اطلاعات اولیه لازم پیرامون آزمون های عملی و اسکیس کنکور کارشناسی ارشد

اطلاعات اولیه لازم پیرامون آزمون های عملی و اسکیس کنکور کارشناسی ارشد ناپیوسته معماری و طراحی شهری

اطلاعات اولیه لازم پیرامون آزمون های عملی و اسکیس کنکور کارشناسی ارشد ناپیوسته معماری و طراحی شهری مورخ ۳ و ۴ و ۵ مرداد +راهنمایی کلی برای موفقیت در آزمون های عملی و اسکیس کنکور کارشناسی ارشد ناپیوسته معماری :

پیرو انتشار اطلاعیه ای در سایت سازمان سنجش و هفته نامه خبری و اطلاع رسانی پیک سنجش مورخ ۲۷/۳/۸۷ در خصوص اعلام اسامی معرفی‌شدگان چند برابر ظرفیت رشته‌های بورسیه و دارای شرایط خاص و هم‌چنین برنامه زمانی برگزاری آزمون تشریحی و یا پروژه عملی در کد رشته‌های ذیربط ، بدین وسیله به اطلاع داوطلبان هر یک از کد رشته‌های امتحانی ۱۳۵۱، ۱۳۵۲، ۱۳۵۷، ۱۳۵۸ آزمون ورودی تحصیلات تکمیلی (دوره‌های کارشناسی ارشد ناپیوسته داخل) سال ۱۳۸۷ که بر اساس مندرجات کارنامه اولیه دریافتی مجاز به انتخاب رشته شده‌اند، می‌رساند که آزمون تشریحی و یا پروژه عملی کد رشته‌های مذکور در روزهای ۳/۵/۸۷، ۴/۵/۸۷ و ۵/۵/۸۷ منحصراً در شهرستان تهران برگزار خواهد شد. لذا داوطلبان هر یک از کد رشته‌های امتحانی فوق که بر اساس مندرجات کارنامه اولیه مجاز به انتخاب رشته‌های تحصیلی بوده‌اند و فرم انتخاب رشته اینترنتی خود را در موعد مقرر تکمیل نموده‌اند، لازم است برای دریافت کارت ورود به جلسه آزمون با در دست داشتن شناسنامه یا کارت شناسایی عکسدار معتبر و اصل قبض رسید واریز مبلغ ۳۰۰۰۰ ریال به حساب شماره ۷۴۸ خزانه‌داری کل قابل واریز در شعبه‌های بانک ملی ایران، بابت هزینه برگزاری یک نوبت آزمون تشریحی یا پروژه، از ساعت ۸ صبح لغایت ۱۲ و از ساعت ۱۴ (۲ بعد از ظهر) لغایت ۱۸ (۶ بعد از ظهر) روزهای سه‌ شنبه و چهارشنبه ۱ و ۲/۵/۸۷ به دانشگاه تربیت معلم تهران واقع در تهران ـ خیابان انقلاب – دروازه دولت – خیابان خاقانی مراجعه نمایند.
ضمناً اضافه می‌نماید برای آندسته از داوطلبانی که مجاز به شرکت در آزمون دو پروژه می‌باشند، دو کارت ورود به جلسه صادر شده است که لازم است اینگونه داوطلبان نسبت به دریافت هر دو کارت ورود به جلسه اقدام نمایند و برای دریافت ۲ کارت ورود به جلسه، لازم است برای هرکارت، یک قبض رسید پرداخت مبلغ ۳۰۰۰۰ ریال و یا جمعاً یک قبض ۶۰۰۰۰ ریال ارائه گردد.

۱- اطلاعات لازم پیرامون آزمون:

