در این مثال،اسکیس کشیدن شبیه مراحل سه گانه ی مثال قبل میباشد.

 

1_400_10
معبد یونیتی، پارک اوک، ایلینوا، فرانک لوید رایت، معمار

موضوع این مثال ممکن است تا حدودی به علت تمایلی که در واقع گرایی آنچه که نظر هندسه و پرسپکتیو میبینید مشکل به نظر آید.در این راستا،مفاهیم مربوط به پرسپکتیو را به ذهن راه ندهید و بیشتر به آنچه چشمانتان مشاهده میکنند تکیه نمایید.

11_400_02

اگر خطوط را مطابق آنچه که میبینید ترسیم نمایید، آنها خود به خود(در پرسپکتیو)قرار خواهند گرفت،در دومین ترسیم،زاویه خطوط اریب از طریق تجسم آنها همچون عقربه های ساعت به دست می آید.

22_400

33_400

final_400

 

اصول استفاده از آینه در دکوراسیون داخلی

آیینه عنصر مهم و برجسته ای در دکوراسیون منزل می باشد. این عنصر کاربردی زیبا می تواند دارای قاب و شکلهای مختلف باشد و هم چنین می توان با استفاده از یک تکه الماس آن طور که می خواهید آن را برش دهید .
با استفاده از آیینه می توان کاری کرد که فضای کوچک یک اتاق فوراً بزرگتر نشان داده شود . هر چه سایز آیینه بزرگتر باشد بهتر خواهد بود . آیینه را روبروی دیوار اصلی اتاق که به عنوان نقطه کانونی اتاق هم از آن یاد می شود نصب کنید تا از لحاظ بصری مابقی اتاق را بزرگتر و جادارتر نشان دهد . حتی استفاده از یک آیینه چهارگوش شیک می تواند موجب شود که فضای اتاق روشنتر شود چرا که آیینه نور را منعکس می کند و تصور بزرگتر بودن اتاق را در ذهن ایجاد می کند .
قاب آیینه عنصر دیگری در دکور است که جلوه متمایزی به آیینه می بخشد .

آینه در دکوراسیون داخلی

 

قاب های آیینه
قابهای آیینه از لحاظ شکل ، فرم و جنس ماده مورد استفاده تفاوت زیادی دارند . این قابها می توانند چوبی ، فلزی ، پلاستیکی و یا دیگر مواد باشند که می تواند خود آیینه و یا دکور خانه را تزیین نماید .
آیینه های جالب و چشمگیر را می توان به عنوان دکورهای دیواری مورد استفاده قرار داد . این نوع آیینه ها می بایست در استایل و داخل خانه استفاده شوند .

برش آیینه
می توانید آیینه هایی را پیدا کنید که شکلهای کاملاً متفاوتی دارند . این نوع آیینه ها دکوراسیون دیواری فوق العاده و غیر معمولی ایجاد می کنند . می توان آنها را بطور آماده از بازار تهیه کرد یا اینکه بر طبق سلیقه خودتان سفارش دهید تا برش داده شوند . این نوع آیینه ها کارآمدی کمتری دارند اما آنها هم با انعکاس نور می توانند موجب بزرگتر شدن فضای اتاق گردند.

آیینه های شکسته
آیینه های شکسته شده همواره چیز بدی نیستند . از تکه های برجامانده می توان در طراحی دکور منزل استفاده کرد و یا اینکه در ساخت بعضی از انواع صنایع دستی یا تغییر و اصلاحاتی که در خانه انجام می دهید استفاده شوند  می توان آنها را به تکه های ریزتر برش داد برای آیینه کاری گلدانها یا دیوارها از آنها استفاده نمود.

 

مجسمه های مرمر، پارچه های سنگین

بعضی ها دوست دارند حال و هوای خانه ای که در آن زندگی می کنند کاملا رسمی باشد. برخی مدل های ساده تر را می پسندند. عده ای هم دوست دارند حال و هوا و سبک خانه مطابق با سلیقه شخصی آن ها چیده شود. اگر شما هم به دنبال چیدمان خانه خود هستید و در این چیدمان دوست دارید فضای خانه تان به فضای کلاسیک نزدیک باشد می توانید پنج ایده ای را که در این مطلب آمده، دنبال کرده و آن را به اجرا گذارید.

