John Ruskin
نگاهی به زندگی نامه جان راسکین ( John Ruskin )
جان راسکین، شاعر، فیلسوف، نویسنده، دانشمند و منتقد اجتماعی- هنری انگلستان، و نیز از معماران مطرح و نادر، در ۸ فوریه ۱۸۱۸ در لندن متولد شد. وی تحصیلات مقدماتی را در خانه خویش گذراند و سپس راهی دانشگاه آکسفورد شد. به جرات می توان گفت که در هر زمینه ای از سیاست، اقتصاد، هنر، جغرافیا، زمین شناسی، گیاه شناسی و … نام و یا اثری از راسکین به چشم می خورد.
او که در خانواده ای ثروتمند متولد شده بود، پس از مرگ پدر تمام ثروت وی را وقف فعالیت های خیریه، موزه، و فعالیت های فرهنگی کرد و خود به نویسندگی مشغول شد. علاقه و اهتمام راسکین به مباحث اخلاق و اخلاق مداری موجب شد تا تمام آثار او رنگ و لعاب اخلاقی داشته باشد.
راسکین با سخنرانیها و نقدهای خود در زمانی که جامعه صنعتی انگلستان در حال گذر از شیوه سنتی به صنعتی بود باعث ایجاد مباحث بسیاری در شاخه های هنر و صنعت شد. همچنین منشا اصلی جنبش های مختلف هنری در دهه های بعد از خود گردید.
اولین اقدام راسکین، نقد فلسفه هنر با تاثیر از فلسفه اجتماعی بود. در حقیقت باید چهارچوب فکری وی را در قالب چهارچوب غالب زمانه یعنی تفکر رمانیستی ارزیابی کرد. از دیدگاه او هنر وسیله ارتقای زندگی روانی مردم بود. وی با اشاره به از هم گسیختگی هنر علت آن را در وضع اقتصادی و اجتماعی انگلستان می دانست و آن را به انقلاب صنعتی نسبت می داد. او معتقد بود که انقلاب صنعتی، مردم را از فرهنگ مردمی خود دورکرده است و علت این امر را کار مداوم کارخانجات می دانست.
راسکین از تنزل مقام انسان از یک آفریننده به یک ماشین تکرار کننده که دیگر فکر نمی کند بسیار اندوهگین بود و یکی از دلایل ضدیت عجیب وی با صنعت را می توان در این موضوع جستجو کرد.
برداشت او از هنر و معماری تا حد بسیار زیادی از زیبایی شناسی ویکتوریایی و نیز زیبایی شناسی ادواری ملهم شده بود. او بسیار از تفکر پوژن (فرهنگ گرایی متعصب به سبک گوتیک)، تاثیر پذیرفته بود و معتقد بود آرمانی ترین شیوه ساخت، سبک گوتیک است و خواستار بازخوانی آن سبک و پایه ریزی فرهنگ براساس سبک گوتیک متاثر شده از قرون وسطی، بود.
او با شناخت دقیق شاهکارهای معماری و نقاشی اروپا،گرایش زیاد به طبیعت، پیروی از اصول موجود در طبیعت و سرسپردگی به قوانین آن، توجه به سندیت بنا و سرنوشت آن و عدم دخالت و تغییر در آنها، خواهان کمترین دخالت در بناهای تاریخی بود. وی همچنین معتقد بود که برای اصلاح شهر نیازمند اصلاح فرهنگ شهریم و نه دستکاری بیش از حد در بافت و ساختار موجود شهر. براین اساس راسکین، معتقد به ایجاد شهرها براساس الگوی شهرهای کوچک و متراکم همانند شهرهای قرون وسطی، بود.
انتقادات راسکین بر معماری آن دوره:
۱- نمایش ظاهری استخوان بندی حمال بنا در چیزی غیر از آنچه واقعا هست؛
۲- ظریف کاری و پوشاندن سطح خارجی بنا به منظور جلوه دادن آنها با مواردی چند از آنچه واقعا با آن ساخته شده اند و چسباندن تزیینات و کنده کاری برروی انها؛
۳- استفاده از تزیینات مختلفی که با ماشین ساخته شده اند.
معروفترین اثر جان راسکین یعنی کتاب هفت مشعل معماری در سال ۱۸۴۸ منتشر شد. در این کتاب راسکین سخن از معماری می گوید و معتقد است که معماری دارای هفت مشعل حقیقت، ایثار، قدرت، زیبایی، زندگی، خاطره و اطاعت است.
او تنوع در معماری را می ستود و معتقد بود که شهر مجموعه از واحدها نیست.
راسکین در سال ۱۸۸۹ از مقام تدریس و نویسندگی کناره گیری کرد و در ۲۰ ژانویه ۱۹۰۰ در هشتاد سالگی در لندن درگذشت، درحالی که تاثیر آثارش بر نویسندگان انگلستان غیر قابل کتمان است. چنانچه “لاور” معتقد است که دنیای مدرن بیش از حد تصور مدیون راسکین است.
آثار مکتوب راسکین حدود ۲۵۰ اثر است که توسط دو تن از دوستانش در سال ۱۹۱۲ جمع آوری شده اند.
مهمترین تالیفات جان راسکین:
۱- نقاشان مدرن، ۱۸۴۳؛
۲- هفت مشعل معماری، ۱۸۴۸؛
۳- مباحثی در معماری و نقاشی، ۱۸۵۳؛
۴- سنگ های ونیز، ۱۸۵۵؛
۵- به سوی آخرین، ۱۸۶۲؛ و
۶- تاجگذاری زیتون های وحشی، (کتابی در باب اقتصاد سیاسی مسایل اجتماعی)،۱۸۶۶٫
سخنانی ازجان راسکین:
«بر این باورم که نخستین نشان انسانهای به راستی بزرگ، فروتنی است.»
«اشعه آفتاب زیباست، باران شاداب و باد قوی میکند. هوای بد وجود ندارد، فقط اشکال مختلفی از هواهای خوب وجود دارد.»
«زمانی که عشق و مهارت در کنار هم هستند، منتظر شاهکار باشید.»