طراحی بوستانی هنرمندانه و عظیم

افتتاح بوستانی با چنین وسعت و عظمتی بدون شک اتفاق فرخنده‌ای است که باید از تحقق آن خشنود بود اما در عین حال این خواسته همچنان وجود دارد که ‌ای کاش هنرمندان نیز در چنین فضاهایی سهم داشته و می‌توانستند طرح‌هایی هنرمندانه برای ارائه به آن از خود نشان دهند.

در کنار افزایش سرانه فضای سبز که احداث این بوستان به بار خواهد داشت و به این ترتیب بخش مهمی از مشکلاتی را که در این زمینه وجود دارد، از جمله آلودگی هوا و … برطرف خواهد کرد، می‌توان از این بوستان برای رسیدن به اهدافی دیگر نیز استفاده کرد تا همان‌طور که قول داده شده، این فضا در عین حال که بزرگ‌ترین بوستان در سطح کشور و منطقه است، به یکی از مهم‌ترین فضاهای فرهنگی و هنری نیز بدل شود.

طراحی بوستانی هنرمندانه و عظیم

البته در این میان هر کسی از ظن خود یار می‌شود و دیدگاه‌های خود را در این زمینه مطرح می‌کند، به شکل طبیعی من نیز به‌عنوان یک مجسمه‌ساز بیشتر دوست می‌دارم تا از این فضا برای برگزاری یک سمپوزیوم «مجسمه‌سازی» استفاده کنم. با دو هدف فراهم ساختن شرایط مطلوب برای عینیت بخشیدن به ایده‌های هنری هنرمندان مسجمه‌ساز و در عین حال بهره‌برداری از آثار در جهت تلطیف فضای شهری، معضلی که در این سال‌ها به‌شدت به چشم می‌خورد و فضای بصری نازیبایی را فراروی شهروندان شهر گشوده است. البته نمی‌توان از این مساله چشم‌پوشی کرد که در این سال‌ها شهرداری تهران تلاش‌هایی برای رفع مشکلاتی از این دست انجام داده، اما هنوز مشکل بر جای خود باقی مانده است و می‌توان تلاش‌های بیشتری را برای زیباسازی سطح شهر انجام داد و پس از آن اثرات جانبی این ماجرا را مشاهده کرد. می‌توان این سمپوزیوم را در این بوستان که فضایی بسیار مناسب دارد، برگزار کرد و از مردم خواست تا به دیدن این آثار روی آورند چراکه به اعتقاد من تنها در این حالت است که تولید اثر هنری از حالت یکسویه خارج شده و مخاطب را نیز با خود درگیر و همراه می‌کند. درگیر شدن مردم با ساخت یک اثر هنری سبب خواهد شد تا آن به اثری فعال و در عین حال موثر برای آنان بدل شود. در این صورت مخاطبان تنها به آن اثر به‌عنوان یک اثر هنری نگاه نمی‌کنند بلکه به‌عنوان اثری که خود در پدید آوردن آن نقش داشته‌اند، بدل خواهد شد و در این صورت در حفظ و نگهداری آن نیز تلاش و کوشش بیشتری از خود نشان خواهند داد. چندی پیش برای ساخت ۱۳ مجسمه از ما دعوت شد تا به «کرمان» برویم. این مجسمه‌ها در مقابل دید مردم ساخته می‌شد و تعامل و ارتباط گسترده‌ای میان مردم و هنرمندان شرکت‌کننده در این رویداد به‌وجود آمد. آن تجربه، تجربه‌ای بسیار دلنشین برای من بود که همواره دوست می‌دارم تا این اتفاق بار دیگر تکرار شود. در آن زمان مردم گاهی می‌آمدند و از ما درباره مجسمه‌ها، متریال و … می‌پرسیدند و ما با آنها دراین‌باره سخن می‌گفتیم. جالب اینکه این تعامل تنها به مجسمه‌ها ختم نمی‌شد و بارها پیش می‌آمد تا تعاملات گسترده‌تری میان ما شکل می‌گرفت و به اتفاقاتی چون «شعرخوانی» و… منتهی می‌شد. طبیعی است که در صورت نصب این مجسمه‌ها، مردم مراحل ساخت آنها را به یاد دارند و با اینها ارتباط برقرار می‌کنند. درصورتی که اگر این اثر در تهران ساخته می‌شد و بعد‌ها درشهر کرمان نصب می‌شد، مردم این حس را نسبت به مجسمه‌ها نداشتند. در مورد بوستان ولایت نیز چنین است. بنا بر تعریف یونانیان باستان، سمپوزیوم تنوع و گیرایی دارد بنابراین شهرداری تهران و دیگر متولیان این فضا باید از این پتانسیل استفاده کرده و در مدت زمان‌هایی مشخص از تعدادی نقاشان، نویسندگان، شعرا و مجسمه‌سازان دعوت کنند تا سخت انگاشته شدن هنر فرو بریزد و مردم فکر نکنند که هنر کار آدم‌های خاص است. ما سال‌های بسیار را به کار کردن روی آثار خود اختصاص می‌دهیم و این درست مانند دیگر کسانی است که فعالیت‌های دیگر را انجام می‌دهند، بااین‌حال چون این راه همیشه سخت جلوه داده شده، مردم فکر می‌کنند که هنر کار افراد خاص است. این تفکر باید از پایه ویران شود تا مردم رغبت بیشتری برای انجام فعالیت‌های هنری از خود نشان دهند و در این صورت است که می‌توان این امید را داشت که بعد از مدتی، از میان همین مردم عادی، مجسمه‌سازها و نقاشانی شکل گیرد که ویژگی منحصر به خود را دارند چنانچه بنابرگفته هگل ما موظفیم به اطرافیان‌مان کمک کنیم تا از نردبان خودشان بالا بروند، آن هم به شرطی که هنرمندان به آنان کمک کنند تا خودشان اثر هنری‌شان را بسازند نه اینکه تنها به کپی کردن کارهای آنان روی آورند. من باز به این مساله تاکید دارم در جامعه‌ای که هنر نقش مهمی داشته باشد و از آن مهم‌تر برای مردم قابل لمس باشد، از خشونت در آن جامعه کاسته خواهد شد. درواقع کسی که با قلم و رنگ و نقاشی سرو کار دارد بنابر حس زیبایی‌شناسی دیگر نمی‌تواند به خشونت روی آورد. هنر انسان را تلطیف می‌کند و برای کم کردن خشونت در جامعه یا شهری مانند تهران باید هزینه و شهر را با هنر تزئین کرد و در این میان بوستان «ولایت» پتانسیل خوبی را برای تحقق این امر به‌وجود می‌آورد.

