7

 

نام اثر: بنای یادبود بوعلی سینا

نام طراح: هوشنگ سیحون

تاریخ شکل گیری اثر: ۳۱- ۱۳۲۸ ه. ش.

کارفرما: وزارت فرهنگ و هنر

مجری: هوشنگ سیحون

موقعیت: همدان

مساحت بستر طرح: ۲,۶۰۰ متر مربع

مساحت زیر بنا: ۶۵۰ متر مربع

 

1

بنای یاد بود بوعلی از دو بخش «آرامگاه» و «برج یاد بود» تشکیل شده است. دیوارهای سنگی و تمام بستۀ «آرامگاه» بر گرداگرد محوطه ای نسبتاً وسیع نشسته اند تا فضاهای نه چندان بزرگ این بخش- کتابخانه، موزه و مزار- را در بر گیرند. حد فاصل دیوارهای خارجی و فضاهای داخلی تماماً با خاک پر شده، و «آرامگاه» جز در محل ورودی اصلی در شرق و ورودی غربی، ارتباطی با فضای باز اطراف ندارد. «برج یاد بود» که دقیقاً بر فراز مزار قرار دارد منشوری دوازده وجهی با ستون های ظریف و کشیدۀ بتنی است که کلاهکی مخروطی از جنس بتن بر سر دارد.

بنای یادبود بوعلی امروز در میانۀ یکی از میادین شهر همدان، دربستری از سبزه و درخت و آب قرار گرفته است؛ حال آنکه در ابتدا در حاشیۀ خیابان اصلی، در احاطۀ بافت مسکونی اطراف و چند بنای خدمات شهری و اداری واقع شده بود. به همین دلیل تحلیل این بنا فارغ از محیط پیرامون آن و تنها معطوف به طرح خود بنا خواهد بود.

نکاتی پیرامون اجزای طرح

بنای یاد بود بوعلی از دو بخش تشکیل شده است: آرامگاه و برج یادبود. بخش آرامگاه به مساحت ۶۱۰ متر مربع، ساختمانی تمام بسته و پوشیده از سنگ خارا است که کتابخانه، موزه و فضای اصلی آرامگاه (اتاق مقبره) را در خود جای می دهد. سطحی که این فضاها اشغال می کنند در حدود ۳۵ درصد از سطح کل بخش آرامگاه است و باقی آن با خاک پر شده است. ورودی اصلی به شکل رواقی با ستون های قطور نیم مخروطی در شرق بنای آرامگاه قرار گرفته است. دسترسی دیگری نیز از سمت غرب به فضای مقبره تأمین شده است؛ که البته دسترسی فرعی و خدماتی تلقی می شود.

برج کشید و بلند یادبود به شکل منشوری دوازده وجهی است که از استقرار دوازده ستون بتنی بر گرد دایره ای به قطر ۵ متر بر فراز ساختمان آرامگاه پدید آمده است. این ستون های کشیده هر چه به سمت بالا می روند به سمت مرکز دایره جمع می شوند و در نهایت به کلاهک مخروطی شکل فوقانی می رسند. ارتفاع رأس برج از روی سکو ۲۱ متر است که ۱۷ متر آن مربوط به پایه و ۴ متر آن مربوط به کلاهک مخروطی است.

بخش آرامگاه- به جز در محل ورودی- دیواره ای تماماً بسته و سنگی دارد؛ تناسبات آن افقی است و مانند تختی در زیر پای برج گسترده شده است.

از مقایسۀ سطح زیر بنای فضاهای استفاده شده در بخش آرامگاه با سطح قسمت های پر شده با خاک، تعمدی در پدید آوردن تختی وسیع استنباط می شود. به عبارتی طراح، به منظور خلق آرامگاهی پر ابهت، از دیوار کشی کاذب پیرامون سطحی قریب به دو برابر میزان مورد نیاز و پر کردن آن با خاک تردیدی به خود راه نداده است. به همین علت از این پس بخش آرامگاه را با نام «تخت» می خوانیم.

هر چند ردیف ستون های یاد شده نسبت به ورودی آرامگاه، سکو و برج فراز آن کاملاً متقارن است، اما نسبت به حجم اصلی تخت متقارن نیست، و احجام سنگی دو طرف این فضای نیم باز باهم یکسان نیستند و با شکست هایی به تدریج عقب می نشینند.

تفاوت جنس ستون های بتنی رواق ها با دیوارهای سنگی اطراف بخش ورودی را از احجام دو طرف خود متمایز می کند.

یکی دیگر از ویژگی های تخت، پلکان تماماً سنگی است که از میان دیوارهایی از همان جنس به بالا می روند. این پله ها مانند شکاف هایی در دل «تخت» سنگی طراحی شده اند؛ مخصوصاً پلکان جنوبی که با لغزش های مختصری نسبت به محور برج قرار گرفته است کیفیت فضایی خاصی پدید می آورد.