دکوراسیون منزل،ایده های 5 تایی در دکوراسیون رسمی و کلاسیک

۱٫ رنگ ها:رنگ های قرمز، زرشکی، انواع سبز و خاکی بیشتر از سایر رنگ ها در سبک کلاسیک نمود دارند. برای ایجاد فضای کلاسیک می توانید از این رنگ ها در دکور دیوار، روکش مبل، فرش، پرده و … استفاده کنید. این رنگ ها بهتر است به نسبت ۶۰ درصد رنگ اصلی، ۳۰ درصد رنگی که در کنار رنگ اصلی و به عنوان رنگ دوم در فضا استفاده می شود و۱۰ درصد رنگی که برای لوازم دکوری استفاده می شود و از شدت بیشتری نسبت به رنگ ها دیگر برخوردار است، ترکیب شوند. در سبک کلاسیک اگر برای دیوارها از رنگ های حد وسط (نه پر رنگ و نه کم رنگ) استفاده می کنید، برای پرده ها و روی مبلمان هم از همین رنگ های حد واسط استفاده کنید. اما اگر برای دیوارها از رنگ های کم رنگ استفاده کنید، برای پرده ها و مبلمان رنگ های تند به کار ببرید. مثلا اگر برای دیوارها از رنگ سبز بسیار کم رنگ استفاده کرده اید برای مبلمان و پرده از رنگ های قرمز و زرشکی استفاده کنید.

دکوراسیون منزل،ایده های 5 تایی در دکوراسیون رسمی و کلاسیک

۲٫ پارچه ها: معمولا در سبک کلاسیک از پارچه هایی با کیفیت بالا استفاده می شود. بنابر این اگر می خواهید برای مبلمان این سبک پارچه تهیه کنید. بهتر است از انواع حریر، مخمل های ساده با جزئیات کم و در رنگ های نامبرده، استفاده کنید در ضمن در در این سبک از پارچه های خیلی براق استفاده نمی شود. استفاده از منگوله و حاشیه هم در این سبک مجاز بوده و به تقویت سبک در فضا کمک می کند.

۳٫ نور: نوری که در سبک کلاسیک بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد نور عمومی و جهت دار است که تقریبا در هر فضایی لازم است. شما می توانید برای ایجاد نور عمومی از لوسترهای آویزان سقفی (بیشتر لوستر های کریستال و برنز مد نظر است) و برای ایجاد نور جهت دار از شاخه های دیواری و آباژورهایی با شیدهای ساده استفاده کنید. این آباژورها معمولا به صورت جفت روی میزهای عسلی در دو سمت کاناپه قرار می گیرند و یا آنها را در دو سر یک کنسول روبروی میز نهار خوری قرار می دهند.

۴٫ مبلمان: اگر قصد خرید مبلمان سبک کلاسیک را دارید باید بدانید مبلمان این سبک قاب چوبی دارد و دارای کنده کاری و طرح های نسبتا ساده و غیر پیچیده است. برای تقویت این سبک در فضا از پیانو در کنار سایر مبلمان استفاده می شود.

تعادلی که معمولا در این سبک لازم به اجراست، تعادل تقارن است.

۵٫ لوازم دکوری: انواع مجسمه های مرمر و تابلوهای نقاشی بزرگ، پرتره، آباژور و… سبک کلاسیک را با خانه شما می آورند. همچنین برای ایجاد نقطه تاکید، به کار بردن یک جفت آباژور یا لوازم دکوری دیگری که شبیه هم هستند، توصیه می شود.

دکوراسیون منزل،ایده های 5 تایی در دکوراسیون رسمی و کلاسیک

 

اهمیت معماری داخلی در طراحی بیمارستان ها

The Primacy of Interior Architecture in Hospitals

“این مقاله برگزیده بخش هایی از یک تحقیق کما بیش گسترده ای است که حضور معمار داخلی را در تیم طراحی پروژه های بیمارستانی ضروری دانسته و نتیجه این همکاری را ارائه یک کار برتر میداند.”

روند همکاری معمار داخلی در طراحی بیمارستان
برنامه فیزیکی
طراحی بیمارستان با توجه به اوضاع اقلیمی و نیاز های بهداشتی و منطقه ای تا حدودی متفاوت است ولی استاندارد های ثابتی وجود دارد که منشاء اقتصادی و عملکردی دارند و روابط فضاها تحت یک نظام کلی در بیمارستان قرارمیگیرند. یک طرح خوب باید بهترین شکل تقسیم بندی و سازماندهی را داشته باشد.

ThePrimacyofInteriorArchite

قبل از شروع طراحی باید یک برنامه معماری وعملکردی داشت که در آن فضاها و مساحت های آنها مشخص شده است.در برنامه های کاملتر مشخصات تجهیزات داخل و میزان دما و فشار هوا و روشنایی وجنس مصالح وغیره نیز ذکر شده است.
معمار داخل میتواند ثحقیقات لازم را انجام دهد و در این مرحله در شرح معیارهای خاص هر فضا وتهیه چیدمان داخل آنها با ابعاد واندازه های دقیق همکاری کند.