(۱ ) تعداد سؤالات و زمان پاسخگویی، محل برگزاری آزمون و سایر اطلاعات لازم به همراه کارت ورود به جلسه آزمون، به اطلاع داوطلبان گرامی خواهد رسید. (۲) به داوطلبان کد رشته امتحانی ۱۳۵۱ (طراحی شهری) برای انجام آزمون عملی اسکیس دو برگ مقوای اشتنباخ ۷۰×۵۰، و دو برگ کاغذ a4 در جلسه آزمون داده خواهد شد. (۳) به داوطلبان کد رشته امتحانی ۱۳۵۲ در رشته‌های مهندسی معماری و مهندسی معماری اسلامی برای انجام آزمون عملی اسکیس یک برگ مقوای اشتنباخ، و دو برگ کاغذ a4 وبه داوطلبان رشته معماری منظر یک برگ مقوای اشتنباخ ۷۰*۵۰ ( قبلاً ۹۰*۶۰ اعلام شده بود که در این رابطه تجدید نظر شده است)، و دو برگ کاغذ a4 در جلسه آزمون داده خواهد شد.
(۴) به داوطلبان کد رشته امتحانی ۱۳۵۷ در رشته‌های تحصیلی کارگردانی و ادبیات نمایشی به ترتیب برای انجام آزمون تشریحی درس تجزیه و تحلیل نمایشنامه و پروژه نمایشنامه نویسی یک دفترچه آزمون تشریحی به ضمیمه برگ سؤال در جلسه آزمون به داوطلبان داده خواهد شد که لازم است داوطلبان پاسخ سؤالها را در همان دفترچه بنویسند. ضمناً منابع آزمون تشریحی درس تجزیه و تحلیل نمایشنامه عبارتنداز: ریچارد سوم (ویلیام شکسپیر)، مرغابی وحشی (هنریک ایپسن)، پیک‌نیک در میدان جنگ (فرناندو آرابال)، کودک مدفون (سام شپارد)، شب‌بخیر مادر (مارشا نورمن)، دایی واینا (آنتوان چخوف)، آدم‌آدم است (برتولت برشت)، تعلیم ریتا (ویلی راسل)، گلن‌گری- گلن‌راس (دیویدممت)، هشتمین سفرسندباد (بهرام بیضایی).
(۵) به داوطلبان رشته تصویر متحرک (انیمیشن)، ارتباط تصویری، تصویرسازی و نقاشی از کد رشته امتحانی ۱۳۵۸ چند برگ تحریر a4 به صورت دفترچه به ضمیمه برگ سؤالات در جلسه آزمون داده خواهد شد و لازم است داوطلبان پاسخ مربوط یا طراحی مربوطه را در همان اوراق a4 (دفترچه پاسخگویی) درج و یا ترسیم نمایند. ضمناً به داوطلبان رشته نقاشی علاوه بر دفترچه برگ a4 یک برگ کاغذ اشتنباخ به ابعاد a3 داده خواهد شد. (۶) به داوطلبان رشته طراحی صنعتی از کد رشته امتحانی ۱۳۵۸ برای انجام پروژه عملی طراحی صنعتی سه برگ مقوای اشتنباخ ۷۰ * ۵۰ درجلسه آزمون داده خواهد شد.

۲- وسایلی که نیاز است داوطلبان به همراه داشته باشند :

(۱) ابزار ترسیمی و راندو باید توسط داوطلب تهیه و در جلسه آزمون مورد استفاده قرار دهد. (۲)داوطلبان رشته‌های تصویرمتحرک، نقاشی ، تصویرسازی و ارتباط تصویری از کد رشته امتحانی ۱۳۵۸ لازم است مداد سیاه ، روان نویس (ضخامت‌های مختلف )، مداد رنگی، خط کش، گونیا ، شابلون، مداد پاکن، لاک سفید و تخته شاسی که کاغذ a4 یا a3 روی آن به سهولت قرار گیرد، در جلسه آزمون به همراه داشته باشند . (۳) داوطلبان پروژه های اسکیس ( طراحی شهری، معماری ومعماری منظر) و طراحی صنعتی دوبرگ کاغذ پوستی در ابعاد ۷۰*۵۰ به همراه داشته باشند و از آوردن ابزاری مانند قلم‌مو، زغال طراحی و رنگ‌هایی مانند اکرلیک و گواش، پاستل گچی، پاستل روغنی و … اکیداً خودداری نمایند.

۳- تذکرهای مهم :

(۱) هیچیک از داوطلبان اجازه آوردن وسائل اضافی اعم از کتاب، جزوه، تلفن همراه، پیجر، نت‌بوک و هرگونه وسیله الکترونیکی مجهز به دوربین فیلمبرداری و یا عکس‌برداری و غیره(به جز موارد خواسته شده فوق )را ندارند.(۲) استفاده از هرگونه کتاب طراحی، کاغذ، (بجز آنهایی که در جلسه آزمون به داوطلب داده خواهد شد)، تصاویر متفرقه در جلسه آزمون اکیداً ممنوع بوده و درصورت مشاهده، تقلب محسوب می شود. (۳) در حین انجام پروژه قدم زدن، سرکشی برروی کار دیگران، هر نوع پرسش و پاسخ وکمک به همدیگر مجاز نبوده ودرصورت انجام آن به عنوان تقلب محسوب خواهدشد. (۴) هرگونه کولاژ کردن، چسباندن و نصب کردن مصالح متفرقه بر روی پروژه عملی یا تشریحی ممنوع می‌باشد. (۵) ازآنجائیکه داوطلبان کد رشته امتحانی ۱۳۵۸ فقط می توانستند در آزمون دو رشته پروژه دار شرکت نمایند، چنانچه توسط برخی ازداوطلبان این موضوع رعایت نشده باشد،برای این دسته ازداوطلبان نیزبا توجه به اولویت‌های انتخابی که در زمان انتخاب رشته اعلام نموده اند ، فقط برای دو رشته پروژه دار کارت ورود به جلسه صادر می گردد.

