موزه یهود

 ناچار است مکانی باشد برای  یادآوری فراموشی، جایی که باید به خاطر آوریم تا فراموش کنیم. اما این مفهوم و کالبدی کردن آن فرایندی ‹متفاوت› را می طلبد چرا که قرار است با دیدی ‹متفاوت› به هر آنچه که قبلا وجود داشته نگاه کنیم. لذا محتوایی با چنین سنگینی و دهشتبار، فرمی نوین را می خواهد که معماری سترون شده مدرن از پس آن بر نمی آید. به ناچار باید این حکم تلخ را بپذیریم که هولوکاست نتیجه آرمان و  ایده آل متعالی و متافیزیک منشی است که در میان مدرنها به همسان سازی مشهور است. همسان سازی و تبعات آن از همان بدو ظهور خود در قالب مدرنیسم در همه نمودهای نظری و علمی متجلی گشته است. ریاضیدانان به توابعی که در قواعد موردنظرآنها نمی گنجد عناوینی چون گنگ و مبهم و نامعین نسبت می دهند. ساختارگراها به دنبال کلیت های دگرگونی ناپذیری می گشتند که فارغ از تفاوتها بتوان آنها را در هر کجا و در هر زمینه فرهنگی بتوان باز تولید کرد. کلیت هایی که به قول آدورنو از یهودستیزی جدایی ناپذیرند، این امر دامنگیر معماری نیز شد و تحت عنوان معماری بین الملل گسترش ایده همسان سازی را مد نظر خود قرار داد. معماری بین الملل با پشتوانه های فکری مدرن را می توان گونه ای از ستیز با تفاوت، اقلیت و نوعی از هولوکاست فرهنگ معماری بشر نامید. اما لیبسکیند از همان آغاز کار خود، رویه ای دیگرگونه در پیش می گیرد و یکسره به سراغ نشانه های اقلیت می رود. ستاره داوود یا همان مهر سلیمان.

«این ستاره جنبه های مکمل مختلفی را نشان می دهد. مثلث سر بالا نماد آتش و در عین حال نماد انسانی است که در جهت کائنات فعال و در جهت زمین منفعل است. مثلث سرپایین را انسانی می دانند که در جهت زمین فعال و در جهت آسمان منفعل است.»
لیبسکیند با در هم ریختن این نماد یهود که در همه جنبه های زندگی آنها رسوخ کامل پیدا کرده توانسته مفاهیم زیر را به عرصه متفاوت دنیای امروز فراخواند.
۱ – شروع پروسه یادمان سازی برای یهود و به معنای دیگر پایه و شالوده آن از خود قربانی شروع می شود. شاید بهتر است بگوییم با این کار موزه یهود از دایره بسته فرهنگهای آشغال و کثیف و در عین حال حتی منتقدی که آدورنو مورد سرزنش قرار داده بود خارج می شود. موزه  از همان بدو امر خود ارجاع و معطوف به خود است . در واقع می خواهد که متنی خود ارجاع باشد.

۲ – از همان لحظه شکست ستاره، موقعیتی که آن را جنون دیگر بودگی نشانه ها می نامیم شروع می شود.
این موقعیت را بدینگونه تعریف می کنیم:
موقعیتی که در آن نشانه ها از مدلولهای پیشینی خود گسیخته و سعی در ارائه مدلولهای نوینی دارند. گسیختگی نشانه تنها در فضایی می تواند رخ دهد که از هر لحاظ در حوزه فضاها و موقعیت های مالوف و آشنای قدیمی نگنجد. در واقع می توان گفت که جنون دیگر بودگی نشانه ها گونه ای آشنایی زدایی کردن از ادراک مالوف و معمولی است . این همان موقعیتی است که فوکو آن را تحت عنوان شکل ویران شده خرد، به معنای مالوف آن، یعنی جنون معرفی کرده. شکلی که هماره توسط خرد همسانساز مدرن سرکوب شده حتی اگر تحت لوای پیرا پزشکی و برپایی آسایشگاه باشد . در این راستاست که موزه یهود باید مکانی باشد تا از طریق آن نشانه ها از آسایش ابدی خود گسیخته و وارد حوزه متفاوتی از دلالتگری شوند.

موزه یهود به این اعتبار دارالمجانین نشانه هاییست که خود را از تبار خود نمی دانند. آنان از تبار خویش به نحوی دهشتبار می گریزند، چرا که غیر از این توانایی حمل معانی، مفاهیم و مدلولهایی را ندارند که از موقعیت یهودیت نشات گرفته اند. در واقع زبان صریح و یقین دکارتی مدرن جای خود را به ترکیبی از ناسازه ها می دهد. این یقین و صراحت امروزه در فضایی چون موزه یهود بیرنگ شده و گسست کامل از آن زبان آغاز می شود.برای بیان مفاهیم ‹دیگری› ، مفاهیمی که در دایره به ظاهر جهانشمول‹ خود› مدرنیستی نمی گنجد به زبانی دیگر نیازمندیم که موزه یهود الفبای آن را می سازد. اما خود این الفبا، این دایره واژگان و نشانه نمی تواند به ثبات برسد، نباید به کلیشه ای شدن، جهان شمولی و بازنمود در آینده بیاندیشد چرا که در اینصورت دوباره در دام اندیشه ای می افتد که انگیزه های ساخت این موزه را فراهم کرده است.
با شکستن ستاره یهود در درجه اول تقابلهای زمین/آسمان ، فعال/منفعل،….. رنگ می بازند. مرزهای بین زمین و آسمان، انسان و خدا و همه نمودهای فرهنگی آنها که به شکلی دیگر در توتالیتاریسم به ظاهر روشنگرانه عقل تسلیحاتی مدرن، در عصر اقلیت ستیز ظاهر می شود، درهم ذوب شده و در شکل حرکتی سریع ، بی بازگشت و بدون پسماند به تاریخ سایتی که موزه در آن قرار می گیرد به صورتی کاملا ناسازه وار ملحق می شود. ( قدم دوم جنون).
بی شک نشانه هایی که به دیگربودگی می رسند لحظه ای برق آسا در تاریخند که به نام هنر ناب و برای همیشه در تاریخ ثبت می شوند. آنان همیشه وصله های ناجوری بوده اند که به تن تاریخ منظم و دارای سلسله مراتب و فرموله بشری پینه خورده اند. موزه یهود اینگونه باید به تاریخ قبل و بعد از خود پیوند بخورد: هولناک، بی بازگشت ، بدون پسماند و بسان خاطره ای هر چند برق آسا که میخواهیم فراموش کنیم.
ایده شکستن نشانه یهود ایده ایست که قبل از هر چیز به هویت فاقد تفکر ارزشگذارانه پیوند می خورد. نشان از نگرشی n بعدی دارد. ایده ای که از دید آن به قول ادورنو : «جلادان و قربانیان، چه در مقام کسانیکه کورکورانه ضربه می زنند و چه در مقام آنانی که کورکورانه دفاع می کنند، هر دو متعلق به یک چرخه معیوب فاجعه بارند»((آدورنو، تئودور و/ هورکهایمر ماکس،۲۹۱:۱۳۸۴). به همین دلیل هم در موزه یهود هیچ نشانه ای از ضدیت با نازیسم وجود ندارد.
فرم پس از تولد و در مسیر خود جهت الحاق به نشانه های تاریخی سایت، همچنانکه آرام نمی نشیند و مدام در جهت گیری خود قطعیت ها را از بین می برد، به نحوی از خودویرانگری نیز دست می زند. کسی نمی تواند ابتدا و انتهای آن را از هم تشخیص دهد. فرم موزه نشانه ایست که از هر مدلول قطعی برق آسا می گریزد. پیچ و تاب های این نشانه در هیچ مختصات دکارتی قابل پیش بینی نیستند.ضد هندسه و ضد جایگاه پذیری در هر عنوان هندسی هستند.

چنین فرمی هم، نمی تواند خالص باشد. کسی هم که در داخل این فرم قرار است هولوکاست را در قالب عملکردی متشکل از سیرکولاسیونها و مکثها تجربه کند نباید از روزنهای آشنا به بیرون بنگرد. گویی زاویه دید کاربر همان شکافها و گسیختگیهایی است که فرم به مثابه یک ابر نشانه یا شاید فرا نشانه در مسیر عریان کردن خویش از دلالتهای پیشین به تن خریده است. گسیختگی هایی که به سبب نا آشنا و نامالوف بودنشان هراس انگیزند و همین هراس برای انسان امروزی که بااطمینان به دور از هیچ ترسی به بالا رفتن آسانسورها و جت ها اعتماد می کند کافیست.

شکافها در متن فرم موزه یهود شکافهایی به شدت تاویل پذیرند. رولان بارت در کتاب لذت متن ، موقعی که از انواع لذت در خوانش اسم می برد به مفهومی تحت عنوان برهنگی موضعی اشاره می کند. از دید او برهنگی موضعی هر آن لذت بخشتر از عریانی و برهنگی محض است، چرا که مدام خواهش ما را برای دیدن آنچه که خارج از آن موضع عریان و برهنه نیست بر می انگیزد و بدینسان شهوتی از تمایل به خوانشی دیوانه وار را در درون انسان رقم می زند. پشت شکافهای موزه یهود چه چیزی نهفته است؟ اگر با عریانی کامل موقعیتی را که لیبسکیند فراهم کرده بود می دیدیم شهوتی برای خوانش و دیدن باقی می ماند و یا حتی برعکس، آیا در پوشاندن کامل آن نیز، همان لذت باقی بود؟ در واقع آنچه از موزه یهود فرمی خوانش پذیر ارائه داده، همان گسیختگیهای شهوتناکی هستند که مدام ما را در ارضای کامل دیدن آنچه نباید ببینیم آویزان باقی می گذارند. شکافها عناصر نرینه تفکر ما را برای رسیدن به ارگاسم کامل به سخره می گیرند.اگر چه هیچ ورودی ای تعریف شده به معنی کلاسیک و حتی مدرن در این موزه وجود ندارد اما باید رفت و دید. شهوت رفتن ما را از ماندن باز می دارد. در واقع شکافها و گسیختگیهای فرم در موزه یهود همان difference یا ‹تفاوت› هایی هستند که از دید دریدا معنا را به سبب فاصله ای که از موضوع دارند به تاخیر می اندازند.

بدین اعتبار موزه یهود یک متن باز است. متنی که از هرگوشه آن می توان شروع به خوانش کرد. شاید بهتر آن باشد که بگوییم این همان، ضد متن وضد کتابی است که دریدا آرزوی نوشتنش را داشت. همان دریدایی که روزگاری احتمال شکست دکانستراکشن را با ذهن فرمول گریزش محاسبه کرده بود. متنی باز که به هر ذهنی اجازه دست درازی،تعارض و تجاوزی را می دهد که می خواهد ارگاسمهای خود را در ارضای شهوتناک خوانش تجربه کند.