پلان شماتیک

564556

طراحی پلان شماتیک با توجه به برنامه فیزیکی شروع می شود. معمولا برای هر بخش یک بلوک در نظر گرفته می شود و اشکال مختلف ترکیب آنها بررسی می شوند.
ترکیب بخشهای مختلف پرستاری از جنبه های مدیریتی واقتصادی (اقتصاد سرویس دهی پزشکی) بسیار اهمیت دارد. در تمام مسیرهای افقی و عمودی یک عملکرد منطقی چه از نظر بهداشتی وچه از نظر سرویس دهی پزشکی و تدارکاتی وپرسنلی باید وجود داشته باشد، مانند تمایز مسیرها (کثیف وتمیز)، مسیر بیمار سرپایی ،بستری و ملاقات کنندگان بیمار اورژانس وغیره.

پلان مقدماتی
پس ازمطالعه کلی وآنالیز پلان های شماتیک، روی یک پلان معین کار ادامه می یابد. پلان مقدماتی، بسط وگسترش پلان شماتیک خواهد بود که با مقیاس ترسیم می شود. تهیه پلان مقدماتی کار مشترک تیم خواهد بود. یک معمار داخلی با توجه به تمام آنچه گفته شد و با توجه به اطلاعات و تحقیق هایی که در شروع کارش انجام داده، لی آت هایی را برای قسمت های مختلف پیشنهاد می کند. با انتخاب و ترکیب مناسب آنها، طرح مقدماتی شکل می گیرد. ممکن است که درارتباطات کلی پلان های شماتیک هم نظراتی داشته باشد. گاه ممکن است جزئیات داخلی در ارتباط با سازه بنا قرار گیرند. که هماهنگی آن یک کار برتر است. در چنین روشی، جزء به جزء فضا درک می شود وهنگامی که کلیه فعالیت های درون آنها کاملاً روشن باشد، طراحی با خلاقیت بیشتری صورت می گیرد.

6416241

پلان مقدماتی تجهیزات ثابت را نشان می دهد. این خیلی مهم است که بدانیم تجهیزات متحرک در درون اتاق ها جای می گیرد و با ابعاد فضاها مطابقت می کند یا نه. آگاهی ازتجهیزات وعملکردهای داخل بیمارستان و فعالیت هایی که داخل فضاها انجام می گیرد، به معمار داخلی امکان می دهد که شکل جدید فضاهای درون بخش ها را طراحی کند. تمام قسمت های طراحی شده جزء به جزء ترسیم می شوند که در این ترسیمات نیز معمار داخلی با آگاهی از تجهیزات و عملکردهای داخل بیمارستان ،با آرشیتکت همراهی می کند. سپس، مشاوران و مدیران و کمیته ساختمانی لی آت ها را مرور می کنند.
به گفته فرانک لویدرایت: ” پلان خوب هم آغاز است و هم پایان. پلان، پیش بینی علمی و هنری کار است. چون همه پلانهای خوب ارگانیک اند واین پلان، ریتم ها، حجم ها و اجزاء یک دکوراسیون خوب را هم در خود خواهد داشت .”
“با توجه به افزایش روز افزون کاربرد دستگاههای پزشکی در مراحل مختلف درمان، همکاری مهندس پزشکی باآگاهی که از تجهیزات و فعالیت هایی که داخل فضاها انجام می گیرددارد بسیار مفید میباشد.”


تاثیر فضاهای داخلی بر شکل معماری بیمارستان

ارتباطات درون بخش ها، ایجاد بهترین و کوتاه ترین رابطه مرکزپرستاری با اطاقهای بستری، تعداد تخت های تحت مراقبت، چگونگی آرایش اتاقها گرد آن وطریقه نورگیری، شکل بخش های بستری را تعیین می کنند. ترکیب چند بخش کنارهم و سپس با روی هم قرارگیری آنها، شکل هندسی برج بستری بوجود می آید. در بیشتر بیمارستان های ساخته شده با استانداردهای تجربه شده وبازدهی خوب، شکل هایی مشابه حروف الفبا حاصل شده که منعکس کننده ارتباطات بخش هاست. به طورمثال فرم های H,T,Y,X نمایانگرراهروهای ارتباطی بخش ها هستند که به شکل برج در طبقات تکرار شده اند. البته دراین فرم ها، بخش ها به شکل راهرویی مستقیم طراحی شده اند و مسائل اقتصادی و عملکردی در این فرم ها بررسی شده اند.
هرگونه نواندیشی دراین ارتباط، مانند شکل آرایش تختها گرد ایستگاه پرستاری که طریقه مراقبت بیماران رابهتر کند یا سیستم های جدید کنترل بیماران که ممکن است با پیشرفت های پزشکی علمی توسط کامپیوتر انجام شود و درشکل درونی بخش تاثیربگذارد، در نهایت فرم خارجی بیمارستان را متاثر خواهد کرد.
بیمارستان ها، معمولاً راهروهایی با اطاق های کوچک منشعب شده ازآنها هستند. توجه به دید بیمارعاملی تعیین کننده در ارتباطات درونی فضاهای بیمارستان به حساب می آید. برای رهایی از یکنواختی چنین منظره ای می توان راهروها را به شکل فضاهای دلپذیرتری طراحی کرد که در محل های پرستاری تبدیل به مکان های بی تکلف بشوند. البته ازبین بردن راهروها در بخش ها کارساده ای نیست. دید مستقیم برای پرستار بسیار بهتر است و هم چنین امکان گسترش آینده، دلیل منطقی برای وجود راهروهاست. لازمه ایجاد اشکال دیگر بخش ها توجه به این دو نکته است.