روابط عمومی سازمان سنجش آموزش کشور
ضمیمه:
راهنمایی کلی برای موفقیت در اسکیس معماری کنکور کارشناسی ارشد و دکتری
پرسش دانشجو: نحوه ارائه اسکیس ؟سیاه و سفید یا رنگی؟
پرسش دانشجو: سلام ، خسته نباشید. می خواستم بدونم برای اسکیس ارشد رنگی کار کنیم بهتره یا سیاه و سفید؟ چون من خودم در ارائه رنگی مشکل دارم می خواستم بدونم برای ژوری فرق می کنه؟
جواب : در حقیقت هیچ فرقی ندارد و در صورت تسلط بر یک نحوه ارائه به همان نحو ارائه فرمائید ولی جهت اطلاع اکثر اسکیسهای مطرح و اسکیسهای منتخب کنکورها یا به صورت تکرنگ و یا از ترکیب ۲ رنگ استفاده شده است.البته در بحث اسکیس طراحی شهری به دلیل نشان دادن کاربریهای مختلف با چند نوع رنگ در نشان دادن طرح کلی پلان مجموعه کار میشود و نیز در اسکیس معماری منظر معمولا تنالیته ای از رنگ های سبز به کار میرود.
راهنمایی کلی برای موفقیت در اسکیس معماری کنکور کارشناسی ارشد و دکتری
۱-پیشنهاد میشود بر یک تکنیک تسلط کافی یافته و از همان استفاده کنید.
۲- توجه داشته باشید در اسکیس نوع رسیدن به طرح و به عبارتی “سیر از سوال به جواب” و نشان دادن پروسه طرح گاه بسیار مهم و برای نمره دهی هیات ژوری بسیار مهم است.
۳- همچنین نوع شیت بندی پروژه و نحوه قرار دادن اجزا در کادر نیز بسیار مهم و دارای اهمیت است.
۴- گاه نمودارها و دیاگرامهایی به صورتهای آنالیز پروژه پیشنهادی و همچنین نمادهای نشاندهنده کانسپت در روند طراحی و روند طراحی خود بسیار واجد اهمیت است.
۵- بر عناوین کاربری فضاهای پروژه تسلط کافی داشته باشید.به عنوان مثال برنامه فیزیکی یک موزه کوچک یا مجموعه فرهنگی یا سینما یا مسجد و غیره.یعنی قبلا باید نوع کاربری فضاها را بشناسید.
۶- بر چندین نوع و نمونه کاراکترهای ترسیمی فضایی انسان فیگور انسان حیوان ماشین درخت بوته گیاه فضای سبز جزییات و …تسلط کافی پیدا کنید تا بتوانید روز امتحان جهت هم طبیعی جلوه دادن فضاها و هم دادن مقیاس انسانی به آن استفاده کنید.
۷- برخی از مهمترین شیوه های بیان معماری گرافیکی در طراحی معماری را به خاطر بسپارید.
موفق باشید

