منتظم متفاوت وجود دارند چند وجهیهای منتظم از روی تعداد وجود آنها نامگذاری می شوند. مثلا چهار وجهی با چهار وجه مثلثی، شش وجهی، یا مکعب، با شش وجهی مربعی، هشت وجهی با هشت وجه مثلثی، دوازده وجهی با دوازده وجه پنج صلعی، و بیشت وجهی با بیست وجه مثلثی را داریم. تاریخ نخستین این چند وجیهیهای منتظم در تاریکی فراموشی روزگار گذشته از یاد رفته است. بررسی ریاضی آنها در ماله هشتم اصول اقلیدس آغاز شد. اولین حاشیه بر این مقاله خاطر نشان می سازد که این مقاله اجسام موسوم به افلاطونی را بررسی می کند، که به غلظ چنین نام یافته اند، زیر سه تا از آنها، یعنی چهار وجهی، مکعب، و دوازده وجهی منسوب یه فیثاغورسیان است، در حال که هشت وجهی و بیست وجهی و بیست وجهی به تئایتتوس منسوب می باشد. این مطلب می تواند حقیقت داشته باشد. به هر حال، افلاطون توصیفی از هر پنج چند وجهی متنظم داده است؛ وی در کتاب تیمایوس خود نشان می دهد که چگونه می توان نمونه هایی از اجسام توپر را با ترکیب مثلثها، مربعها، و پنج ضلعیهایی که وجوه آنها را تشمیل می دهند، ساخت. تیمایوس افلاطون همان تیمایوس لوکریسی پیروفیثاغورث است که از قرار معلوئم افلاطون وی را به هنگام دیدار از رم دیده است. در این اثر افلاطون، تیمایوس چهار جسم توپز را که به آسانی می توان ساخت- چهار وجهی، هشت وجهی، بیست وجهی، و مکعب- را به صورت رمز گونه ای با چهار عنصر نخستین کلیه اجسام مادی- آتش، باد، آب و خاک- مربوط می سازد اینکه همه اجسام جهان زیر قمر از چهار یا پنج عنصر ساخته شده است ظاهرا از هندیها گرفته شده است. اشکال مربوط به توجیه جسم توپزر پنجم، دوازده وجهی، با انتساب آن به جهان پیراموان حل می شود.

یوهان کپلر اخترشناس، ریاضیدان، و عالم معانی باطنی اعداد توضیح استادانه ای برای انتسابهای تیمایوس ارائه کرد. وی به طور شهودی پذیرفت که از بین اجسام توپر منتظم، چهار وجهی کوچکترین حجم را نسبت به سطح خود محصور می کندشف در حالی که بیست وجهی بیشترین حجم را در بر م گیرد. حال این نسبتهای حجم به سطح به ترتیب کیفیتهای خشکی و تری هستند، و چون آتش خشکترین این چهار عنصر و آب نمناکترین آنهاست، چهار وجهی باید مظهر آتش و بیست وجهی مظهر آب باشد.

مکعب با خاک مربوط است زیرا مکعب، که استوار بر یی از وجوه مربع شکل خود تکیه می کند، بیشترین پایداری را دارد. از سوی دیگر، هشت وجهی وقتی که دو راس متقابل آن به آرامی بین دو انگشت سبابه و شست نگهداشته شود، به آسانی می چرخد و ناپایداری باد را دارد.

حجم و احراز حجم

حجم با کشیدن عرضی سطح بوجود می آید که مشتمل بر مشخصات زیر است:

۱٫ طول حجم

۲٫ عرض حجم

۳٫ ارتفاع حجم

۴٫ فرم و فضا در حجم

۵٫ راستای حجم

۶٫ موقعیت حجم

نقطه در معماری

یک نقطه نشان دهنده یک موقعیت در فضا است. قابل درک نیست چراکه نه طول، نه عرض و نه عمق دارد؛ از این رو ساکن، متمرکز و بی راستا می باشد.

 

احراز نقطه در معماری

به عنوان ابتدایی ترین عنصر در واژگان فرم معماری، نقطه می تواند مطرح باشد. شرایط احراز نقطه عبارتند از:

۱٫ دو سر یک خط

۲٫ نقطه تلاقی دو خط

۳٫ نقطه تلاقی در گوشه های سطح یا حجم

۴٫ نقطه مرکزی یک میدان یا دایره

مرکز گرایی و احراز نقطه در معماری

هرچند از نظر تئوری، یک نقطه نه دارای شکل است و نه فرم، اما هرگاه در یک میدان دید بصری قرار گیرد، حضور آن محسوی می شود. در مرکز یک محیط، یک نقطه ساکن وجود دارد که عناصر بوجود آورنده محیط را سامان و سازمان می دهد و بر میدان احاطه دارد.

ادراک بصری نقطه

هرگاه نقطه از مرکز خارج گردد، تمرکز و میدان نامانوس می گردد و می توان گفت به علت این عدم تمرکز یک تنش بصری بین نقطه و میدان آن حاصل می آید.

یک نقطه دارای راستا نیست. برای نمایش دادن بصری یک موقغیت در فضا یا در سطح زمین، باید نقطه را بر روی یک حط عمودی به صورت خطی همانند آنچه در یک ستون یا برج دیده شود، تصور کرد. در پلان هر عنصری که اینگونه دیده شود، یادآور خصوصیات یک نقطه است. دیگر فرم های زاده شده از فرم که می توانند چنین کیفیتی را حاصل کنند، عبارتند از:

دایره

اشکال هندسی در زندگی همیشه دارای کاربردهای فراوان بوده و برای فعالیتهای انسان الهام بخش و سمبل نیز شده است. دایره یکی از این اشکال است. ابتدایی‌ترین کاربرد دایره ، چرخ و چرخ‌دنده‌ها هستند که از قدیم‌الایام بکار رفته و می‌روند. همچنین ابزار آلات زینتی چون تاج ، گردبند ، خلخال و حلقه‌ها ، کاربردی به اندازه تاریخ بشری دارند. نمونه مثال زدنی حلقه ازدواج است که بین زوجین مبادله می‌شود و این برگرفته از حلقه‌ای است که در دست اهورامزدا در پیکره‌ها و مجسمه‌ها دیده می‌شود. با توجه به قرینه مذهبی قداست و پاکی ازدواج در ایران باستان را نشان می‌دهد که اکنون فرهنگی جهانی گشته است. دایره در فرهنگها، انجمنها، شهرسازی، اندیشه‌های هنری و ریشه‌دار بخصوص در ابزار آلات نجومی جایگاه نمادین و کاربردی دارد. در فرهنگ و ادیان قدیم ازجمله بودا، نماد آسمان، جهان پاک، افلاک گردنده و غیر دنیاست در حالی که در مقابل دنیا چهار گوشه و مربع است که به وضوح در بیان اشعار و ادبیات ایرانی بویژه غزلیات عرفانی مشاهده می‌شود.

دایره در هنرهای اسلامی ایران

در هنرهای اسلامی ایرانی دایره‌ها، به شکل شمس و حلقه نورانی در اطراف سرائمه و بزرگان دین دیده می‌شود. همچنین با توجه به کراهت صورتگری و مجسمه سازی در اسلام و ظریف اندیشی شیعه، هنرهای اسلامی به شکلهای اسلیمی، گل و بوته، نقشهایی ختایی سوق داده شد. اشکال و خطوط و ترکیب رنگ در مینیاتورها، تذهیبها و فرشها با زینت و ترکیب و نقش نگار پخته‌تری تکامل یافتند.

دایره به شکل شمسه‌های زیبایی تزیین داده شد و شمسه‌ها به صورت منفرد یا در سایر هنرها کاربرد یافت. در خطوط گل و بوته و اشکال اسلیمی و ترکیب رنگ دایره به عنوان پایه‌ای‌ترین ، اصلی‌ترین و اساسی‌ترین شکل بکار گرفته می‌شود. و سیر کلی به سوی مرکز برای وصل فنا نقطه‌ای (سیاه) است. که اختیار را از چشمان بیننده گرفته و با سیر در تابلو به مرکز هدایت می‌کند.

دایره و نقطه سیاه و قرمز

در میان قبایل بدوی و بسیاری از انجمنها و دسته‌های سری قدیم، سمبل مفاهیمی چون ابدیت، جاودانگی و مرگ بوده است و دایره سیاره و دوایر متحدالمرکز در تمرینات اساسی ماینه‌تیستها، هیپنوتیستها و درمانگران حرفه‌ای می‌باشد. دایره و نقطه سرخ که اغلب نشان آفتاب می‌باشد در پرچم و سمبل ملل شرق آسیا نیز مشاهده می‌شود.

بطلیموس در دو قرن پیش از میلاد بر اساس تفاوت حرارت، سرزمینهای شناخته شده آن روزگار را به هفت اقلیم تقسیم کرده است از آنجا که تقسیم بندی بطلیموس بر اساس دایره‌های مداری است اقلیمهای هفت گانه را اقلیمهای هندسی نیز نامیده‌اند. به نظر صاحبنظران، اصطلاح هفت شهر، هفت اقلیم و هفت وادی که در ادبیات و حکمت ایرانی وارد شده است الهامی از نظریات بطلیموسی را در خود دارد. اجرام آسمانی به دو دسته ثوابت و اجرام متحرک و متغیر تقسیم بندی شد و اجرام متغیر شناخته شده آن روز، خورشید، زمین، بهرام، تیر  عطارد، مشتری و زحل هر کدام در مداری و آسمانی تصور شدند. آسمان اول، آسمان دوم … تا هفت آسمان.

توسعه شهری و الگوهای برگرفته از دایره

توسعه شهرها، تامین نیازمندیهای آنان، چاره‌جویی برای توسعه‌های آینده شهر، اتخاذ تصمیماتی که بتواند مشکلات شهری را به حداقل برساند و بالاخره آنکه چگونه رابطه منطقی بین انسان با محیط طبیعتش حفظ شود، به تحولاتی در امر شهرسازی منجر شد. نخستین نظریه در زمینه شهرسازی شخصی به نام هیپوداموس ۴۸۰ سال قبل از میلاد بود و بعد از آن نظریات و راهکارهای متفاوت شهرسازی بوجود آمد. ولی پیدایش دانش امروزی شهرسازی به قرن نوزده میلادی می‌رسد. از میان نظریه‌های شهرسازی می‌توان نظریه‌های زیر را نام برد.

نظریه دوایر متحدالمرکز

در این نظریه الگوی ساخت شهر بر این اصل استوار است که توسعه شهر از ناحیه مرکزی به طرف خارج شهر صورت گرفته و تعداد مناطق متحدالمرکز را تشکیل می‌دهد. این مناطق با ناحیه مشاغل مرکزی شروع شده و بوسیله منطقه در حال تحول احاطه می‌شود.

نظریه دوایر متحد المرکز به وسیله افرادی به نام «ارنست برگس و رابرت پارک» در سال ۱۹۲۰ میلادی پیشنهاد شد. این دو از بنیانگذاران «مکتب شیکاگو» در سال ۱۹۱۶بودند. مکتب شیکاگو در سال ۱۹۱۶ در مطالعات شهری بوجود آمد که رابرت پارک، ارنست برگس و رودریک مکنزی از بزرگان این مکتب در آن زمان هستند. بر پایه این نظر الگوهای مکانی شهر دایره های هم مرکزی هستند که از ۵ دایره تشکیل شده اند:

الف) بخش تجاری مرکزی. ب) بخش انتقالی که ناحیه عمده فروشی صنایع سبک و برخی زیستگاه های قدیمی است. پ) منطقه مسکونی طبقه کم درآمد. ت) منطقه مسکونی طبقه متوسط. ث) منطقه مسکونی طبقه بالا.

این طرح به عنوان نظریه ای متحد المرکزی شناخته شده است. الگوی ساخت شهر بر این اصل استوار است که توسعه شهر از ناحیه مرکزی به طرف خارج شهر صورت گرفته و تعدادی مناطق متحدالمرکز را تشکیل می دهد. این مناطق، با ناحیه مشاغل مرکزی شروع شده و به وسیله منطقه در حال تحول احاطه می شود، که خود در حال تبدیل به ادارات و صنایع سبک بوده و یا به واحدهای مسکونی کوچکتری تبدیل می شوند. این قسمت، ناحیه ای است که مهاجرین شهر به طرف آن جلب می گردند و به نوبه خود یا مسکن کارگران است یا محل بعضی از ساختمانهای قدیمی شهر، بالاخره منطقه سفرکنندگان در بیرون منطقه ساخته شده شهر قراردارد. قسمت اعظم منطقه سفرکنندگان، احتمالاً بصورت اراضی باز است اما دهکده هایی که در داخل آن وجود دارد، اغلب خصوصیات خود را تبدیل به سکونتگاههای خوابگاهی می نمایند.

این نظریه را درسال ۱۹۲۵ برگس  در ارتباط با شهرهای آمریکای شمالی پیشنهاد کرد. مبنای این نظریه را مطالعات برگس در رابطه با توسعه شهر شیکاگو و بررسی پروسه و مراحل متابولیسم و تجهیزات شهری که در ارتباط مستقیم با توسعه هستند، تشکیل می داد.

این طرح بر اساس الگوی ساخت زیر استوار است که توسعه شهر از ناحیه مرکزی به طرف خارج شهر صورت گرفته و تعدادی منطق متحد المرکز را تشکیل می دهد.

بر اساس این مدل، توسعه  شهر بصورت شعاعی از مرکز شهر شروع و به یکسری دوایر متحد المرکز  منجر می شود. در مرکز به علت دسترسی فوق العاده ، بخش مرکزی تجارت (C.B.D)  قرار دارد و بیشترین تمرکز فعالیتهای بازرگانی، بانکداری و سایر موسسات  مالی، مغازه ها، خرده فروشان و موسسات مربوط به اداره امورتجاری در این بخش یافت می شود. قیمت بالای زمین شهری موجب می شود که از آن به اقتصادی ترین نحوه ممکن استفاده شود. بنابراین بلندترین ساختمانها در مرکز شهرساخته می شود. ارنست برگس این منطقه را بخش مرکزی تجارت می نامد. حلقه یا ناحیه دوم، منطقه عبور (گذار) نامیده می شود. وجوه تمایز این منطقه، بناهای کهنه اختصاص یافته به تجارت وتولیدات سبک، نظیرعمده فروشی، انبارها وفعالیتهای اداری منطقه اول است. اینجا منطقه ای است که پایین ترین کیفیت مسکونی را دارد و اغلب گروههای مهاجر و کم درآمد را درخود جای می دهد.

منطقه سوم، منطقه مسکونی کارگران و منطقه کارخانجات نامیده می شود. در این منطقه کارگران کارخانجات در مجاورت محل کارخود سکونت یافته اند. مشخصه عمده این منطقه وجود آپارتمانهای بلند برافراشته با اجاره بهای نازل و سهولت دسترسی به محل کاراست.

بعد از این منطقه، منطقه مسکونی طبقات مرفه با ساختمانهای مجزا و تفکیک یافته (۳) حلقه چهارم را به خود اختصاص داده است و سرانجام حلقه یا منطقه پنجم (۴) منطقه حومه شهری و محل سکونت افرادی است که برای انجام کارهای روزانه به مرکز شهر عزیمت و عصرها به محل مسکونی خویش مراجعت می کنند.

مشخصه اصلی نظریه دوایر متحد المرکز عبارت از این است که در جریان توسعه شهر، هرمنطقه ، سیطره خود را با اشغال منطقه یا حلقه بعدی گسترش می دهد، از طرف دیگر، اگر کاهش در جمعیت صورت گیرد، نواحی برونی بی تغییرمی ماند در حالیکه منطقه تحول به طرف هسته اصلی عقب نشینی می کند؛ در نتیجه محلات فقیر تجاری یا مسکونی ایجاد می شود.

انتقاداتی که براین مدل وارد شده، عبارتنداز:

۱٫  هر چند شهرها از مرکز شروع به رشد می کنند، ولی توسعه و رشد، هیچ وقت در تمام جهات یکسان نبوده است. این  امر موجب رشد بخشهایی در یک منطقه خاص می شود که در زمانهای متفاوت زیرساخت رفته است.

۲٫ در نظر برگس همواره گسترش حومه های مسکونی (منطقه پنجم) زمینهای کشاورزی را در برمی گیرد. در حالیکه زمین کشاورزی ممکن است هم به سکونت و هم به استقرار صنایع و غیره اختصاص داده شود.