642564512645

نقش معمار داخلی در تیم طراحی بیمارستان
کاری که یک معمار داخلی می تواند در تیم طراحی بیمارستان بکند بسیار بنیادی است وممکن است به دلیل توجهات خاصی که به فضاهای داخلی می کند در طرح ریزی کلی تاثیر گذارباشد. البته درروش کارتیمی وگروهی حجم کاربسیار افزایش پیدا می کند اما کیفیت کار بالاتر است.
امروزه توجه بیشتری به تاثیر حیاتی فضاهای اطراف معطوف گشته، به خصوص در زمینه بیمارستان بشدت این نیازبه ملاطفت احساس می شود. همچنین ایجاد رابطه فرهنگی، تخفیف ترس، ایجاد صمیمیت و شادی بخش بودن محیط ضروری به نظر می رسد. یک طراح حتی در مورد پیچیدگی های روانی و احساسی حفظ سلامت تحقیق می کند تا بتواند محیطی کاملاً آرام و با توجه به نیازهای استفاده کنندگانش را خلق کند. درهنگامی که بیماربرای مبارزه با بیماری آماده می شود، محدود شدن اجباری، احساس بی پناهی، نگرانی در مورد مخارج پزشکی و نتیجه تشخیص بیماری و جراحی او را تحت فشار قرارمی دهد، فضاهای جالب برای نشستن های گروهی و بدون تشریفات و غیررسمی و صحبت با دیگران و همدردی می تواند آنها را تقلیل دهد.

اثرات نور و رنگ در بهبودی بیماران
مسئله ای که بدان بی توجهی می شود، معنای بیولوژیکی نور و تاثیر نورآفتاب درامر بهبودی است. همچنین در بستری های طولانی در بیمارستان ها وجود نورهای خاصی ضروری است تا وظایف متابولیکی و گردش خون به درستی انجام پذیرد. کسانی که این گونه محیط ها را طراحی می کنند، باید از اثرات بیولوژیکی نوراطلاع داشته باشند. نمایش ناگهانی نورسبب تحریک غدد فوق کلیوی می شود. ممکن است در این موارد از گردش روز و شب الهام گرفته و مشابه نور طبیعی را ایجاد کرد. همچنین نورهای متصل به سقف و تیرهای مشبک و جنس وجزئیات آنها بررسی شوند. جاسازی وسایل گرمایی و سرمایی و مشخصات ضربه گیر در دیوارها و جعبه های نگهدارنده مخصوص دستگاه های مختلف پزشکی و اتصالات مخصوص، همه از جزئیات داخلی هستند که رابطه تنگاتنگی با طرح معماری و حتی گاه استراکچربنا دارند. برای کم کردن سر و صداهای اضافی در محیط بیمارستان و سیستم های تهویه و غیره باید از قبل با مشاوره معمار داخلی تدابیری انجام گیرد. بنابراین می بینیم که آگاهی ازاثرات فضا، نور و رنگ در حیات اجتماعی سلامت برای هر طراحی مهم است. این تاثیرات ممکن است سلامت را تقویت کند و ممکن است سبب افسردگی، بیهودگی و خواب آلودگی گردد. معماران داخلی می توانند با استفاده از این آگاهی ها بهبودی را افزایش دهند و دسترسی به آرامش درونی را سهل تر کنند.
کارهای هنری روی دیوارها برای تنظیم سیستم عصبی جهت انجام وظیفه مطلوبند. تاثیر رنگ های گرم و سرد و روشنایی مباحث وسیعی هستند. مثلاً کنتراست زیاد سبب سردرد و فشار چشم می شود. افزایش هوشیاری یا گیجی و حواس پرتی، احساس گذرزمان، ایجاد رابطه فرهنگی، غم افزایی یا شادی بخش بودن نتایج یک طراحی داخلی هستند. اطلاع از تئوری های جدید رنگ و رابطه شان با شکل معماری مسئله قابل توجهی است. رنگ و اثرات آن در محیط پزشکی یک بخش مهم از مطالعه تحقیقی معمار داخلی است.