در پایان می توان موزه یهود را جزو معدود آثار معماری دانست که با دیدی واسازی گرا همچنان پس از ساخت و کالبد یافتن، دوباره و از نو قابل واسازی، خوانش و تاویل دیگرباره اند. لیبسکیند ثابت کرده است کالبد و تجسد یافتن نمی تواند پایان راه واسازی در معماری باشد، بلکه همچنان نیز که قبلا نیز گفته شد، می تواند نه تنها آغاز راه بلکه موجد متون و کالبدهای نوین باشد. از این روست که باید گفت این موزه همزمان با فراموش کردن و به یاد آوردن مدام در معرض آگاهی بخشی و آگاهی یابی قرار دارد. لذا به حوزه پایان ناپذیر معناها متصل شده، موردی که امروزه بشر بیش از پیش به آن نیازمند و محتاج است.
نکته مهم دیگر در راستای موفقیت این موزه در حوزه معماری را می توان به رابطه بین اثر و تئوری نسبت داد. لازم به ذکر است که همواره بین اثر هنری و تئوری رابطه ای دو سویه برقرار بوده و هست. همین بس که بسیاری از تفکرات عصر مدرن از آثار هنری بزرگ نشات گرفته اند. میلان کوندرا نویسنده بزرگ چک در کتاب « هنر رمان، میراث گمشده سروانتس» می گوید: « مارکسیسم قبل از اینکه به عنوان تفکری عظیم ظاهر شود در رمان و ادبیات اتفاق افتاد.» یا در مصاحبه ای اینشتین گفته بود نظریه نسبیت را از رمان برادران کارامازوف آموختم. این مسئله در معماری نیز وجود داشته و دارد. گمان نمی رود هیچ معماری حتی پیشرو، تئوریهایش را قبلا روی کاغذ آورده و سپس تک تک به مفاد آن عملکرده باشد. هنر همواره چه خوب، چه بد عرصه آزمونها و خطاهای بشر بوده برای رسیدن به تعالی آگاهی. این سویه را می توان سویه « از هنر به سوی تئوری» نامید. یعنی در واقع به جایی برسیم که آثار موجد تغییرات و دگرگونیهای فکری شوند. اما سویه دیگری نیز وجود دارد که آن را می توان در حوزه «از تئوری به سوی  هنر» دسته بندی کرد. تاریخ هنر و تلاش هنری بشر نشان داده که این سویه هیچگاه عمر چندانی نداشته، برای اثبات این ادعا نگاهی به تاریخ ظهور و افول مکاتب مختلف هنری در سر آغار قرن بیستم کافیست.
آیزنمن و چومی را در کارهای اولیه خود، خصوصا در دو اثری که با نظارت فیلسوف ساخته می شد می توان در زمره دار و دسته دوم ( از تئوری به اثر) طبقه بندی کرد. به همین دلیل هنر آنها و آثارشان در این دو اثر تنها و تنها جوابگوی توقعات و انتظاراتی بود که خود آنها از آثارشان داشتند. برعکس این رویه را در کارهای لیبسکیند می توان دید. نگرش اثر به هنر نگرشی است که آخر سر به تولید اثری هنری ای می انجامد که خود مولد دلالتهای بعدی است. ما آزادیم که در خوانش موزه لیبسکیند آن را واسازی تفکر مفهومی مدرن بدانیم یا نه، و همچنان آزادیم که روش و فرآیند طراحی او را فرایندی واسازیگرایانه قلمداد کنیم، چرا که به هیچ پیش زمینه تئوریک و بسته و در عین حال مانیفستی وابسته نیست. موزه یهود متنی خود ارجاع است که برای خوانش و قرائت مجدد آن نیاز به هیچ منبع دیگری غیر از خود موزه و اثر نداریم. اما اعلام شروع یک فاز معماری دکانستراکت از سوی آیزنمن و چومی به ناچار دست منتقد و مخاطب را برای رسیدن به رهیافتهای نوین معنایی می بندد.آن دو به تولید متنی پرداختند که اگر چه با بسیاری از ایده های دکانستراکشن منطبق بود اما همین انطباق از پیش تعین شده از آثار، متنی بدست داد که نتوانست خود ارجاع باشد. ما می بایست و هنوز هم می باید برای تاویل این آثار به گزیده گوییهای معمارانشان و فیلسوفان مولد آنها مراجعه کنیم. بی شک لاویلت و وکسنر مانیفست معماری دکانستراکت هستند اما هر مانیفستی نیز تاریخ انقضایی دارد و این را نیز در نظر داشته باشیم واسازی فرایندی است برای پایان دادن به روشهایی که به تولید تفکراتی با تاریخ مصرف معین منجر شده اند. واسازی هیچ چارچوب از پیش تعین شده ای را بر نمی تابد.

ساختار هر اثر با تولید آن به دنیا می آید، و در معماری این مقوله از همه شاخص تر است خصوصا اینکه در معماری فرصتی برای جبران و اصلاح نیست. ممکن است از خواندن کتابی ناخوشایند خسته شده و آن را به گوشه ای پرت کنیم اما هیچگاه نمی توانیم در ساختمانی که ناخوشایند طراحی شده زندگی نکنیم.

مجتمع تجاری دیدار

دفتر معماری آرتور و همکاران،  AOA

آرشیتکت: آرتور امید آذری

کارفرما: آقای تفرشی

موقعیت: تهران_سعادت آباد

 

 

طرح نهایی:

 

arturazeri,artorazeri,ارتور اذری,آرتور آذریarturazeri,artorazeri,ارتور اذری,آرتور آذری

 

نور پردازی در شب:روشنایی نما-arturazeri,artorazeri,ارتور اذری,آرتور آذری

ورودی شرقی:arturazeri,artorazeri,ارتور اذری,آرتور آذری

 

راهرو تجاری:arturazeri,artorazeri,ارتور اذری,آرتور آذریarturazeri,artorazeri,ارتور اذری,آرتور آذری

 

فوودکرت:arturazeri,artorazeri,ارتور اذری,آرتور آذریarturazeri,artorazeri,ارتور اذری,آرتور آذریآلترناتیو پیشین:

۰۳

۰۱

۰۲

۰۴

۰۶

۰۸

پذیرفتن این موضوع چندان سخت نیست که «نما» درمیان مفاهیم مختلف ساختمان سازی از اهمیت بصری اجتماعی تری برخوردار است. نمای یک ساختمان در حقیقت وجه اجتماعی آن ساختمان و زبان دیالوگ و تعامل آن با فضای اطرافش است. ایده های یک معمار، در طراحی یک بنا تنها در نمای آن بناست که رخ می نمایاند و اگر خوب طراحی شده باشد، ما را با زبان بصری خود به درون دعوت می کند. این بعد از معماری البته در طراحی شهری نیز اهمیت دو چندانی دارد؛ زیبا شدن جلوه ظاهری و بیرونی ساختمان و در نتیجه ایجاد دورنمای مناسب برای محلی که ساختمان در آن واقع شده است، یکی از این دلایل است.

نما؛ جلوه ظاهری ساختمان

از طرفی می توان از نگاه مهندسی سازه هم دلایل قانع کننده ای برای توجه به نمای یک ساختمان عنوان کرد:
– کاهش اتلاف انرژی در تمام مدت سال، چرا که نما در ساختمان نقش یک عایق حرارتی و برودتی را ایفا می کند که از هدر رفتن انرژی تولیدی سیستم های گرمایشی و سرمایشی جلوگیری می کند، همچنین می تواند موجب دفع و انعکاس گرما در تابستان، خاصه در مناطق گرمسیری شود و عکس همین عملکرد را در فصل زمستان برای جذب انرژی خورشیدی و گرم شدن ساختمان ها در مناطق سردسیری ایفا کند.
– نمای ساختمان به عنوان یک عایق صوتی ایده آل و مناسب عمل می کند. کاملا واضح است که نمای ساختمان نقش بسیار مهمی در کاهش ورود آلودگی های صوتی و صداهای آزاردهنده محیط بیرون به فضای داخلی ساختمان ایفا می کند.این موضوع در ابرشهرهای با آلودگی صوتی بالا، بیشتر نمود پیدا می کنند.
در ساخت وسازهای عصر حاضر، این عایق کاری صوتی با استفاده از نماهای شیشه ای و با به کارگیری شیشه های چندلایه، به نتایج بهتر با بازده بیشتری رسیده است. زیرا هم بهره گیری از نور بیرون برای تامین روشنایی داخل ساختمان سهل تر است و هم از ورود صداهای ناهنجار به داخل جلوگیری می شود.
-کمک به افزایش دوام و پایداری ساختمان ها در برابر شرایط نامساعد جوی و محیطی و در نتیجه افزایش عمر مفید ساختمان

 

در این مثال،اسکیس کشیدن شبیه مراحل سه گانه ی مثال قبل میباشد.

 

1_400_10
معبد یونیتی، پارک اوک، ایلینوا، فرانک لوید رایت، معمار

موضوع این مثال ممکن است تا حدودی به علت تمایلی که در واقع گرایی آنچه که نظر هندسه و پرسپکتیو میبینید مشکل به نظر آید.در این راستا،مفاهیم مربوط به پرسپکتیو را به ذهن راه ندهید و بیشتر به آنچه چشمانتان مشاهده میکنند تکیه نمایید.

11_400_02

اگر خطوط را مطابق آنچه که میبینید ترسیم نمایید، آنها خود به خود(در پرسپکتیو)قرار خواهند گرفت،در دومین ترسیم،زاویه خطوط اریب از طریق تجسم آنها همچون عقربه های ساعت به دست می آید.

22_400

33_400

final_400

 

اصول استفاده از آینه در دکوراسیون داخلی

آیینه عنصر مهم و برجسته ای در دکوراسیون منزل می باشد. این عنصر کاربردی زیبا می تواند دارای قاب و شکلهای مختلف باشد و هم چنین می توان با استفاده از یک تکه الماس آن طور که می خواهید آن را برش دهید .
با استفاده از آیینه می توان کاری کرد که فضای کوچک یک اتاق فوراً بزرگتر نشان داده شود . هر چه سایز آیینه بزرگتر باشد بهتر خواهد بود . آیینه را روبروی دیوار اصلی اتاق که به عنوان نقطه کانونی اتاق هم از آن یاد می شود نصب کنید تا از لحاظ بصری مابقی اتاق را بزرگتر و جادارتر نشان دهد . حتی استفاده از یک آیینه چهارگوش شیک می تواند موجب شود که فضای اتاق روشنتر شود چرا که آیینه نور را منعکس می کند و تصور بزرگتر بودن اتاق را در ذهن ایجاد می کند .
قاب آیینه عنصر دیگری در دکور است که جلوه متمایزی به آیینه می بخشد .

آینه در دکوراسیون داخلی

 

قاب های آیینه
قابهای آیینه از لحاظ شکل ، فرم و جنس ماده مورد استفاده تفاوت زیادی دارند . این قابها می توانند چوبی ، فلزی ، پلاستیکی و یا دیگر مواد باشند که می تواند خود آیینه و یا دکور خانه را تزیین نماید .
آیینه های جالب و چشمگیر را می توان به عنوان دکورهای دیواری مورد استفاده قرار داد . این نوع آیینه ها می بایست در استایل و داخل خانه استفاده شوند .

برش آیینه
می توانید آیینه هایی را پیدا کنید که شکلهای کاملاً متفاوتی دارند . این نوع آیینه ها دکوراسیون دیواری فوق العاده و غیر معمولی ایجاد می کنند . می توان آنها را بطور آماده از بازار تهیه کرد یا اینکه بر طبق سلیقه خودتان سفارش دهید تا برش داده شوند . این نوع آیینه ها کارآمدی کمتری دارند اما آنها هم با انعکاس نور می توانند موجب بزرگتر شدن فضای اتاق گردند.

آیینه های شکسته
آیینه های شکسته شده همواره چیز بدی نیستند . از تکه های برجامانده می توان در طراحی دکور منزل استفاده کرد و یا اینکه در ساخت بعضی از انواع صنایع دستی یا تغییر و اصلاحاتی که در خانه انجام می دهید استفاده شوند  می توان آنها را به تکه های ریزتر برش داد برای آیینه کاری گلدانها یا دیوارها از آنها استفاده نمود.

 

مجسمه های مرمر، پارچه های سنگین

بعضی ها دوست دارند حال و هوای خانه ای که در آن زندگی می کنند کاملا رسمی باشد. برخی مدل های ساده تر را می پسندند. عده ای هم دوست دارند حال و هوا و سبک خانه مطابق با سلیقه شخصی آن ها چیده شود. اگر شما هم به دنبال چیدمان خانه خود هستید و در این چیدمان دوست دارید فضای خانه تان به فضای کلاسیک نزدیک باشد می توانید پنج ایده ای را که در این مطلب آمده، دنبال کرده و آن را به اجرا گذارید.

دکوراسیون منزل،ایده های 5 تایی در دکوراسیون رسمی و کلاسیک

۱٫ رنگ ها:رنگ های قرمز، زرشکی، انواع سبز و خاکی بیشتر از سایر رنگ ها در سبک کلاسیک نمود دارند. برای ایجاد فضای کلاسیک می توانید از این رنگ ها در دکور دیوار، روکش مبل، فرش، پرده و … استفاده کنید. این رنگ ها بهتر است به نسبت ۶۰ درصد رنگ اصلی، ۳۰ درصد رنگی که در کنار رنگ اصلی و به عنوان رنگ دوم در فضا استفاده می شود و۱۰ درصد رنگی که برای لوازم دکوری استفاده می شود و از شدت بیشتری نسبت به رنگ ها دیگر برخوردار است، ترکیب شوند. در سبک کلاسیک اگر برای دیوارها از رنگ های حد وسط (نه پر رنگ و نه کم رنگ) استفاده می کنید، برای پرده ها و روی مبلمان هم از همین رنگ های حد واسط استفاده کنید. اما اگر برای دیوارها از رنگ های کم رنگ استفاده کنید، برای پرده ها و مبلمان رنگ های تند به کار ببرید. مثلا اگر برای دیوارها از رنگ سبز بسیار کم رنگ استفاده کرده اید برای مبلمان و پرده از رنگ های قرمز و زرشکی استفاده کنید.

دکوراسیون منزل،ایده های 5 تایی در دکوراسیون رسمی و کلاسیک

۲٫ پارچه ها: معمولا در سبک کلاسیک از پارچه هایی با کیفیت بالا استفاده می شود. بنابر این اگر می خواهید برای مبلمان این سبک پارچه تهیه کنید. بهتر است از انواع حریر، مخمل های ساده با جزئیات کم و در رنگ های نامبرده، استفاده کنید در ضمن در در این سبک از پارچه های خیلی براق استفاده نمی شود. استفاده از منگوله و حاشیه هم در این سبک مجاز بوده و به تقویت سبک در فضا کمک می کند.

۳٫ نور: نوری که در سبک کلاسیک بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد نور عمومی و جهت دار است که تقریبا در هر فضایی لازم است. شما می توانید برای ایجاد نور عمومی از لوسترهای آویزان سقفی (بیشتر لوستر های کریستال و برنز مد نظر است) و برای ایجاد نور جهت دار از شاخه های دیواری و آباژورهایی با شیدهای ساده استفاده کنید. این آباژورها معمولا به صورت جفت روی میزهای عسلی در دو سمت کاناپه قرار می گیرند و یا آنها را در دو سر یک کنسول روبروی میز نهار خوری قرار می دهند.