دو شیبراهه غربی (در طرفین ورودی غربی آرامگاه) که کاملاً نسبت به محور برج متقارنند- اگر چه در پشت ساختمان واقع شده اند- از نقاط قابل تأمل در طرح «تخت» محسوب می شوند.

درون «تخت» انتظام فضایی ساده ای دارد. فضاهای کتابخانه و موزه در طرفین محوری قرار گرفته اند که پس از عبور از یک گرۀ مربع شکل فرد را به اتاق مقبره می رساند. این ساختمان به واسطۀ احاطه شدن با احجام خاکریزی شدۀ اطراف و بسته بودن جداره های بیرونی، و ضخامت و سنگینی دیوارهای داخلی همچون بناهای زیرزمینی می نماید.

سطح روی «تخت» پهنۀ نسبتاً وسیع و بازی است و «برج» رفیع یادبود، نشسته بر یک سکو، تنها عنصر بارز آن محسوب می شود. دو محوطۀ سبز در شمال و جنوب این فضای باز گسترده، به دلیل آنکه اتصالی با برج و سکوی زیر آن ندارند تاثیر زیادی بر فضای پیرامون خود نمی گذارند؛ همچنانکه پیوندی نیز میان محوطه های بالا و پایین تخت به وجود نمی آورند.

برج یادبود واجد دو قسمت است: قسمت پایه که به دلیل وجود ستون های کشیده و بلند گرداگرد آن سبک و شفاف به نظر می رسد، و قسمت فوقانی یعنی کلاهک مخروطی شکل بالای برج که توسط پایۀ مذکور برپا داشته شده است. جمع شدن تدریجی ستون های پایۀ برج، و شکل مخروطی کلاهک روی آن، اشارۀ مستقیمی است به حرکت به سمت آسمان و میل به اوج گرفتن.

در طرح برج، «هندسه» از عوامل اساسی و مهم شکل گیری اجزا و عناصر است.

انتخاب یک چند وجهی منتظم محاط بر دایره در قاعده، طرح ستون ها به گونه ای که با بیشتر شدن ارتفاع به سوی مرکز دایره جمع می شوند، و انتخاب حجم خالص مخروط به عنوان اختتامیۀ برج، هیئتی کاملاً هندسی برای برج به همراه می آورد؛ که نشانگر مقید بودن طراح به نظم، تقارن و هندسه در این بخش از مجموعه است. انتخاب جنس بتن صاف و تراشیده برای برج موجب می شود که نظم و هندسه ای که از آن سخن رفت چشمگیرتر شود و در نهایت، برج به شکل حجم کاملاً تراشیده و خراطی شده ای بر فراز سکوی کم ارتفاع دیده شود.

 

بیان معماری در بنای یادبود بوعلی

«تخت سازی» در بخش آرامگاه- که پیش از این دربارۀ آن سخن رفت- نشان از معماری پیش از اسلام دارد. به جز این، نشانه های دیگری نیز از معماری ایران باستان در طراحی «تخت» دیده می شود. استفاده از فضای نیم باز و ردیف ستون های نیم مخروطی به عنوان ورودی، و پیشانی صاف بالای رواق از موارد تشابه میان این بنا با نمونه های باقیمانده از دوران پیش از اسلام است. به عنوان نمونه می توان به کاخ پذیرایی کوروش در مجموعۀ پاسارگاد اشاره کرد. در این نمونه، فضای ورودی توسط ایوانی میانی با ردیف ستون های نیم مخروطی (و از قضا با نه دهانه) از احجام توپر طرفین متمایز شده است.

استفاده از قطعات بزرگ سنگ و ایجاد دیوارهای بلند سنگی ناصاف با بندکشی های ضخیم، نیز معماری پیش از اسلام را تداعی می کند. پله های یکسره که گویی دیوارهای سنگی را می شکافند و بالا می روند مشابه هایی در معماری ایران باستان، از جمله در مجموعۀ تخت جمشید و معبد آناهیتا در کنگاور دارند.

تفاوت عمدۀ «تخت» با آثار باقیمانده از دوران پیش از اسلام، متقارن نبودن احجام پس و پیش نشستۀ آن است. در اینجا با آنکه طرح فضای داخلی همانند معابد و کاخ های پیش از اسلام کاملاً متقارن است، و علی رغم انتخاب عناصر متقارنی مانند دو شیبراهۀ غربی بنا، حجم کلی تخت و استقرار ورودی آرامگاه نسبت به آن از تقارن خارج شده است. این فقدان تقارن جلوه ای ارگانیک به بنا می دهد و از صلابت طرح- امری که در نمونه های قدیمی دیده می شود و زاییدۀ رعایت بی چون و چرای اصل تقارن است- می کاهد.