ThePrimacyofInteriorArchite

طراحی داخلی
طرح های معماری داخلی و انتظامی که طراح به فضا می دهد بسیار بنیانی است و با آنچه در استانداردها نوشته شده ممکن است متفاوت باشد. ممکن است بهتر باشد اتاق ها به گونه ای طراحی گردند که بیماران دید بهتری نسبت به خارج و همچنین ارتباط بهتری با پرستاران و یا همراهان داشته باشند. ممکن است دراتاق های روز، جایی که بیماران سیار گرد می آیند امکان بهره مندی از نور طبیعی، آفتاب، درخت وآسمان را ایجاد کرد( مانند یک حیاط محصور) که ارجح است قابل کنترل ازایستگاه پرستاری باشد.
کارهای هنری روی دیوارها و کف ها تکمیل کننده طراحی هستند. مبلمان داخل بهتر است کمترین سطح تماس را با کف سالن یا راهرو داشته باشد. نوع پوشش های کف ودیوارمی تواند رعایت بهداشت را آسان تر کند. برای صندلی های انتظار طرح هایی را می توان ارائه داد که کار شستشوی روزانه را آسان تر کند که ممکن است نیاز به پیش بینی هایی در اجرا باشد. جنس کف ها در اتاق های مختلف و اتاق های عمل توصیه های خاصی را می طلبد.
برای ایجاد شرایط مطلوب دربیمارستان باید ازهمه دانسته های مختلف سود برد، مخصوصاً هنگامی که روح پژمرده انسان بیشترین نیاز را بدان دارد.

● نمای ساختمان خالق نمای شهری است
نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی به‌دست می آید. این نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. می‌توانند همگن باشند چون با استفاده از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان می‌کند، ناهمگن هستند. در شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه مصالح یکسانی به‌کار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال می‌کنند.
در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است.
نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که در خیابان‌ها ومعابر می‌افتد شکل می گیرد.
این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد می‌توانند با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد.

shian-2_400

 

بررسی آماری نشان دهنده این موضوع است که در هر سال ۵۰ میلیون نفر به جمعیت شهر نشین کشورهای در حال توسعه اضافه می‌شود. در ایران نیز شهر نشینی طی دهه‌های گذشته با شتاب فزاینده ای گسترش یافته و همچنان این روند ادامه دارد.
رشد سریع جمعیت و گرایش مردم به شهر نشینی، تقاضای فزاینده‌ای را برای تهیه مسکن به دنبال داشته که این موضوع در پی خود مشکلات عدیده ای در زمینه توسعه شهری بوجود آورده است. ناتوانی در پاسخگویی مطلوب و مناسب به این مساله، وضعیت نا مطلوبی را به صورت بی مسکنی، بد مسکنی و تنگ مسکنی برای بسیاری از اقشار جامعه به همراه آورده است.
مسکن به عنوان یکی از نیازهای نخستین بشر، ابتدایی ترین سوالی بوده که انسان سعی در یافتن پاسخی مناسب و معقول برای آن بوده است، اما همیشه در برنامه ریزی‌های ملی به مسکن نه به عنوان محلی برای آسایش ساکنان در ابعاد عینی و ذهنی، بلکه به عنوان یک مشکل اقتصادی و فقط از این بعد بر خورد شده است.
سازندگان و تولیدکنندگان مسکن آزاد به‌دلیل اینکه به‌دنبال فروش سریع و بازگشت سرمایه خود هستند، سعی در هر چه بیشتر مطرح کردن خود در محله مسکونی و نمایشی متمایز از بنای خود دارند و به همین دلیل یکی از دلایل عمده ناهماهنگی نمای ساختمان‌ها در سطح شهر هستند.
در رابطه با مسکن تعاونی شرایط بدتری وجود دارد. به دلیل وضعیت مالی ضعیف سازندگان و اینکه ساکنان و مالکان به‌دنبال فروش ساختمان نیستند، بدون انجام عملیات پایانی نظیر نماسازی مورد استفاده قرار می گیرند و یا با کمترین هزینه و بدون طراحی نما، حجم و کالبد ساختمان رها می‌شود. البته در سال‌های اخیر در شهر تهران هیچ ساختمانی بدون نماسازی نبوده است، لیکن این مساله در شهرستان‌ها همچنان انجام می‌شود.