معماری امروز ایران

معماری دیروز ایران ارزشمند بود و سربلند، خاک را شرافت می بخشید و انسان را کرامت.”کارایی”  “پایایی”  “زیبایی”  را پشت سر گذاشته بوده و به والایی می اندیشید .Utilias    Firmitas   Venustas   اصول ویترویوس .ترجمان آیات الهی بود و وحدت و عزت و معرفت و حکمت را در آجر و خشت و سنگ و کاشی تجلی می داد.معماری دیروز ایران معماری بود. اما معماری امروز ایران : خاک را قیمت می بخشد و انسان را ثروت.
معماری امروز ایران را در رابطه با چهار مؤلفه ی کارایی، پایایی، زیبایی و والایی تحلیل و نقد می نماییم. مبانی نظری معماری
۱-کارایی :
معماری امروز ایران کارایی را در آن می بیند که بیشترین بهره را از کمترین فضا بگیرد و نه آنکه شایسته ترین فضا را جهت زیستن و بودن انسان فراهم آورد.
حاکمیت اقتصاد بیمار و سوار شدن بر موج تورم، معماری – و بویژه مسکن را تبدیل به کالایی جهت احتکار و کسب درآمد نموده و متراژ و کمیت فضا را بر ارزش و کیفیت آن سیطره داده است.
رابطه ی معماری امروز ایران با انسان دیگر آن رابطه ارج نهادن و تکریم نیست، بلکه به نوعی کنار آمدن و گاه تحمل فضا توسط انسان بدل شده است. خانه هایی با کمترین نور، بدترین دید، بیشترین اشراف و سخت ترین روابط ، محصول نگاه صرفا” اقتصادی معماری امروز ما به معماری است.
۲-پایایی :
معماری امروز ایران پایایی را در آن می بیند که بنا از زمین برخیزد و فرو نریزد و نه آنکه هندسه ای باشد و  حکمتی که سازه و فضا را همساز و همراز کند؛ و معماری را خلوت و جلوتی بخشد که چون نستعلیق میرعماد و عباسی در قلب انسان جایی بیابد و به روح انسان آرامش و اطمینان بخشد.
هر چند که پیدایش شیوه های نوین ساختمان سازی، معماری را از حاکمیت جرزهای قطور و سقف های سنگین تقارن های اجباری رها ساخته و امروز – بناء نظریه ی “پلان آزاد” لکوربوزیه و به پشت گرمی فن آوری پیش رفته – هر شکلی از معماری را میتوان بر پا کرد ولی این آزادی به اعتلای معمار نیانجامیده، بلکه موجب ساده اندیشی، سهل انگای و رهایی طراحان از اندیشیدن به سازه بنا شده است.
معماری امروز به پشت گرمی تکنولوژی، به نیارش نمی اندیشد و معماری تبدیل به “علم تقسیم و تفکیک فضا” شده و همسازی سازه و فضا از میان رفته است.
•    نیارش یکی از پنج رکن معماری ایرانی است که توسط استاد محمد کریم پیرنیا بیان شده:
•     رکن و اصل پنجم نیارش و پیمون است استاتیک ، محاسبات ساختمان، مصالح شناسی و فن ساختمان را در مجموع نیارش می گویند که به کمک پیمون یعنی اینکه از لحاظ طرح، تناسب و محاسبه همه چیز درست انجام گرفته باشد. کارها را انجام میدادند.

