طراحی بسیار زیبای پوشیده از چمن کتابخانه دانشگاه دلف

طراحی معماری کتابخانه دانشگاه دلف در یک محوطه باز و وسیع چمن در محدوده دانشگاه دلف قرار دارد و یکی از عناصر شاخص معماری در شهر دلف هلند است. در نگاه اول از حجم کتابخانه فقط مخروط فلزی مرتفع آن دیده می‌شود. حتی ورودی کتابخانه هم چندان شاخص نیست. روی پوشش نهایی سقف کتابخانه، چمن رویانده شده است. چمنی که در هماهنگی با محوطه چمن اطراف، کتابخانه را در بافت جذب کرده و باعث شده که جزئی از محیط طبیعی به‌نظر برسد. در معماری این کتابخانه سقف شیبدار در نمای اصلی از زمین شروع می‌شود و به مراجعان امکان راه رفتن روی فضای چمن بام را می‌دهد. نورگیری این ساختمان از طرف دیگر انجام می‌شود و در جبهه ورودی به‌جز در ورودی گشایش دیگری وجود ندارد.

طراحی بسیار زیبای پوشیده از چمن کتابخانه دانشگاه دلف

وقتی حجم کتابخانه را از نزدیک دیدم، متوجه نشدم که با یک ساختمان عملکردی مهم سروکار دارم. حجم ساختمان در اولین مواجهه تا حدودی نامشخص است و تنها مخروط روی بام است که به‌خوبی دیده می‌شود. ورودی کتابخانه به‌صورت یک شکاف در دیواره چمن طراحی شده است. بخشی که ورودی کتابخانه را تشکیل می‌دهد در پلان به‌صورت یک مثلث است و با چندین پله به در شیشه‌ای ورودی ختم می‌شود. پله‌ها تمامی سطح ورودی را می‌پوشانند و آن را از سطح چمن اطراف جدا می‌کنند. سقف کتابخانه فلزی و شیبدار طراحی شده است و با راه رفتن روی سقف به‌خوبی می‌شود شیب را احساس کرد. کل سایت کتابخانه تقریبا مستطیل شکل است که چندان قابل تشخیص نیست. راه‌حل خلاقانه طراحان برای گریز از یک حجم ساده و یکنواخت که لازمه فضایی عملکردی مانند کتابخانه است، در طراحی این کتابخانه به‌خوبی خودش را نشان می‌دهد. معماری کتابخانه دلف از چند نقطه‌نظر شاخص و قابل توجه است. اولین نکته هماهنگی این کتابخانه با بافت اطراف است. کتابخانه با سقف شیبداری که از سطح ورودی آغاز می‌شود و با لایه چمن روی آن به‌خوبی در بافت طبیعی قرار گرفته است. دومین نکته شاخص، عناصر سازه‌ای خاص و منحصربه‌فرد این کتابخانه است که به‌گونه‌ای زیبا طراحی شده است. مهم‌ترین این عناصر معماری مخروط فلزی است که شاخصه این کتابخانه است و باعث می‌شود این کتابخانه که به‌خاطر طراحی خاص خودش در بافت حل شده است، نمایی ویژه داشته باشد. این مخروط خود از دو بخش بسته در قسمت پایینی و باز در نیمه بالایی تشکیل شده است و بخش بالایی آن با عناصر خطی فلزی از جمله لوله‌ها و کابل‌های فلزی طراحی شده، با دادن حالتی نیمه‌شفاف به این عنصر شاخص، آن را هر چه بیشتر با بافت هماهنگ کرده است. معماران با طراحی ورودی از یک جهت و نورگیری از جهت دیگر جبهه ورودی را با سایر بخش‌های ساختمان کاملا متمایز و متفاوت کرده‌اند. این کتابخانه کار گروه طراحان مکانو (Mecanoo) است که از سال ۱۹۸۴ در شهر دلف هلند مشغول به طراحی هستند. کتابخانه دانشگاه دلف در سال ۱۹۹۷ ساخته شده و برنده جایزه ملی طراحی ساختمان‌های فلزی هلند در سال ۱۹۹۸ شده است. گروه طراحان معماری مکانو در بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا هم آثار شاخصی طراحی کرده‌اند. کار این گروه طراحان در کتابخانه دانشگاه دلف آمیزه‌ای از پیشرفت‌های تکنولوژیک، توجه به مقیاس انسانی و نیز بازی با احجام است.بعد از وارد شدن به کتابخانه دلف، با فضایی کاملا متفاوت با معماری بیرونی آن مواجه شدم. هر چقدر که حجم معماری بیرونی به‌صورتی نامشخص در بافت قرار گرفته و به‌جز نماد شاخص خود، تقریبا در بافت ناپیداست اما داخل کتابخانه با مشخصه‌های کامل یک کتابخانه دانشگاهی طراحی شده است. حجمی وسیع با سقفی بلند که بخش‌های زیادی از آن به‌صورت void طراحی شده بود. دیوارها و کف کتابخانه در هماهنگی با قفسه‌های چوبی با همان رنگ و بافت قرار گرفته بود و باعث می‌شد که حواسمراجعه‌کنندگان پرت نشود. درواقع معماران، بازیگوشی طراحانه خود را در طراحی این کتابخانه برای فضای بیرونی نگاه داشته بودند و فضای داخلی را تا حد ممکن ساده و کاربردی طراحی کرده بودند.
سقف بلند کتابخانه مکانو در فضای داخلی، القای حس سکوت به مخاطب را آسان‌تر می‌کرد. در مواجهه با ساختمانی سرشار از کتاب، با سقف و ستون‌های بلند فلزی و قفسه‌های سرشار از کتاب، با نور طبیعی سکوت حاکم بود. کتابخانه دانشگاه دلف با حجمی خلاقانه که بخشی از محیط طبیعی به نظر می‌رسد تمام مشخصه‌های ضروری برای یک کتابخانه را در خود جای داده بود. در طراحی داخلی این کتابخانه از مصالح ارزانقیمت استفاده شده بود اما مانند سایر آثار معماران هلندی توجه ویژه به جزئیات و ظرافت کار در این ساختمان هم دیده می‌شد. اگر کتابخانه دانشگاه دلف، سقف چمنی و شیبدارش را نداشت و آنقدر متواضعانه در بافت سبز اطرافش جا خوش نکرده بود، نمی‌توانست به یک اثر معماری به یادماندنی تبدیل شود. تضاد موجود بین فروتنی این ساختمان در مواجهه با بافت اطراف از یک طرف و عنصر شاخص مخروطی آن از طرف دیگر برای من یادآوری‌کننده این بود که تضاد، اگر با دقت و دانسته به کار برده شود، چگونه می‌تواند برای ایجاد حس‌وحال موردنیاز طراح به کار بیاید و اثر معماری مورد طراحی را قابل توجه و شاخص کند.