● چگونه به موضوع نما در معماری بیندیشیم؟
نما در لغت نامه دهخدا به معنای صورت ظاهری هر چیزی، آنچه که در معرض دید و برابر
چشم است، آنچه از بیرون سوی دیده می شود، منظره خارجی بنا و عمارت،‌ قسمت خارجی ساختمان و نماسازی، فن روسازی ساختمان و ساختن نمای عمارت است.
در سال‌های اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که به سمت کوچه و بافت شهر باز می‌شوند، جنبه عمومی تر دارند.
بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید.
نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابان‌ها یا میدان‌ها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای شهری در کلیت از بین می‌رود.
تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی می‌تواند از بین رود که ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد. اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان شخصیت خاص خود را دارد.
نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط پیدا می‌کند.
برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت به خیابان بسته‌تر و محفوظتر باشد.
نمای ساختمان باید به‌دنبال خلق یک کلیت هماهنگ به‌وسیله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقف‌ها،‌ سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ، عناصر تزیینی و… باشد. پنجره‌ها همواره با دیگر عناصر دیوار، ‌سطوح باز و بسته، تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند. به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در ساختمان‌های چند طبقه، نظم کاملی به چشم می‌خورد. اما گاه به‌علت افزایش نور در طبقات بالاتر کاهش داده می‌شود و این نظم آهنگ خود را از دست می‌دهد.
جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمان‌های کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود. در ساختمان‌های بلند عناصر باریک برتری خود رانشان می‌دهند. در و پنجره و نعل درگاه‌ها تاثیر خاصی در نما می‌گذارند. ناودان‌ها، سایه بانها، پیش آمدگی‌های سقف و بالکن‌ها ایجاد سایه های خاصی بر روی نما می‌کنند.
تفاوت سطح ها باید در نما مشخص باشد. برای مثال بین طبقه همکف، سایر طبقات و طبقه انتهایی باید یک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. ترکیب کلی نما در واقع نظم در این تفاوت‌ها است.
عناصر اصلی نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمی‌توان بالا و پایین پنجره و در را با هم هم‌ردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبت‌های هندسی نقش تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. می‌توان پنجره ها را در گروه‌های کوچکتر ترکیب شده که شکل مشخصی را ایجاد می‌کنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با یکدیگر متفاوت باشند.
مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نما تاثیر می گذارد. مصالح بومی نشان می‌دهد که نما مربوط به چه منطقه ای است.
ترکیب پنجره ها، ایوان‌ها، درها و به‌طور کلی بازشوها، همچنین بافت و جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر می‌کند. طراح می‌تواند نما را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند.
در اعصار مختلف بازشوها به شکل مشابهی در سطح نما قرار می‌گیرند و تنوع در قرار گیری آنها تابع عوامل داخلی چون بزرگی ساختمان، عریض بودن آن و یا عوامل اقلیمی چون جهت قرارگیری و محل قرارگیری است. در پهنای دیوار نما تعبیه پنجره دو جداره، آفتاب‌شکن، سایبان و … نقش تنظیم کننده شرایط آب و هوایی فضاهای داخلی را خواهد داشت.
در دیوارهای باریک معاصر این عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام می‌شود. یکی از عوامل ضروری درهویت نما تعیین محدوده نما است. نمایی می تواند در طرح خود موفق باشد که به این سوال‌ها پاسخ گوید. محدوده عمودی جانبی ساختمان کجاست؟ خط پایانی افقی ساختمانی چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شکل است؟ انتهای ساختمان چگونه به پایان می‌رسد؟ گوشه‌های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه ای دارد ارتباط نمای ساختمان فعلی با نمای همسایه چگونه به پایان می رسد؟ گوشه های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه دارد ارتباط نمای همسایه چگونه است و اگر در فضا قطع می شود این ارتباط چگونه است.
محدوده های افقی ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پایانی ساختمان) نقطه اتصال به زمین (محل نشستن ساختمان بر زمین) و پوشش ساختمان مثل بام و شیروانی. محدوده پایانی ساختمان باید معنای اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان باید مفهوم نشستن ساختمان بر زمین را برساند. طبقه همکف باید در محدوده قد افراد کشش لازم را بر عابر پیاده و بیننده ایجاد کند.