۴٫ مبلمان: اگر قصد خرید مبلمان سبک کلاسیک را دارید باید بدانید مبلمان این سبک قاب چوبی دارد و دارای کنده کاری و طرح های نسبتا ساده و غیر پیچیده است. برای تقویت این سبک در فضا از پیانو در کنار سایر مبلمان استفاده می شود.

تعادلی که معمولا در این سبک لازم به اجراست، تعادل تقارن است.

۵٫ لوازم دکوری: انواع مجسمه های مرمر و تابلوهای نقاشی بزرگ، پرتره، آباژور و… سبک کلاسیک را با خانه شما می آورند. همچنین برای ایجاد نقطه تاکید، به کار بردن یک جفت آباژور یا لوازم دکوری دیگری که شبیه هم هستند، توصیه می شود.

دکوراسیون منزل،ایده های 5 تایی در دکوراسیون رسمی و کلاسیک

 

مولفه‌های بسیاری درانتخاب نوع نمای ساختمان‌های مختلف، با کاربری های مختلف موثرند. مولفه‌هایی چون دوام، زیبایی، پایداری، سبکی، قابلیت نگهداری و تعمیرات ارزان و… .
امروزه نماهای جدیدی در صنعت ساختمان سازی وارد شده اند که کم کم جایگزین مصالحی چون آجر، سنگ، گرانیت و … می شود، نظیر نماهای کامپوزیت و شیشه که در بسیاری از موارد مقرون به صرفه تر از مصالح سنتی هستند.
نمای مینرال نیز یکی از گزینه‌های جدید برای معماران و طراحان منزل است که در مقایسه با مصالح متداول، مزیت های خاص خود را دارد.
یکی از مهمترین مشکلات ساختمان سازی در کشور ما، روند طولانی اجراست و نمای مینرال قابلیت اجرای سریع را دارد که می تواند منجر به کاهش زمان ساخت و ساز شود.
این متریال، قابلیت چسبندگی بر هر سطح صافی را دارد، بنابراین استفاده از آن به جای سنگ، آجر، سیمان، ایرانیت، شیشه و… در نما امکان پذیر است و معایب هر کدام از مصالح ذکر شده را نیز ندارد. نه سنگینی و خطر سازی سنگ و آجر و … را دارد و نه با مشکلاتی عدیده نمای سیسه‌ای بخصوص در هنگام نصب و در دوره نگهداری دست به گریبان است.
این نوع نما حتی برای پوشش دیواره‌های داخلی نیز قابل استفاده است، نمای مینرال به سادگی می‌تواند جایگزین رنگ و سفید کاری شود که هزینه‌های نگهداری، تعویض و تغییر فرم آنها را نیز ندارد.
مینرال یکی مقاوم ترین مصالح مورد استفاده در نما، در برابر خطر بزرگ زلزله است که ویرانگری سنگ و برندگی شیشه را نیز ندارد.
یکی دیگر از ویژگی های مینرال، تنوع رنگ و فرم‌های ویژه برای نماهای خارجی و داخلی منزل است که دست معماران را برای خلق فضاهایی بدیع و آرامش بخش باز می‌گذارد.

نمای ساختمان، طراحی نمای مینرال

نمای مینرال-minral

نمای مینرال ترالیت

نمای مینرال یکی از نماهای روز ساختمانی می باشد که به سرعت در ایران مورد مقبول واقع شده است ، به ویژه این که  جای خود را به عنوان یکی از گزینه های اصلی

نمای ساختمان مسکن  مهر باز کرده است.

نمای مینرال چیست؟

نمای مینرال تشکیل شده است از سرامیزه طبیعی سنگهای معدنی (مرمر- گرانیت- کوارتز) در حجم ها وچگالی یکسان حاوی رزین های صنعتی وچسب های سیلیکونی

وآکریلیک بیس آب که بعداز خشک شدن نما تأثیری برآن ندارد. باتنوع رنگ و دانه بندی های متعدد.

تنوع محصول نمای مینرال :

نمای مینرال در سه  دانه بندی درشت ، متوسط ، ریز وهمچنین بالغ بر ۴۸ نوع رنگ زیبا و متنوع عرضه میگردد.

ویژگی های عمومی نمای مینرال :

۱- اجرای سریع و صرفه جویی در زمان ونیروی کار :

یکی از ویژگی های منحصربه فردنمای مینرال، سرعت اجرایی بالا می باشد بطوریکه هراپراتور مینرال، روزانه در سطوح صاف قادر به اجرای۵۰ الی ۷۰مترمربع

می باشد. این سرعت در مقایسه بانماهای سنگی- آجری -کامپوزیت تقریباً بیش از ۵ برابر است. معمولاً در اجرای نماهای مینرال در یک پروژه، حداقل ۲ اپراتور همزمان

شروع به اجرا کرده ودر هرپروژه، سرعت مینرال حتی در ارتفاعات بیش از ۱۰۰مترمربع در روز می باشد.

در پروژه های انبوه که به صورت مجتمع ساخته شده اند، بزرگترین مشکل در اواخر پروژه، مربوط به نمای پروژه ها می باشد. درواقع استفاده از نماهای سنگی وآجری

کاملاً وقت بربوده به همین دلیل سرعت اجرای بالای مینرال این مشکل را حل کرده وازلحاظ صرفه جویی در زمان وهزینه بسیار مناسب می باشد.

۲-وزن بسیار سبک :

سبک سازی وزن سازه ها:

یکی از مهمترین معضلات صنعت ساختمان وزن زیاد سازه ها هاست که باعث میشود سهم بیشتری از نیروی زمین لرزه را دریافت کند. همچنین مصالح سنگی ،آجری ،

شیشه ای وکامپوزیت استفاده شده در نمای ساختمان هابه دلیل وزن بالایشان بیشتر در معرض خطر جداشدن از دیوارو پرتاب شدن برروی محل گذر عابران قراردارد.

وزن زیاد وحجم بالای سنگ ومصالح مشابه از زیرسازی های سنگین تری را می طلبد که در این راستا در ساختمان های بلندتر از چهار طبقه کمتر مصالح سنگی درشت

وآجری استفاده میکنند. بدین شکل نمای مینرال و رولستر پلاسترهای معدنی بیشتر در مرکز توجه قرارگرفته اند.

بزرگترین ویژگی نمای مینرال وزن بسیارسبک این نوع نما در مقایسه با نماهای سنتی می باشد. مصرف مینرال در هرمترمربع ۳٫۵ کیلوگرم در مترمربع می باشد.

مصرف سنگ در هر مترمربع ۸۰الی ۱۰۰ کیلوگرم می باشد.

مصرف آجر در هرمترمربع ۲۰الی۴۰ کیلوگرم می باشد.

۳- غیرقابل اشتعال در هنگام آتش سوزی :

نمای مینرال به خودی خود اشتعال زانمی باشدو در صورت آتش سوزی مشتعل نشده و به صورت پودر شده و می ریزد.

۴-مقاوم در برابرهوای گرم وسرد:

نمای مینرال مقاومت بسیاربالایی درهوای گرم وسرد دارد.

۵-مقاوم در برابر بخار آب:

نمای مینرال مقاومت بسیار بالایی در مقابل بخار آب رادارد .

۶- عایق رطوبت و قابل شستشو:

نمای مینرال با داشتن رزین اکریلیک و سیلیکون پس از خشک شدن به یک صفحه نایلونی تبدیل شده و مانع نفوذ رطوبت می شود .

البته با در نظر گرفتن  تمامی موارد فنی قبل و در حین اجرای زیر سازی و اجرای نمای مینرال.

۷- آسیبی به محیط زیست وارد نمی کند:

به علت عدم استفاده از حلالهای سمی و مضر وموادنفتی درساختار شیمیایی آن دوست دار طبیعت می باشد.

۸- مقاوم دربرابر زلزله وضربه:

نمای مینرال به علت وزن سبک وضخامت کم وانعطاف پذیری بالاکاملاً درمقابل ضربه وزلزله مقاوم می باشد.

 

۹- از بین بردن محدودیت ها در استفاده از ایده های طراحی.

۱۰- زیرسازی آسان و متنوع

۱۱- نمای مینرال طی سالیان دراز درکشورهای اروپایی نظیر ترکیه، آلمان، ایتالیا، رومانی، روسیه، آذربایجان وغیره استفاده میشود.

۱۲- دارای تنوع رنگ طبیعی سنگ که بامخلوط چند نوع سنگ به رنگهای مختلف تبدیل شده و دارای چهل وهشت رنگ متنوع میباشد.

 

نمای مینرال-minral

نمای مینرال-minral

از زمان‌های دور، آتش و آتشدان کانون مرکزی زیست آدمی بوده است. با گذشت سالها و سده‌ها، این کانون گرم از یک نیاز کاربردی به عنصری سبک‌ساز و زیباشناختی تبدیل شده است. با افزوده شدن بر شمار اتاق‌ها در خانه‌ها و ساختمان‌ها، از ارزش کانونی آتشدان‌ها و شومینه‌ها کاسته و بر ارزش زیبایی و تزئینی آنها افزوده شد. این تغییر ارزش در طراحی ساختار و نمای شومینه‌ها اثر نهاد. از آن پس شومینه‌ها عنصری شدند که در هر دوره و هر سرزمین بازتابنده سلیقه و سبک و گرایش مردمان و طراحان شدند و بدین گونه بود که گرمایش شومینه‌ها پس نشست و زیبایی و دکوراسیون آنها پیش آمد.

طراحی شومینه نقشی کلیدی و مهم در چیدمان و دکوراسیون یک فضا دارد و نوع دکوراسیون آن می‌تواند تعیین کننده سبک دکوراسیون همه فضاها باشد. در این جا چند سبک گوناگون از دوره‌های گوناگون را معرفی می‌کنیم.

 

انواع سبک های شومینه در دکوراسیون داخلی

سبک کانتری اروپایی

اگر می خواهید سبک کانتری را برای دکوراسیون شومینه خود ایجاد کنید پیشنهاد می‌کنیم برای لبه بالای آن و قاب شومینه از رنگ سفید بسیار براق استفاده کنید. این کار آتشدان شومینه را روشن‌تر و برجسته‌تر می‌نمیاد. منقل و آتشدان شومینه را ساده طراحی کنید برای تاکید بیشتر بر سبک کانتری از یک کاشی کاری ساده برای قسمت کوچکی از نمای شومینه استفاده کنید و برای این کار کاشی‌هایی را در نظر بگیرید که روی آنها با دست نقاشی شده است و طرحی با ترکیب رنگی آبی و سفید دارند. این ترکیب رنگی برای کاشی‌کاری می‌تواند تاثیر بسیار بر تغییر حال و هوای موجود در دکوراسیون داشته باشد. در سبک کانتری، دکوراسیون خانه های اروپایی از رنگ سفید برای نقاشی پیرامون شومینه و در کل دیوراها و دیگر وسایل بسیار استفاده می‌شود. این کار متاثر از سبک اسکادیناوی است و استفاده فراوان از رنگ سفید در این سبک برای فرار از تاریکی زمستان‌های دراز این کشور بوده است.

سبک کهنه

این سبک در واقع ریشه در خانه‌های مجلل و با شکوه قرن هفدهم دارد. از مهمترین ویژگی‌های این سبک دیوارهایی با پوشش چوبی، قالیچه‌هایی با شکوه با رنگ‌هایی گرم به عنوان کف پوش مکمل و کف پوش اصلی از مواد طبیعی چون سنگ یا چوب تیره یا کاشی‌هایی در اندازه‌های بزرگ است. دهانه، پیشبخاری و طاقچه شومینه در این سبک وزن دیداری سنگینی دارد. اندازه دکوراسیون شومینه و هم چنین دکوراسیون چیدمان فضای روبه‌روی شومینه باید بزرگ و حجیم باشد.

از لحاظ معماری دیوار نمای شومینه در این سبک باید از جنس سنگ مرمر یا سنگ‌های دیگر و با جلوه‌ای انتیک باشد و برای اشیاء و لوازم بهتر است از انواع فلزی که حالتی آنتیک و عتیقه دارند برای چیدمان شومینه استفاده شود.

 

سبک هنرها و صنایع

این سبکی از سده نوزدهم و دوران ویکتوریایی است. مهمترین ویژگی این سبک وجود قفسه‌ها، مبلمان تو کار و نصب شده است. برای اینکه به چیدمان و دکوراسیون فضای روبه‌روی شومینه خود سبک هنرها و صنایع را القا کنید باید از رنگ‌های کرم، آجری، قهوه‌ای و سبز استفاده کنید. طاقچه و آتشکده شومینه را در این سبک ساده نگه دارید. لبه دهانه یا بازشوی شومینه باید گرد باشد و بهترین ماده برای پوشش نمای شومینه آجر و کاشی است. پیشبخاری و طاقچه شومینه را تخت و با گوشه‌های چهارگوش بسازید. سادگی مهمترین رکن در این سبک است. برای مبلمان پارچه‌هایی را برگزینید که طرح‌هایی سنگین و ساده دارند. برای کف پوش نیز قالیچه‌ای با طرح راه راه بهترین گزینه است.

