معماری پایدار

معماری و محیط زیست

اصطلاح معماری پایدار یا معماری محیط زیستی به معماری حساس به مسائل پیچیده همزیستی به معماری حساس به مسائل پیچیده همزیستی طبیعت، انسان و مصنوعات اطلاق می شود. امروز کشورهایی با تکنولوژی پیشرفته همچون کشورهای اسکاندیناوی، آل…مان، کانادا، ژاپن و استرالیا، در معماری به وسیله محیط زیست توجه خاص دارند مصالح، تجهیزات، سیستم های ساختمانی و تاسیساتی جدیدی را پیشنهاد می کنند که به نسبت پر هزینه تر از معادل غیر محیط زیستی آن ها در بازار فن آوری ساختمان و به خصوص دور از دسترس کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه است. این واقعیت موجب شده در اغلب کشورها، معماری زیست محیطی نوعی رمان علمی تخیلی مربوط به آینده یا نوعی تجمل مختص قشر مرفه تلقی شود. اما واقعیت با این ایده کلیشه ای نسبت به معماری محیط زیستی متفاوت است.

باید توجه کرد که کل معماری و خانه سازی بشر تا نیمه قرن نوزدهم محیط زیستی بوده است، یعنی تا آن زمان ساختمان ها تعادل محیط زیست را به زیان طبیعت بر هم نمی زده و آلودگی یا تخریب غیر قابل جبرانی به وجود نیاورده بودند.

 

تحول صنعت در قرن هجدهم و نوزدهم به تسلط بیشتر بشر بر کره خاک و محیط زیست انجامید. این تسلط که سکونت گاه ها، ساختارهای زیربنایی و صنایع بارزترین جلوه های آن بودند، محیط زیست را به سوی عدم تعادلی جبران ناپذیر سوق داد. همزمان با پیشرفت صنعت، علم اکولوژی که مجموعه روابط موجود بین موجودات زنده و محیطی را که در آن زندگی می کنند بررسی می کند، شکل گرفت. بشر برای نخستین بار به صورت علمی به مسئله بهداشت محیط، سلامت، حفظ بقا و زندگی روی کره زمین و حق زیستن برای همه موجودات زنده توجه کرد. جالب اینجاست که شهرسازی مدرن که یکی از مسببان تخریب محیط زیست است، در اواخر قرن نوزدهم به دلیل توجه به بهداشت و سلامتی جسم و روان در شهرهای صنعتی متولد شد.

 

امروز هدف معماری محیط زیستی ایجاد تعادلی پایدار و سازمان یافته بین طبیعت، موجودات زنده و محیط مصنوع است و در این راه کل فرایند معماری، یعنی اندیشیدن و مطالعه، طراحی، ساخت، بهره برداری و تخریب ساختمان را در نظر می گیرد. پس معماری محیط زیستی بر خلاف برداشت عمومی به استفاده از مصالح و تجهیزات مناسب در ساختمان محدود نمی شود. نگرش به معماری از دیدگاه محیط زیستی متفاوت با دیدگاه های معطوف به بحث های زیبایی شناسی و کاربردی رایج است و معمار موظف است در طراحی حتی مرحله نابودی طرح خود و بازگشت آن را به چرخه طبیعت در نظر بگیرد.

 

بنابراین محور بحث ما یک سوال ساده است. آیا با توجه به نکات فوق که طبعا موانع و محدودیت های قابل ملاحظه ای در راه خلاقیت معماری به وجود می آورند، ایجاد یک معماری شاخص از نظر زیبایی شناسی همچنان امکان پذیر است یا نه؟

 

 

 