۳٫ برگس شهر را با یک مرکزیت واحد در نظردارد، در حالیکه در واقع ممکن است بیش از یک مرکز عملکردی در شهر وجود داشته باشد.

۴٫ فرم توسعه متحدالمرکز در جاهایی که ملاحظات توپوگرافیک و شبکه های حمل و نقل منظور شوند وجود ندارد. در حالت دومی کاربرد زمین و جمعیت به مثابه عوامل فشار عمل می کنند و با جهت دادن توسعه در مسیرراههای ارتباطی شکل دایره ای را بصورت ستاره ای به هم می زنند. به هر صورت تا زمانی که این نظریه به مثابه اصول زیربنایی و نه نمایانگر ساخت دقیق فضایی شهر منظور شود، انتقادات فوق از اعتبارات کلی آن نمی کاهد.

نظریه قطاعی

تعدیل و تغییر در جهات مختلف این نظریه است. شهرها برای همیشه نمی‌توانند حالت متحدالمرکزی مناطق را حفظ کنند. در این نظریه اجازه خانه به عنوان راهنما مطالعه شهر را عملی می‌سازد. ساخت واحدهای گرانقیمت از کانون اصلی در طول شبکه‌های رفت و آمد، ساخت واحدهای مسکونی دیگر و ارزان‌تر به سوی فضاهای باز و جابجایی ساختمانهای اداری و تجاری، توسعه واحدهای مسکونی گرانقیمت را در جهت عمومی عملی سازد. آپارتمانهای لوکس در مجاورت بخشهای تجاری و مسکونی قدیمی بوجود آمده و واحدهای گرانقیمت شهر بطور اتفاقی و نامنظم جابجا نمی‌شوند. راههای شعاعی از مرکز شهر به اطراف کشیده می‌شود و عامل دسترسی به این راهها و قیمت زمینها را در مناطق مختلف شهر تعیین می‌کند.

مدل حلقه‌ای

در این مدل به جای آنکه خطوط اصلی حمل و نقل به صورت خطی گسترش یابد به شکل دایره‌ای و به موازات مرکز شهر، حواشی ناحیه مرکزی و بافتهای اطراف آن را احاطه می‌کند. و دور تا دور بافت را گره‌های شهری بوجود می‌آورد و فعالیتها شکل حلقه‌ای یا زنجیره‌ای به خود می‌گیرند.

طرح مکمل مدل کهکشان

بر اساس نظریه ویکتورگروئن در بیشتر شهرهای بزرگ کاربرد دارد. شهر از مراکز متعددی تشکیل یافته و هر کدام واحدهای دیگری را بوجود می‌آورد و بوسیله شبکه‌های ارتباطی مشترک و مستقل و منطقه‌ای بافتها به همدیگر مرتبط می‌شوند. مجموعه این بافتها و شبکه‌ها یک شبکه کهکشانی را بوجود می‌آورد. خدمات مرکزی در وسط بافت و جایگاه صنایع در نواحی اطراف شهر و در خارج از بافت اصلی پیش‌بینی شده است.

استوانه

اُستوانه یک شکل هندسی فضایی است که از دو دایره در قاعده‌های بالا و پایین ساخته شده که با خطهای عمودی به هم پیوند خورده‌اند و حجمی را در فضا اشغال کرده‌اند. همچنین می‌توان گفت که استوانه یک شکل فضایی شبیه منشور است که قاعده‌های آن به جای چند ضلعی دو دایرهٔ همنهشت هستند.

خط

دو نقطه توصیف کننده خطی است که ما بین انها است. این نقاط می توانند یک خط محدود و معین را بوجود اورند اما با عبور خط از محدوده نقاط می توان یک پاره خط نامحدود حاصل کرد. به علاوه، بر خط میان دو نقطه می توان یک خط نیمساز آورد تا دو طرف نقاط قرینه شود. از آنجا که این محور یعنی خط نیمساز می تواند دارای طول نامحدود باشد، چه بسا اهمیت آن از خط یاد شده بیشتر باشد.

پلان و عنصر خط در معماری

در پلان، دو نقطه می تواند دال بر راه ورود نشان دهنده گذرگاهی از یک مکان دیگر باشد. اگر این دو نقطه بطور عمودی بسط داده شود، هم بیانگر سطح ورود و هم راه عمود بر آن می باشد.

تبدیل نقطه به خط

هرگاه یک نقطه کشیده شود، تبدیل به خط می شود. از نظر درکی یک خط دارای طول است اما هیچگونه عرضی و ارتفاعی ندارد. یک نقطه از نظر ویژگیها، ساکن است اما یک خط که مسیر حرکت یک نقطه را معلوم می کند، قابلیت شرح بصری راستا، حرکت و رشد را دارا است.

قابلیت های خط در معماری

خط دارای این قابلیت است که:

۱٫ پیوند دهد، متصل کند، احاطه کند یا دیگر عناصر رویت پذیر را تلاقی کند.

۱٫ لبه سطوح را توصیف کند و به سطوح شکل دهد.

۲٫مفصل بندی و پیوستگی سطوح را پدید آورد.

ادراک بصری خط در معماری

اگرچه یک خط تنها دارای یک بعد است ولی باید دارای حدی از ضخامت باشد تا مرئی گردد و آن هنگام خط محسوب می شود که در ازای آن بر عرض آن غالب باشد. خصوصیت خط، چه نازک و چه ضخیم، چه کمرنگ و چه پر رنگ، بواسطه درکی که ما از نسبت طول و عرض، شکل و مقدار کشیدگی آن داریم، آشکار می گردد.

خط و تکرار عناصر خاص

حتی تکرار عناصر تشابه اگر به اندازه کافی مستمر و ممتد باشد، می تواند به عنوان خط تلقی شود.

خط و راستای خط

راستای یک خط بر نقش آن بر ساختار بصری تاثیر می گذارد. یک خط عمودی می تواند بیانگر حالتی از موازنه در رابطه با نیروی ثقل باشد، وضعیت انسان را نمادینه کند و یا موقعیتی را در فضا نشان دهد، یک خط افقی می تواند نماینده تثبیت باشد، سطح زمین، افق یا یک پیکر خفته را نشان دهد.

خط مورب و اعوجاج

یک خط مورب یا کج، انحراف از خط افقی یا عمودی را نشان می دهد. این خط مورب را می توان یک خط عمودی در حال افت و یا یک خط افقی در حال خیز تصور کرد. در هر دو حالت، این خط پویا است و در حالت نامتوازن خود از نظر فعال است.

خط و ستون ها و برجها و گلدسته ها در معماری

عناصر خطی عمودی مانند ستونها و برجها و گلدسته ها نقش یادبود از وقایع مهم را در طول تاریخ ایفا کرده اند و هدف از آنها نشان دادن نقطه خاصی در فضا است.

خط و ماهیت خیالی آن

یک خط بیش از آنکه یک عنصر مرئی باشد، می تواند یک عنصر خیالی باشد. یک مثال آن در معماری، محور است که خطی است که حد فاصل دو نقطه را پر و عناصر طرفین آن را بصورت قرینه سامان و ترتیب می دهد.

فرم های خطی در ساختمان

ساختمانها نیز در فرم می توانند خطی باشند بخصوص هنگامیکه فضاهای تکراری قرار است در طول مسیر گردش یا سیرکولاسیون سامان بخشی شوند. فرمهای ساختمان های خطی قابلیت محور کردن فضاهای بیرونی و همچنین انطباق دادن شرایط محیطی سایت را دارا هستند.

خط و ماهیت مفصل بندی

در مقایس کوچکتر، خط، لبه و حجم سطحها، مفصل بندی می کند. این خطوط می توانند توسط مفصل های داخلی یا مابین مصالح ساختمانی مانند چارچوب های در و پنجره، گشودگی درها و تیرها و ستونها بیان شوند.

دو خط موازی

دو خط موازی دارای این قابلیت هستند که سطح را بگونه ای توصیف کنند که قابل ذرک برای بین معمارانه شوند. یک غشاء فضایی نورگذر را می توان بصورتی در میان آنها کشید که روابط قابل درک بصری را حاصل آورند. هرچه فاصله خطوط کمتر باشد، حس قوی تری از ایجاد سطح را تحویل و نشان می دهد.

یک سری خط های موازی

یک سری خطوط موازی به واسطه تکراری بودن خود، سطحط را توصیف می کنند که برای ادراک ما قابل قبول تر باشد. به محض بسط دادن خطوط در طول سطح، سطح متاثر از آنان واقعیت می یابد و فواصل تهی مانده بین خطوط حالت سطح واقعی می گیرند.

ستون و خط های در معماری

ستون یک تکه خاص و مستحکم از دیوار است که عمودا از همان فونداسیون تا بالا کشیده می شود. ردیفی از ستونها در واقع همان دیوار هستند که در برخی جاها باز و ناپیوسته اند.

ستون

سُتون نوعی سازه است به شکل عمودی که برای انتقال بار ساختارهای فوقانی به ساختارهای زیرین ایجاد می‌شود. ساختارهای مهندسی با هدف مشابه عبارتند از تاق و فرسب. البته ستون ممکن است وزن هیچ ساختاری را تحمل نکند و تنها جنبه تزیینی داشته باشد. در مهندسی سازه، ستون به عضوی گفته میشود که نیروی فشاری را تحمل کند. بنابراین در ستون ها، بحث کمانش مطرح و عاملی تعیین کننده است. رفتار کمانشی ستون با پارامتری بنام ضریب لاغری تعریف می شود. در معماری مصر باستان ایمهوتپ معمار ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد از ستون‌های سنگی استفاده کرد که سطح کنده‌کاری شده آنها نمایش دهنده دسته‌های نی بود. بعضی از زیباترین نمونه‌های ستون دنیای باستان در ایران روزگار هخامنشیان و در تخت جمشید دیده می‌شود.

 

پلان و جزئیات ستون‌های تخت جمشید

New Picture (2)

سطح

هرگاه خطی در راستایی غیر از راستای ذاتی و اصلی خود گسترش داده شود، تبدیل به سطح می شود. یک سطح، از نظر ادراکی دارای درازا و پهنا می باشد اما دارای ارتفاع نیست.

شکل

شکل در ابتدا، معرف خصایص یک سطح است و با نمایه خطی که لبه سطح را تعریف و احراز می کند، تعیین می شود. از انجا که درک ما از شکل ممکن است دستخوش تغییر حالتهایی شود که پرسپکتیو را به وجود می آورد، ما فقط ان هنگام شکل را واقعی در می یابیم که آن را از نزدیک مشاهده کنیم.

خواص تکمیلی سطح

خواص تکمیلی سطح را می توان چنین مورد اشاره قرار داد:

رنگ، سطح، الگوی آن و بافت آن که هرکدام از اینها بر ثقل و تثبیت بصری آن اثر می گذارد.

ترکیب سطح

در ترکیب سطوح ساختمانی از سطح برای توصیف حدود حجم معماری استفاده می شود. اگر معماری به عنوان یک هنر دیداری درباره شکل گیری احجام سه بعدی توده و فضا در نظر گرفته شود، آنگاه سطح را باید به عنوان یک عنصر کلیدی در واژگان طراحی معماری بشمار آورد.

خواص تکمیلی سطح

این خواص بنا به ماهیت خواص تکمیلی مفهوم سطح در معماری نامیده می شوند که عبارتند از:

۱٫ اندازه

۲٫ شکل

۳٫ رنگ

۴٫ بافت

بافت

بافت نمود و ظاهر یک سطح است از جنبه کیفیت قابل لمس آن. به سخن دیگر، بافت تنها عنصر بصری است که از طریق دیدن، احساس لمس کردن را در بیننده بر می انگیزد. در آ‏ثار هنری چهار نوع بافت قابل تشخیص اند:

۱٫ واقعی،

۲٫ ساختگی،

۳٫ انتزاعی،

۴٫ ابداعی.

بافت واقعی، کیفیتی است در رویه شیء که از طریق حس لامسه تجربه می شود. این نوع بافت، عمدتا ً به حوزه مجسمه سازی تعلق دارد، ولی هنرمندانی چون ونگوگ آن را در نقاشی نیز به کار بردند. بعدا ً پیکاسو و براک با ابداع اسلوب تکه چسبانی -در واقع با چسباندن شیء بافت دار بر روی سطح نقاشی – بهره گیری هنری از بافت واقعی را متداول کردند.

هر رویه ای، به لحاظ روشنی – تیرگی و انعکاس های نور، دارای ویژگی هایی است. هر گاه این ویژگی ها توسط نقاش عینا ً تقلید شوند، بافت ساختگی حاصل می آید.  نقاشان فلاندری و هلندی سده هفدهم در بازنمایی دقیق بافت و جنس موادی چون پارچه، شیشه، چوب، فلز و غیره استاد بودند.

بافت انتزاعی فقط اشاره ای به بافت واقعی و اصلی دارد. به سخن دیگر، هنرمند بنا بر ضرورت صوری و بیانی خاص، بافت اصلی را ساده تر و انتزاعی تر می نمایاند. این نوع بافت، معمولا ً در آثار انتزاعی به کار برده می شود و عاملی موثر در ترکیب بندی است. پیکاسو در بسیاری از نقاشی های خود از چنین بافت هایی استفاده کرده است.

تفاوت بافت ابداعی با بافت انتزاعی در این است که با آنکه اساسا ً از چیزی بر گرفته شده، سابقه ای برای آن نمی توان یافت. چنین به نظر می آید که هنرمند بافت خاصی را برای مقاصد خود آفریده است. سوررئالیست ها از این نوع بافت برای ایجاد جلوه های شگفت انگیز و تکان دهنده بهره می گرفتند.

انواع سطح

سطح بالا سری

سطح بالاسری می تواند سطح بام باشد که فضاهای داخلی ساختمان را از عناصر اقلیمی و آب و هوایی پوشش می دهد. یا می تواند سطح سقف باشد که سطح محصورکننده یک اطاق است.

سطح دیوار

سطح دیوار به علت راستای عمودی خود، نقش فعالی را در زمینه دیداری ما بعهده دارد و در شکل دادن و احاطه فضای معماری حیاتی است. دیوار یکی از کهن ترین عناصر معماری است.به عبارت دیگر بشر زمانی معماری را خلق کرد که توانست نخستین بار دیوار را خلق کند. حال این آفرینش با کندن صخره ها و کوه ها همچون کندوان تبریز یا کاپادوکیه در ترکیه بوده و یا با چیدن چینه های خشتی در گنج دره در هزاره هشتم پیش از میلاد و یا چیدن تکه های عظیم الجثه سنگ در استون هنج انگلستان بوده، بشر توانست با خلق دیوار یا کاملتر بگویم، مفهومی به نام چهار دیواری، معماری را خلق کند.

 

نقش تاریخی دیوار در معماری

اکنون ببینیم که نقش تاریخی دیوار در معماری چگونه بوده و ضرورتهای تاریخی و پیشرفتهای تاریخی،چه نقشهایی نوینی بر عهده آن نهاده است و نیز نظریات جدید و نظریه پردازان جدیدتری که معماری را سراپا دگرگون می خواهند و البته می خواهند با حذف تمام عناصری که یاد از آنها شد، فضایی جدید را خلق نمایند!!! نقشهای تاریخی دیوار عبارتند از:

۱٫حفاظ و حصار و دفاع در مقابل هجوم دشمنان که البته با اختراع سلاحهای آتشین به ویژه توپ، دیوار این کارکرد خود را تا حد زیادی از دست داد و امروزه این کارکرد تنها برای جلوگیری از ورود بیگانگان به بنا به کار می رود.

۲٫ محدود کننده مالکیت.

۳٫پوشش بیرون ساختمان(نما).

۴٫ نگهدارنده وزن سقف و نقش سازه ای که البته این نقش نیز با پیشرفتهای تکنولوژی ساختمان و ابداع اسکلت فولادی و بتن آرمه در سده ۱۹ میلادی، تا حد زیادی کم رنگ شد. هرچند گاهی اوقات امروزه نیز از دیوارهای باربر آجری یا سنگی یا دیوار از جنس بتن مسلح به این منظور استفاده می شود.

۵٫  تقسیم و ایجاد فضا و نقش زیبایی شناختی آن که در این مورد باید گفت، یکی از مهم ترین کارکردهای دیوار تیز همین مقوله است، چراکه در بیشتر موارد تعیین کردن محدوده فضا بر عهده دیوار است.