شومینه و سبک نئوکلاسیک

از ویژگی‌های این سبک، منحنی‌های سینوسی و پارچه‌های فاخر است که در سالن‌ها و اتاق‌های نشیمن به سبک نئوکلاسیک استفاده می‌شود. این شیوه از آغاز سدذه نوزدهم در دکوراسیون کلاسیک رایج شد. کابینت‌سازها و طراحان در آن زمان با الهام گرفتن از سبک‌های ناپلئونی و بریتانیایی و همچنین سنت‌های یونان و روم و مصر باستان به طراحی و ساخت وسایل و مبلمان با مدل و سبک و سیاق نو پرداختند. برای آوردن این سبک زیبا به خانه خود باید از طراحی شومینه بسیار رسمی با اندازه‌ها و تناسب‌های باشکوه و تعلقات و لوازم جانبی مجلل استفاده کنید. در چنین سبکی بهتر است دیوار بالای شومینه آینه کاری و تعلقات و لوازم جانبی مجلل استفاده کنید. در چنین سبکی بهتر است دیوار بالای شومینه آینه کاری شده باشد و سپس طاقچه شومینه را با چیزها و عنصرهای کلاسیک مانند گلدان‌ها و شمعدان‌ها و به صورت متقارن چیدمان کنید و پوشش دهید. این سبک در دهه ۱۸۷۰ در آمریکا به سبک امپراتوری معروف شد و رواج یافت.

نقشه هایی چون دلفین‌ها، توماری‌ها و جانوران افسانه‌ای بالدار و نیز نگاره‌های یونانی و رومی از طرح‌ها و الگوهایی هستند که در این سبک استفاده می‌شوند. از نورپردازی برای برجسته کردن شومینه در دکوراسیون کلاسیک خود استفاده کنید و در این صورت شومینه شما حتی زمانی که خاموش است نیز می‌تواند در فضای خانه بدرخشد. برای برجسته کردن دکوراسیون شومینه باید نورپردازی بالای شومینه و متمرکز بر آن را به گونه‌ای انتخاب کنید که بافت آجری یا سنگی شومینه را به خوبی نمایان کند.

 

انواع سبک های شومینه در دکوراسیون داخلی

اهمیت معماری داخلی در طراحی بیمارستان ها

The Primacy of Interior Architecture in Hospitals

“این مقاله برگزیده بخش هایی از یک تحقیق کما بیش گسترده ای است که حضور معمار داخلی را در تیم طراحی پروژه های بیمارستانی ضروری دانسته و نتیجه این همکاری را ارائه یک کار برتر میداند.”

روند همکاری معمار داخلی در طراحی بیمارستان
برنامه فیزیکی
طراحی بیمارستان با توجه به اوضاع اقلیمی و نیاز های بهداشتی و منطقه ای تا حدودی متفاوت است ولی استاندارد های ثابتی وجود دارد که منشاء اقتصادی و عملکردی دارند و روابط فضاها تحت یک نظام کلی در بیمارستان قرارمیگیرند. یک طرح خوب باید بهترین شکل تقسیم بندی و سازماندهی را داشته باشد.

ThePrimacyofInteriorArchite

قبل از شروع طراحی باید یک برنامه معماری وعملکردی داشت که در آن فضاها و مساحت های آنها مشخص شده است.در برنامه های کاملتر مشخصات تجهیزات داخل و میزان دما و فشار هوا و روشنایی وجنس مصالح وغیره نیز ذکر شده است.
معمار داخل میتواند ثحقیقات لازم را انجام دهد و در این مرحله در شرح معیارهای خاص هر فضا وتهیه چیدمان داخل آنها با ابعاد واندازه های دقیق همکاری کند.

پلان شماتیک

564556

طراحی پلان شماتیک با توجه به برنامه فیزیکی شروع می شود. معمولا برای هر بخش یک بلوک در نظر گرفته می شود و اشکال مختلف ترکیب آنها بررسی می شوند.
ترکیب بخشهای مختلف پرستاری از جنبه های مدیریتی واقتصادی (اقتصاد سرویس دهی پزشکی) بسیار اهمیت دارد. در تمام مسیرهای افقی و عمودی یک عملکرد منطقی چه از نظر بهداشتی وچه از نظر سرویس دهی پزشکی و تدارکاتی وپرسنلی باید وجود داشته باشد، مانند تمایز مسیرها (کثیف وتمیز)، مسیر بیمار سرپایی ،بستری و ملاقات کنندگان بیمار اورژانس وغیره.

پلان مقدماتی
پس ازمطالعه کلی وآنالیز پلان های شماتیک، روی یک پلان معین کار ادامه می یابد. پلان مقدماتی، بسط وگسترش پلان شماتیک خواهد بود که با مقیاس ترسیم می شود. تهیه پلان مقدماتی کار مشترک تیم خواهد بود. یک معمار داخلی با توجه به تمام آنچه گفته شد و با توجه به اطلاعات و تحقیق هایی که در شروع کارش انجام داده، لی آت هایی را برای قسمت های مختلف پیشنهاد می کند. با انتخاب و ترکیب مناسب آنها، طرح مقدماتی شکل می گیرد. ممکن است که درارتباطات کلی پلان های شماتیک هم نظراتی داشته باشد. گاه ممکن است جزئیات داخلی در ارتباط با سازه بنا قرار گیرند. که هماهنگی آن یک کار برتر است. در چنین روشی، جزء به جزء فضا درک می شود وهنگامی که کلیه فعالیت های درون آنها کاملاً روشن باشد، طراحی با خلاقیت بیشتری صورت می گیرد.

6416241

پلان مقدماتی تجهیزات ثابت را نشان می دهد. این خیلی مهم است که بدانیم تجهیزات متحرک در درون اتاق ها جای می گیرد و با ابعاد فضاها مطابقت می کند یا نه. آگاهی ازتجهیزات وعملکردهای داخل بیمارستان و فعالیت هایی که داخل فضاها انجام می گیرد، به معمار داخلی امکان می دهد که شکل جدید فضاهای درون بخش ها را طراحی کند. تمام قسمت های طراحی شده جزء به جزء ترسیم می شوند که در این ترسیمات نیز معمار داخلی با آگاهی از تجهیزات و عملکردهای داخل بیمارستان ،با آرشیتکت همراهی می کند. سپس، مشاوران و مدیران و کمیته ساختمانی لی آت ها را مرور می کنند.
به گفته فرانک لویدرایت: ” پلان خوب هم آغاز است و هم پایان. پلان، پیش بینی علمی و هنری کار است. چون همه پلانهای خوب ارگانیک اند واین پلان، ریتم ها، حجم ها و اجزاء یک دکوراسیون خوب را هم در خود خواهد داشت .”
“با توجه به افزایش روز افزون کاربرد دستگاههای پزشکی در مراحل مختلف درمان، همکاری مهندس پزشکی باآگاهی که از تجهیزات و فعالیت هایی که داخل فضاها انجام می گیرددارد بسیار مفید میباشد.”


تاثیر فضاهای داخلی بر شکل معماری بیمارستان

ارتباطات درون بخش ها، ایجاد بهترین و کوتاه ترین رابطه مرکزپرستاری با اطاقهای بستری، تعداد تخت های تحت مراقبت، چگونگی آرایش اتاقها گرد آن وطریقه نورگیری، شکل بخش های بستری را تعیین می کنند. ترکیب چند بخش کنارهم و سپس با روی هم قرارگیری آنها، شکل هندسی برج بستری بوجود می آید. در بیشتر بیمارستان های ساخته شده با استانداردهای تجربه شده وبازدهی خوب، شکل هایی مشابه حروف الفبا حاصل شده که منعکس کننده ارتباطات بخش هاست. به طورمثال فرم های H,T,Y,X نمایانگرراهروهای ارتباطی بخش ها هستند که به شکل برج در طبقات تکرار شده اند. البته دراین فرم ها، بخش ها به شکل راهرویی مستقیم طراحی شده اند و مسائل اقتصادی و عملکردی در این فرم ها بررسی شده اند.
هرگونه نواندیشی دراین ارتباط، مانند شکل آرایش تختها گرد ایستگاه پرستاری که طریقه مراقبت بیماران رابهتر کند یا سیستم های جدید کنترل بیماران که ممکن است با پیشرفت های پزشکی علمی توسط کامپیوتر انجام شود و درشکل درونی بخش تاثیربگذارد، در نهایت فرم خارجی بیمارستان را متاثر خواهد کرد.
بیمارستان ها، معمولاً راهروهایی با اطاق های کوچک منشعب شده ازآنها هستند. توجه به دید بیمارعاملی تعیین کننده در ارتباطات درونی فضاهای بیمارستان به حساب می آید. برای رهایی از یکنواختی چنین منظره ای می توان راهروها را به شکل فضاهای دلپذیرتری طراحی کرد که در محل های پرستاری تبدیل به مکان های بی تکلف بشوند. البته ازبین بردن راهروها در بخش ها کارساده ای نیست. دید مستقیم برای پرستار بسیار بهتر است و هم چنین امکان گسترش آینده، دلیل منطقی برای وجود راهروهاست. لازمه ایجاد اشکال دیگر بخش ها توجه به این دو نکته است.

642564512645

نقش معمار داخلی در تیم طراحی بیمارستان
کاری که یک معمار داخلی می تواند در تیم طراحی بیمارستان بکند بسیار بنیادی است وممکن است به دلیل توجهات خاصی که به فضاهای داخلی می کند در طرح ریزی کلی تاثیر گذارباشد. البته درروش کارتیمی وگروهی حجم کاربسیار افزایش پیدا می کند اما کیفیت کار بالاتر است.
امروزه توجه بیشتری به تاثیر حیاتی فضاهای اطراف معطوف گشته، به خصوص در زمینه بیمارستان بشدت این نیازبه ملاطفت احساس می شود. همچنین ایجاد رابطه فرهنگی، تخفیف ترس، ایجاد صمیمیت و شادی بخش بودن محیط ضروری به نظر می رسد. یک طراح حتی در مورد پیچیدگی های روانی و احساسی حفظ سلامت تحقیق می کند تا بتواند محیطی کاملاً آرام و با توجه به نیازهای استفاده کنندگانش را خلق کند. درهنگامی که بیماربرای مبارزه با بیماری آماده می شود، محدود شدن اجباری، احساس بی پناهی، نگرانی در مورد مخارج پزشکی و نتیجه تشخیص بیماری و جراحی او را تحت فشار قرارمی دهد، فضاهای جالب برای نشستن های گروهی و بدون تشریفات و غیررسمی و صحبت با دیگران و همدردی می تواند آنها را تقلیل دهد.

اثرات نور و رنگ در بهبودی بیماران
مسئله ای که بدان بی توجهی می شود، معنای بیولوژیکی نور و تاثیر نورآفتاب درامر بهبودی است. همچنین در بستری های طولانی در بیمارستان ها وجود نورهای خاصی ضروری است تا وظایف متابولیکی و گردش خون به درستی انجام پذیرد. کسانی که این گونه محیط ها را طراحی می کنند، باید از اثرات بیولوژیکی نوراطلاع داشته باشند. نمایش ناگهانی نورسبب تحریک غدد فوق کلیوی می شود. ممکن است در این موارد از گردش روز و شب الهام گرفته و مشابه نور طبیعی را ایجاد کرد. همچنین نورهای متصل به سقف و تیرهای مشبک و جنس وجزئیات آنها بررسی شوند. جاسازی وسایل گرمایی و سرمایی و مشخصات ضربه گیر در دیوارها و جعبه های نگهدارنده مخصوص دستگاه های مختلف پزشکی و اتصالات مخصوص، همه از جزئیات داخلی هستند که رابطه تنگاتنگی با طرح معماری و حتی گاه استراکچربنا دارند. برای کم کردن سر و صداهای اضافی در محیط بیمارستان و سیستم های تهویه و غیره باید از قبل با مشاوره معمار داخلی تدابیری انجام گیرد. بنابراین می بینیم که آگاهی ازاثرات فضا، نور و رنگ در حیات اجتماعی سلامت برای هر طراحی مهم است. این تاثیرات ممکن است سلامت را تقویت کند و ممکن است سبب افسردگی، بیهودگی و خواب آلودگی گردد. معماران داخلی می توانند با استفاده از این آگاهی ها بهبودی را افزایش دهند و دسترسی به آرامش درونی را سهل تر کنند.
کارهای هنری روی دیوارها برای تنظیم سیستم عصبی جهت انجام وظیفه مطلوبند. تاثیر رنگ های گرم و سرد و روشنایی مباحث وسیعی هستند. مثلاً کنتراست زیاد سبب سردرد و فشار چشم می شود. افزایش هوشیاری یا گیجی و حواس پرتی، احساس گذرزمان، ایجاد رابطه فرهنگی، غم افزایی یا شادی بخش بودن نتایج یک طراحی داخلی هستند. اطلاع از تئوری های جدید رنگ و رابطه شان با شکل معماری مسئله قابل توجهی است. رنگ و اثرات آن در محیط پزشکی یک بخش مهم از مطالعه تحقیقی معمار داخلی است.