دلایل مختلفی برای پاسخ مثبت یا منفی به این سوال وجود دارد. در کتاب سخنانی در تهی اثر آدولف لوس آمده: روزی استاد زین سازی بود. او صنعت گری ماهر بود و زین هایی می ساخت که شکل آن ها هیچ شباهتی به زین های قرن های پیش نداشتند. بنابراین زین هایی مدرن بودند لیکن او این را نمی دانست فقط می دانست که زین می سازد و این کار را به بهترین نحو ممکن انجام می دهد. روزی در شهر سبک جدیدی رواج یافت. نام آن را زتسسیون نهادند. طبق نظر این مکتب می بایست فقط اشیای مناسب زندگی مدرن تولید شوند. وقتی استاد زین ساز از این خبر مطلع شد بهترین زین خود را برداشت و به سراغ رئیس مکتب زتسسیون رفت و پرسید: جناب پرفسور ممکن است بفرمایید آیا این زین ساخت من مدرن است یا نه؟

 

پرفسور زین را بررسی کرد و سپس نطقی طولانی ایراد کرد که مفهوم آن این بود: خیر این زین مدرن نیست. استاد زین ساز سرخورده و ناراحت دفتر زتسسیون را ترک کرد. موقع خداحافظی پرفسور گفت: وظیفه ما تشویق صنعتگری صحیح و بارور کردن طرح های صنعتگران با ایده های جدید است. ما می توانیم به تو کمک کنیم. روز بعد استاد زین ساز به دفتر پرفسور بازگشت و با تعجب دید او ۴۹ طرح برای زین های او تهیه کرده است. استاد زین ساز با دقت همه طرح ها را بررسی کرد و در نهایت گفت: جناب پرفسور اگر من هم از اسب سواری، اسب، چرم و کار صنعتگری همین قدر کم سر در می آوردم حتما قدرت تخیل شما را می داشتم. پس از این واقعه استاد زین ساز خوشحال و خوشبخت به کار خود بازگشت و زین های خود را ساخت که نمی دانست مدرن هستند یا نه، چون برای او فقط زین بودند.

 

داستان استاد زین ساز داستان معماری معاصر است. محیط زیست عوامل جدید و در نتیجه محدودیت هایی را وارد معماری می کند و بنابراین بازی با شکل ها و مصالح مختلف را که ویژگی معماری معاصر است تحت الشعاع قرار می دهد. پروژه های شاخص اغلب یک یا چند ویژگی معماری را به انتخاب طراح، برجسته و به ارزش زیبایی شناسی تبدیل می کنند. بقیه مسائل معماری به گونه ای حل می شوند ولی هرگز منزلت عوامل محوری و شکل دهنده به پروژه معماری را پیدا نمی کنند.

مسائل محیط زیستی هم برجسته اند و هم شکل معماری را محدود می کنند و طبیعتا دامنه استفاده از فرم و مصالح را تا حد زیادی کاهش می دهند. از طرف دیگر، باید پذیرفت در شرایطی که محیط زیست در تهدید جدی قرار دارد، منابع طبیعی: جنگل ها، آب شیرین، هوای پاک، خاک حاصلخیز و قابل زراعت، سوخت فسیلی کاهش و جمعیت جهان افزایش می یابد، مدرن بودن همانند کار استاد زین ساز است. همچنان که مهارت و ابزار معماری محیط زیستی رو به گسترش است، نقد معماری نیز باید به ارزش های دیگری جدا از مسائل شکلی و عملکردی توجه کرد.

 