۶٫عایق در برابر حرارت و برودت و رطوبت که در این مورد باید گفت نیاکان هنرمند و خردمند ما با ایجاد دیوارهایی که در تابش سوزنده تابستان گرم ایران زمین، فضایی خنک و دلنشین و در زمستان سرد آن به ویژه در مناطق کویری و نیز آذربایجان و نواحی غربی و شرقی و شمال شرقی ایران زمین (همچون افغانستان و تاجیکستان کنونی)، دمایی معتدل و آرامش بخش را برای ساکنان خانه ها و کاخها و مساجد و بازارهای ایران آن روزگاران به ارمغان می آوردند، سرآمد همتایان خود در جهان در استفاده از این ویژگی دیوار بودند.

سطح کف

سطح کف هم می تواند سطح زمین باشد که ایفاگر نقش فونداسیون فیزیکی است که از نظر دیداری در شکل ساختمانها و معماری وجود دارد و یا سطح کف است مانند سطح کف اطاقی که ما بر روی آن راه می رویم.

سطح زمین

در نهایت سطح زمین، نگهدارنده کل ساختمان معماری است. همراه با سماله آب و هوا و دیگر شرایط محیطی سایت، پلان و خصوصیات توپوگرافی سطح زمین بر فرم ساختمانی که از آن سر می افرازد، موثر است. ساختمان هم می تواند طوری ساخته شود که هم سطح زمین باشد یا بر روی زمین یا زیر آن ساخته شود.

صفه و سطح زمین

سطح زمین را می توان مرتفع کرد تا مکانی مقدس و درخور اهمیت بر آن قرار گیرد. می توان آن را به صورتی در آورد که بیانگر فضاهای بیرونی باشد، زمین را می توان حفر یا تراس بندی کرد تا سکوئی مناسب برای ساخت بر روی آن فراهم آورد یا می توان آن را پله بندی کرد تا در ارتفاع تغییراتی حاصل اورد و به آسانی قابل تردد گردد.

سطح داخلی دیوار

سطوح داخلی دیوارها قسمتی از فضا را ایزوله می کنند تا محیط داخلی کنترل شده ای را حاصل اورند. ساخت آنها هم آرامش داخلی و هم حفاظت در برابر عناصر اقلیمی را برای فضاهای داخلی یک ساختمان بوجود می آورد. گشودگی های مابین دیوارها پل ارتباطی را با محیط بیرون برقرار می کند. دیوار بیرونی، شکل فضای داخلی را قالب بندی می کند. شکل دهنده فضای بیرونی بشمار می رود و بواسطه آنها، فرم، حالت حجمی و تصویر یک ستختمان در فضا را توصیف می کند.

سطح بیرونی دیوار

سطح بیرونی یک دیوار عنصری در طراحی است که می تواند همچون نمای شهر یا نمای معماری را مفصل بندی کند. در ساختار شهری، این نماها به عنوان دیوارهایی مانند حیاط، خیابان و محل تجمع عمومی مانند میدان و بازار عمل می کند.

دیوار عمودی و حائل و سطح در معماری

یکی از روشهای قابل استفاده از سطح دیوارهای عمودی همانند عنصری سات که سیستم دیوارهای حایل بکار می رود. هنگامی که این دیوارها بصورت موازی چیده می شوند تا بعنوان حائل بام مورد استفاده قرار گیرند، دیوارهای حائل معرف شکافهای خطی در فضا می شوند که کیفیت های نیرومند راستایی را تعریف می کنند. این فضاها را می توان تنها با ایجاد گشودگی در دیوارهای حائل به هم مرتبط کرد تا ایجاد مناطق متقاطع فضا را فراهم کند.

کف یک سطح در معماری

هنگامی که بر روی یک کف راه می رویم و دارای تماس فیزیکی با دیوار هستیم، معمولا سطح سقف دور از دسترس ما خواهد بود و می توان گفت که همیشه یک واقعه دیداری در فضا است. این سقف می تواند سطح زیرین یک بام یا کف دیگر باشد و بیانگر فرم ساختمان از نظر حائل بودن و نگهداری سقف بر روی دیوارها باشد و یا حتی می تواند بعنوان سطح معلق محصورکننده فوقانی یک اطاق یا هال انگاشته شود.

سقف یک سطح در معماری

به عنوان یک پوشش مجزا، سطح سقف می تواند طاق آسمان را نمادینه کند و یا می تواند بعنوان اولین عنصر پناه دهنده ای در نظر گرفته شود که قسمت های مختلف یک فضا را وحدت می دهد. سطح سقف می تواند جایگاهی برای گچکاری و نقاشی های سقفی و دیگر وسایل هنری باشد و همچنین می تواند پایین تر یا بالاتر قرار گیرد که مقیاس فضا را تغییر دهد.

سطح بام

سطح بام را می توان بگونه ای به طرف بیرون بسط داد که یک بام معلق یا یک تراس را بوجود اورد و درها و گشودگی های پنجره را از آفتاب و باران محافظت کند و یا می تواند بصورت شیب دار تا نزدیکی سطح زمین ادامه یابد. در اقلیم های گرم، سطح بام می تواند مرتفع ساخته شود تا عبور جریان های خنک هوا را از میان فضاهای داخلی ساختمان فراهم کند.

سطح و گشودگی های ساختمان

فرم یک ساختمان را می توان از نظر سطوح مجزا بگونه ای تعبیه کرد که گشودگی های ان در محل برخورد لبه سطوح عمودی و افقی ساختمان قرار گیرد. این سطوح را می توان بعدا مجزا کرد و با تغییر در رنگ، بافت و مصالح، آنها را نمایان تر کرد.

حجم

یک سطح اگر در جهت ناموافق با راستای طبیعی خود گسترش یابد، تبدیل به حجم می شود. از نظر ادراکی یک حجم دارای سه بعد است:

۱٫ طول

۲٫ عرض و

۳٫ ارتفاع.

تحلیل حجم

همه احجام را می توان بگونه ای تجزیه و تحلیل کرد که مشتمل بر اینها می شود:

۱٫ نقاطی که چند سطح با هم برخورد می کنند.

۲٫ خطوط یا لبه هایی که دو سطح با هم تلاقی دارند.

۳٫ سطوح و یالهایی که حد و حدود یک حجم را تعریف می کنند.

رابطه فرم و حجم

فرم معرف اولیه خصوصیات یک حجم است. فرم بر اساس شکل و روابط مابین سطوحی که حدود حجم را تعیین می کنند، حاصل می شود.

انواع حجم

بنابر تعریفی که از حجم در واژگان طراحی معماری شده است، یک حجم می تواند توپر باشد یعنی فضای داخلی با توده پر شده باشد، یا می تواند تهی باشد یعنی سطوحی اطراف فضا را محدود کرده باشد. پس دارای دو نوع حجم می شویم:

۱٫ حجم توخالی و

۲٫ حجم توپر.

حجم و فضای معماری

در معماری، یک حجم را می توان به گونه ای دید که یا تکه ای از فضا شامل سطح دیوار، کف، سقف یا بام باشد و یا کمیتی از فضا باشد که توده ساختمان آن را اشغال کرده باشد. درک این دوگانگی اهمیت دارد، بخصوص هنگامیکه قرار است پلانها، نماها و مقاطع به صورت ارتوگرافیک درک شود.

سطح و پلان و مقطع در معماری

پلان و مقطع در واقع فضایی هستند که بواسطه دیوار، کف و سقف یا سطوح بام تعریف شده باشند.

نما و سطح بیرونی ساختمان

سطحی است که حجم ساختمان از خلال آن رویت می شود.

اشغال فضا و حجم در معماری

فرمهای ساختمانی که به صورت اشیائی در محیط قرار می گیرند می توانند همچون احجامی که فضا را اشغال کرده اند، دیده شوند.

رابطه حجم و توده در فضای معماری

فرم های ساختمانی که به صورت ظرف هستند می توانند بصورت توده هایی که حجم فضا را تعریف می کنند، عمل کنند.

 

عناصر معماری

عناصر معماری ایران

هر بناى دورهٔ اسلامى چه بناى مذهبی، مانند مسجد و مدرسه و چه غیرمذهبی، مانند کاروانسرا و کاخ از فضاهاى گوناگون تشکیل مى‌شود و گاهى ممکن است فضاى تازه‌اى به‌صورت الحاقى به بناهاى دیگر اضافه شود؛ مثلاً مناره در مسجد که جزیى از بناست و به‌طور مجزا هم کاربرد دارد.

حیاط و صحن

میانسرا – حیاط و صحن – یکى از ویژگى‌هاى معمارى اسلامى است. مساجد، مدارس و کاروانسراها عمدتاً داراى صحن یا حیاط مرکزى هستند. میانسرا بنا را از سروصدا و فعالیت زندگى روزمره و عادى جدا مى‌کرد و هم نیاز مسلمانان به وضوخانه و محل تطهیر در مساجد و مدارس و نیاز مسافران را به استراحت، بارگیرى و باربندى در حیاط کاروانسرا تأمین مى‌کرد. میانسرا معمولاً به شکل مربع یا مستطیل بود. راه دسترسى به شبستان و راه‌پله‌ها، اتاق‌ها و … از میانسرا مى‌گذشت و داراى دو یا چهار ایوان بود.

 

ایوان

از دوره اشکانى ایوان مورد استفاه قرار گرفته است و معمولاً از یک طاق آهنگ تشکیل مى‌شوند از سه طرف بسته و به طرف میانسرا باز مى‌شود. ایوان‌ها از اجزاى مهم معمارى بنا هستند. و موجب شکوه بنا مى‌شوند و امکان ایجاد تزئین در بنا را فراهم مى‌سازند. ایوان‌ها، فضاهاى ورودى و خروجى هستند و از تابش آفتاب جلوگیرى مى‌کنند.

رواق

رواق فضاهاى سرپوشیدهٔ ستوندار است و یا از چشمه طاق‌هایى تشکیل یافته که در طرفین سحن یا میانسراى مسجد یا اماکن مذهبى ساخته مى‌شود. دهانهٔ اینگونه فضاها رو به صحن است و در ورودى مسجد را به شبستان یا گنبدخانه متصل مى‌کند.

گنبد

گنبد از مهم‌ترین عناصر معمارى است که از قبل از اسلام بکار مى‌رفته است. گنبدهاى ایرانى داراى اشکال مختلفى است که برخى از آنها عبارتند از: گنبد مخروطى یا رُک، گنبد یک پوش، گنبد دوپوش و سه‌پوش، گنبد پیوسته و گسسته. معماران ایرانى روى بناهاى گوناگونى مثل مساجد، مدارس و مقبره‌ها، گنبدهاى زیبایى ساخته‌اند. در دورهٔ اسلامی، گنبدها اغلب با کاشى‌کارى معرق تزئین یافته‌اند، مانند مسجد شیخ لطف‌الله در اصفهان.

شبستان‌هاى ستون‌دار

این شبستان‌ها در طرفین گنبدها به ‌گونه‌اى ساخته شده‌اند که مى‌توان با افزودن یا برداشتن دهانه‌هایی، آنها را توسعه داد یا کوچک کرد.

حجره

حجره یا اتاق در اطراف حیاط مرکزى یا میانسرا بصورت مربع، مستطیل یا چند ضلعى ساخته مى‌شد. در مدارس این حجره‌ها براى استفادهٔ طلاب و در کاروانسراها براى استراحت مسافران و گاه چله‌نشینى و غرلت‌گزینى درویشان بنا مى‌شد.

مناره

مناره یا منار، بنایى کشیده و بلند است که در کنار بناهاى مذهبى مثل مدارس و مساجد و مقبره‌ها ساخته مى‌شدند. قبل از اسلام مناره‌ها براى راهنماى بکار مى‌رفتند و یا معرف آتشکده و آتشگاه‌ها بودند و به آن میل مى‌گفتند. در دورهٔ اسلامی، احداث این بناها گسترش یافت.

در ایران منارهٔ مسجد جامع سمنان و دامغان از قدیمى‌ترین مناره‌هاست. از دورهٔ سلجوقى به بعد بود که مناره‌ها به صورت زوج به سردر ورودى یا بر ایوان اصلى احداث شدند. مناره شامل پایه، ساقه و کلاهک یا تاج و بخش‌هاى پلکان و نورگیر مى‌باشد. مناره‌هاى اولیه ساده بودند اما بتدریج با تزئیناتى چون آجرکاری، کاشى‌کاری، مقرنس و کتیبه آراسته شدند.

بادگیر

با توجه به شرایط اقلیمى و جغرافیایى مناطق گوناگون ایران، معماران ایرانى شیوه‌هاى مختلف را در شهرهاى گوناگون توسعه بخشیدند. بادگیرها در مناطق کویرى بدلیل گرما رواج داشته است. هر بادگیر شامل برج‌هاى تهویه بر فراز ساختمان است. در بالاى هر برج یک رشته دهانه‌هاى عمودى وجود دارد که در مقابل بادهاى وزان قرار گرفته و براى گرفتن نسیم و هدایت آن به اتاق همکف یا زیرزمین، تعبیه شده است. در شهرهاى کویرى مانند کاشان، یزد و کرمان از بادگیر در بناهاى مختلف به نحو مطلوب استفاده شده است.

پله

راه‌پله‌هاى مارپیچ مناره‌ها و پله‌هایى که به فضاهاى داخلى و خارجى بنا یا به پاشیرهاى سراشیبى آب‌انبارها منتهى مى‌شوند، اهمیت ویژه‌اى در معمارى دارند. بعضى مواقع پله‌ها وسیلهٔ سبک کردن حجم‌هاى ساختمانى نیز هستند.

مدرسهٔ غیاثیهٔ خرگرد، هشت دستگاه پله دارد. مسجد کبود تبریز نیز پله‌هایى در شش قسمت دارد. در ساختن پله‌ها اغلب از آجر استفاده مى‌شود.

سردابه

در تعدادى از آرامگاه‌ها، محل تدفین در طبقه‌اى پایین‌تر از سطح زمین ساخته مى‌شد. احداث سردابه بیشتر در آرامگاه‌هاى شمال و آذربایجان مرسوم بوده است. در این بناها طبقه همکف محلى براى زیارت یا مراسم مذهبى بوده است.

عناصر معماری - یزد www.arturarch.com

 

سقف های کامپوزیت

سقف های کامپوزیت

 

 

سقف کامپوزیت، نوعی سقف است که بصورت از ترکیب از فولاد و بتن می‌باشد. در این سقف‌ها با نصب برش‌گیر که اغلب از پروفیل نبشی است، پیوستگی لازم بین بتن و فولاد ایجاد می شود. همچنین از میلگردهای حرارتی در جهت مخالف تیرهای فرعی ضمن ایجاد یکپارچگی بیشتر از ترک خوردن بتن جلوگیری می کنند.

تیرهای فرعی در این سقف ها تیرآهن های لانه زنبوری یا ساده هستند. برای قالب بندی این سقف ها معمولا از تخته کوبی استفاده می شود. این سقف ها در مقایسه با سقف تیرچه بلوک از مقاومت بیشتری برخوردارند و در هنگام زلزله بدلیل یکپارچگی بیشتر، بهتر عمل می کنند.

یکی از مزیت های سقف کامپوزیت قدرتمندی آن نسبت به سقفهای تیرچه بلوک است چون یکی از راههای یکپارچه کردن رفتار ستون ها در هنگام زلزله از طریق سقف می باشد و سقف کامپوزیت به دلیل برش گیر های نصب شده روی تیرهای فرعی یکپارچگی بین فولاد و بتن ایجاد شده و در اطراف ستونها هم همین طور در نتیجه ستون ها در هنگام زلزله رفتار یکپارچه دارند ولی در سقف تیرچه بلوک این گونه نیست .

تمامی مراحل اجرای سقف به شرح تصویری زیر می باشد.