۱-زیبایی
معماری امروز، زیبایی را در شگفت آوری و ایجاد اعجاب و گاه ارعاب – می بیند و نه در آن زیبندگی که حکایت از نجابت و متانت و کفایت روح ایرانی داشت.
هنر تقدس زدایی شده ی امروز، چشم از آسمان برداشت و زیبایی را در زمین می جوید و از آنجا که هیچ شگفتی پایدار نیست و با گذشت زمان و هر تکرار عادی و کسالت آور می گردد، ناچار از خلق پی در پی گونه ها و اشکال نو است ودر این میان آنچه که فراموش و فدا میگردد، روح و فطرت انسان است. معماری “شگفتی های ناپایدار”  در ایران به ظهور طبقه ای از معمار – روشنفکرها انجامیده که پیام آور شگفتی سازان غرب شده اند و آثاری را ارائه می کنند که گاه پیش از آنکه ساخته شوند از دور خارج شده و از مد افتاده اند.
۲-والایی:
بارزترین ویژگی معماری امروز ایران فقدان والایی است.
تکیه معماری گذشته ها بر “کرامت انسان” بود و معماری “کارایی”  و “پایایی و زیبایی” را برای تکریم مقام انسان که خلیفه خداوند بر روی زمین بود، می خواست و معماری بریده از تقدس و معنویت را، هر چند کارا و پایا و زیبا، ” علم بنای آخور” می دانست:
معماری امروز ما، بریده از آسمان و درمانده بر زمین، دوران سرگشتگی و واژگونی خود را می گذراند. علت این سرگشتگی نبودن “معنی” در معماری و سبب واژگونی، جایگزین شدن “خود” به جای “خدا” است.
معمار بزرگ پیشین خویشتن را حقیر و فقیر می خواند و با کمترین امکانات و ابتدایی ترین مصالح، والاترین عمارت ها را بر پا می کرد و معمار سرکش امروز، خود را بزرگ و برجسته می بیند و با برخورداری از امکاناتی به مراتب پیش رفته به اقتباس و تولید آثاری اعجاب برانگیز و یا صرفا” عملکردی بسنده می کند.
معماری برای معمار پیشین “تکلیفی” بود از برای خدمت به خدا و خلق خدا و معماری برای معمار امروز “تکلیفی” است از برای معروفیت و خودنمایی .
نتیجه آنکه امروز تعریف و تلقی و والایی از “معماری” که مقبول عام و معیار ومحک اهل فن باشد و بتوان آن را آموزش داد وجود ندارد و این خلاء فرهنگی، وظیفه ای سخت و سنگین را برای مدرسه معماری در پی دارد.
وظیفه ی مدرسه ی معماری در فقدان معماری:
امروز هر کسی معماری را با نگاه خود می بیند، با معیار خود می سنجد و با سلیقه ی خود می سازد و نه تنها بین استادان مدرسه تعریفی یکسان از معماری وجود ندارد، بلکه شاگردان امروز نیز به سادگی پذیرای نظر و سلیقه ای استاد نیستند و هر یک بر عقیده ی خویش پای می فشارند.
امروزه مدرسه ی معماری نمی تواند “معماری ”  بسازد، آن چنانکه “بوزار” و ” باهاوس” می ساختند امروز مدرسه معماری باید “معمار” بسازد. به بیان دیگر مدرسه باید جای آموزش نهادهای برنامه ریز نیز باید به جای ارائه ی “سرفصل” ها و “شرح درس” ها در اندیشه ی شیوه ها و را کارهای پرورشی و تربیتی کار آمد برای مدرسه های روزافزون معماری باشند.
سه منزل برای تربیت معمار:
چنانکه گفته شد، امروز وظیفه مدرسه معماری، تربیت معمار است ودر این راه، گذر از سه منزل “تزکیه”  ، “تعلیم”  و “حکمت” پیشنهاد میگردد:
۱-منزل اول: تزکیه:
تزکیه، پاک شدن اندیشه های نادرست و آماده شدن برای تعلیم و تربیت است.
این منزل فرصتی است برای ایجاد تشنگی و کسب شایستگی برای ورود به عرصه ی طراحی معماری. این منزل دو هدف خواهد داشت: پالایش و پرورش
۲-پالایش:
آنگاه که شاگرد معماری پای به مدرسه می نهد، انبوهی از ناآگاهی ها و برداشت های نادرست نسبت به معماری را با خود به همراه دارد که مانع بزرگی بر سر راه آموزش او می باشد.این ناآگاهی ها و نادرستی ها که معلول تصورات غیرواقعی و عموما” انحرافی از حرفه ی معماری در جامعه و نیز فرآیند نابسامان گزینش است. باید در اولین فرصت پالایش شده و گستره و چهره ی واقعی معماری به شاگرد نمایان شود. در این رابطه تمرین های ساده و انتزاعی که شاگرد را با ماهیت و عرصه های گوناگون معماری آشنا کند، می تواند کارساز باشد.