در حال حاضر در جهان، معماری محیط زیستی به دو صورت کلی مورد توجه است. شکل اول معماری محیط زیستی محافظه کارانه است. در این معماری به مسائل اصلی محیط زیست توجه می شود، از جمله: کنترل شرایط محیطی با استفاده از سیستم های حتی المقدور طبیعی، کاهش مصرف انرژی در مرحله تولید مصالح، ساخت بنا و به کارگیری تاسیسات کم مصرف در دوره بهره برداری، استفاده از انرژی های بدون آلودگی و قابل جایگزینی (انرژی خورشیدی، انرژی باد، انرژی امواج دریا و …) ، کاهش اتلاف انرژی با به کارگیری عایق مناسب، بازیافت انرژی از خروجی های ساختمان (دودکش، هوای گرم خروجی، انرژی ذخیره شده در مصالح سنگین ساختمان مثل قلوه سنگ، بتن و …)، استفاده از نور و تهویه طبیعی تا حد امکان، استفاده از مصالح غیر مضر برای طبیعت و مصالح قابل بازیافت، کنترل و تمیزسازی فاضلاب، و به کارگیری فضای سبز در ساختمان. در اینجا چالش اصلی، دستیابی به بازده صد در صد در نزدیک کردن معماری به طبیعت و پرهیز از هر گونه بحث مخالف محیط زیست است. مسئله اصلی این معماری فنی است و نتایج آن بیش از آنکه زیبایی شناسی باشد پاسخ گویی به نیاز افراد یا سازمان هایی است که محیط زیست را در صدر مسائل خود قرار می دهند. این معماری به دلیل نیاز به تکنولوژی و مصالح خاص که در همه جا تولید نمی شود به رغم صرفه جویی در مصرف انرژِی، پر هزینه است و جز در کشورهای پیشرفته که سطح درآمد آن ها قابل توجه است، به دلیل نیاز به سرمایه گذاری عظیم، توجیه اقتصادی ندارد. راه حل سهل الوصول تر برای کشورهایی مثل ایران، تلفیق تکنولوژی پیشرفته و بدوی در قالب پروژه های ابداعی است که از دستاوردهای معماری بومی در رابطه با کنترل شرایط اقلیمی و دانش امروزی بهرهگیرند. برای مثال معماری کویری ایران سرشار از دانش و تجربه در زمینه به کارگیری سیستم های طبیعی برای تامین شرایط رفاه نسبی (حرارت، رطوبت، و جریان هوای تازه) در داخل ساختمان است. آجر، خشت، کاشی، چوب و سنگ که در این بناها به کار می رفته، همچنان مصالح معتبری برای ساختمان سازی امروزی هستند. حداقل در بخشی از ساختمان های مسکونی و حتی در ساخت بناهای عمومی آموزشی، فرهنگی، اداری و تجاری می توان از فن آوری محیط زیستی به صورت تلفیق تکنولوژی جدید و بومی استفاده کرد و ساختمان های پایداری ساخت که از نظر زیبایی شناسی و کاربری مناسب نیز درخور توجه باشند. شکل دوم برخورد با بحث محیط زیست، در قالب معماری خاص و مدعی شهرت جهانی با شمایل چشمگیر و منحصر به فرد است. نوعی معماری که در زمینه فضا و مفاهیم نظری معماری قدمی جدید بر می دارند و به عنوان آثار شاخص و مرجع معماری جهان شناخته می شوند. بحث محیط زیست می تواند موانعی در راه خلاقیت قرار دهد ولی چنان که ارزش گذاری شود و به صورت خاص و ابداعی با آن برخورد شود می تواند فرم ها و فضاهای جدید و هیجان انگیزی به وجود آورد و حتی از جنبه نظری و مفهومی گام های مهمی به جلو بردارد.

از دهه ۹۰ هزاره دوم تعدادی از معماران برجسته به مسئله محیط زیست توجه کرده اند. البته این توجه بیش از آنکه به ساخت بناهایی منطبق با کدهای معماری محیط زیستی بینجامد جنبه کاملا تجربی و ابداع شخصی داشته و یک یا چند وجه همزیستی با طبیعت و محیط زیست را برجسته کرده است. این آثار اغلب راه حل هایی باز برای مسئله باز محیط زیست هستند و پیشنهاداتی ابداعی برای مسائل خاصی از محیط زیست را عنوان می کنند. اغلب این پروژه ها از نظر طراحی و اجرا هزینه های قابل توجهی دارند و بیش از آنکه در قالب یک پروژه مشخص فایده عملی داشته باشند، از جنبه باز کردن افق های جدید فنی زیبایی شناسی و به کارگیری خلاق تر و وسیع تر راه حل های محیط زیستی اهمیت دارند.