تخته کوبی:

ورق گذاری :

آرماتور بندی:

بتن ریزی:

در مرحله آخر تخته ها و قالب های بسته شده به زیر سقف باز می شود:

سقف های کامپوزیت

سقف های کامپوزیت

سقف های کامپوزیت

سقف های کامپوزیت

سقف های کامپوزیت

سقف های کامپوزیت

سقف های کامپوزیت

گرداوری: رامین صادقی

کنکور کارشناسی ارشد معماری سال ۱۳۸۷


در طراحی ساختمان مجلس ملی بنگلادش اثر لویی کان کدام قسمت از بنا از محور اصلی خارج شده است ؟ چرا ؟؟

۱٫دفتر نمایندگان و ادارات جهت نور آفتاب
۲٫تالار مجلس میانی جهت استقرار هیئت رئیسه
۳٫فضای سرویس بهداشتی جهت تهویه مناسب
۴٫نمازخانه جهت قرار گیری روبه قبله


ساختمان مجلس ملی بنگلادش / لوئی کان

ساختمان مجلس ملی به عنوان یک نهاد عظیم در صحرای بنگلادش قرار دارد، در این بنا هشت تالار وجود دارد که متحد المرکز در یک ردیف در اطراف تالار بزرگ مجلس وجود دارد که نه تنها تشبیهی برای قرار دادن دولت دموکراتیک جدید در قلب ساختمان است بلکه بخشی از اهداف طراحی کان برای بهینه سازی موقعصیت فضایی پروژه ( ادارات، هتل‌ها برای مقامات پارلمانی و یک رستوران) در خارج از مرکز حجم شده است. تمام نمای خارجی بنا، بتن با سنگ مرمر سفید منبت کاری شده است که نه تنها بیان کننده ساختار مدرن است بلکه به مواد و مصالح محلی، ارزش داده شده است. دریاچه مصنوعی اطراف ساختمان در حقیقت به عنوان یک عایق طبیعی و سیستم‌ خنک کننده است.

174163461048556349263020123613491_400

 

طراحی کان با مواد ساده و محلی، که به راحتی در دسترس است، ساخته شده است و ‌توانست با یکپارچه سازی، بنا را در برابر آب و هوای خشن بیابانی محافظت کند.

bang_5_400

 

national-assembly-009_400

پاسخ صحیح : گزینه ۴

 

 

تبلیغات محیطی و منظر تجاری شهر

 

امروزه در بعضی نقاط شهر مشاهده می‌شود با افزودن تابلوهای گاه غول پیکر و خارج از مقیاس محلاتی که در آن‌ها نصب شده اند، مناظر ارزشمند به گونه ای مخدوش و مصدوم شده اند که این سؤال در ذهن پیش می‌آید که ما این مناظر را که سازنده هویت و ذهنیت شهر است به چه قیمت به صاحبان تابلوها می‌فروشیم؟!

 

ر نگاه به شهر در تئوری منظر شهری، شهر را حاوی «کالبد» و «روح» می‌دانیم. شهر علاوه بر فیزیک و ظاهر خود عبارت است از درکی که از آن در ذهن شهروندان شکل می‌گیرد. در این تئوری؛ این دو از یکدیگر منفک نیستند، بلکه هریک تعریف کننده دیگری است. تبلیغات محیطی در دنیای امروز جزءلاینفکی از کالبد و فیزیک شهرها شده است.جزئی که در ساختن ظاهر شهر از طرفی و ذهنیت مخاطبان از طرف دیگر- به واسطه ذات نمایشی بودنش – شاید از بسیاری اجزای دیگر مؤثرتر باشد. در عین حال کنترل و سازماندهی این عناصر به عنوان عناصری افزوده کاملاً در اختیار متصدیان زیباسازی شهر است. امروزه با عدم نظارت تخصصی و یا اهمیت یافتن مسائل اقتصادیِ صرف، رشد بی رویه این عناصر محیطی هر روز در حال بی کیفیت تر کردن فضاهای شهری و تبدیل شدن مناظر شهری به مناظری تجاری شده است.

 

منظر شهری عبارت است از درک شهروندان از شهر که به واسطه عوامل کالبدی شکل می‌گیرد. لذا می‌توان آن را در دو بعد عینی وذهنی بررسی کرد. عینیت منظر شهر شامل همه آن چیزی است که از شهر دیده می‌شود و با حواس پنجگانه لمس می‌شود. صداها، مصالح، چشم اندازها، تابلوها و…در این بخش قرار می‌گیرند. اما ذهنیت شهر شامل کلیتی می‌شود که از همه این شناخت ­ها و حواس درک می­‌شود و در عین حال جمع جبری آنها نیست.

 

در نهایت، شهروندان و مخاطبان شهر از همه آنچه در شهر لمس می­ کنند، به درک واحدی می‌رسند که هویت و مفهوم شهر را شکل می‌دهد.

 

تبلیغات محیطی جزء غیرقابل انکاری از شهرهای امروز دنیا هستند. جزئی که  در تقسیم بندی ای که در تعریف منظر شهری ارائه شد  در بعد عینی منظر قرار می‌گیرد و آن گاه بخشی از ذهنیت مخاطبان شهر را تشکیل می‌دهد. از طرفی این عناصر ذاتا ًعناصری افزوده به کالبد یا بدنه اصلی شهر هستند و تصمیم گیری و برنامه ریزی درباره ویژگی ­های آن کاملاً در اختیار مدیران شهری است.

 

محل قرارگیری، ابعاد، اندازه‌ها، رنگ بندی و… همه عوامل قابل کنترلی هستند که در ساخت کیفیت شهر مؤثرند. در دو مقیاس می‌توان این تأثیر را بررسی کرد: در مقیاس کلان که شامل دیدها و مناظر گشوده شهری می‌شود و در مقیاس کوچکتری که شامل قرارگیری تبلیغات بر بدنه­‌ها و دیدن آن­ها از نزدیک می‌شود. در مقیاس اول، این تبلیغات شامل بیلبوردهای و تلویزیون‌های شهری بزرگی است که در جای­ جای شهر قرار دارند و منظرهای دوردست شهر را متأثر می‌سازند.

 

چشم اندازهای باز شهری به خصوص در شهری مانند تهران که در توپوگرافی بسیار خاص و شدیدی قرار دارد و دیدهای مختلف از نظرگاه‌های شهری به دست می‌دهد، بسیار قابل توجه است. بعضی از این مناظر خاص که درآکس‌ها یا محورهای اصلی شهر (شمالی- جنوبی و یا شرقی- غربی) به‌دست می‌آیند، گاه حاوی عناصر بسیار مهم منظرین هستند که در شکل گیری بعد ذهنی شهر بسیار مؤثرند.

 

عناصری مانند کوه دماوند یا سایر ارتفاعات خاطره ساز، امامزاده‌های داخل یا حاشیه شهر یا گاه نوع پوشش گیاهی خاص و متراکم منطقه ای به خصوص، به نوعی بار هویتی یا ذهنیتی شهر را به دوش می‌کشند که نه تنها نباید آن‌ها را با ساخت عوامل مصنوع افزودنی، مخفی یا مخدوش کرد بلکه با تدابیری باید برآن‌ها تأکید کرد. زیرا اینها تنها عناصر یا مناظری هستند که درک شهروند را از تهران به عنوان کلان شهر پایتخت کشور می‌سازد، که در تعامل با طبیعت قرار دارد.

 

امروزه در بعضی نقاط شهر مشاهده می‌شود با افزودن این تابلوهای گاه غول پیکر و خارج از مقیاس محلاتی که در آن‌ها نصب شده اند، این مناظر ارزشمند به گونه ای مخدوش و مصدوم شده اند که این سؤال در ذهن پیش می‌آید که ما این مناظر را که سازنده هویت و ذهنیت شهر است به چه قیمت به صاحبان تابلوها می‌فروشیم؟! نقش عامل اقتصادی برای مدیران شهری تا کجا مؤثر و تا چه حد برتر از عوامل هویتی شهر است؟ این‌گونه مکان‌یابی و تصمیم گیری نه تنها به درک صحیحی از شهر نمی‌­انجامد و مخاطب را در شناخت شهر سردرگم می‌سازد، بلکه تصویری از یک شهر تجاری که تحت سیطره سرمایه نهفته در پس این تبلیغات عظیم است به وی ارائه می‌دهد.

 

در مقیاس دوم که در دیدهای بسته تر و یا نزدیک تر از شهر به دست می‌آید، نیز پوسترهای کوچک تبلیغاتی، دیوارنگاره‌های تجاری و… قرار دارند. این عناصر در نظر مخاطبی که درحال عبور از گذرها و خیابان‌های شهر است تصویری خاص شکل می‌دهد، که بار دیگر قسمتی از کشف شهر را تشکیل می‌دهد.

 

دیوارهای مملو از تبلیغات و پوسترهای تجاری، آشوب و هرج و مرج که حتی در اجرای این تبلیغات به خصوص در بخش‌هایی از شهر دیده می‌شود (مانند میادین پرتردد مرکزی شهر مانند انقلاب، امام حسین(ع) و…) تصویری آشفته و پریشان از شهر به مخاطب ارائه می‌‌دهد.

 

حتی در صورت اجرای دقیق و تمیز، عدم برنامه‌ریزی برای تعداد و مکان‌یابی آنها همان دید تجاری و اقتصادی حاکم بر شهر را به مخاطب القا می‌کند.در مجموع عدم اقدامات تخصصی در زمینه ساماندهی تبلیغات محیطی منجر به آشفتگی‌های بصری خاصی می­‌شود که منظر شهر را بر اساس همان معیارهایی شکل می‌دهد که در تصمیم‌گیری‌ها غلبه داشته است.

 

عوامل اقتصادی که مربوط به درآمدهای سازمان­‌های شهری از تبلیغات محیطی است بر مسائل هویتی پیشی گرفته‌اند و بالتّبع ادراک مخاطب از شهر نیز بر این امر استوارخواهد بود. شهروند، شهرش را شهری تجاری درک می‌کند که در اختیار عوامل اقتصادی حاکم بر درآمدزایی ارگان‌های شهری قرار گرفته است. به عبارتی شهر از دید شهروند تبدیل به صحنه ای بزرگ برای ابراز وجود شرکت‌های تجاری و سازمان های تبلیغاتی ثروتمند شده است و نه صحنه‌ای برای زندگی و تعاملات اجتماعی و احراز هویت شهروندی.

 

با عدم ساماندهی تخصصی تبلیغات محیطی منظر شهر همان‌طور که در عینیت با از بین رفتن چشم‌اندازهای باهویت و ارزشمند شهری و دیدهای متنوع و نیز جزئیّات و دیتیل­‌های اجرایی نزدیک مخدوش می‌شود، در ذهن مخاطب نیز خالی از هویت و ارزش‌های ماندگار می‌شود.

م.جمشیدیان

آشنایی با دکوراسیون با فنگ‌شویی

منظور از دکوراسیون با استفاده از فنگ‌شویی، ایجاد حس نشاط و هماهنگی است.

یعنی محیطی ایجاد کرد تا بتوان حداکثر استفاده را از انرژی برای انجام فعالیت‌های مختص آن محیط برد.

فنگ‌شویی در لغت به معنی باد و آب و منظور از آن ایجاد تعادل بین پنج عنصر چوب، آتش، خاک، آهن و آب است.

دکوراسیون بر اساس فنگ‌شویی کمی با دکوراسیون سنتی فرق دارد. لازمه آن از بین بردن انرژی‌های منفی و قدیمی و ایجاد انرژی مثبت و استفاده از آن است.

یکی از موارد فنگ‌شویی، پرهیز از بی‌نظمی است. حتی اگر از گران‌ترین وسایل استفاده کنید ولی نظمی بین

آن‌ها وجود نداشته باشد، مانند صورت نشسته است و جایگاهی در فنگ‌شویی ندارد. تهویه مناسب و نور کافی دو

عامل اساسی دیگر در ایجاد انرژی “چی” یعنی همان انرژی مثبت است.

 

بعد از اطمینان از این سه مرحله، گام بعدی باگوآ یعنی داشتن نقشه‌ای از انرژی خانه است. طرح کلی یا نقشه اصلی و واضحی که در آن موارد مختلف مثلا چه رنگی برای چه اتاقی مناسب است؟ چه تصاویری برای خانه شما مناسبند؟ و طرز چیدمان مبلمان و وسایل برای کمک به بهبود جریان انرژی مطرح می‌شود.

فنگ‌شویی در اتاق‌خواب

۱- اتاق‌خواب یکی از جاهای مهم و محل استراحت، آرامش و کسب انرژی است، بنابر این هرگونه وسایل اضافی مانند تلویزیون، کامپیوتر، وسایل ورزشی و لوازم کار را حتی اگر داخل کشو هستند، از آن بیرون آورید.

۲- پنجره‌ها را باز کنید تا هوا و اکسیژن کافی به داخل نفوذ و جریان پیدا کند.

۳- هنگام شب، استفاده از نور شمع (وارمر) مناسب است. اگر این امکان وجود ندارد، برای تنظیم نور از سوئیچ کم و زیادکننده استفاده کنید.

۴- طیف رنگی از سفید تا شکلاتی برای اتاق‌خواب مناسب است.

۵- اتاق‌خواب دارای بزرگ‌ترین مبلمان است پس ایجاد تعادل در آن اهمیت زیادی دارد. برای این منظور از دو پاتختی در دو طرف تخت استفاده کنید (یکی کافی نیست). روی آن‌ها وسایل تزیینی قرار دهید تا انرژی را کامل کنند.

۶- بهتر است بالای تخت لبه‌دار باشد. معمولا جنس چوب که با پوشش نرم پوشیده شده باشد، مناسب است.

فنگ‌شویی در آشپزخانه

فنگ‌شویی در آشپزخانه نشانه سلامتی است. بهتر است آشپزخانه نزدیک در ورودی نباشد چون انرژی به راحتی از دست می‌‌رود.

آشنایی با دکوراسیون با فنگ‌شویی

غذا منبع انرژیست. برای این که این انرژی به حداکثر برسد و ضامن سلامتی باشد، لازم است در محیطی هماهنگ و سامان‌یافته تهیه شود تا انرژی چی یا فنگ‌شویی به تعادل برسد.

از آن‌جایی که ما دائما با محیط اطراف تبادل انرژی داریم، اگر آشپزخانه خوب فنگ‌شویی شده باشد، در کیفیت غذای پخته شده و سلامت خانواده نقش مهمی خواهد داشت.

۱- میوه و سبزی را به غذای خود اضافه کنید.

۲- آشپزخانه باید از نور مناسب، تهویه مطبوع، پاکیزگی برخوردار و پذیرای افراد باشد.

۳- برای رسیدن به نتیجه بهتر، آشپزخانه را ساده نگه دارید و آن را با وسایل اضافه پر نکنید.

۴- وسایل اضافه را دور بریزید.

۵- گاز، یخچال و سینک را طوری قرار دهید تا یک مثلث تشکیل دهند. به این ترتیب بین دو عنصر آب و آتش تعادل برقرار می‌شود.

۶- استفاده از گل‌های تازه را که انرژی نشاط‌بخشی به شما می‌دهند، فراموش نکنید. یک ظرف میوه، گلدان گل یا گل‌های طبیعی را روی میز آشپزخانه، لبه یا هر جای مناسب دیگر قرار دهید.

۷- از رنگ‌هایی که حس خوبی در شما ایجاد می‌کنند استفاده کنید. معمولا رنگ اشتها‌آور زرد یا طیف کمرنگ آن یعنی کرم در فنگ‌شویی پیشنهاد می‌شود. رنگ‌های قرمز، قهوه‌ای و سفید هم مناسبند. از به کار بردن دو رنگ آبی و مشکی که بر عنصر آتش در آشپزخانه اثر منفی دارند، خودداری کنید.

فنگ‌شویی در حمام:

۱- سعی کنید برای عدم تداخل انرژی سرویس‌‌ بهداشتی با سایر جاها، در همیشه بسته باشد.

۲- پنجره سرویس بهداشتی حتی‌الامکان باز باشد. در غیر این‌صورت از تهویه مناسب استفاده کنید.

۳- استفاده از آینه در کنار عنصر آب، حس خوبی در شما ایجاد می‌کند.

۴- انتخاب رنگ سفید، خاکستری کمرنگ و آبی برای این مکان مناسب است.

۵- از چیزهایی استفاده کنید که انرژی مثبت به شما دهد. نمک دریا را هنگام استحمام فراموش نکنید.

۶- از چند منبع نورانی مانند شمع استفاده کنید.

۷- انتخاب مواد معطر مانند روغن‌های مختلف با رایحه دلخواه برای ریختن داخل آب، فراموش نکنید.

۸- حمام را گرم نگه دارید.

۹- به یک موزیک آرام گوش دهید.

۱۰- در صورت تمایل نوشیدنی دلخواه خود را میل کنید.

آشنایی با دکوراسیون با فنگ‌شویی

منبع:همشهری انلاین

 

گروه مهندسین ایران معماری با مدیریت آرشیتکت آرتورامید آذری

در این بخش تحت عنوان مقالات در معماری بر آن شده ایم تا مجموعه ایی از مقالات ،گفتارها و نظریات موجود در جامعه معماری ایران و جهان را ارائه دهیم، تا سرآغازی نوین در عرصه بحث مبانی و مفاهیم نظری معماری باشد.