۱-۲ – پرورش: شاگرد معماری در بدو ورود به مدرسه گنجینه ای است نگشوده از قابلیت ها و استعدادها و ظرفی است تهی از معلومات ودانسته های معماری.
اگر شاگرد پیش از آنکه به شایستگی ها و استعدادهای درونی خویش پی ببرد با دانش هایی درست یا نادرست – انباشته گردد، از دیدن خویش غافل مانده و قدرت ابتکار، جوشش و خلاقیت را از کف خواهد داد.
اولین – و مهم ترین – قدم در آموزش معماری آن است که شاگرد به توان نهفته در خویش و به رمز و راز نهفته در خلقت پی برده و از این مکاشفه به وجد آید. منزل اول آموزش معماری باید به دور از گرایش های سبکی و مکتبی :  به شناخت و شکوفایی استعدادها و ایجاد اشتیاق مکاشفه و مشاهده بپردازد.وارد کردن جنبه های سبکی ومکتبی در مرحله ی مقدماتی آموزش معماری، اشتباهی است که پیوسته در مدرسه های معماری ما انجام وتکرار شده و دل زدگی ها ودلبستگی هایی که در مراحل بعدی آموزش ودر دوران فعالیت حرفه ای پیوسته بر ذهن شاگرد مستولی بوده و مانع آزاد اندیشی او میگردد.
ترسیم عناصر معماری یونان باستان در دوره ی حاکمیت تفکر “بوزار” بر دانشکده ی هنرهای زیبا، ترسیم و تحلیل آثار پیشگامان معماری مدرن در دوره ی شیوی “باهاوس” و برداشت و ترسیم و تکرار نقوش و عناصر معمای سنتی ایران در سالهای بعد از انقلاب اسلامی در دوره ی مقدماتی بسیاری از مدرسه های معماری – که همگی بیانگر اشتیاق ضمنی استاد به تحمیل سلیقه ی خویش به شاگرد است – نمونه هایی از این اشتباه آموزشی می باشد.
شاید بزرگترین علت سنت گریزی شاگردان مدرسه هایی که در شهرها و بافت های تاریخی شکل گرفته اند، تحمیل و سیطره ی نمادهای سنتی در بدو آموزش باشد.
۱-منزل دوم: تعلیم
آنگاه که شاگرد، معماری، منزل اول آموزش را پشت سر گذارد، شگفتی، آمادگی، تشنگی و شایستگی کسب دانش ها و سیر در تجارب معماری و قدم نهادن به منزل دوم را به دست آورده است. منزل دوم بر دو محور استوار است. پیمایش و آموزش.
۱-۱-پیمایش: امروز وسعت جهان معماری بیشتر از آن است که بتوان با حضور (در پای کار) نگاه کردن به دست استاد، معمار شد. امروز نه معماری آن صناعت مشخص و متعینی است که رمز و راز آن نزد استادانی وارسته نهفته باشد و نه استادانی جامع الشرایط وجود دارند که بر تمامی فنون و رموز معمای احاطه داشته باشند. یکی از ایجابات اصلی آموزش معماری پیمایش شاگردان است در پهنه زمان و مکان، شناخت تجارب و اندیشه ی نهفته در آثار معماری از دیرباز تاکنون، شناخت شده ها، سبک ها و مکاتب معماری و آشنایی با تحولات معماری معاصردر جهان و سیر در آراء و نظریه های معماران ونظریه پردازان عالم معماری، همگی از ضروریات آموزش معماری امروز است.
۲-۱-آموزش: بدیهی است که صرف پیمایش در آرا و عقاید و تجربیات تاریخی و معاصر، نمی تواند جوابگوی ذهن کنجکاو و جستجو گر شاگرد باشد.
شاگرد معماری که اکنون مرحله ی تمرین های انتزاعی را پشت سر گذاشته و می خواهد طراحی معماری را به شکلی ملموس و واقعی تجربه کند، نیازمند مجهز شدن به دانش های اصلی و جانبی معماری است و مدرسه باید حجم متناسبی از دانش های فلسفی، جامعه شناسی، هنری، فنی و ….. را در اختیار او قرار دهد. در این منزل باید فرصت تجربه و آشنایی با سبک ها و شیوه هایی گوناگون معماری برای شاگرد فراهم باشد و استاد مدرسه نباید تفکر و اندیشه ی خاصی را بر او تحمیل نمایند.
۱-منزل سوم : حکمت:
در میکده از ما نخریدند به جامی آن علم که در مدرسه آموخته بودیم