ThePrimacyofInteriorArchite

طراحی داخلی
طرح های معماری داخلی و انتظامی که طراح به فضا می دهد بسیار بنیانی است و با آنچه در استانداردها نوشته شده ممکن است متفاوت باشد. ممکن است بهتر باشد اتاق ها به گونه ای طراحی گردند که بیماران دید بهتری نسبت به خارج و همچنین ارتباط بهتری با پرستاران و یا همراهان داشته باشند. ممکن است دراتاق های روز، جایی که بیماران سیار گرد می آیند امکان بهره مندی از نور طبیعی، آفتاب، درخت وآسمان را ایجاد کرد( مانند یک حیاط محصور) که ارجح است قابل کنترل ازایستگاه پرستاری باشد.
کارهای هنری روی دیوارها و کف ها تکمیل کننده طراحی هستند. مبلمان داخل بهتر است کمترین سطح تماس را با کف سالن یا راهرو داشته باشد. نوع پوشش های کف ودیوارمی تواند رعایت بهداشت را آسان تر کند. برای صندلی های انتظار طرح هایی را می توان ارائه داد که کار شستشوی روزانه را آسان تر کند که ممکن است نیاز به پیش بینی هایی در اجرا باشد. جنس کف ها در اتاق های مختلف و اتاق های عمل توصیه های خاصی را می طلبد.
برای ایجاد شرایط مطلوب دربیمارستان باید ازهمه دانسته های مختلف سود برد، مخصوصاً هنگامی که روح پژمرده انسان بیشترین نیاز را بدان دارد.

● نمای ساختمان خالق نمای شهری است
نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی به‌دست می آید. این نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. می‌توانند همگن باشند چون با استفاده از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان می‌کند، ناهمگن هستند. در شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه مصالح یکسانی به‌کار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال می‌کنند.
در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است.
نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که در خیابان‌ها ومعابر می‌افتد شکل می گیرد.
این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد می‌توانند با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد.

shian-2_400

 

بررسی آماری نشان دهنده این موضوع است که در هر سال ۵۰ میلیون نفر به جمعیت شهر نشین کشورهای در حال توسعه اضافه می‌شود. در ایران نیز شهر نشینی طی دهه‌های گذشته با شتاب فزاینده ای گسترش یافته و همچنان این روند ادامه دارد.
رشد سریع جمعیت و گرایش مردم به شهر نشینی، تقاضای فزاینده‌ای را برای تهیه مسکن به دنبال داشته که این موضوع در پی خود مشکلات عدیده ای در زمینه توسعه شهری بوجود آورده است. ناتوانی در پاسخگویی مطلوب و مناسب به این مساله، وضعیت نا مطلوبی را به صورت بی مسکنی، بد مسکنی و تنگ مسکنی برای بسیاری از اقشار جامعه به همراه آورده است.
مسکن به عنوان یکی از نیازهای نخستین بشر، ابتدایی ترین سوالی بوده که انسان سعی در یافتن پاسخی مناسب و معقول برای آن بوده است، اما همیشه در برنامه ریزی‌های ملی به مسکن نه به عنوان محلی برای آسایش ساکنان در ابعاد عینی و ذهنی، بلکه به عنوان یک مشکل اقتصادی و فقط از این بعد بر خورد شده است.
سازندگان و تولیدکنندگان مسکن آزاد به‌دلیل اینکه به‌دنبال فروش سریع و بازگشت سرمایه خود هستند، سعی در هر چه بیشتر مطرح کردن خود در محله مسکونی و نمایشی متمایز از بنای خود دارند و به همین دلیل یکی از دلایل عمده ناهماهنگی نمای ساختمان‌ها در سطح شهر هستند.
در رابطه با مسکن تعاونی شرایط بدتری وجود دارد. به دلیل وضعیت مالی ضعیف سازندگان و اینکه ساکنان و مالکان به‌دنبال فروش ساختمان نیستند، بدون انجام عملیات پایانی نظیر نماسازی مورد استفاده قرار می گیرند و یا با کمترین هزینه و بدون طراحی نما، حجم و کالبد ساختمان رها می‌شود. البته در سال‌های اخیر در شهر تهران هیچ ساختمانی بدون نماسازی نبوده است، لیکن این مساله در شهرستان‌ها همچنان انجام می‌شود.

● چگونه به موضوع نما در معماری بیندیشیم؟
نما در لغت نامه دهخدا به معنای صورت ظاهری هر چیزی، آنچه که در معرض دید و برابر
چشم است، آنچه از بیرون سوی دیده می شود، منظره خارجی بنا و عمارت،‌ قسمت خارجی ساختمان و نماسازی، فن روسازی ساختمان و ساختن نمای عمارت است.
در سال‌های اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که به سمت کوچه و بافت شهر باز می‌شوند، جنبه عمومی تر دارند.
بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید.
نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابان‌ها یا میدان‌ها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای شهری در کلیت از بین می‌رود.
تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی می‌تواند از بین رود که ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد. اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان شخصیت خاص خود را دارد.
نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط پیدا می‌کند.
برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت به خیابان بسته‌تر و محفوظتر باشد.
نمای ساختمان باید به‌دنبال خلق یک کلیت هماهنگ به‌وسیله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقف‌ها،‌ سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ، عناصر تزیینی و… باشد. پنجره‌ها همواره با دیگر عناصر دیوار، ‌سطوح باز و بسته، تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند. به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در ساختمان‌های چند طبقه، نظم کاملی به چشم می‌خورد. اما گاه به‌علت افزایش نور در طبقات بالاتر کاهش داده می‌شود و این نظم آهنگ خود را از دست می‌دهد.
جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمان‌های کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود. در ساختمان‌های بلند عناصر باریک برتری خود رانشان می‌دهند. در و پنجره و نعل درگاه‌ها تاثیر خاصی در نما می‌گذارند. ناودان‌ها، سایه بانها، پیش آمدگی‌های سقف و بالکن‌ها ایجاد سایه های خاصی بر روی نما می‌کنند.
تفاوت سطح ها باید در نما مشخص باشد. برای مثال بین طبقه همکف، سایر طبقات و طبقه انتهایی باید یک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. ترکیب کلی نما در واقع نظم در این تفاوت‌ها است.
عناصر اصلی نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمی‌توان بالا و پایین پنجره و در را با هم هم‌ردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبت‌های هندسی نقش تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. می‌توان پنجره ها را در گروه‌های کوچکتر ترکیب شده که شکل مشخصی را ایجاد می‌کنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با یکدیگر متفاوت باشند.
مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نما تاثیر می گذارد. مصالح بومی نشان می‌دهد که نما مربوط به چه منطقه ای است.
ترکیب پنجره ها، ایوان‌ها، درها و به‌طور کلی بازشوها، همچنین بافت و جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر می‌کند. طراح می‌تواند نما را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند.
در اعصار مختلف بازشوها به شکل مشابهی در سطح نما قرار می‌گیرند و تنوع در قرار گیری آنها تابع عوامل داخلی چون بزرگی ساختمان، عریض بودن آن و یا عوامل اقلیمی چون جهت قرارگیری و محل قرارگیری است. در پهنای دیوار نما تعبیه پنجره دو جداره، آفتاب‌شکن، سایبان و … نقش تنظیم کننده شرایط آب و هوایی فضاهای داخلی را خواهد داشت.
در دیوارهای باریک معاصر این عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام می‌شود. یکی از عوامل ضروری درهویت نما تعیین محدوده نما است. نمایی می تواند در طرح خود موفق باشد که به این سوال‌ها پاسخ گوید. محدوده عمودی جانبی ساختمان کجاست؟ خط پایانی افقی ساختمانی چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شکل است؟ انتهای ساختمان چگونه به پایان می‌رسد؟ گوشه‌های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه ای دارد ارتباط نمای ساختمان فعلی با نمای همسایه چگونه به پایان می رسد؟ گوشه های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه دارد ارتباط نمای همسایه چگونه است و اگر در فضا قطع می شود این ارتباط چگونه است.
محدوده های افقی ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پایانی ساختمان) نقطه اتصال به زمین (محل نشستن ساختمان بر زمین) و پوشش ساختمان مثل بام و شیروانی. محدوده پایانی ساختمان باید معنای اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان باید مفهوم نشستن ساختمان بر زمین را برساند. طبقه همکف باید در محدوده قد افراد کشش لازم را بر عابر پیاده و بیننده ایجاد کند.
کنج یا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نمای عمود بر هم است. کنج می‌تواند حالت عمود ۹۰ درجه، نیم دایره یا سه وجهی را داشته باشد و هر کدام می تواند تاثیرات متفاوتی را در نما بگذارد. در یک میدان یا چهارراه هماهنگی کنجهای ساختمان هایی که در چهار طرف آن قرار گرفته است می تواند در نمای شهری تاثیر زیبایی داشته باشد.
● نمای ساختمان خالق نمای شهری است
نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی به‌دست می آید. این نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. می‌توانند همگن باشند چون با استفاده از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان می‌کند، ناهمگن هستند. در شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه مصالح یکسانی به‌کار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال می‌کنند.
در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است.
نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که در خیابان‌ها ومعابر می‌افتد شکل می گیرد.
این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد می‌توانند با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد.
● عناصر پراهمیت درنما
ورودی یکی از عناصر حایز اهمیت نما در ساختمان است که محل و اهمیت طراحی آن به شکل مستقیم نمایانگر نقش و عملکرد ساختمان است. در ورودی نشانه گذر از فضای عمومی خارجی به فضای خصوصی داخلی و یکی از مهم ترین عناصری است که می‌توان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.
لیکن به‌دلیل اهمیت اقتصادی که سطوح ساخته شده داخلی برای سازندگان دارند، اغلب ورودی‌ها به فضاهای کم اهمیتی تنزل یافته اند. سرمایه گذاران ساختمانی هم فقط به رعایت ضوابط ضروری طراحی ساختمان بسنده می‌کنند.
بیشترین مشکل زمانی است که ورودی وسایل نقلیه به حیاط پارکینگ با ورودی خود ساختمان یکی شود. در این حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط یک راه باریک کنار دیوار برایش باقی می‌ماند. گاه نیز ورودی یک ساختمان مسکونی بیش از حد پرتجمل است، به‌نحوی که عملکرد ساختمان را دگرگون می‌سازد. زمانی هم ورودی به یک بنای بزرگ تنها با روزنه‌ای امکان پذیر می‌شود. تناسب ورودی و حجم ساختمان می تواند نقش مهمی در توجیه عملکرد و شکل ساختمان داشته باشد.
از آنجا که طبقه همکف ساختمان قسمت اتصال به زمین یا کف پیاده رو است، به صورت قابل توجهی در معرض دید قرار می‌گیرد. طبقه همکف اهمیت ویژه ای در زندگی شهری دارد، به این علت که عابران پیاده این قسمت را به‌طور مستقیم می‌بینند. از این رو نمای این قسمت پر اهمیت است و مصالح مورد استفاده در این قسمت باید نسبت به بقیه ساختمان با دوامتر و مستحکم تر باشد تا عابر در نگاه به نمای ساختمان احساس ثبات کند. ساختمان‌هایی که طبقه همکف آنها عملکرد تجاری دارد، به‌دلیل تغییر دکوراسیون واحدهای تجاری دایما دستخوش دگرگونی می‌شوند. همین موضوع موجب می‌شود که ساختمان مذکور شخصیت ثابت خود را از دست داده و دارای نمای شناخته شده ثابتی نباشد.
تراس‌ها چشم اندازهای جدیدی نسبت به فضاهای بیرون برای ساختمان فراهم می‌آورند. بالکن‌ها نباید حالت موقت و ناپایداری که در بیننده تصور به‌راحتی جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصری بام انتهای نماست. بام پوسته‌ای است که بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراین لبه بام نمی‌‌تواند بدون تفاوت با دیگر قسمت ها در آسمان رها شود.
صورت ظاهر ساختمان و آنچه که در برابر دید عموم قرار دارد، در واقع پر اهمیت ترین قسمت ساختمان در برابر عابران و سایر افراد غیر استفاده کننده از ساختمان است. همان‌طور که عنوان شد نمای ساختمان‌ها، نمای شهری را ایجاد می کند، اما به‌دلیل ضعف قوانین موظف کننده طراح و سازنده در این ارتباط، نمای ساختمان در کمترین اهمیت قرار گرفته است.
در بسیاری از شهر های بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ویژه‌ای در ارتباط با سیما و کالبد شهر وجود دارد و گروهی از برجسته‌ترین افراد با تخصص‌‌های مرتبط هنر زیبا سازی و زیبایی شناسی به کنترل طرح های بزرگ و کوچک معماری و شهری از نقطه نظر هماهنگی نمای بیرونی ساختمان‌ها و محیط شهری یعنی از جنبه های رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضای پر و خالی نما، رعایت اصول هماهنگی و تناسبات و… می پردازند.
آنچه برای علاقه‌مندان به این موضوع نگران کننده است، پاسخگویی با شتاب به نیازی کاملا محسوس است. در این ساخت و ساز پر شتاب نیاز به بررسی طرح‌های ارایه شده توسط جمعی از صاحب نظران و مسوولان در مراکز تایید پروانه‌های ساختمانی ضروری به نظر می‌رسد. بررسی میدانی طرح ساختمانها با بناهای اطراف از لحاظ کیفیت طرح معماری، نمای ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمان‌های اطراف، زیبایی طرح و مصا لح مورد استفاده و… نیز گامی موثر در بالا بردن کیفیت نماهای شهری است. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده و القا آن توسط شهرداری هر شهر، می توان شاهد ارتقا کیفیت شهرها و زیباسازی نمای شهرها بود.