شماره تماس برای کسب اطلاعات بیشتر: ۰۲۱۲۲۹۸۳۳۸۵

معماری موزه و فرهنگسرا

موزه به فرانسوی : musée)، موزیم[۱] (به انگلیسی: museum یا آثارخانه به مکان خاصی که در آن مجموعه‌ای از آثار باستانی و صنعتی و اشیاء با ارزش را به معرض نمایش می‌گذارند، گفته می‌شود.

شورای بین‌المللی موزه که زیر نظر یونسکو فعالیت می‌کند در بند سه و چهار اساسنامه خود موزه را اینگونه تعریف کرده‌است:

«موزه مؤسسه‌ای‌ست دائمی و بدون هدف مادی که درهای آن به روی همگان باز است و در خدمت جامعه و پیشرفت آن فعالیت می‌کند. هدف موزه‌ها، تحقیق در آثار و شواهد به‌جای‌مانده انسان و محیط زیست او، گردآوری آثار، حفظ و بهره‌وری معنوی و ایجاد ارتباط بین این آثار، به ویژه به نمایش گذاردن آنها به منظور بررسی و بهره معنوی است.»

موزه طراحی موزه فرهنگسرا

 

تاریخ موزه

نخستین موزه‌ها با مجموعه‌های خصوصی افراد توانمند، خانواده‌ها و موسسات هنری آغاز شد که شامل اشیا طبیعی و نایاب می‌شد.در ایران ساخت اولین موزه به ناصرالدین شاه قاجار و پس از بازگشت وی از سفر اروپا نسبت داده می شود.

انواع موزه

گونه‌های زیادی از موزه وجود دارد از مجموعه‌های بزرگ در شهرهای بزرگ که انواع مجموعه‌ها را پوشش می‌دهد تا موزه‌های کوچک که یک یا چند دسته خاص را شامل می‌شود. این دسته‌ها شامل هنرهای زیبا، هنر کاربردی، صنایع دستی، باستان‌شناسی، مردم‌شناسی، قوم‌شناسی، تاریخ، تاریخ فرهنگی، تاریخ نظامی، علم، فناوری، موزه کودکان، نقشه، تاریخ طبیعی، سکه‌شناسی، گیاه‌شناسی و تمبرشناسی،کاخ موزه ها می‌باشد.

نام‌شناسی

کلمهٔ موزه را از واژه یونانی (Mousein) گرفته‌اند که نام تپه‌ای بوده است در آتن که در آن عبادتگاهی برای موزها که نه الهه هنر و صنعت بوده‌اند، ساخته شده بود.[۳]

موزه (Mousee) تلفظ فرانسوی این واژه و موزیم (Museum) تلفظ انگلیسی آن است. از حدود سال ۱۲۹۰ هجری قمری این کلمه با تلفظ فرانسوی آن در ایران رایج شد. در افغانستان شکل انگلیسی واژه رایج است.

موزه‌های معروف

موزه آرامگاه نادری – مشهد

از معروف‌ترین موزه‌های جهان می‌توان به موزه لوور پاریس، موزه ارمیتاژ سن‌پترزبورگ، بریتیش موزیوم در لندن اشاره کرد.

در میان مهمترین موزه‌هایی که در ایران وجود دارد، می‌توان موزه ایران باستان، موزه آذربایجان، موزه رضا عباسی، موزه آبگینه، موزه فرش،موسسه فرهنگی موزه های بنیاد شامل(موزه زمان،موزه پول،موزه کاخ رامسر،موزه خودروهای تاریخی ایران)،موزه هنرهای معاصر ( که به کوشش فرح پهلوی تأسیس شد) و کاخ موزه نیاوران و موزه اداری سفیر را نام برد.

جستارهای وابسته

  • فهرست موزه‌های تهران
  • گالری عکس موزه‌های تهران

منابع

  1. ↑ در ایران، شکل فرانسوی و در افغانستان، شکل انگلیسی واژه (موزیم) رایج است.
  2. ↑ موزه‌داری، نوشین‌دخت نفیسی، سمت، تهران، ۱۳۸۰
  3. ↑ دهخدا، ۷۲
  • دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا جلد ۴۶ شماره مسلسل۲۲۰. زیر نظر دکتر محمد معین. تهران: دانشگاه تهران، سازمان لغت‌نامه.
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Museum»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۲ فوریه ۲۰۱۱).‎

www.cio-museums.ir

 

فرهنگسرا

فرهنگسرا ساختمانی است که در آن یک یا چند نهاد فرهنگی فعالیت دارند. در فرهنگسراها معمولاً شرایطی برای آموزش امور گوناگون فرهنگی و اجتماعی و همچنین آموزش پیشه‌ها و هنرهای گوناگون مانند نگارگری، کوزه‌گری، خیاطی و جزاینها فراهم می‌گردد. برخی از فرهنگسراها کتابخانه و انتشارات ویژه خود را نیز دارا هستند. در ایران تا امروز بیشتر فرهنگسراها در شهر تهران و چند شهر دیگر مانند اصفهان برپا شده‌اند و معمولاً کوشیده شده برای هر منطقه شهرداری یک فرهنگسرای بزرگ ترتیب داده شود. برخی از فرهنگسراها بجز پوشش دادن منطقه خود به فعالیت‌های فرامنطقه‌ای نیز می‌پردازند. بسیاری از فرهنگسراها ویژه‌کار (تخصصی) اند یعنی فعالیت خود را گرد یک گروه یا یک محور کاری کرده متمرکز می‌سازند.

فرهنگسراها برپایه شیوه فعالیت به یکی از محورهای سه گانه شخصیت (کیستی)، محتوا (درونمایه) و نهاد می‌پردازند:

فرهنگسراهای شخصیت محور، عبارت‌اند از فرهنگسراهای کودک، نوجوان، جوان، دانشجو، دختران، بانو، و سالمند. فرهنگسراهای محتوا محور، عبارت‌اند از: اندیشه، قرآن، انقلاب، پایداری، هنر، ملل، قانون، تیره‌ها (اقوام)، ورزش، ماه بهمن، کار، دانش‌ها، تندرستی، طبیعت، و فناوری اطلاعات. فرهنگسراهای نهاد محور، عبارت‌اند از خانواده، مدرسه، و شهر.

فرهنگسرا های تهران

 

موزه طراحی موزه فرهنگسرا

 

فرهنگسرای ملل

منطقه یک تهران

فرهنگسرای ابن سینا

منطقه ۲ تهران

فرهنگسرای ارسباران

منطقه ۳

فرهنگسرای پایداری

منطقه ۳

فرهنگسرای آفتاب

منطقه ۳

فرهنگسرای اشراق

منطقه ۴

فرهنگسرای هنگام

منطقه ۴

فرهنگسرای فردوس

منطقه ۵

فرهنگسرای سرو

منطقه ۶

فرهنگسرای شفق

منطقه۶

فرهنگسرای رسانه

منطقه ۶

فرهنگسرای اندیشه

منطقه ۷

فرهنگسرای گلستان

منطقه ۸

فرهنگسرای رویش

منطقه ۹

فرهنگسرای کار

منطقه ۹

فرهنگسرای عطار

منطقه۱۰

فرهنگسرای قرآن

منطقه ۱۰

فرهنگسرای فناوری اطلاعات

منطقه ۱۱

فرهنگسرای انقلاب

منطقه ۱۱

فرهنگسرای شهر

منطقه ۱۲ تهران

فرهنگسرای امید

منطقه ۱۳

فرهنگسرای اخلاق

منطقه ۱۴

فرهنگسرای خاوران

منطقه ۱۵

فرهنگسرای بهمن

منطقه ۱۶

فرهنگسرای بهاران

منطقه ۱۷

فرهنگسرای خاتم

منطقه ۱۸

فرهنگسرای مهر

منطقه ۱۹

فرهنگسرای ولاء

منطقه ۲۰

خانه فرهنگ تهرانسر

منطقه ۲۱

فرهنگسرای تهران

منطقه ۲۲

فرهنگسرای مترو

فرهنگسرای رضوان

واقع در بهشت زهرا

 

موزه طراحی موزه فرهنگسرا

آموزش اسکیس و راندو

مسلم است که هر چه نحوه ارایه بهتر و قویتر باشد یعنی مفهوم و خواسته مان را بهتر معرفی و ارایه نماییم بیننده و سفارش دهنده راغب تر خواهد شد و اگر موضوعی به صورت مسابقه در بین عده ای از معماران برگزار شود و ضوابط درست در انتخاب آن به کار رود معمولا هییت قضاوت کننده به آن توجه بیشتری خواهند کرد که کار را با ارایه معمارانه و کیفیتی بهتر و جذابیت خاص آن عرضه کرده باشد .
فلسفه اسکیس در معماری و برگزاری برنامه آموزشی برای آن بر اساس همین نگرش می باشد . چون اگر یک معمار خوب و درست فکر کند و قادر نباشد افکارش را به نحو شایسته و صحیح منتقل نماید در اجتماع حرفه ای موفق نخواهد بود .

17_400

صول اولیه اسکیس در دروس پایه ایی معماری گنجانده شده است . طراحی دست آزاد و هندسه و پرسپکتیو عوامل اولیه جهت تمرین و بدست آوردن مهارت اولیه می باشد .

حال ببینیم اسکیس چیست و چگونه می توان به مهارت های قابل قبول در آن دست یافت .

اریه فکر اولیه ای که بتواند مفاهیم اصلی کار را نما یش دهد را اسکیس می گویند بنابراین نه تنها در معماری بلکه در تمامی رشته های هنرهای تجسمی نیز اریه اسکیس از اهمیت خاصی برخوردار می باشد ولی بهتر است هر رشته از وسایل تخصصی خود در اریه آن بهره ببرند .

یک نقاش می تواند انواع رنگها قلم موها و وسایل ترسیم را در اسکیس خود به کار ببرد در صورتی که یک معمار لزوما نیازی به آن سبکها و وسایل آن نقاش نخواهد داشت ولی آنچه بدیهی است اینکه مدت زمان طراحی و ارایه یک اسکیس بر حسب ابزار بکار رفته می تواند متفاوت باشد . در هر صورت یک معمار موظف خواهد بود که در مدت زمان ارایه اسکیس را تقلیل دهد و مهارت خود را به یک حداقل قابل قبول زمانی و کیفی برساند .

به همین منظور است که در دانشکده معماری اسکیس را به صورت مسابقه با یک مدت زمان محدود برگزار می کنند .

مهمترین عامل در دستیابی به مهارتهای لازم و ارایه اسکیس موفق علاقه توام با کوشش و تمرین مداوم است .

این دو عامل کمبود استعداد فرد را جبران می کند . اگر چه استعداد عامل مهمی است که پیشرفت انسان در هر زمینه ایی که از آن برخوردار باشد در زمان کوتاهتر از حد طبیعی تضمین می کندولی کمبود آن با دو عامل ذکر شده فوق جبران پذیر است . تمرین در طراحی به خصوص طراحی دست آزاد قاعدتا باید قبل از شروع تحصیل در معماری آغاز کرد و اگر کسی پس از قبولی در رشته معماری تمرین در این زمینه را آغاز کند و آنرا جدی بگیرد به سرعت از مواهب آن بهره می گیرد .

عامل دیگری که در مراحل اولیه یاری دهنده دانشجو در یادگیری اسکیس می باشد مطالعه و مشاهده کارهای خوب و تقلید از تکنیک و روشهای بکار گرفته شده آنهاست .

مسلما در مراحل پیشرفته این روش کاربرد خوبی نخوهد داشت چون یک معمار پس از طی تجربه های گوناگون باید خود به روش خاصی با کیفیت مطلوب دست یابد و به اصطلاح صاحب سبک شود . بنابر این نحوه ارایه کارهایش نیز باید شناسنامه داشته باشد.

منبع:archico.blogfa.com

27_400

[yasr_visitor_votes size=”medium”]

نکات بسیار مهم برای اسکیس کنکور کارشناسی  ارشد معماری

۱٫ حتما نیم ساعت پیش از شروع آزمون در جلسه حضور داشته باش.
۲٫ سرزنده و فعال سر جلسه حاضر شو.
۳٫ اعتماد به نفست را حفظ کن و به خدا توکل کن.
۴٫ از زمانی که قبل از جلسه در اختیار داری برای چیدن و مرتب کردن وسایل خود استفاده کن. ( زمان اسکیس را برای طراحی حفظ کن.)
۵٫ با ابزار و تکنیکی که قصد داری کار را ارائه کنی، از پیش آشنا باش. وقت اسکیس را به انتخاب ابزار به هدر نده.
۶٫ پیش از آنکه آزمون آغاز گردد تقسیمات شیت را روی مقوای اصلی پیاده کن. (جای فونت اصلی، محل تحلیل ها و کانسپت ها و. . . )
۷٫ در نظر داشته باش بخشی از مقوای احتمالا ۹۰*۶۰ که در اختیار شما قرار می گیرد، به مشخصات داوطلبی شما اختصاص داده می شود و حدود ۱۵ سانتیمتر هم به ارائه کانسپت ها. آنچه باقی می ماند به یک مستطیل ۶۵*۵۰ بیشتر نزدیک است.
۸٫ از آنجا که در اسکیس مقوای کانسون سفید در اختیار شما قرار خواهد گرفت، تمرین های خود را هم روی این جنس مقوا انجام بده.
۹٫ از پاسخگو بودن ابزار انتخابی روی مقوای احتمالی اطمینان حاصل کن.
۱۰٫ پوستی خود را تا کرده و حتی المقدور از آن استفاده نکن. از همان ابتدا روی مقوای اصلی خط بکش. یادآوری: کثیف شدن مقوا با مدادد ضعف کار نیست.
۱۱٫ تا روز آزمون به یک روش سریع برای طراحی و ارائه کانسپت دست پیدا کن.
۱۲٫ آنالیز و پروسه طراحی از مهمترین بخش های کار است که مصححین را به دیدگاه شما نزدیک می سازد.
۱۳٫ در آنالیز قرار است منطقی به نظر برسی.
۱۴٫ فونت ها تدوین شده باشند. تنها تیتر اصلی را بزرگ بنویس.
۱۵٫ از فونت های فانتزی اجتناب کن.
۱۶٫ یک علامت شمال ساده و زیبا از حفظ داشته باش.
۱۷٫ در آنالیز از جهات مختلف به موضوع نگاه کن: پلان، برش، نما، دیاگرام و . . .
۱۸٫ ایده اولین تصویری است که در ذهن شما شکل می گیرد.
۱۹٫ سعی کن ایده ات ایرانی باشد.
۲۰٫ اسکیس فوق لیسانس جای آپولو هوا کردن نیست. معقول باش.
۲۱٫ آنچه از شما انتظار می رود، خارج از پلان، نما، برش، نما-برش، پرسپکتیو و بزرگنمایی نیست.
۲۲٫ یک مقوا کافی است،فکر مقوای اضافه را از ذهنت خارج کن.
۲۳٫ فریب مقیاس را نخور؛ امکان دارد مقیاس ها را خارج از ابعاد کاغذ داده باشند.
۲۴٫ از پوشش گیاهی محدود و معقول بهره ببر؛ راندوی زیبای درختان نشان دهنده کانسپت منظرین نیست.
۲۵٫ به عناصری که در سایت و محدوده اطراف آن است به دقت توجه کن. از ظرفیت های آنها برای طراحی بهره ببر.اگر مهم نبود طراحان از آن نام نمی بردند.
۲۶٫ به ظرفیت درختان قدیمی سایت توجه کن.
۲۷٫ گه گاه به کار اطرافیانت نگاه کن. هرچند گاهی باعث تضعیف روحیه می شود اما به زمانبندی منطقی کمک می کند.
۲۸٫ یک مطالعه کلی در مورد باغ ایرانی داشته باش؛ کانسپت قوی و پاسخگویی است.
۲۹٫ سعی کن یک قصه کلی در کار داشته باشی.
۳۰٫ نکته طلایی: این نکته سوال بسیاری از کسانی است که قصد شرکت در اسکیس را دارند: راندو تا چه حد موثر است؟ اشاره ای ظریف شما را به پاسخ نزدیک می سازد: قبول کنید که پس از دیدن چندین کار، چشم مصححین به موضوع عادت می کند. در این میان یک کانسپت خوب بدون ارائه قوی ممکن است رد شود ودر مقابل یک ارائه قوی بدون فکر هم نمی تواند آنها را گول بزند. حد معقولی از راندو در جهت ارائه بهتر کانسپت بهتر از نبود آن است.