تکنیک تصویر کردن ابتدایی طرحی که به ذهن یک معمار می‌رسد و حجمی که برای اولین بار روی کاغذ ترسیم می‌شود. یادداشت‌های کارشناسان این صفحات هم به‌مثابه ایده‌های اولیه‌ای است که درباره سوژه پیشنهادی ما به ذهن آنها می‌رسد و پیشنهادهایی که می‌تواند در راه رسیدن به هدف مطلوب نقطه آغازی تلقی شوند.اما چرا این شماره به سراغ موضوع مجسمه‌های شهری رفته‌ایم؟ وقتی اواخر پاییز سال گذشته دومین دوسالانه مجسمه‌های شهری در نگارخانه برگ تهران به همت سازمان زیباسازی برگزار شد، جامعه جوان مجسمه‌ساز حضوری بسیار فعال داشت.

طراحی مجسمه های شهری

تندیس‌ها، مجسمه‌ها و احجامی که می‌توانند در راه رسیدن به منظر مطلوب شهری، نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند. درباره مجسمه‌های موجود ومجسمه‌هایی که می‌توانند در سطح شهر نصب شوند. درباره نقاطی از شهر که بیشتر برای این کار قابلیت دارند و درباره انواع و اقسام سبک‌هایی که مجسمه‌سازان می‌توانند در تهران امروز تجربه کنند.

تکنیک تصویر کردن ابتدایی طرحی که به ذهن یک معمار می‌رسد و حجمی که برای اولین بار روی کاغذ ترسیم می‌شود. یادداشت‌های کارشناسان این صفحات هم به‌مثابه ایده‌های اولیه‌ای است که درباره سوژه پیشنهادی ما به ذهن آنها می‌رسد و پیشنهادهایی که می‌تواند در راه رسیدن به هدف مطلوب نقطه آغازی تلقی شوند.اما چرا این شماره به سراغ موضوع مجسمه‌های شهری رفته‌ایم؟ وقتی اواخر پاییز سال گذشته دومین دوسالانه مجسمه‌های شهری در نگارخانه برگ تهران به همت سازمان زیباسازی برگزار شد، جامعه جوان مجسمه‌ساز حضوری بسیار فعال داشت. نوع آثار ارائه شده در این دوسالانه نشان می‌داد که مجسمه‌سازان جوان، با ایده‌هایی کاملا نو به میدان آمده‌اند. طرح‌‌های پیشرو و حتی بعضا  ایده‌آلیستی نشان از آن داشت که انگیزه‌ای قوی در جامعه هنری کشور برای تجربه‌های نو به وجود آمده و شهرداری تهران می‌خواهد تا آنجا که واقعیت‌ها اجازه می‌دهد لااقل به طرح این تجربه‌ها کمک کند. مجسمه‌های شهری بخشی اصلی و مهم از مجموعه هنر عمومی است که اغلب برای مکانی خاص طراحی و اجرا می‌شوند و در کنار آن، توجه به دیگر عوامل محیطی، اجتماعی و فرهنگی محل نصب اثر در آن دخیل است. میزان اثرگذاری و تحمیل آن به محیط از لحاظ اندازه، سادگی، پیچیدگی و جاذبه بصری باید با اهمیت کاربردی آن تطابق داشته باشد و به عنصری انسانی و مطلوب در محیط تبدیل شود. نیازهای بصری شهرها که در قالب آثار هنری برآورده می‌شوند در مکان‌ها و مناطق مختلف هر شهر دارای ویژگی‌هایی محلی است. این ویژگی‌ها تابع خصوصیات کاربردی محل و منطقه از جمله خدماتی، تولیدی، تجاری، مسکونی، آموزشی، تفریحی و…، خصوصیات جغرافیایی مثل پستی، بلندی یا نوع گیاه، مشخصات معماری منطقه، بازدیدکنندگان و فرهنگ اجتماعی و بصری آنها یا حتی شکل دیدن آثار از قبیل سواره، پیاده و دید در سرعت یا از فاصله هستند. با این حساب مجسمه‌سازی محیطی تابع شرایط کاربردی، مختصات بصری و سبک معماری، مخاطب و ترافیک است و به همین وسیله هماهنگی خود را با محیط به دست آورده و عملکرد معینی می‌یابد. از این رو خواستیم تا با رویکرد پیشنهاد برای آینده مجسمه‌های تهران، سراغ مجسمه‌سازان برویم و از افرادی که سابقه کار در تهران را دارند بپرسیم که «در راه تصویر کردن ایده‌آل تهرانی در این موضوع، چه چشم‌اندازی را می‌بینند و پیشنهادشان چیست؟ موانع موجود کدام است و چگونه می‌توان همراه با جامعه در این راه حرکت کرد؟»