 

خلاقیت و آفرینندگی در هنر و معماری نوعی فعالیت جهت یافته است؛ به این معنا که هنرمند یا معمار در جهت ایجاد طرح به صورت سازماندهی شده و هدفمند تلاش میکند.بی شک واضح است که این فعالیت با همه سازمان یافتگی اش به تنهایی طرح و ایده محسوب نخواهد شد مگر اینکه معمار یا هنرمند ابتکار را به عنوان یک چاشنی قوی مد نظر داشته باشد و به مدد آن طراحی کند،چرا که طراحی بدون ابتکار غیر ممکن است. با این وصف در کنار سایر عوامل موثر بر شکل گیری معماری، نمیتوان نقش ابداع و خلاقیت هنرمند را در شکل دادن به هرگونه اثر هنری و از جمله آثار هنری و از جمله آثار معماری نادیده گرفت، زیرا نیروی هنرورانه ذهن آدمی نیرویی زاینده است و همین زایش و خلاقیت وجودی هنرمند، تاریخ هنر را شکل داده و می دهد.

نقش خلاقیت در طراحی معماری

 

داشتن خلاقیت بالا و ذهنی کنش پذیر از جایگاه ویژه ای در روند آفرینش آثار هنری برخوردار است از این رو هر هنرمندی به گونه ای متناسب با خصوصیات شخصیت هنری خویش، تحریک و باروری آنرا بسیار مهم میشمارد. از طرف دیگر مطالعات اخیر نشان میدهند که خلاقیت را نیز میتوان آموزش داد وبا به کارگیری روش های متناسب با ویژگیهای شخصیتی و روانی افراد، تقویت آن امری امکان پذیر است. همین امر باعث رویکرد جدیدی در آموزش شده است که بر خلاف شیوه های معمول آموزشی شده است که بر خلاف شیوه های معمول آموزشی، هدف اصلی، پرورش ذهنی خلاق و پویا در ابعاد مختلف زندگی است.

نقش خلاقیت در طراحی معماری

معماران بزرگی همچون فرانک لویدرایت، لوکوبوزیه، میس ونده رو و برخی دیگر به سبب کارهای خلاقانه شده اند. آثار آنان به عنوان نمودهایی از نبوغ فردی آنها مورد توجه قرار دارد و نقش مدارس عبارت از آموزش اصول کلی آثار آنان و پرورش بذرهای نبوغ که ممکن است در هر دانشجویی وجود داشته باشد.(سلطانزاده،ح، ۱۳۷۶)

خلاقیت و آفرینندگی در هنر و معماری نوعی فعالیت جهت یافته است؛ به این معنا که هنرمند یا معمار در جهت ایجاد طرح به صورت سازماندهی شده و هدفمند تلاش میکند.بی شک واضح است که این فعالیت با همه سازمان یا فتگی اش به تنهایی طرح و ایده محسوب نخواهد شد مگر اینکه معمار یا هنرمند ابتکار را به عنوان یک چاشنی قوی مد نظر داشته باشد و به مدد آن طراحی کند،چرا که طراحی بدون ابتکار غیر ممکن است. با این وصف در کنار سایر عوامل موثر بر شکل گیری معماری، نمیتوان نقش ابداع و خلاقیت هنرمند را در شکل دادن به هرگونه اثر هنری و از جمله آثار هنری و از جمله آثار معماری نادیده گرفت، زیرا نیروی هنرورانه ذهن آدمی نیرویی زاینده است و همین زایش و خلاقیت وجودی هنرمند، تاریخ هنر را شکل داده و می دهد.

لوکوربوزیه در تعریق از معماری جایگاه ویژه ای برای خلاقیت قائل شده است: “. . . اینکه معماری در لحطه ای از خلاقیت به وجود می آید، یک حقیقت انکار ناپذیر است،زمانیکه ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تامین خواسته هایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالی تر از تامین نیازها صرفا کارکردی برانگیخته شده و آماده میشود تا توانایی های شاعرانه ای را به معرض نمایش گذارد که ما را برمی انگیزانند و به ما لذت و سرورمی بخشند.(کلارک، ر، ۱۳۶۹)

نقش خلاقیت در طراحی معماری

در خلق یک اثر هنری توانایی اندیشه و تخیل، نیروی بالقوه ایست که به کمک تلاش، ممارست و فعالیتی هدفمند، به انجام میرسد و از مفهومی ذهنی، به عینیتی قابل ارزیابی بدل میشود. همه آفرینش های هنری نتیجه تحقق اندیشه ها و در یافت های هنرمند است. به بیان دقیق تر این معمارست که بازتاب و تاثیر عوامل گوناگون در معماری را به نمایش میگذارد. معمار به عنوان هنرمند، در روند خلق معماری، دانش و دریافت های خود را با امکانات موجود هماهنگ میکند و هدایت آنها را به مدد نیم کره های مغز به دست میگیرد.او چنان از همه امکاناتش بهره میبرد که همه داشته ها پس از عبور از فیلتر خلاقیت و دیدگاه های شخصی معمار، به پدیده ای یکپارچه و البته نو بدل شود. در نهایت این پدیده نو، همان خلاقیت در طراحی معماریست که میتواند از عناصر و اجزایی مشابه هزاران طرح دیگر ساخته شده باشد اما ابتکار چون روحی به این اجزا و عناصر یا مجموعه آنها دمیده شده و از آن کلیتی خلاقانه ساخته است.

نقش خلاقیت در طراحی معماری

این بخش،تمرین هایی را در خصوص استفاده از شیوه ئ مناسب شبکه،چارچوب و اشکال
به منظور بنای اسکیس های اولیه در بر میگیرد.هر شیوه روشی در تقسیم بندی اسکیس به
بخش های فرعی به منظور سهولت در تخمین فواصل و زوایاست.در حالی که مثال های ارائه
شده شما رادر تهیه اسکیس مستقیم از موضوعات کمک مینماید،به تهیه اسکیس از اسلاید
موضوعات موردعلاقه نیز ترغیب میشوید.

2-001_400_02

تمرین شماره یک شبکه

ابتدا ترسیمی پایه ای با استفاده از سه مرحله ی این صفحه ایجاد نمایید.اگرچه هر مرحله به ظاهر آسان مینماید، اما آنها نیازمند دقت قابل توجهی هستند.اسکیس را با رسم مستطیلی که زاویه ی دید را محدود بکند شروع نمایید.(نسبت ۲:۳)

۱٫ تعدادی لبه ی افقی و قائم با اهمیت را با توجه به موقعیت مناسب آنها در داخل چارچوب، جانمایی و ترسیم کنید.( در قرار دادن آنها ممکن است نسبت فاصله از لبه ی چارچوب،
جانمایی و ترسیم کنید.(در قرار دادن آنها ممکن است نسبت فاصله از لبه ی چارچوب تصویر به پهنا را قیاس کنید،همچون۳/۱ ۴/۱ ).قبل از شروع مرحله ئ بعدی مطمئن
شوید که نتیجه حاصل را با تصویر مبنا مقایسه کرده اید.

1_400_09

۲٫عناصر فرعی شامل منبع آب،حصار درب انبار علوفه را با استفاده از چارچوب خطوط
اولیه،به عنوان خطوط کمکی در تعیین موقعیت و کنترل تناسبات،به اسکیس بیافزایید.

2_400_04

۳٫جزییات تکمیلی مچون فرم پوشش سقف انبار علوفه،اضلاع و نرده های حصار را اضافه
نمائید.حال با مشخص کردن لبه س سایه ها،اسکیس را به اتمام رسانیده اید.

 

3_400_02

 

گذشته از جنس و نوع رنگ، چالش دیگری که در خصوص انتخاب رنگ ها برای شما وجود دارد انتحاب طیف رنگ هاست. انتخاب رنگی که برای فضای مورد نظر شما مناسب باشد و همچنین با شخصیت شما نیز همخوانی و تناسب داشته باشد به مقدار زیادی می تواند در داشتن دکوراسیونی ایده آل و کامل مؤثر واقع شود.با خواندن این نکات مختصر در اتخاذ تصمیم نهایی مصمم شوید.

Decoration-extremly-colorfu

۱٫ اتاق های نشیمن و غذاخوری:

این فضاهای کاربردی جزو فضاهایی هیتند که ذهنیت افراد را نسبت به دکوراسیون کل خانه شکل می دهند. برای این فضاها از رنگ های خنثی و پاستل برای دیوارها استفاده کنید تا مبلمان  اثاثیه موجود در فضا برجسته تر جلوه کند و به چشم بیاید.

دکوراسیون منزل،انتخاب رنگ در دکوراسیون

۲٫ اتاق خواب:

اتاق خواب خود را با رنگ های قرمز و آبی با تناژهای مختلف بیارایید. این رنگ ها می توتند گرما و راحتی دلنشینی را برای دکوراسیون اتاق خواب شما به وجود آورد و احساسی خوشایند و دلپذیر راحتی در روزهای غمگین و گرفته به وجود آورد. همچنین می توانید از رنگ های روشنی مانند نارنجی و زرد در اتاق خواب خود استفاده کنید که هم گرم است هم نشاط آور.

دکوراسیون منزل،انتخاب رنگ در دکوراسیون

۳٫ اتاق کودک:

برای اتاق کودک رنگ های شاد و سرگرم کننده مناسب هستند. همچنین فراموش نکنید که برای اتاق کودک باید رنگی فاقد مواد شیمیایی، مقاوم در برابر لکه و قابل شست وشو انتخاب کنید.

دکوراسیون منزل،انتخاب رنگ در دکوراسیون

۴٫ آشپزخانه:

بهترین انتخاب ها برای این فضاها رنگ های سفید، آبی و زرد ملایم است. زیرا این رنگ ها قدرت زیادی در القای وسعت و احساس طراوت دارند.برای آشپزخانه نیز به دنبال رنگی ضد لک و کاملا قابل شست و شو باشید.

دکوراسیون منزل،انتخاب رنگ در دکوراسیون

· شاید باور کردن اینکه کیفیت رنگ دیوارهای خارجی خانه بر دیوارهای داخلی خانه تاثیر می گذارد برایتان کمی دشوار باشد اما مثلا دیوارهای بتونی به صورت طبیعی متخلخل هستند و آب می تواند بع داخل آن نفوذ کند و به غشای داخلی دیوار برسد. به این ترتیب پس از گذشت زمان به مرور رطوبتی که از پوسته خارجی دیوار به پوسته داخلی آن رسیده می تواند سبب تخریب رنگ دیوار داخلی شود و آن را پوسته پوسته کند.

دکوراسیون منزل،انتخاب رنگ در دکوراسیون

Interior-Decoration-دکوراسیون منزل،انتخاب رنگ در دکوراسیون-

 

یک جفت کوسن مخملی؛ یک دست جای خواب

چیدمان و قرار دادن کوسن ها روی تخت خواب و مبلمان جلوه ای خاص به دکوراسیون می بخشد.اما گاهی اوقات آنقدر تعداد کوسن های روی تخت خواب زیاد می شود که فرد میتواند درون آنها شنا کند یا آنقدر کوسن روی کاناپه قرار می گیرد که دیگر جایی برای نشستن فرد روی آن نیست. اینجایت که زمان آن می رسد تا کمی در مورد قوانین چیدمان کوسن ها صحبت کنیم و به اینکه چه قانونی برای تعداد کوسن ها، بافت و رنگ ونحوه قرارگرفتن آن ها وجود دارد بپردازیم. استفاده از کوسن در دکوراسیون مساله ساده و کم اهمیتی نیست.در این مطلب قصد دارید مهم ترین نکات و ایده ها را در این زمینه با شما در میان بگذاریم. اما قبل از هر چیزی باید بگوییم که کمترین، بیشترین است و اگر انتخاب معقول و به اندازه داشته باشید با بهترین نتیجه می رسید.