 

اصول کلی چیدمان

تعیین محل وسایل و مبلمان منزل یکی از مرعوب کننده ترین و مهمترین تصمیمات در طراحی دکوراسیون منزل است. به خصوص اگر فضای کوچکی در اختیار داشته باشیم، باید برای چیدن وسایل بیش از پیش ظرافت به خرج دهیم تا قطعات مبلمان و وسایل دیگر، راه رفت و آمد را مسدود نکنند.

سه موقعیت زیر از جمله حالتهای معمول در منازل هستند که میتوان تعدادی از اصول اولیه دکوراسیون را بر اساس آنها شرح داد.

 

 

اتاق نشیمن
هنگامی که لوازم اتاق نشیمن را میچینید، یک روش ساده انتخاب مرکز توجه یا نقطه تمرکز برای اتاق است. این نقطه، در واقع مرکز ثقل اتاق است و وسایل باید درست در مقابل این قطعه مهم چیده شوند. به این ترتیب شما باید مراحل زیر را طی کنید:

۱ .نقطه تمرکز را انتخاب کنید. شومینه، پنجره های بزرگ یا میز تلویزیون و چیدمان وسایل و مبلمان را در اطراف آن انجام دهید. این نقطه تمرکز باید به دیوار تکیه داشته باشد و مبلمان دور از دیوارها چیده شوند تا فضایی خودمانی و گرم ایجاد شود.

۲٫ صندلیها و مبلها را بیش از حد از یکدیگر دور نگذارید تا مهمانان شما بتوانند به راحتی با یکدیگر صحبت کنند.

۳٫ محل میز را طوری انتخاب کنید که در دسترس تمام نشستگان باشد. در صورت امکان در نزدیکی هر مجموعه مبل، یک چراغ پایه دار یا آویز بلند قرار دهید.

۴٫ بین میز کوتاه قهوه خوری و کاناپه جای پای کافی در نظر بگیرید. کافی است که این دو بین ۳۵ تا ۴۵ سانتیمتر با یکدیگر فاصله داشته باشند.

۵٫ ارتفاع میزهای عسلی باید حداکثر تا دسته صندلی یا مبلی که در کنار آن قرار دارد، باشد.

۶٫ محلی برای رفت و آمد آسان و به عرض چند دسیمتر در اطراف وسایل درنظر بگیرید.

 

اتاقهای چند منظوره:
چیدن وسایل در اتاقهای بزرگ یا ناهارخوری و نشیمنهای یکسره در آپارتمانهای امروزی کار نسبا مشکلی است. زیرا نه تنها باید بدانیم از کجا شروع کنیم، بلکه باید کاربردهای مختلفی را در یک چهارچوب واحد بگنجانیم.

۱٫ شما در یک اتاق چند منظوره باید برای هر بخش از فضا، یک ویژگی غالب در نظر بگیرید. برای مثال بخش غذاخوری را بر روی یک ویترین یا قفسه ظروف زیبا و بخش نشیمن را بر روی میز تلویزیون متمرکز کنید. در صورت امکان این دو بخش را در نقطه مقابل هم قرار دهید تا وزن ترکیب بندی اتاق متعادل بماند.

۲٫ با قرار دادن ماهرانه مبلمان، دیواری طبیعی میان دو بخش اتاق ایجاد کنید. با قرار دادن کاناپه یا یک جفت صندلی به طوری که پشت به محل غذا خوری باشد یا قرار دادن یک پاراوان میتوانید دو بخش اتاق را از یکدیگر جدا کنید.

۳٫ هماهنگی و توازن را فراموش نکنید. با قرار دادن دو یا چند شیء کوچک در مقابل اشیاء بزرگ و کنار هم قرار دادن صندلیها و ساختن مجموعه هایی از لوازم تزئینی میتوانید به نتیجه دلخواه برسید.

۴٫ برای مشخص و جدا کردن هر قسمت از قالیچه های کوچک مناسب با فضا استفاده کنید.

۵٫ توجه کنید که دور میز غذا خوری فضای کافی برای عقب کشیدن صندلی و نشستن داشته باشد. این فضا از هر طرف باید حداقل ۹۰ سانتی متر باشد.

۶٫ مبلها باید طوری قرار بگیرند که رسیدن و نشستن بر روی آنها به سادگی امکان پذیر باشد و محل عبور و مرور برای مهمانان و میزبان موجود باشد.

 

اصول کلی چیدمان

اتاق خواب
اگر از شکل قرینه ای که در اکثر اتاقهای خواب با یک تخت و دو میز عسلی ایجاد میشود، خسته شده اید، کمی از ابتکار خود بهره گرفته و این فضا را به محلی آرام بخش و شادی آور تبدیل کنید.

۱٫ تخت را طوری قرار دهید که در اطراف آن فضای کافی برای عبور وجود داشته باشد. تخت، نقطه تمرکز چیدمان اتاق خواب است. اگر تخت تا حد امکان از کمد فاصله داشته باشد، استفاده از این دو فضا ساده تر خواهد بود.

۲٫ برای گرم و راحت کردن فضا از قالیچه های نرم و کوچک در کنار تخت استفاده کنید.

۳٫ انتخاب و چیدمان لوازم تزئینی شخصی، گلدان کوچک با گلهای طبیعی و چراغ خواب میتواند دو عسلی را به دو فضای متفاوت تبدیل کند.

۴٫ یک تابلو آرامش بخش که عرض آن لااقل یک سوم عرض تخت باشد، در بالای تخت نصب کنید. به طوری که بیشتر به تخت نزدیک باشد تا سقف.

۵٫ اگر در پایین تخت فضای کافی وجود دارد، یک نیمکت یا صندوق زیبا در این قسمت قرار دهید یا یک میز کوچک و مبل راحتی در گوشه مقابل تخت قرار دهید.

۶٫ نور موضعی در اتاق خواب بهتر از نور یک چراغ سقفی است. در صورت تمایل میتوانید از هردو استفاده کنید. چراغهای پایه دار یا آباژورهای آویز با سیم بلند که در گوشه اتاق نصب میشوند نیز به ایجاد فضایی مناسب برای استراحت کمک میکنند.

 

امروزه با افزایش روز افزون جمعیت شهری و قیمت زمین ، ساخت و ساز آپارتمان و زندگی آپارتمانی مقرون به صرفه تر شده است . بیشتر ما حداقل یک بار زندگی در محیط بسته آپارتمانی را تجربه کرده ایم و از معایب و مشکلات آپارتمان نشینی آگاهیم. یکی از عمده معایبی که بیشتر مردم از آن گله مند هستند خفه و بسته بودن فضای آپارتمان است . ما با استفاده از چندین نکته کوچک که بیشتر جنبه بصری دارد میتوانیم این فضای مرده را زنده تر و آپارتمان خود را دلباز تر نماییم .

۱٫انتخاب رنگ دیوارها
انتخاب رنگ مناسب برای فضای آپارتمانی بخصوص آپارتمانهای با متراژ کم بسیار مهم است. رنگها از نظر درخشندگی و شفافیت انواع مختلف دارند که بهترین انتخاب ، انتخاب رنگهای روشن با درخشندگی و شفافیت زیاد است . اصولا” رنگهای روشن باعث می شوند که فضا بزرگتر بنظر آید و هر چه شفافیت و درخشندگی آن بیشتر باشد به دلیل انعکاس نور فضا زنده تر بنظر می آید. یکی از رنگهای مناسب آپارتمان رنگ استخوانی روشن است ، که علاوه بر داشتن شفافیت و روشنی با بیشتر رنگهای وسایل منزل همنشینی دارد و کمپوزیسیون مناسبی را ایجاد می نماید.جهت ایجاد تنوع در رنگ میتوانید در قسمت دیوار اپن آشپزخانه از مصالح سنگی با رنگهای متنوع استفاده نمایید.

۲٫انتخاب کفپوش
جهت پوشش کف آپارتمان از مصالح گوناگونی میتوان بهره گرفت .( از جمله سرامیک ها ، پارکتهای طرح چوب ، موکت و …) اگر قصد تعویض کفپوش ساختمان را داشته باشید ، در صورت استفاده از سرامیک می بایست در انتخاب رنگ آن دقت زیادی شود، زیرا استفاده از رنگهای تیره در کف ، فضا را فشرده تر نشان میدهد . معمولا استفاده از رنگ های بسیار روشن مثل سفید نیز معایبی به همراه دارند ، یکی از معایب آن یکدست شدن فضا است که جهت برطرف کردن یکدستی آن می توان از یک قالیچه در زیر میز مبل استفاده کرد. یا اینکه در میان سرامیک ها طرح هایی با رنگهای متفاوت را بکار گرفت.در صورت استفاده از پارکت نیز میبایست نکات گفته شده را رعایت نمود و رنگهای روشن طرح چوب را انتخاب کرد.

 

اصول کلی چیدمان

۳٫انتخاب مبلمان و نحوه قرار گیری
انتخاب رنگ مبل اختیاری است اما استفاده از رنگهایی مثل کرم روشن و یا حتی سفید به زنده تر کردن فضا کمک بیشتری می نماید و فضا بزرگتر به نظر می آید. در مورد انتخاب طرح مبل بهتر است حتی المقدور مبل هایی با اشکال هندسی صلب و یا بدون منحنی انتخاب شود. در مورد نحوه چیدمان آن بهتر است مبلها را تقریبا” چسبیده به دیوار ها قرار داد علت انتخاب شکل بدون منحنی نیز این است که مبلها در کنار دیوار صاف ترکیب مناسبتری را ایجاد نمایند. حتی المقدور سعی کنید وسایل خانه را نزدیک به دیوارها قرار دهید تا از هدر رفتن کوچکترین فضاها نیز جلوگیری شود. اگر در جلوی پنجره ها از پرده های پارچه ای استفاده می کنید بهتر است رنگ آنها نیز روشن انتخاب شود

۴٫نورپردازی
نور نیز نقش مهمی را در زنده کردن فضا به عهده دارد . استفاده از نور مناسب و یکنواخت در آپارتمان خفگی محیط را از بین می برد ، البته استفاده از نور طبیعی بسیار مناسبتر است . در صورت ضعیف بودن نور طبیعی کمبود آن را با بکارگیری نور مصنوعی جبران نمایید. حتی المقدور از پرده های عمودی یا کرکره ای استفاده نکنید ، زیرا از ورود نور خورشید به داخل تا میزان زیادی جلوگیری می نمایند. پرده های پارچه ای یا توری بهترین انتخاب برای پنجره های آپارتمان محسوب میشوند. زیرا نور را به خوبی از خود عبور می دهند.استفاده از نور پردازی موضعی بر روی قاب ها و … نیز باعث تحرک و ایجاد حرکت در فضا میشود.

۵٫استفاده از طبیعت
در ساختمانهای حیاط دار کمبود طبیعت بوسیله ایجاد باغچه در کناره های حیاط جبران میشود . اما برای جبران آن در آپارتمان میتوان از گلدانهای کوچک که در گوشه های فضا قرار می گیرند استفاده کرد . سعی کنید گلدانها را در کنار پنجره ها و یا تا جایی که امکان دارد در کنج دیو ارها قرار دهید ، زیرا معمولا” گوشه دیوار ها بدون استفاده می مانند.
در نتیجه سعی کنید تا جایی که امکان دارد از رنگهای روشن در طراحی داخلی آپارتمان استفاده کنید . شاید این سئوال برایتان پیش آید که بکارگیری این همه رنگ روشن فضا را یکنواخت و سرد نمی کند؟ در جواب باید بگویم این هنر شماست که با استفاده از قابها و وسایل تزیینی کوچک با رنگ بندی متنوع فضا را جذاب تر نمایید.

 

اصول کلی چیدمان

منبع:مجله اینترنتی فریا

 

پل آلامیلو

این پل توسط سانتیاگو کالاتراوا که قبلاً به خاطر ساختن چندین ایستگاه و فرودگاه و پل و همچنین پل‌سازی روی رودخانه‌‌ی Guadalquivir مشهور شده بود طراحی شده است؛پل آلامیلو که یک پل سواره- پیاده رو است شهر Siville را به جزیره‌ی Cartuja که نمایشگاه در آن برگزار شد متصل می‌کند.
تنها ستون پل که با زاویه‌ای ۵۸ درجه‌ای به طرف بیرون رودخانه متمایل است، دهانه‌ی پل به طول ۲۰۰ متر را با ۱۳ جفت کابل نگهداری می‌کند. این تمایل به عقب حس حرکت و مراقبت را به کل ساختار می‌دهد و باعث می‌شود این قسمت یک نگهدارنده‌ی ساده‌ی ساکن به نظر نرسد. علاوه بر آن وزن و شیب آن نقش مهمی در ایجاد تعادل بین ستون و سواره‌رو ایفا کرده و تقارن ساختاری را غیرضروری می‌سازد.

0022_400

تنها ستون پل که با زاویه‌ای ۵۸ درجه‌ای به طرف بیرون رودخانه متمایل است، دهانه‌ی پل به طول ۲۰۰ متر را با ۱۳ جفت کابل نگهداری می‌کند. این تمایل به عقب حس حرکت و مراقبت را به کل ساختار می‌دهد و باعث می‌شود این قسمت یک نگهدارنده‌ی ساده‌ی ساکن به نظر نرسد. علاوه بر آن وزن و شیب آن نقش مهمی در ایجاد تعادل بین ستون و سواره‌رو ایفا کرده و تقارن ساختاری را غیرضروری می‌سازد.

نکته‌ی مهم دیگر اینکه نیروهای افقی ایجاد شده توسط ستون و دهانه توسط کابلهای تحت کشش متعادل می‌شود. بنابراین پایه‌ها تنها تحت تأثیر بارهای عمودی قرار می‌گیرند.
این پل به طور کامل روش معماری کالاتراوا را منعکس می‌کند که در جهت ابداع فرمهای سبک هدایت شده است. فرمی که ایده‌ی حرکت و نوآوری در تکنولوژی را می‌رساند.

 

a1_400

800px-puente_del_alamillo_400

طراحی داخلی

تاقچه ها، رف ها، ارسی ها، هشتی ها، حوض ها و باغچه ها تنها شماری از عناصر کالبدی طراحی داخلی در ایران هستند. روش معماران گذشته ایرانی در به کارگیری این عناصر، در راستای آن بوده تا از جذابیت فُرم کاسته شود و به غنای فضا افزوده گردد. این همان هندسه همراه با تزئینات است.
به نظر می رسد طراحی داخلی در ایران، از یک سو در چنبره نوستالژیای تاقچه ها، رف ها و اُرسی های قدیم گرفتار مانده و از سوی دیگر به دکوراسیون و ابعاد دراماتیک و تزئینی فضاها تقلیل یافته است. با تمام اینها، طراحی داخلی فرآیندی است که همزمان می بایست سویه های زیباشناختی و عملکردی را سامان دهد. طراحی داخلی یک ساختمان، داستانی است که شخصیت اصلی آن خود انسان است؛ در این بین حضور او در این فضا، چگونگی آن و ویژگی های فضایی که انسان در آن قرار می گیرد، می تواند تداعی کننده اصولی باشد که در ادامه ۷ اصل از آنها را می خوانید:

مقاله هفت اصل برای طراحی داخلی

 

مقاله هفت اصل برای طراحی داخلی

۱ – نور را دریاب: نور عنصری است که با آن دیدن اشیا ممکن می شود. نور می تواند ریتم خلاقانه ای به یک فضای داخلی ببخشد. بدون نور، نه فرم را احساس می توان کرد، نه رنگ را و نه بافت را. نورپردازی در یک فضای داخلی پیامدهای مهمی در بردارد. چه بسا نورپردازی مناسب یک فضا آن فضا را خوشامد و چشم نواز کند. نورپردازی در کنار ابعاد زیباشناختی، بعد عملکردی هم دارد. نور مناسب در طول شب در یک فضای داخلی می تواند حس محدود بودن یا ابهام و هراس را بر طرف کند. نور مناسب یک اتاق حتی می تواند چهره آدمی را گرم و صمیمی کند. به کمک نورپردازی می توان یک فضای داخلی را به جزایر نورانی متنوعی تبدیل کرد. پس، از باب مثال، غذاخوری باید نور ملایم و گرمی داشته باشد یا بهترین نورها برای حمام، منابع نوری کم ولتاژ هستند.