ورودی «تخت» در حالیکه از لحاظ فرم و شکل ظاهری از همان نمونه های باستانی پیروی می کند، اما به دلیل جنس و بافت منظم و تراش خورده اش در مقایسه با ظاهر ارگانیک دیوارهای سنگی طرفین به مثابه مظهری از دقت و نظم هندسی و علم و ریاضیات جلوه می کند، و از این رو نسبتی با برج بالای خود نیز برقرار می سازد.

در مقابل اشارات متعددی که در طراحی «تخت» به معماری پیش از اسلام شده است، «برج یاد بود» با بیانی متفاوت؛ آمیزه ای از معماری دورۀ اسلامی و معماری مدرن است.

مهم ترین عاملی که موجب می شود تا برج یادآور بناهای پس از اسلام باشد شباهت بسیار زیاد آن به برج گنبد قابوس است. طراح با انتخاب فرم منشوری که در بالا به یک مخروط منتهی می شود، اشارۀ مستقیم و روشنی به این الگوی سنتی کرده است. جدا از شباهت های دو برج گنبد قابوس و برج یادبود بوعلی، نشستن اولی بر بلندی تپه ای و دومی بر تختی دست ساخته، و «تنها بودن» آنها، از وجوه تشابه دو بنا به شمار می رود.

علی رغم شباهت هایی که ذکر شد، تفاوتی مهم میان برج یادبود بوعلی و گنبد قابوس وجود دارد. در گنبد قابوس با بنایی واحد و یکپارچه مواجهیم که بر فراز تپه ای نشسته و به بالا اشاره می کند. در برج یادبود بوعلی همان اشاره به بالا حس می شود، اما حجم اصلی یکپارچه نیست و به دو بخش مجزای «پایه» و «کلاهک» تقسیم می شود.  دو پارگی میان پایه و کلاهک سبب می شود تا وحدت و یکدستی- آنسان که در گنبد قابوس وجود دارد- در این بنا دیده نشود. به علاوه اگر برج در گنبد قابوس تنها واسطه ای برای اشاره به اوج و بازگشت به اصل است، در نمونۀ معاصر، خود موضوعی برای تماشا است، و اجزای مختلف آن هر یک خود را به نمایش می گذارند و عرض اندام می کنند.

نکتۀ مهم دیگر در مورد طرح برج، تفاوت در بیان معماری دو بخش «پایه» و «کلاهک» است؛ در حالیکه «کلاهک» یادآور گنبدهای رُک قدیمی است، پایه چنانچه به تنهایی ملاحظه شود موجودی متعلّق به «معماری مدرن» است؛ و با نشستن کلاهک مخروطی بر ستون های ظریف پایه است که برج طعم و مزۀ معماری اسلامی می یابد. و به تعبیری دیگر، طراح با تمهیداتی که به کار می بندد قرائتی مدرن از بنایی اسلامی عرضه می کند.

تفاوت میان پایۀ شفاف برج و حجم صلب و توپر کلاهک آن، موجب شده است تا برج ترکیبی از دو بخش مجزای «پایه» و «کلاهک» به نظر آید. همین کیفیت هنگام مشاهدۀ توأمان تخت و برج روی آن نیز احساس می شود. تناقض میان حجم توپر و سنگین تخت- که به دلیل وجود قطعات بزرگ و نتراشیدۀ سنگ خارا خشن و بدوی به نظر می رسد- و سطح صاف و تراشیده و منظم برج به گونه ای است که این دو بخش به صورت دو لایۀ کاملاً متفاوت ادارک می شوند که بدون پیوندی کامل در جوار یکدیگر قرار گرفته اند.

دو گانگی در طرح یک بار هم در محل رواق ورودی آرامگاه آشکار می شود؛ جایی که تفاوت میان بافت و جنس دیوارهای سنگی با سطوح تراشیده و صاف رواق ورودی به «تخت»، وجهۀ بنایی تراشیده شده در دل صخره های سنگی، و آرامگاه های ایران باستان یا «دخمه ها» را می بخشد.

طراح با نشاندن برج یادبود بر تخت و با استفاده از همان شیوۀ نشاندن صورت ها و معانی متفاوت در کنار هم، معماری پس از اسلام- و مشخصاً معماری مقابر برجی- را نیز به این مجموعه راه می دهد. و البته در کنار این دو نوع بیان ایرانی می توان بیان سومی را نیز مطرح کرد که همان بیان مدرن طرح است. استفاده از بتن نمایان در برج و در رواق ورودی، و شفافیت و سبکی برج و دوگانگی بیان در بخش های کلاهک و پایه، و بطور کلی میل به «خلاصه سازی» الگوهای قدیمی خصلت های مدرنیستی بنا را آشکار می سازد. به عبارتی مخاطب در اینجا با بنایی ایرانی مواجه است که به دوره های مختلف معماری این سرزمین اشاره می کند و در عین حال زیباشناسی مدرن را نیز با خود به همراه دارد.

2

3

4

5

6

7

mogheiate-banaye-yad-bood

mogheiate-emroozi

nama-sharghi

plan1