دکوراسیون و چیدمان منزل،استفاده از کوسن در دکوراسیون_Decorative_Cushion

· ترکیب بافت و رنگ:

زمانیکه به انتخاب کوسن می پردازید سعی کنید به تلفیق و بافت و طرح های متنوع بپردازید تا از این طریق به مقدار زیادی به جذابیت بصری دکوراسیون خانه خود بیافزایید و درست مانند یک تابلوی نقاشی زیبا به دکوراسیون خانه عمق بدهید. این کار دقیقا همان کاری است که هنرمند هنگام یک شاهکار هنری انجام می دهد.

knitted-interiors-دکوراسیون و چیدمان منزل،استفاده از کوسن در دکوراسیون

· از تعداد فرد کمک بگیرید:

به طور کلی و بدون توجه به اینکه کوسن ها قرار است در کدام بخش قرار گیرند، تعداد فرد بهترین نتیجه را به وجود می آورد. در عین حال رعایت تقارن از ایجاد هر نوع مبالغه ای در جلوه و احساس دکوراسیون می کاهد. گاهی با برداشتن و کم کردن یک کوسن می توانید به چشم ها زمانیکه به چینش کوسن ها می نگرند، احساس خوبی بدهید و احساس حاکم بر دکوراسیون فضا را سیال و سبک کنید.

ü      از کوسن های متمایز استفاده کنید. وجود کوسنی سفید روی کاناپه ای سفید چندان تغییر و تاثیری را در دکوراسیون اعمال نمیکند و لوه ای ندارد (البته گاهی در موارد خاص می توانید این کار را انجام دهید و این قانون را بشکنید)

v استثنا: همیشه گفته ایم که در برخی مواقع مجازید قوانین را بشکنید و خلاف جهت رودخانه حرکت کنید. در بعضی مواقع میتواند هم تعداد کوسن ها زوج باشد و هم میتواند رنگ و جنس پارچه کاناپه و کوسن ها آنقدر تاثیر گذار و گیرا باشد که  کوسن ها هماهنگ با رنگ و بافت پارچه کاناپه باشد.

دکوراسیون و چیدمان منزل،استفاده از کوسن در دکوراسیون

· مکمل دکوراسیون فضا:

از کوسن ها به عنوان ابزاری برای ایجاد انسجام در دکوراسیون و مرتب کردن قسمت های مختلف استفاده کنید.این کار را می توانید به سادگی اما به نتیحه ای بسیار مطلوب انجام دهید.

v استثنا:در یک اتاق خنثی وجود کوسن های متمایز که فریاد می زند به من نگاه کنید، میتواند دکوراسیون را بر خود متمرکز کرده و تحت الشعاع خود قرار دهد.

· به راحتی فضا بیافزایید:

لبه ها و خطوط سخت موجود در سبک مدرن را با کمک کوسن ها تلطیف کنید و براحتی فضا بیافزایید.

در چیدمان فضای باز که گاهی از مبلمان چوبی و سخت استفاده می شود وجود کوسن ها می تواند کمک کننده باشد و احساس فضا را تعدیل کند.

  • روی صندلی:

قرار دادن کوسن روی صندلی های میزبان و بدون دسته کمک می کند جلوه این صندلی ها از خالی بودن خارج شده و صندلی ها هم مانند کاناپه ها دارای جذابیت شوند. در این صورت افراد برای نشستن روی صندلی ها بیشتر ترغیب می شوند.

دکوراسیون و چیدمان منزل،استفاده از کوسن در دکوراسیون_Cushions

· کمترین تعداد روی تخت خواب:

دو بالش بزرگ، دوکوسن دکوراتیو و نمادین و یک یا دو کوسن برجسته، حداکثر تعداد کوسنی است که می تواند روی تخت خواب استفاده کنید. در این صورت، هم راحتی و گرمای دکوراسیون تامین می شود و هم جایگاهی مناسب برای مطالعه و دراز کشیدن به وجود می آید. بیشتر از این حالت از کوسن روی تخت خواب استفاده نکنید.

ü اطمینان حاصل کنید کوسن ها به مقدار کافی نرم، راحت و با کیفیت هستند.در عین حال پدی که در برخی از کوسن ها قرار داده کیشود کیفیت بدی دارد و از تراکم خوبی برخوردار نیست و خیلی زود پف خود را از دست میدهد.

دکوراسیون و چیدمان منزل،استفاده از کوسن در دکوراسیون

طراحی معماری بام سبز

رویای زیبایی است.مخصوصا در این شهر پر از آلودگی و پر سر و صدا، داشتن چنین باغی و هر از چند گاهی پناه بردن به آن می تواند ثروتی بزرگ محسوب شود . اکنون تصور کنید می توانستیددر همین محل زندگیتان باغی را که وصفش کردیم در دسترستان داشته باشید و مالک آن باشید…

جالب است بدانید امروزه این کار براحتی امکان پذیر است .لابد می پرسید کجا و چگونه؟ به زودی خواهید دانست

با پیشرفت سریع تکنولوژی و بوجود آمدن مواد جدید میتوان بر روی بام هر خانه ، آپارتمان ، ویلا ، اداره، مدرسه، بیمارستان و هر ساختمان دیگری یک باغ زیبا با گیاهان کوچک وبزرگ ایجاد کرد.

به این ترتیب می توان ازفضای بلا استفاده روی بام که همیشه در معرض تابش آفتاب است ، با هزینه ای اندک برای ایجاد باغ استفاده کرد .این باغ ها در ساعات مختلف شبانه روز میتوانند مورد استفاده ساکنین قرار بگیرند.با توجه به اینکه ایجاد و احداث فضای سبز در شهرها به علت کمبود زمین و قیمت بالای آن ،بسیارهزینه بر و گران است و اکثر زمینها توسط ساختمانها و خیابان ها اشغال شده است،با تبدیل بام ساختمان به باغ، می توان طبیعت تسخیر شده توسط شهر را،به  آن بازگرداند.در حدود ۳۰ سال است که در کشورهای پیشرفته برای جلوگیری  از اثرات مخرب آلودگی هوا،بطور بسیار جدی به مسئله ایجاد بامهای زندگی(بام های سبز)،توجه میشود.در ۱۵ سال اخیر به علت کشف مواد ترکیبی جدید و ساده شدن مراحل ساخت باغ بر روی بام ،این کار به یک صنعت پر رونق بدل شده است . جالب است بدانید هر متر مربع فضای سبز، در سال حدود نیم کیلوگرم از آلودگی های معلق در هوا را گرفته و تصفیه می نماید .

new_picture_6

 

 

مسکن یکی از مهمترین ساخته های بشر و برطرف کننده نیاز او به پناهگاه می باشد.اگر بتوان در شهرها علاوه بر رفع این نیاز ،به نیازهای دیگر او که نور خورشید – هوای پاکیزه و سلامت جسم و روان هستند ،توجه داشت،می توان بسیاری از مشکلات ناشی از زندگی شهری و دور بودن از طبیعت را از زندگی شهری زدود. گیاهان نقشی اساسی در تصفیه هوا و حفظ منابع و جلوگیری از سیلاب دارند .علاوه بر این آنها نقش انکار ناپذیری در آرامش بخشی به انسان و ارضای حس زیبایی شناسانه ایفا می کنند .آوردن گیاهان به بام یعنی ایجاد محیطی سبز، زیبا و نیمه عمومی (مشاع) برای  ساکنین آن ساختمان .به این ترتیب کیفیت زندگی (یعنی احساس رضایت از محیط) بالا می رود.  

تکنولوژی، راحتی و آسایش را با زندگی ماشینی به همراه آورده است . سوال اینجاست که چگونه میتوان نیازهای اصلی انسان، مثل پیوند با طبیعت را با استفاده از تکنولوژی برآورده کرد؟بامهای سبز یا (بامهای زندگی) راهی است که تکنولوژی به ما پیشنهاد می کند .اما چگونه می توان یک بام سبز داشت ؟این کار از نظر فنی بسیار ساده و صد در صد عملی است .

اکنون مشخصات بامهای سبز و شیوه احداث آن را بطور کلی و به اختصار برای شما توضیح خواهیم داد .یک بام سبز از گیاهان ،گلها و مسیرهای گردشی ایجاد شده است و به شما امکان گردش ،تماشا و نظاره باغ و پرورش گیاهان دلخواهتان را می دهد. این باغ از ۳ قسمت تشکیل شده است :

قسمت اول لایه های مورد نیاز برای حفظ آب در درون خود و جلوگیری از سرایت آن به عرشه بام است که شامل ۳ لایه است.

قسمت دوم لایه محافظت کننده خاک است که از شسته شدن خاک در طول آبیاری جلوگیری می کند..

قسمت سوم خاک و گیاهان باغ است که بر روی لایه های قبلی قرار می گیرد .

روی بام سبز چه نوع گیاهانی می توان کاشت؟

اساساً دو نوع پوشش سبز بام وجود دارد:

  • پوشش گسترده (یا پراکنده)
  • پوشش متمرکز

گسترده (یا پراکنده):

کمترین نیاز به نگهداری را دارند – نیاز به آبیاری ندارند- پوشیده از: خزه علف یا گیاهان خزنده.
پوشش خاک پراکنده- ارتفاع خاک mm150-50.    این نوع پوشش جایی کاربرد دارد که نیاز به دسترسی نباشد. این نوع پوشش حداقل وزن را اعمال می کند و تقریباً روی هر بامی می توانند نصب شوند. این نوع پوشش همچنین در ساختارهای صنعتی بسیار مناسب می باشد. زیرا علاوه بر ایفای نقش عایق رطوبت از جریان یافتن آب و تشکیل سیلاب جلوگیری می کنند.

پوشش متمرکز:
ویژگیهای آن:

آبیاری منظم
نوع پوشش شامل: چمن با بوته های بلند و یا درختان می باشد
پوشش خاک متمرکز ارتفاع خاک mm1500-150

در عمل هر نوع باغچه ای می تواند با استفاده از پوشش متمرکز ساخته شود. از چمن گرفته تا آبنما، بوته های بلند، درختان جوان و … نوع پوشش گیاهی و اندازه نهایی آن عمق خاک موردنیاز و روش آبیاری را مشخص می¬کند. روش نگهداری نیز وابسته به نوع گیاه کاشته شده می باشد.

انواع دیوار سبز(باغ عمودی)

دو گروه اصلی تقسیم دیوارهای سبز وجود دارد:۱- نماهای سبز ۲- دیوارهای اکسیژن ساز.

۱-   نماهای سبز:در این سیستم گیاه بر روی سطح نما حرکت می کند.در این سیستم گیاه رونده و یا پیچ در حالیکه ریشه در زمین دارد(در یک بستر خاکی) شروع به بالا رفتن از ساختمان می کند. اخیرا برای نمای سبز سازه ای حمایت کننده هم در نظر می گیرند.

۲-   دیوارهای اکسیژن ساز:خود به دو دسته سیستم های فعال و غیر فعال تقسیم می شوند:
الف.سیستم های فعال:این سیستم ها جدید ترین نوع دیوارهای سبز می باشند.در این سیستم از هوای تولید شده توسط گیاهان در سیستم تهویه هوای ساختمان استفاده می شود.این دیوار ها بر مبنای علم تصفیه هوای بیولوژیکی با واسطه گیاهی بر مبنای تحقیقاتی که در بیمارستان واترلو انجام شده است،پایه ریزی شده است.دیوارهای سبز با فیلتر بیولوژیکی، ظرفیت تصفیه هوا را افزایش می دهند.پوششهای طبیعی موتورهای تصفیه کننده و پاک کننده هستند.و سیستم تهویه هوا با مکش از ریشه سیستم عمل می کند.

ب.دیوار سبز غیر فعال هیچ معنایی از حرکت هوا از ریشه ها به درون سیستم تهویه ساختمان ندارد.تاثیر سیستم غیر فعال بر روی کیفیت هوای ساختمان از نظر علمی جای سوالات زیادی دارد.بعضی از دیوار های سبز پشت شیشه محافظت می شوند تا نسبت به آنچه در دیوارهای غیر فعال رخ می دهد، جریان هوای قابل پیش بینی  تری داشته باشند.در دیوار غیر فعال هیچ مکانیزمی برای گردش هوا وجود ندارد.در عوض آنها به صورت باز نگهداری می شوند تا بهبودی نسبی در گردش هوای آزاد تا آنجا که ممکن است، ایجاد کنند.

دیوارهای اکسیژن ساز، سازه ای مستقل دارند که جدا از نمای اصلی ساختمان و در فاصله ای نزدیک به آن قرار می گیرد و توسط ساختمان مهار می گردد.جزییات مختلفی برای طراحی این دیوار ها وجود دارد،که این جزییات بیشتر مربوط به چگونگی نگهداری گیاه بر روی دیوار و شکل قالب های نگهدارنده سیستم مربوط می گردد.در شکل زیر یک نمونه این دیوار ها واتصال آن به ساختمان را مشاهده می کنید.