۲ – فرم را بشناس: فرم، توده فیزیکی یک شیء است که سه بعدی بوده و وزن دارد. فرم معمولاً به پوسته بیرونی بنا نسبت داده می شود، در حالی که فضای داخلی هم فرم خاص خود را تشکیل می دهد. معمولاً فرم فضای داخلی تابعی از عوامل مختلف است. دسترسی ها و سیرکولاسیون مهمترین این عوامل هستند. هر چند نمود فرم بیشتر در پوسته بیرونی یک بنا است با این حال نمود بیرون و درون می تواند یک شکل نباشد.

مقاله هفت اصل برای طراحی داخلی

۳ – فضا را احساس کن: فضا را محدوده در دسترس کاربران دانسته اند. در طراحی داخلی معمولاً استفاده مؤثر از فضا و ارتباط آن با محیط، مهم است. مسأله ای که در رابطه با فضا مطرح می شود، رعایت ابعاد انسانی در طراحی داخلی است. از قرن ها پیش رویکرد عمده فیلسوفان و معماران به عنصر فضا، برجسته بوده است. در طی سال های اخیر هم ارتباط بین ابعاد انسانی با فضاهای داخلی به یکی از فاکتورهای مهم طراحی بدل شده که از آن تحت عنوان ارگونومی یا کار پژوهی در دید کلی و اندام سنجی (Anthropometry) در دید جزئی، یاد می شود. در طراحی داخلی می بایست رابطه درسـت انسان با فضا تعریـف شود و ابعاد بدن انسان ها برای سهولت دسترسی های فضایی مد نظر قرار گیرد.

مقاله هفت اصل برای طراحی داخلی

۴ – بافت را لمس کن: بافـت مشخصـه ای از یک شیء اسـت که با لمس کـردن یا دیدن به چشـم می آید. بافت می تواند نرم یا خشن، کشیده یا برجسته، زبر یا مخملین و یا ابریشمی باشد. در طراحی داخلی پوسته ها و سطوح فضایی معمولاً بسته به عملکرد هر فضا تغییر می کند. چه بسا طراحی داخلی یک خانه نیازمند سطوحی نرم و منعطف باشد، اما فضای داخلی یک سینما چنین سطوحی را برنتابد.

۵ – شکل را بیازمای: شکل، خط بیرونی یک شیء را تشکیل می دهد. در معماری معمولاً شکل و فرم را با هم اشتباه می گیرند. شکل یا صورت معادله کلمه Shape فرنگی است؛ در حالی که فرم املای فارسی همان Form است. معمولاً شکل ها یا طبیعی هستند یا غیـرقابل مشاهـده یا هندسی. در ترکیب بندی یک فضا شکل اشیـا عامل تعیین کننده ای است. طراحان داخلی به کمک این عامل می توانند ترکیبات بصری گوناگونی پدید آورند.

مقاله هفت اصل برای طراحی داخلی

مقاله هفت اصل برای طراحی داخلی

۶ – رنگ را در هم بیامیز: در تعریف رنگ آن را خاصیت بصری فرم دانسته اند. در حقیقت عنصر فرم از طریق رنگ معنا می یابد. رنگ در طراحی داخلی احساس آدمی را تحت تأثیر قرار داده و روی فرم تأکید می کند، ضمن آنکه رنگ، حس مقیاس را هم موجب می شود. کاربرد رنگ هم، از یک فضای داخلی به فضای دیگر فرق می کند و در کاربرد رنگ، توجه به خصلت های روانی آدمیان ضرورت تام دارد.

۷ – حجم را بشناس: حجم عنصر مهم طراحی داخلی است. در معماری سنتی ایران، شاهد فضاهای پر و خالی احجام معماری هستیم. مقرنس ها و گوشواره ها خود بخشی از احجام خالی هستند. در این معماری مسایل حجمی اهمیت زیادی دارد. ما فضای داخلی را به واسطه لایه بیرونی بنا درک می کنیم. این لایه بیرونی در حقیقت همان حجم کلی بناست. در معماری مدرن، معمار به انتزاع و جدایی پوسته یا حجم بنا از درون آن می اندیشد و این جاست که دیوارها و سقف ها، فضایی تاکیدی ایجاد می کنند و خود را از قید و بندهای فضای داخل رها می کنند. این جا طراحی داخلی به مثابه یک سامان یا روش معمارانه مطرح می شود.

مقاله هفت اصل برای طراحی داخلی

دینا صنیعی

مقاله تئوری رنگ

تئوری رنگ در معماری

نویسنده مقاله : مهندس آرتور امید آذری

تئوری رنگ

دایره یا چرخه رنگ

یک دایره رنگ ابتدایی که در آن رنگ های قرمز، زرد و آبی وجود دارند، در واقع دایره رنگ سنتی در هنرهای تجسمی به شمار می آید. سر آیزاک نیوتون (Sir Isaac Newton) در سال ۱۶۶۶ اولین نمودار رنگ دایره شکل را به وجود آورد. از آن زمان تا کنون، دانشمندان و هنرمندان به مطالعه و طراحی نمونه های متنوع و مختلف این مفهوم اولیه بوده اند. اختلاف نظرهای متعدد درباره صحت و برتری یک چیدمان نسبت به دیگری، مدام موجب بروز مناقشاتی در این جمع شده است، اما در حقیقت هر دایره رنگی که ترتیب منطقی رنگ های خالص در آن رعایت شده باشد، موثق و قابل استفاده خواهد

فایل pdf

دانلود در ادامه مطلب

دانلود

پایه ی این آموزش ها خط کشیدن است ، باید دست تو کشیدن خط روان باشد،‌ تا بتوانید راحت تر و سریع تر کار کنید.
اول انواع خط را ذکر می کنیم .البته اینها هیچکدام قانون مطلق نیست و هر کسی خودش می تواند شیوه ی جدید ابداع کند که بتواند اسکیس و کروکی های خیلی خوبی بکشد.
مهم این است که بتواند طرح و ایده ا ش را به خوبی پیاده کند .

 

ysthjt1141qbswvdb9s9

آموزش خط:

**اولین خط،‌ خط سریعه. خط بدون ترس

در مرحله ی اول خط ها را سریع می کشند.
ورق A3 برای این تمرین مناسب است.
سعی کنید خطوط سریع و صاف باشد و کج و کوله نشود.
دست را از مچ تکان ندهید تا منحنی بشود،‌ دست را از آرنج تکان بدهید.
خط ها را ول نکنید. دستتونو پرت نکنید. تا آخر کشیدن خط باهاش برید. ابتدا و انتهای خط خیلی مهم است. خط هاتون نباید ول بشود.

البته اینکه نوشتم غلط و درست،‌ به صورت نسبی است. گاهی ما از این خطوطی که ول می شون هم استفاده می کنیم. مثلاً موقع کشیدن سبزه و علف
خط هاتون در همه جهتی باشه، پایین به بالا، بالا به پایین، چپ به راست، راست به چپ، مورب از جهات مختلف

حتی دایره و خطوط منحنی هم بکشید
اینقدر بکشید تا بتونید خطوط صاف سریع بدست بیارید.
در مرحله ی دوم برای خط ها نقطه ی ابتدا و انتها تعیین می کنید و نقطه ای که شروع می کنید به نقطه ی انتهایی برسید.
البته همچنان خطوطتان رو سریع می کشید …
این را اینقدر بکشید که بتونید از نقطه ای که می خواهید شروع کنید، به نقطه ای که دوست دارید برسید، با یه خط سریع صاف برسید.

این نوع خط، اعتماد به نفستون رو بالا می برد، دست را روان می کند، و استفاده ازآن در طراحی، سرعت را بالا می برد و به راحتی به در اومدن فضا توی ورق به شما کمک می کند. شما قراره با این خط ها بتوانید به راحتی یک کروکی سریع بکشید و حجم و فضای دلخواه به سرعت نشون بدید.
**دومین خط، خط لرزان

این خط برای وقتی است که می خواهید یه خط طولانی بکشید و می خواهید دقت کار بالاتر باشد.
دست را آرام می لرزانید و یادتان می ماند که دست را از آرنج تکان بدید نه مچ.
دست را با خط حرکت می کند و باز هم خط را ول نمی کنید

** خط سوم، خطِ تونالیته دار.

این خط بیشتر با مداد و ماژیک بوجود می آید، اما گاهی با روان نویس هم بوجود می آید.
این خط رو از طریق کم و زیاد کردن فشار دست، و تغییر دادن جهت نوک مداد (اگر مداد نوک تیز نباشد) یا ماژیک در هنگام کشیدن خط، می توانید بوجود بیارید.
نوک مداد را نتراشید. برای تیز کردنش از کاتر استفاده کنین. برای اینکه بتوانید از انواع ضخامت های نوک مداد برای طراحی استفاده کنید.
خیلی در طراحی از اتود استفاده نکنید….

این خط کاربرد خیلی وسیعی دارد.

 

P1090683e

 

تا حالا مطالب مختلفی را در مورد فیگورها و سابت پلان ، پرسپکتیو ؛ سایه روشن هاو…… یاد گرفتیم . حالا نوبت آن است که بدانیم چگونه این ها را کنار هم بچینیم طوری که از یک پرزانته قوی برخوردار باشند با رعایت موارد زیر ما به این هدف نزدیکتر خواهیم شد:

 

6

۱)زاویه دید مناسبی در پرسپکتیو انتخاب کنیم
۲)تاثیر عمودی و افقی خطوط پرسپکتیو را بر کل کادر در نظر بگرییم
۳)عناصر محیطی مناسبی مانند درخت سنگ کوه ،آب و ……را باابعاد مناسب و در پلان اول قرار می دهیم
۴)استفاده مناسب از برخی اشکال و اجزا مثلا هر گاه استفاده از یک فیگوری که خیلی پرداخت شده است بنا را تحت الشعاع قرار میدهد
۵) خطوط را به طور مناسب انتخاب کنیم طوری که در هماهنگی کامل با هم باشند البته بعضی وقتها ممکن است که برای تا کید بر عنصری نسبت به سایر عنصرها خطوط متفاوتی را به کار ببریم مثلا در ترسیم کوه خطوط شکسته استفاده کنیم در حالی که بقیه جاها خطوط منحنی انتخاب شده باشد.
۶)انتخاب نما و مقطع به گونه ای باشد که جزئیات نهانی و اطلاعات بیشتری را در اختیار ما بگذارد.
۷)در برخی مواقع مقطع به عنوان خط زمین انتخاب میشود و عاملی برای بستن کادر مگردد و نیز سنگین کادربرآن قرار میگیرد.
۸)تقسیم بندی مطالب به گونه ای باشد که موضوعات اصلی با تاکید بیشتری نمایانده میشود
۹)محل مقطع را نشان بدهیم
۱۰)با استفاده از فلش در اندازه های مختلف راه های اصلی و فرعی را متمایز مکنیم
۱۱)با تو ضیحات مختصر و مفیدی که در جای مناسبی نوشته شده باشند کانسپت را معرفی میکنیم
۱۲) عنوان مناسب و گویایی را برای طرحمان انتخاب مکنیم
۱۳) محلی که کروکی زده ایم طوری مشخص شود که به بستن کادر کمک میکند.
۱۴) از فیگور های انسان متناسب با فضای طراحی شده در اسکیس و کروکی استفاده کنیم
۱۵) سعی کنیم از ابزاره انتخاب شده برای و درست استفاده کنیم
۱۶)گاهی وقت ها خطوط افق و توپوگرافی و….. را به هم متصل مکنیم تا کل اجزای شیت با هم هماهنگ بشوند.

 

 

32

 

هنگام طراحی یک محیط و یا یک عنصر یک سری مفاهیم بنیادی هستند که اصطلاحا کانسپت موضوع را تشکیل میدهند فرض کنید میخاهیم یک مجتمع تجاری را طراحی کنیم قبل از هر چیزی استحکام و تعادل موضوع است که به ذهن میرسد بنابراین با استفاده از مربع کامل این اسحکام را نشان میدهیم و سپس کل مجموعه را بر اساس حرکت همین مربع ها و مکعب ها طرح ریزی میکنیم.

 

برای اطلاع از برگزاری کلاس های اسکیس و راندو استاد آرتور با خانه هنر ومعمار ایران تماس بگیرید.

۸۸۵۱۶۰۶۷

 

 

 

جایزه ها در عکاسی

جشنواره های عکاسی در دنیا یکی از ارکان تولید هنر و اقتصاد عکاسی ست. نمی توان درآمد ناشی تولیدات هنری را نادیده گرفت و حتی برتر از آن، باید درآمد هر هنرمند از رشته ی تخصصی خود باشد تا گرفتار آسیب های اجتماعی نشوند.

 

کسانی که جایزه می گیرند و کسانی که جایزه نمی گیرند. ما جایزه ها را می گیریم و جایزه ها ما را می گیرند. تولید می کنیم که جایزه بگیریم و نه این که تولید می کنیم که تولید بکنیم. کسانی که اعتبار خود را از آن می گیرند: کسانی که اعتبار خود را بر آن بنا می نهند و کسانی که جان خود را روی آثار خود می گذارند. کسانی که جایزه می گیرند شهرت یک شبه کسب می کنند و کسانی که به تولید آثار می پردازند شهرت خود را تاریخی می سازند. جایزه را یک نفر می دهد و افتخار را مردم؛ اگر این یک نفر نماینده ی مردم نباشد جایزه او را خواهد بلعید. گاه جایزه ها پدیده های بی معنا می شوند از این رو که، عکاس نمی داند با چه بار معنایی یا مفهومی به شهرت رسیده و هم چنان در غرور بی محتوا به سر می برد: چه کسی جایزه می دهد؟ جایزه های بی محتوا از کسانِ بی هویت.

هویت عکاس در آثار هنری اش موج می زند ولی جایزه ها غالبا از سوی ارگان هایی داده می شود که پیوندی با فرهنگ و هنر ندارند. این ارگان ها با جایزه ها آثار را نمی خرند بل که عکاس را در تنگنای مادی قرار می دهند که تصمیم گیرنده نباشد. مثل هدیه ی تولد: کسی که پول می دهد و کسی که گرچه هدیه ای ارزان تر می دهد. هنگامی که هدیه های ما به امرار معاش می چسبند شخصیت اجتماعی و فردی را می ربایند. اگر جایزه همه چیز عکاس باشد، چیزی برای گفتن نمی یابد. او باید جایزه ی نقدی اش را صرف زندگی اش بکند و نه سرمایه گذاری برای تولید آثارش. اما، کسی که با کارهای اش شناخته می شود جایزه او را فرو نمی افکند.

جایزه ی عکاس نگاه های کنج کاو بیننده گان است. او در تاریخ هنر چشمک خواهد زد.

چنان که یک بار هم گفته ام، جشنواره ها سبب یک دست شدن آثار تولیدی می شوند. این آثار در مدار توهم تکرار می شوند بدون این که چیزی را اثبات یا نفی کنند. کیفیت جشنواره ها به قیمت شان است نه به نوآوری شان، و نرخ هر جشنواره بر تورم اقتصادی استوار است. برای سرازیر کردن آثار قیمت شان را بالا برده اند و از این رو رفته رفته عرضه را کم و تقاضا را افزایش داده اند. این بنگاه های اقتصادی دقیقا با سیاست های الکن و ضد بشری دولت هم آوا شده است. تناقض این بنگاه ها هم چون تناقض سیاست های اقتصادی دولت، در هزینه کردن بدون سودآوری ست: چیزی به نام بایگانی هنری در بین آنان دیده نمی شود. تنها چیزی که به درد این جشنواره ها می خورد تعداد آثار رسیده است. گردابی از تکرارِ آثار جایزه ْها درست شده بی آن که کم ترین تأثیری بر روند هنری داشته باشد. پرتو آن ها چون سیاه چاله ای بلعیده می شود. به نظر سنگین اند ولی بی هیچ فرا راهی یا روشنایی ای، حتا آثار پر ارج نیز به درد مزمن فراموشی گرفتار شده و در کنج خاموشی فرو می روند. عکاسانی که جان مردم را می کنند تا به قلل جایزه ها برسند و کسانی که جان می کنند تا بر دل آنان بنشینند. این گونه تولید یعنی هیچ! تولید به اندیشه می انجامد و اندیشه به عملِ تولید.