کنج یا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نمای عمود بر هم است. کنج می‌تواند حالت عمود ۹۰ درجه، نیم دایره یا سه وجهی را داشته باشد و هر کدام می تواند تاثیرات متفاوتی را در نما بگذارد. در یک میدان یا چهارراه هماهنگی کنجهای ساختمان هایی که در چهار طرف آن قرار گرفته است می تواند در نمای شهری تاثیر زیبایی داشته باشد.
● نمای ساختمان خالق نمای شهری است
نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی به‌دست می آید. این نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. می‌توانند همگن باشند چون با استفاده از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان می‌کند، ناهمگن هستند. در شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه مصالح یکسانی به‌کار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال می‌کنند.
در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است.
نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که در خیابان‌ها ومعابر می‌افتد شکل می گیرد.
این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد می‌توانند با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد.
● عناصر پراهمیت درنما
ورودی یکی از عناصر حایز اهمیت نما در ساختمان است که محل و اهمیت طراحی آن به شکل مستقیم نمایانگر نقش و عملکرد ساختمان است. در ورودی نشانه گذر از فضای عمومی خارجی به فضای خصوصی داخلی و یکی از مهم ترین عناصری است که می‌توان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.
لیکن به‌دلیل اهمیت اقتصادی که سطوح ساخته شده داخلی برای سازندگان دارند، اغلب ورودی‌ها به فضاهای کم اهمیتی تنزل یافته اند. سرمایه گذاران ساختمانی هم فقط به رعایت ضوابط ضروری طراحی ساختمان بسنده می‌کنند.
بیشترین مشکل زمانی است که ورودی وسایل نقلیه به حیاط پارکینگ با ورودی خود ساختمان یکی شود. در این حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط یک راه باریک کنار دیوار برایش باقی می‌ماند. گاه نیز ورودی یک ساختمان مسکونی بیش از حد پرتجمل است، به‌نحوی که عملکرد ساختمان را دگرگون می‌سازد. زمانی هم ورودی به یک بنای بزرگ تنها با روزنه‌ای امکان پذیر می‌شود. تناسب ورودی و حجم ساختمان می تواند نقش مهمی در توجیه عملکرد و شکل ساختمان داشته باشد.
از آنجا که طبقه همکف ساختمان قسمت اتصال به زمین یا کف پیاده رو است، به صورت قابل توجهی در معرض دید قرار می‌گیرد. طبقه همکف اهمیت ویژه ای در زندگی شهری دارد، به این علت که عابران پیاده این قسمت را به‌طور مستقیم می‌بینند. از این رو نمای این قسمت پر اهمیت است و مصالح مورد استفاده در این قسمت باید نسبت به بقیه ساختمان با دوامتر و مستحکم تر باشد تا عابر در نگاه به نمای ساختمان احساس ثبات کند. ساختمان‌هایی که طبقه همکف آنها عملکرد تجاری دارد، به‌دلیل تغییر دکوراسیون واحدهای تجاری دایما دستخوش دگرگونی می‌شوند. همین موضوع موجب می‌شود که ساختمان مذکور شخصیت ثابت خود را از دست داده و دارای نمای شناخته شده ثابتی نباشد.
تراس‌ها چشم اندازهای جدیدی نسبت به فضاهای بیرون برای ساختمان فراهم می‌آورند. بالکن‌ها نباید حالت موقت و ناپایداری که در بیننده تصور به‌راحتی جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصری بام انتهای نماست. بام پوسته‌ای است که بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراین لبه بام نمی‌‌تواند بدون تفاوت با دیگر قسمت ها در آسمان رها شود.
صورت ظاهر ساختمان و آنچه که در برابر دید عموم قرار دارد، در واقع پر اهمیت ترین قسمت ساختمان در برابر عابران و سایر افراد غیر استفاده کننده از ساختمان است. همان‌طور که عنوان شد نمای ساختمان‌ها، نمای شهری را ایجاد می کند، اما به‌دلیل ضعف قوانین موظف کننده طراح و سازنده در این ارتباط، نمای ساختمان در کمترین اهمیت قرار گرفته است.
در بسیاری از شهر های بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ویژه‌ای در ارتباط با سیما و کالبد شهر وجود دارد و گروهی از برجسته‌ترین افراد با تخصص‌‌های مرتبط هنر زیبا سازی و زیبایی شناسی به کنترل طرح های بزرگ و کوچک معماری و شهری از نقطه نظر هماهنگی نمای بیرونی ساختمان‌ها و محیط شهری یعنی از جنبه های رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضای پر و خالی نما، رعایت اصول هماهنگی و تناسبات و… می پردازند.
آنچه برای علاقه‌مندان به این موضوع نگران کننده است، پاسخگویی با شتاب به نیازی کاملا محسوس است. در این ساخت و ساز پر شتاب نیاز به بررسی طرح‌های ارایه شده توسط جمعی از صاحب نظران و مسوولان در مراکز تایید پروانه‌های ساختمانی ضروری به نظر می‌رسد. بررسی میدانی طرح ساختمانها با بناهای اطراف از لحاظ کیفیت طرح معماری، نمای ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمان‌های اطراف، زیبایی طرح و مصا لح مورد استفاده و… نیز گامی موثر در بالا بردن کیفیت نماهای شهری است. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده و القا آن توسط شهرداری هر شهر، می توان شاهد ارتقا کیفیت شهرها و زیباسازی نمای شهرها بود.