دیوارهای سبز باعث کاهش دمای هوا می شوند،باعث ایزوله کردن دیوار می شوند و کاهش جذب انرژی خورشیدی و اشعات منعکسه از خیابان و ساختمانهای دیگر در شهر باعث می شود دمای مصالح تشکیل دهنده دیوار در این حالت از حالت طبیعی کمتر باشد و این تشعشع ثانویه در سطوح پوشیده شده با گیاه ذخیره می شوند.اگر چه این سطوح سبز در نتیجه فراتراوی،تنها در حدود ۴-۵ درجه یا کمی بیشتر دما را پایین می آورند.

دیوارهای سبز با سیستم گردش مجدد آب بکار روند.و به منظور کاهش آلودگی آب سنگین کاربرد داشته باشند که این کار را با جذب مواد مغذی غیر حلال در آب انجام می دهند.این مواد مغذی باکتریهای معدنی هستند که اجزای ارگانیک میکروسکوپی آنها را برای گیاهان آماده می کنند.

معماری بیونیک، تعاملی بین محیط های انسانی و طبیعی

همزمان با برگزاری جشن صدمین سالگرد استقلال کشور تایوان، پیشرفته ترین آسمانخراش دنیا با بهره گیری از اصول معماری بیونیک در سال ۲۰۱۱ افتتاح شد. این آسمانخراش توسط معمار برجسته Vincent Callebautt طراحی شده است.آسمانخراش بیونیک با هدف احترام به سنت های ساخت و ساز محلی و نمادی از پویایی کشور تایوان در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی طراحی شده است. این برج به عنوان نمادی برای شهرهای آینده و الگویی برای شیوه های نوین زندگی، نوآوری، فرهنگ و مدل بین المللی ساخت و ساز در قرن بیست و یکم است. بهره گیری از طرح های ابتکاری و استفاده از قوس مصنوعی از ویژگی های معماری و طراحی این برج می باشد.

این برج سبز نمایشگر سیستم باغ های سبز عمودی و تعاملی بین محیط های انسانی و طبیعی است. طراحی این آسمانخراش گامی است به سوی توسعه پایدار و استفاده از انرژی های جدید سازگار با محیط زیست که شامل انرژی خورشیدی و بادی(برای تامین ۱۰۰% انرژی برق) همراه با گیاه شناسی و فن آوری زیستی می باشد.

آسمانخراش بیونیک

 

آسمانخراش بیونیک

طراحِ این برج اعتقاد دارد که می توان به استانداردهایی بسیار بالاتر از استانداردهای موجود در ساختمان های سبز دست پیدا کرد و موارد جدیدی از رابطه انسان و طبیعت را کشف کرد. طراحی این برج با اهداف کلانی همچون، بالابردن سطح آگاهی از تغییرات آب و هوایی و نیاز به حفاظت از محیط زیست صورت گرفته است. تبدیل کشور تایوان به الگویی جهانی در عرصه معماری پایدار، ساختمان های صد در صد خودکفا با دی اکسید کربن صفر و کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و در نهایت کمک به سیاست های دولت در صرفه جویی در مصرف انرژی، صورت گرفته است.

آسمانخراش بیونیک

موضوع نما در معماری

نما در لغت نامه دهخدا به معنای صورت ظاهری هر چیزی، آنچه که در معرض دید و برابر چشم است، آنچه از بیرون سوی دیده می شود، منظره خارجی بنا و عمارت،‌ قسمت خارجی ساختمان و نماسازی، فن روسازی ساختمان و ساختن نمای عمارت است.

در سال‌های اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، طراحی نمای ساختمان اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که به سمت کوچه و بافت شهر باز می‌شوند، جنبه عمومی تر دارند.

طراحی معماری نما برای بانک ملت

 

بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید.

نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابان‌ها یا میدان‌ها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به طراحی نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای شهری در کلیت از بین می‌رود.

تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی می‌تواند از بین رود که ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد. اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان شخصیت خاص خود را دارد.

نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط پیدا می‌کند.

برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت به خیابان بسته‌تر و محفوظتر باشد.

نمای ساختمان باید به‌دنبال خلق یک کلیت هماهنگ به‌وسیله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقف‌ها،‌ سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ، عناصر تزیینی و… باشد. پنجره‌ها همواره با دیگر عناصر دیوار، ‌سطوح باز و بسته، تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند. به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در ساختمان‌های چند طبقه، نظم کاملی به چشم می‌خورد. اما گاه به‌علت افزایش نور در طبقات بالاتر کاهش داده می‌شود و این نظم آهنگ خود را از دست می‌دهد.

جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در طراحی نمای ساختمان دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمان‌های کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود. در ساختمان‌های بلند عناصر باریک برتری خود رانشان می‌دهند. در و پنجره و نعل درگاه‌ها تاثیر خاصی در نما می‌گذارند. ناودان‌ها، سایه بانها، پیش آمدگی‌های سقف و بالکن‌ها ایجاد سایه های خاصی بر روی نما می‌کنند.

عناصر اصلی نمای ساختمان مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمی‌توان بالا و پایین پنجره و در را با هم هم‌ ردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبت‌های هندسی نقش تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. می‌توان پنجره ها را در گروه‌های کوچکتر ترکیب شده که شکل مشخصی را ایجاد می‌کنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با یکدیگر متفاوت باشند.

مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نمای ساختمان تاثیر می گذارد. مصالح بومی نشان می‌دهد که نما مربوط به چه منطقه ای است.

ترکیب پنجره ها، ایوان‌ها، درها و به‌طور کلی بازشوها، همچنین بافت و جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر می‌کند. طراح می‌تواند نمای ساختمان را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند.

 

طراحی رستوران

درطراحی موفق یک رستوران در محیطهای شلوغ و پرازدحام سردر (Facade) رستوران باید به گونه ای باشد که کاملاً مشخص و مجزا به نظرآید و جلب توجه کند. این مساله به ویژه در مورد رستورانهای حاشیه جاده ها بسیار حایز اهمیت است و باید به گونه ای طراحی شود که اتومبیلی که با سرعت از آن محل عبور میکند تابلوی رستوران (Signage) و سردرآن را مشاهده نمایدو تابلو رستوران یکی از اجزای بسیار پراهمیت درطراحی خارجی رستوران است و عامل مشخص کننده ای در نمای خارجی رستوران به شمار می رود زیرا موجب جلب توجه مشتری شده, در ذهن آنها به عنوان نشانه رستوران باقی می ماند. امروزه طراحان گرافیک, با بهره گیری از رنگ, فرم خاص و نورپردازی, تابلوهایی بسیار تاثیرگذار که پیام آن نیز روشن, واضح و در عین حال بسیار جذاب است, خلق می کنند. سبک حروف روی تابلو نیز باید منعکس کننده نوع رستوران باشد و به مردم نشانه هایی را که بدانند در داخل رستوران با چه روبرو می شوند, ارائه نماید. گذشته از شکل تابلو, خوانا بودن حروف روی آن نیز, امری ضروریست. تابلو ضمن اینکه از اجزای تکمیل کننده طراحی ساختمان است, در عین حال عاملی مستقل است که باید با طراحی معماری هماهنگ باشد. بنابراین وجود تابلویی که خواندنش آسان باشد و نیز جلب توجه نماید ضروری می باشد.

 

طراحی معماری رستوران

مشخص بودن سردر رستوران را می توان با رنگی کردن و بنوعی جدا کردن از ساختمان های اطراف طراحی کرد و نمی بایست تابلو را با خط های که خواندن آن به راحتی امکان پذیر نیست نوشت یا تابلورا با رنگهای زمینه و نوشته یک رنگ طراحی و آویزان کرد , طراحی برای سردرساختمان رستوران , خود به تنهایی, موجب تمایز آن رستوران از سایر رستورانهای رقیب است و تصویری به یادماندنی در ذهن میهمانان ایجاد می نماید البته باید به نامی که برای رستوران انتخاب می شود توجه کرد که نام مناسب انتخاب نمایند.
اغلب مشتریان ممکن است از آشنا یان خود, راجع به رستورانی چیزی بشنود, یا تبلیغ آنرا بخواند, یا قسمت ها و طراحی های بیاد ماندی را به خاطر بسپارند تمامی این اطلاعات موجب می شود که مشتری به رفتن یا نرفتن به آن رستوران برای اولین بار تصمیم بگیرد.با صرف اولین غذا دررستوران, بیشتر مشتریان در مورد بازگشت مجدد به آنجا تصمیم می گیرند.

وظایف یک معمار داخلی

تفکیک فضاهای داخلی به خرده فضاها یی همچون اتاق خواب، آشپزخانه، اتاق کنفرانس، اتاق انتظار و…..در حوزه عمل معماری داخلی قرار می گیرد به طور کلی معماری داخلی فضای داخلی را به شیوه کاملا فیزیکی  از طریق کف، سقف، دیوار، رنگ، نور و بافت سازماندهی می کند این مرحله از سازماندهی فضا گام اول به شمار می آید و گام های بعدی به ترتیب با “طراحی داخلی” و “دکوراسیون” داخلی برداشته می شود ویا می تواند تکمیل شود.

یک طراح حرفه ای می بایست با مطالعه، تحقیق و ارائه راه حل های خلاقانه، محیطی امن، سالم و راحت و دلنشین ایجاد نماید. مهم ترین کار یک طراح داشتن هنر و علم درک رفتار مردم و نیازهایشان است. وی می بایست  شرایط جغرافیایی، اقلیمی، اجتماعی، مذهبی، تاریخی را به منظور ایجاد فضاهای کاربردی بررسی می کند.

مسئولیت طراحان داخلی شمامل وظایف متنوعی است از جمله سازماندهی فضا با توجه به عملکرآن. حصول اطمینان از مطابق بودن طرح ها با طراحی ساختمان و مسائل ایمنی و حتی طراحی آکوستیک و انتقال صدا یک طراح داخلی همچنین مسئولیت انتخاب و نظارت بر چیدمان لوازم و مبلمان، رنگ، نور و سایر موارد مرتبط نیز هست.

مباحث مرتبط با معماری داخلی مباحثی چون روانشناسی رفتار، ساختارها و مواد و مصالح ساختمانی، ارگونومی، طراحی مبلمان و المانهای خاص و طراحی سه بعدی رایانه ای و شناخت و عملکرد صنعت ساختمان سازی شامل می شود.

مسئولیت و وظایف یک معمار داخلی

دکوراسیون داخلی چیست و دکوراتور کیست

همانطور که با اندکی تامل از نامش پیداست با عناصری سرو کار دارد که بیشتر جنبه تزیینی دارد به نحوی که نقش تزیینی آنها از نقش عملکردشان بیشتر است. عناصری چون مبل، پرده، آباژور، تخت خواب، تابلوهای نقاشی و….. و نحوه ترکیب بندی اینها با هم از لحاظ رنگ بافت و چه از لحاظ فرم عملکرد بر عهده دکواتور داخلی است به طور کلی هرگونه حرکتی درجهت زیباتر جلوه دادن فضا از طریق چیدمان وسایل مبلمان و عناصر تزئینی با در نظر گرفتن نقش و کارکردشان مربوط به مقوله “دکوراسیون داخلی” می باشد.

مسئولیت و وظایف یک معمار داخلی

در مواجهه با اسلایدی از یک انبار علوفه بر روی دامنه ای شیب دار،ابتدا مستطیلی با نسبت مشابه اسلایدی۳۵میلی متری(نسبت۲:۳)ترسیم نمائید و اسکیس را با تعیین لبه های مهم افقی و عمودی موضوع را آغاز نمائید(مرحله اول).اهمبت این مرحله در قرار دادن صحیح اشکال اصلی در موقعیت مناسب خود میباشد.قابل توجه اینکه،خط افق سمت راست لبه ی چارچوب با فاصله ی حدود۵/۲ از لبه ی پائینی آغاز میشود و لبه ئ سمت راست انبار علوفه با فاصله ای در وسط پهنای چهارچوب قرار گرفته است.

55-001_400

اشکال الف و ۱ب شیوه ای دیگر از تعیین نسبت ها را با در کنار هم قرار دادن مربع هایی نشان میدهند.موقعی که اشکال اصلی کامل شدند،اشکال کوچکتر یا زیر مجموعه ها همچون پنجره ها،ورودی ها به آنها اضافه نمایید(مرحله دوم)
در مرحله ی سوم،با استفاده از هاشور،خطوط مورب با تراکم های مختلف،اضافه میگردد.طیف تیرگی حس حجمی انبار علوفه را در طول روز ایجاد می نماید.

1_400_08

جزئیات بافت در مرحله ی چهارم ترسیم به کار برده میشود.در این مرحله جزئیات شامل جداره های انبار علوفه،برآمدگی بر روی سقف فلزی و پوشش گیاهی حول و حوش انبار میباشد. در در اعمال این جزئیات متوجه خواهید شد که تراکم خطوط مشخص کننده جداره ی چوبی ضلع سمت راست انبار،طیف تیرگی بیشتری را ایجاد میکند.با توه به این تکنیک،در حین ترسیم اشیای خاص باید متوجه ارزش طیف تیرگی جزئیات آنها شده و تراکم خطوط را به نحو صحیح خود به کار ببرید.

2_400_03

52_400