این دورِ منطقی ست که به هنر ختم می شود نه دور توهمی که در جشنواره ها پدید آمده است. هنر گردش خود را این گونه می آغازد تا به تاریخ پیوند بخورد. گردشی از سلیقه های گوناگون و به نظر هرج و مرج از آثار هنری بر اذهان درجه ی دوم دشوار می آید. مدیریت هنری ما توان سلیقه های گوناگون را ندارد. در کشور ما چقدر انرژی هزینه شده است تا سلیقه ها و روان ها یک دست شوند. کسوت های پیشینِ هنرِ ما عمر خود را فرسودند که تاج عکاسی را سرور شوند، در عوض خط فاصلی بین مردم و هنرمند کشیدند که هنر از سینه ها به طاقچه ها روانه شود.

آنان در کشف قاعده ی بازی پیروز می شوند هنگامی که به جایزه ها دست می یابند ولی از هر گونه اتفاقات پیرامون خود غافل می ماند. به جای دست یافتن به اتفاقات به قواعد بازی دست می یابند. این قواعد تولید نمی ْکنند بل که تکرار می کنند. هنر ملی هم چون خودروی ملی به مونتاژی دست سوم از آثار بدل می شود. کسی که با قاعده پیش می رود زود به نتیجه می رسد و دیر به گوهر حقیقت: او اسیر قواعد است نه درگیر روی دادها. این روی دادها را در قالب قواعد دیدن کار کسی ست که منتظر نتیجه است. و کسی که درگیر روی دادهاست منتظر هیچ سرانجامی نیست، چرا که کار طبیعت پایانی ندارد و او خود جزیی از روی دادهای بی شمارش باقی می ماند. کسی که تولید می کند و درگیر روی دادهاست، خود قاعده ایجاد می کند: کسی که تولید می کند و کسی که تولید می شود.

در اجتماع هنری همه باید سخن بگویند و در اندیشه و عمل بر هم پیشی بگیرند و این برخلاف انتظار برخی ها بلبشو نیست. نظامی که در گردش اندیشه ها دیده می شود، در یک صدایی دیده نمی شود. تک صدایی کلافه کننده است: هم چون سوت یک نواختی ست که به هنگام ایستادن قلب شنیده می شود. جامعه ی مرده یا از نفس افتاده جامعه ای ست که قواعد بی شمار را تجربه می کند و این دستورالعمل های زیاد در سمت و سوی خفه کردن صداهای ضدپوپولیستی ست. همه به اندیشه های کلی گرا و در عمل بی محتوا تشویق می شوند. این قواعد و دستورالعمل های بی شمار اندیشه های عمل گرا را منزوی می کند.

باید در پی نظامی از اندیشه ها و آثار بود که فراگیر افراد اجتماع باشد. و متأسفانه ما بر فلسفه ای سوار نیستیم که بتواند چنین نظامی را بیافریند و از سوی دیگر، از این که گرفتار دور تسلسل شده ایم هیچ راه برون رفتی تولید نمی شود. عکاسی ما بنیانی شفاهی دارد. دست و پای نظام مندی فلسفی چنان بسته شده که با چیزی چون معجزه می تواند گشوده شود. ولی باید بر جان نظام کنونی ترَک انداخت و در فراخوانی از اندیشه های نو و مستعد آغاز به ترمیم نظامی رو به رشد کرد. و در این میان، جایزه ها هم چون افیونی از هوش برنده هنرمان را تخدیر می کند.

جایزه دو شق دارد: یکی با نام و آوازه همراه است و دیگری مبلغی پول است. بدترین گونه ی جایزه در شق پول است. عکاس برای امرار معاش به چنین جایزه ای روی می آورد که نشان دهنده ی ناچاری ست. این پول خرج زندگی روزمره می شود بدون این که در روند هنری قرار بگیرد. وضعیت معیشت در کشور ما شق دوم را ترجیح می دهد و این در حالی ست که هیچ کوششی برای تغییر وضعیت موجود نمی شود. وضع معیشتی همیشه و همه جا برای هنرمندان مهم است ولی اولویت مهمی نیست. دست گذاشتن روی این موضوع همواره ناشیانه بوده است. اهمیت دادن بدان سبب شده است چرخه و گذران زندگی هدف شود. کسانی که به نام آوری رسیده اند و سپس به نان آوری رسیده اند، کسانی اند که هدف را جای بهتری نشانده اند.

از سوی دیگر، جوایزی که نام و آوازه شان سر از مرزها بیرون می زند لازمه اش وجود هنرمندانی بزرگ و مطرح است که خود دست اندرکار جشنواره ها هستند. در جشنواره های ما اینان غالبا موجوداتی دست دوم اند چرا که به هر تقدیر دل و دماغ برپایی یک جایزه ی معتبر را از کف داده اند و بدین ترتیب، کسانی به این کار روی آورده اند که چیزی از جریان عکاسی نمی دانند. جوایزی چون پولیتزر، اسکار و نوبل گرچه به همراه پول گزافی ست ولی نام آن ارجحیت تمام دارد. پول جایزه ی زنده ماندن است: هم چون لقمه ی لذیذی ست که چشم ها را خیره می سازد و غالبا کسی که آن را پرداخت می کند در عرصه ی هنر بی نام است. بدین جهت است که، این جوایز هیچ ارزشی تولید نمی کنند غیر از اسکناس. این گونه جایزه ها ایستگاه های توقف و ماندن اند: خط و نشان کشیدن برای عکاسانی ست که جور دیگر اندیشیدن را پیشه ی خود ساخته اند.

اعدام در کشور ما یک اتفاق پیچیده و دیرینه است. کسی که بر بالای دار می رود زندگی اش را باخته است و کسی که به تماشایش نشسته چیزی از این باخت نمی داند و شاید هم اقتدار حکومت اش را می ستاید. بدتر از آن، عکاس است که در بی تفاوتی تمام شاتر می زند و بی خبر از تأثیری ست که این طناب بر آینده خواهد افکند و پنجه اش بر زندگی اجتماعی خود او نیز سایه خواهد انداخت. او اتفاق را نمی بیند بل که تصویری را بر ذهن خود نشانده که پیوندی با آن ندارد: او تنها چشمان نگران کشورهای توسعه یافته را رصد می کند که دل شان برای ما می تپد. این عکاسان چشمان نزدیک بین آنان اند. اعدام در ایران اتفاق نیست. چادرهای مشکی اتفاق نیست. هست، ولی نه آن گونه که پنداشته اند و در کادرهای شان دیده می شود. عین این است که کار نیک را برای بهشت می کنند. اگر بهشت را از ناخودآگاه آنان کنار بزنید چیزی برای تنفس کردن باقی نمی ماند. اگر جامعه ی ما تبدیل به کشوری چون سوئد می شد، این عکاسان سوژه خوار چه می کردند؟ شاتر زدن بر این موضوع اتفاق نیست. سوژه ای که به سراغ عکاس بیاید اتفاق نیست، یک تصادف است. زرنگ که باشیم در امور تصادفی کمین می کنیم. عکاس جنگ به دنبال اتفاق و حوادث خطر می کند. این عکاسان در هر حالتی سوژه های خود را دارند و در نتیجه جایزه چشم آنان را خیره نمی کند.

او طناب دار را با جایزه معاوضه می کند. در این سو طناب است و آن سو جایزه ها: الا ای جوخه ماشه را نچکان/ هنوز اندکی شب است. این سو چشم ها خیره در جایزه ها دنبال سوژه ی تصادفی می گردند و از آن سو شهرت های بی دریغ به سوی جامعه ی پرهیجان ما روانه می شوند. در این چند سال شهرت بیش تر ماها صرف کلنجار رفتن با حکومت شده است. در این جامعه ی هیجانی شهرت های باد آورده زندگی ها را متلاشی یا چندان که می پسندید، از این رو بدان رو کرده است. این شهرت قسمت کسانی باد که در دادوستد دستی چیره دارند و چشمان تیزبین آنان فرصت های خوب را همواره از آن خود باقی می گذارند.

خلیل غلامی

 

سبک های مبلمان و دکوراسیون

اشرافیت فرانسه، هنر دکوراسیون و مبلمان را به اوج شکوفایی رساند و در طی ۵۰۰ سال شاهکارهای جاودانه ای به جهان عرضه کرد
در طول پنج قرن هنر دکوراسیون و مبلمان هیچگاه ییا تغییر شکل ناگهانی نداشته است، هر سبک پیش درآمدی است برای سبک بعدی و ادامه آنچه که بطور کلی در سبک های دکوراسیون اروپایی به چشم می خورد و دقت آمیخته به وسواس کارگران در به وجود آوردن گوشه ها و ریزه کاریهای مختلف است. طراحان و کارگران مبل ساز در ضمن سعی داشته اند که زیبایی و هماهنگی را نیز به هم آمیزند.
واضح است که این گروه کثیر به وسیله عده زیادی مشتری هنردوست و ثروتمند که تعدادشان در قرون گذشته اروپا زیاد بوده است، تشویق شده اند، به همین علت است که هنر دکوراسیون و مبلمان در اروپا این چنین شکفته شده است و کشورهای مختلف بویژه فرانسه از این نظر صاحب سبک شناخته شده اند.
برای شروع طبقه بندی سبک های مبلمان و دکوراسیون اروپا باید قرون وسطی را به عنوان نخستین دوره انتخاب کرد و به ترتیب پیش رفت.

قرون وسطی: از قرون وسطی مبلمان زیادی در دست نیست، مبلهای هنری و وسایل زندگی ارزشمند گرانقیمت در قرون وسطی در انحصار اربابها بود و به همین علت تعداد آنها روی هم رفته چندان قابل توجه به نظر نمی رسد. اولین گروهی که سعی کرد مبل سازی وساختن وسایل خانه را به یک هنر ظریف تبدیل کنند، نجاران قرون وسطی بودند و اولین چوبی که به کار بردند، چوب درخت بلوط بود. ترکیب آهن و چوب هم از خصوصیات قرون وسطی است، دستگیره های بزرگ آهنی، نبشی هایی که برای استحکام بیشتر به کار برده می شدند و قفلهای مختلف.
در اواخر قرن چهاردهم مبل سازی دیگر یک هنر به شمار می رود و از این به بعد تغییرات و تحولات چشمگیر و قابل توجه هستند. کنده کاریها روز به روز بیشتر می شود و ظرافتی که در طرحهای کنده کاری شده دیده می شود، بیش از پیش ارزش این هنر را بالا می برد.
وسایلی که در این دوران بیش از هر وقت دیگر ساخته می شوند، به ترتیب عبارت است از بوفه، صندوقهای بزرگ، نیمکت، تخت خواب و صندلی ویژه ارباب ها.

سبک های مبلمان و دکوراسیون

 

دوران رنسانس: ایتالیا نخستین کشوری است که از قرن پانزدهم با اعجاز زیاد، یادگاریهای گذشته را باز می یابد و به سوی هنر قدیم رو می گرداند.
از این زمان تا نیمه اول قرن هجدهم دوران باستان روی هنر و بخصوص هنر دکوراسیون، معماری ومبلمان تأثیر می گذارد، قصرهای برج و بارودار جای خود را به خانه های بازتر با فضای روشن تر می دهد. زندگی آرام تر می گردد و تجمل پرستی آغاز می شود، چوب درخت بلوط جای خود را به چوب گردو می دهد که روشن تر و نرم تر است و خیلی راحت تر تغییر می پذیرد.
یکی از هنرهای اختصاصی دوره رنسانس، جاسازی مرمر، فلزات گرانبها، عاج و استخوان درون چوب است. این هنر جدید به علاوه هنر کنده کاری جلا و شفافیت خاصی به وسایل ساخته شده می دهد، چون در این دوره به هم آمیختن رنگها مد روز است.

نیمه اول قرن هفدهم «سبک لویی سیزدهم»
در این سبک هنرمندان ایتالیا بیش از سایر هنرمندان سهم دارند، در این دوره وسایل خانه بیش از گذشته سنگین و ثابت می شدند، مبل ساز و طراحان دکوراسیون توجه زیادی به راحتی وسایل خانگی دارند، به همین دلیل مبل و صندلی تشک دار با روکش پارچه به وجود می آید و به طرح و نقش روی پارچه اهمیت بیشتری داده می شود و کنده کاری روی چوب ارزش خود را از دست می دهد، هنر ویژه سبک لویی سیزدهم هنر خراطی روی پایه ها و دسته های میز و صندلی است.

سبک لویی چهاردهم: در میان تمام سبکهایی که به نام پادشاهی خوانده شده است، هیچ یک در حقیقت به اندازه سبک لویی چهاردهم به سلیقه و خواسته های شخصی پادشاه وابسته نبوده است، این پادشاه مقتدر و مستبد با داشتن روحیه تجمل پرستی و هنردوستی مجموعه اعجاب آوری از مبلمان و وسایل خانه را در قصرهای متعدد خود گردآوری کرده بود که از نظر ظرافت، هماهنگی و طرح بی نظیر است.
یکی از خصوصیات مهم سبک لویی چهاردهم، فرم کج و عقب رفته پشتی صندلیها و مبلها است که راحتی بیشتری به آنها می دهد. رنگ کردن چوب مبلها به رنگ طلایی نیز در این دوره به اوج شکوفایی خود می رسد، بطوری که رنگ آمیزی چوب های کنده کاری شده نیز هنری ظریف و قابل توجه به شمار می رود.
در دوره لویی چهاردهم مبلمان جدیدی به نام کتابخانه یا قفسه های کتاب هم به وجود می آید که تا این دوره در هیچ یک از سبکها دیده نمی شود.

 

سبک های مبلمان و دکوراسیون

سبک رژنس: این سبک به علت خستگی شدید هنرمندان از طرحهای پیچیده و کنده کاریهای ظریف، همچنین توجه پادشاه و درباریان به سبک های ساده تر و فانتزی تر به وجود آمد. توسعه این سبک را در نیمه اول قرن هجدهم شاهدیم که اسکلت بندی ها تقریباً حفظ شده اند، ولی دیگر تجمل پرستی تا حد زیادی از بین رفته است و ساده گرایی در تمامی زمینه ها دیده می شود.
سبک لویی پانزدهم: از این دوره به بعد است که هنرمندان و طراحان مختلف اروپایی دوباره از زیر تسلط هنر دوران باستان شانه خالی می کنند و به ابداع سبکی به تقریب مستقل اقدام می کنند تا به ریزه کاریها.
در این دوره مبلهای پشت بسته که پهلوهای آن به قسمت پشتی وصل است، ابداع می شود و یک بالشتک اضافی نیز به مبلها اضافه می گردد تا به این ترتیب راحتی آنها از هر جهت تضمین شود و در همین راستا هنر نقاشی روی چوب رونق می گیرد، برنزکاری نیز از ویژگی های مهم سبک لویی پانزدهم است.

سبک لویی شانزدهم:
با شروع پادشاهی لویی شانزدهم بار دیگر سبک های مبلمان تغییرات محسوسی پیدا می کنند و یکی از زیباترین سبک های دوران گذشته اروپا و بویژه فرانسه را به وجود می آورد. شاید بیشتر زیبایی و ظرافت این سبک مدیون «ماری آنتوانت» ملکه فرانسه باشد.
از ویژگی های مهم سبک لویی شانزدهم سبک خراطی مارپیچ پایه های صندلی و مبل و میزها است. از طرف دیگر رنگ آمیزی چوب به رنگهای روشن سفید، مغز پسته ای و طوسی روشن هم از اختراعات این دوره است. برای مبل های مجلل تر رنگ طلایی همچنان پابرجاست.
سعی هنرمندان در این دوره بیشتر این بوده که مبلمان ها و تزئینات را تکمک جهش و یل کنند، ابداع ویترین با شیشه های بزرگ مستطیل شکل از کارهای تازه این دوره می توان شمرد، به این ترتیب محفظه ویژه ای برای نگهداری اشیای گرانبها در سالن های اشرافی به وجود آمد.
با شروع انقلابهای بزرگ در اروپا، هنر دکوراسیون و مبلمان تا حد زیادی از رونق می افتد، در این دوران سعی و کوشش مبل سازان و هنرمندان بر این است که تا حد امکان به سادگی رو کنند.

سبک های مبلمان و دکوراسیون

منبع سیب اس

 

شرکت معماری آرتور و همکاران (AOA)
تلفن: ۲۲۹۸۳۳۸۵ و ۲۲۷۰۶۶۳۱
آدرس: فرمانیه، بلوار اندرزگو، خیابان وطن پور شمالی، بن بست هنگامه، پلاک ۳