شاگرد معماری پس از سیر در منازل اول و دوم و کسب شایستگی ها و سیر در آفاق و اندیشه های معماری به مرحله ای از توانش و دانش می رسد که میتوان او را همچون سایر فارغ التحصیلان آموزش عالی ، ” کارشناس ” خواند.
این ” کارشناس معماری” برای “معمار” شدن نیازمند طی منزلی دیگر است. منزلی که در «آن راه و چاه استفاده از آموخته ها و اندوخته های خویش را بیابد و بداند که آن را در کجا و چگونه باید به کار گیرد. این منزل، منزل حکمت است. حکمت در اصل به معنی منع کردن به قصد اصلاح است و لجام مرکب را از این جهت “حکمت” گویند که او را منع و مهار کرده است.
هم چنان که در فرهنگ ما، هر فربه زورمندی پهلوان نیست و “پهلوان”  کسی را گویند که زورمند است و معرفت به کارگیری زور خویش را نیز دارد ما بر آن کسی که مهارت در طراحی و آشنایی، دانش های معماری داشته باشد “معمار” نیست. بلکه معمار آن است که “بینش” به کارگیری توانش و دانش خویش را داشته باشد.
چهره ی امروز شهرهای ایران حکایت از بودن معمارانی دارد که در عین توانمندی فنی و علمی، حکمت به کارگیری مهارت و دانش خویش را ندارند.
معماری های بدی که خوب ساخته شده اند. معماری های شگفت آوری که زود میمیرند
معماری های گران قیمتی که گران قدر نیستند و معماری های بدیعی که تقلیدی و تکراری اند
این منزل را نیز در دو راستای “گزینش و آفرینش” پی می گیریم.
۳-گزینش: گزینش معنی آن که شاگرد معماری، پس از دیدن و شنیدن آثار و اقوال گوناگون در عرصه ی معماری، نیکوترین آنان را برگزیند.
۱-    این گزینش نیازمند هدایت و همراهی استادانی حکیم و فرزانه است که بتوانند ریشه ها و مبانی تحولات حادث در عالم هنر و معماری را برای شاگردان تشریح و آنان را از دل بستگی های زودگذر و سطحی به سبک ها و شیوه های گذرای معماری برحذر دارند.
یکی از علل اصلی بی هوشی معماری امروز ایران آن است که مدارس معماری، خود مدافع و پس از چندی دافع سبک هایی هستند که در عالم معماری دایم، در حال تولید است، بی آنکه به ریشه های آنها و مناسباتشان با فرهنگ و هنجارهای اجتماعی، باورها و شرایط بومی و سرزمینی بیاندیشند.
گزینش به معنای تحمیل عقیده ای خاص به شاگرد معماری نیست. بلکه دعوت او به تأمل، تعقل و نقد و سنجش گری است.
۳-۲- آفرینش : در این مرحله، که والاترین مرحله در آموزش معماری است، شاگرد با بهره گیری از استعداد فطری و توان کشف و مشاهده و به پشتوانه ی تجارب، آموخته ها و اندوخته ها، و با اتکا به حکمت و معرفت، به آفرینش اثر معماری می پردازد.
هر چند که در تمامی دوران آموزش معماری ، عمل خلاقه و طراحی جزء لاینفک آموزش و وظیفه ی اصلی شاگرد معماری است ولی تفاوت آفرینش در مرحله قبلی در آن است که در منزل اول، طراحی ابزاری است برای ساختن و پرداختن ذهن و استعداد شاگرد و می تواند به خودی خود، واجد هیچگونه ارزش ذاتی و معنایی نباشد و ممکن است بنا به ملاحظات آموزشی، متکی بر فرض های غیرواقعی و غیرعقلانی نیز باشد. در منزل دوم نیز، طراحی جنبه ی تجربی داشته و شاگرد میتواند – و باید در طرح های گوناگون حوزه ، عرصه ها و شیوه های متفاوتی را تجربه کند بی آنکه به آنها پای بند شود. در حالی که در منزل سوم که آخرین منزل آموزش در مدرسه و مقدمه ی ورود  به میدان حرفه است، آفرینش دارای بار فرهنگی و حکمتی بوده و سازنده ی ” منش”  شاگرد معماری خواهد بود.
نیازی به ذکر این نکته نیست که سرزمین ما بیش از آن که نیاز به عالم و علم و دانش و دانشمند داشته باشد نیازمند حکمت و حکیم است تا راه به کارگیری تخصص و متخصص را بداند، آن چنانکه معماران سنتی دانستند با کمترین امکانات، شایسته ترین آثار را آفریدند.


طراحی بسیار زیبای پوشیده از چمن کتابخانه دانشگاه دلف

طراحی معماری کتابخانه دانشگاه دلف در یک محوطه باز و وسیع چمن در محدوده دانشگاه دلف قرار دارد و یکی از عناصر شاخص معماری در شهر دلف هلند است. در نگاه اول از حجم کتابخانه فقط مخروط فلزی مرتفع آن دیده می‌شود. حتی ورودی کتابخانه هم چندان شاخص نیست. روی پوشش نهایی سقف کتابخانه، چمن رویانده شده است. چمنی که در هماهنگی با محوطه چمن اطراف، کتابخانه را در بافت جذب کرده و باعث شده که جزئی از محیط طبیعی به‌نظر برسد. در معماری این کتابخانه سقف شیبدار در نمای اصلی از زمین شروع می‌شود و به مراجعان امکان راه رفتن روی فضای چمن بام را می‌دهد. نورگیری این ساختمان از طرف دیگر انجام می‌شود و در جبهه ورودی به‌جز در ورودی گشایش دیگری وجود ندارد.

طراحی بسیار زیبای پوشیده از چمن کتابخانه دانشگاه دلف

وقتی حجم کتابخانه را از نزدیک دیدم، متوجه نشدم که با یک ساختمان عملکردی مهم سروکار دارم. حجم ساختمان در اولین مواجهه تا حدودی نامشخص است و تنها مخروط روی بام است که به‌خوبی دیده می‌شود. ورودی کتابخانه به‌صورت یک شکاف در دیواره چمن طراحی شده است. بخشی که ورودی کتابخانه را تشکیل می‌دهد در پلان به‌صورت یک مثلث است و با چندین پله به در شیشه‌ای ورودی ختم می‌شود. پله‌ها تمامی سطح ورودی را می‌پوشانند و آن را از سطح چمن اطراف جدا می‌کنند. سقف کتابخانه فلزی و شیبدار طراحی شده است و با راه رفتن روی سقف به‌خوبی می‌شود شیب را احساس کرد. کل سایت کتابخانه تقریبا مستطیل شکل است که چندان قابل تشخیص نیست. راه‌حل خلاقانه طراحان برای گریز از یک حجم ساده و یکنواخت که لازمه فضایی عملکردی مانند کتابخانه است، در طراحی این کتابخانه به‌خوبی خودش را نشان می‌دهد. معماری کتابخانه دلف از چند نقطه‌نظر شاخص و قابل توجه است. اولین نکته هماهنگی این کتابخانه با بافت اطراف است. کتابخانه با سقف شیبداری که از سطح ورودی آغاز می‌شود و با لایه چمن روی آن به‌خوبی در بافت طبیعی قرار گرفته است. دومین نکته شاخص، عناصر سازه‌ای خاص و منحصربه‌فرد این کتابخانه است که به‌گونه‌ای زیبا طراحی شده است. مهم‌ترین این عناصر معماری مخروط فلزی است که شاخصه این کتابخانه است و باعث می‌شود این کتابخانه که به‌خاطر طراحی خاص خودش در بافت حل شده است، نمایی ویژه داشته باشد. این مخروط خود از دو بخش بسته در قسمت پایینی و باز در نیمه بالایی تشکیل شده است و بخش بالایی آن با عناصر خطی فلزی از جمله لوله‌ها و کابل‌های فلزی طراحی شده، با دادن حالتی نیمه‌شفاف به این عنصر شاخص، آن را هر چه بیشتر با بافت هماهنگ کرده است. معماران با طراحی ورودی از یک جهت و نورگیری از جهت دیگر جبهه ورودی را با سایر بخش‌های ساختمان کاملا متمایز و متفاوت کرده‌اند. این کتابخانه کار گروه طراحان مکانو (Mecanoo) است که از سال ۱۹۸۴ در شهر دلف هلند مشغول به طراحی هستند. کتابخانه دانشگاه دلف در سال ۱۹۹۷ ساخته شده و برنده جایزه ملی طراحی ساختمان‌های فلزی هلند در سال ۱۹۹۸ شده است. گروه طراحان معماری مکانو در بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا هم آثار شاخصی طراحی کرده‌اند. کار این گروه طراحان در کتابخانه دانشگاه دلف آمیزه‌ای از پیشرفت‌های تکنولوژیک، توجه به مقیاس انسانی و نیز بازی با احجام است.بعد از وارد شدن به کتابخانه دلف، با فضایی کاملا متفاوت با معماری بیرونی آن مواجه شدم. هر چقدر که حجم معماری بیرونی به‌صورتی نامشخص در بافت قرار گرفته و به‌جز نماد شاخص خود، تقریبا در بافت ناپیداست اما داخل کتابخانه با مشخصه‌های کامل یک کتابخانه دانشگاهی طراحی شده است. حجمی وسیع با سقفی بلند که بخش‌های زیادی از آن به‌صورت void طراحی شده بود. دیوارها و کف کتابخانه در هماهنگی با قفسه‌های چوبی با همان رنگ و بافت قرار گرفته بود و باعث می‌شد که حواسمراجعه‌کنندگان پرت نشود. درواقع معماران، بازیگوشی طراحانه خود را در طراحی این کتابخانه برای فضای بیرونی نگاه داشته بودند و فضای داخلی را تا حد ممکن ساده و کاربردی طراحی کرده بودند.
سقف بلند کتابخانه مکانو در فضای داخلی، القای حس سکوت به مخاطب را آسان‌تر می‌کرد. در مواجهه با ساختمانی سرشار از کتاب، با سقف و ستون‌های بلند فلزی و قفسه‌های سرشار از کتاب، با نور طبیعی سکوت حاکم بود. کتابخانه دانشگاه دلف با حجمی خلاقانه که بخشی از محیط طبیعی به نظر می‌رسد تمام مشخصه‌های ضروری برای یک کتابخانه را در خود جای داده بود. در طراحی داخلی این کتابخانه از مصالح ارزانقیمت استفاده شده بود اما مانند سایر آثار معماران هلندی توجه ویژه به جزئیات و ظرافت کار در این ساختمان هم دیده می‌شد. اگر کتابخانه دانشگاه دلف، سقف چمنی و شیبدارش را نداشت و آنقدر متواضعانه در بافت سبز اطرافش جا خوش نکرده بود، نمی‌توانست به یک اثر معماری به یادماندنی تبدیل شود. تضاد موجود بین فروتنی این ساختمان در مواجهه با بافت اطراف از یک طرف و عنصر شاخص مخروطی آن از طرف دیگر برای من یادآوری‌کننده این بود که تضاد، اگر با دقت و دانسته به کار برده شود، چگونه می‌تواند برای ایجاد حس‌وحال موردنیاز طراح به کار بیاید و اثر معماری مورد طراحی را قابل توجه و شاخص کند.