 

خلاقیت و آفرینندگی در هنر و معماری نوعی فعالیت جهت یافته است؛ به این معنا که هنرمند یا معمار در جهت ایجاد طرح به صورت سازماندهی شده و هدفمند تلاش میکند.بی شک واضح است که این فعالیت با همه سازمان یافتگی اش به تنهایی طرح و ایده محسوب نخواهد شد مگر اینکه معمار یا هنرمند ابتکار را به عنوان یک چاشنی قوی مد نظر داشته باشد و به مدد آن طراحی کند،چرا که طراحی بدون ابتکار غیر ممکن است. با این وصف در کنار سایر عوامل موثر بر شکل گیری معماری، نمیتوان نقش ابداع و خلاقیت هنرمند را در شکل دادن به هرگونه اثر هنری و از جمله آثار هنری و از جمله آثار معماری نادیده گرفت، زیرا نیروی هنرورانه ذهن آدمی نیرویی زاینده است و همین زایش و خلاقیت وجودی هنرمند، تاریخ هنر را شکل داده و می دهد.

نقش خلاقیت در طراحی معماری

 

داشتن خلاقیت بالا و ذهنی کنش پذیر از جایگاه ویژه ای در روند آفرینش آثار هنری برخوردار است از این رو هر هنرمندی به گونه ای متناسب با خصوصیات شخصیت هنری خویش، تحریک و باروری آنرا بسیار مهم میشمارد. از طرف دیگر مطالعات اخیر نشان میدهند که خلاقیت را نیز میتوان آموزش داد وبا به کارگیری روش های متناسب با ویژگیهای شخصیتی و روانی افراد، تقویت آن امری امکان پذیر است. همین امر باعث رویکرد جدیدی در آموزش شده است که بر خلاف شیوه های معمول آموزشی شده است که بر خلاف شیوه های معمول آموزشی، هدف اصلی، پرورش ذهنی خلاق و پویا در ابعاد مختلف زندگی است.

نقش خلاقیت در طراحی معماری

معماران بزرگی همچون فرانک لویدرایت، لوکوبوزیه، میس ونده رو و برخی دیگر به سبب کارهای خلاقانه شده اند. آثار آنان به عنوان نمودهایی از نبوغ فردی آنها مورد توجه قرار دارد و نقش مدارس عبارت از آموزش اصول کلی آثار آنان و پرورش بذرهای نبوغ که ممکن است در هر دانشجویی وجود داشته باشد.(سلطانزاده،ح، ۱۳۷۶)

خلاقیت و آفرینندگی در هنر و معماری نوعی فعالیت جهت یافته است؛ به این معنا که هنرمند یا معمار در جهت ایجاد طرح به صورت سازماندهی شده و هدفمند تلاش میکند.بی شک واضح است که این فعالیت با همه سازمان یا فتگی اش به تنهایی طرح و ایده محسوب نخواهد شد مگر اینکه معمار یا هنرمند ابتکار را به عنوان یک چاشنی قوی مد نظر داشته باشد و به مدد آن طراحی کند،چرا که طراحی بدون ابتکار غیر ممکن است. با این وصف در کنار سایر عوامل موثر بر شکل گیری معماری، نمیتوان نقش ابداع و خلاقیت هنرمند را در شکل دادن به هرگونه اثر هنری و از جمله آثار هنری و از جمله آثار معماری نادیده گرفت، زیرا نیروی هنرورانه ذهن آدمی نیرویی زاینده است و همین زایش و خلاقیت وجودی هنرمند، تاریخ هنر را شکل داده و می دهد.

لوکوربوزیه در تعریق از معماری جایگاه ویژه ای برای خلاقیت قائل شده است: “. . . اینکه معماری در لحطه ای از خلاقیت به وجود می آید، یک حقیقت انکار ناپذیر است،زمانیکه ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تامین خواسته هایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالی تر از تامین نیازها صرفا کارکردی برانگیخته شده و آماده میشود تا توانایی های شاعرانه ای را به معرض نمایش گذارد که ما را برمی انگیزانند و به ما لذت و سرورمی بخشند.(کلارک، ر، ۱۳۶۹)

نقش خلاقیت در طراحی معماری

در خلق یک اثر هنری توانایی اندیشه و تخیل، نیروی بالقوه ایست که به کمک تلاش، ممارست و فعالیتی هدفمند، به انجام میرسد و از مفهومی ذهنی، به عینیتی قابل ارزیابی بدل میشود. همه آفرینش های هنری نتیجه تحقق اندیشه ها و در یافت های هنرمند است. به بیان دقیق تر این معمارست که بازتاب و تاثیر عوامل گوناگون در معماری را به نمایش میگذارد. معمار به عنوان هنرمند، در روند خلق معماری، دانش و دریافت های خود را با امکانات موجود هماهنگ میکند و هدایت آنها را به مدد نیم کره های مغز به دست میگیرد.او چنان از همه امکاناتش بهره میبرد که همه داشته ها پس از عبور از فیلتر خلاقیت و دیدگاه های شخصی معمار، به پدیده ای یکپارچه و البته نو بدل شود. در نهایت این پدیده نو، همان خلاقیت در طراحی معماریست که میتواند از عناصر و اجزایی مشابه هزاران طرح دیگر ساخته شده باشد اما ابتکار چون روحی به این اجزا و عناصر یا مجموعه آنها دمیده شده و از آن کلیتی خلاقانه ساخته است.

نقش خلاقیت در طراحی معماری

این بخش،تمرین هایی را در خصوص استفاده از شیوه ئ مناسب شبکه،چارچوب و اشکال
به منظور بنای اسکیس های اولیه در بر میگیرد.هر شیوه روشی در تقسیم بندی اسکیس به
بخش های فرعی به منظور سهولت در تخمین فواصل و زوایاست.در حالی که مثال های ارائه
شده شما رادر تهیه اسکیس مستقیم از موضوعات کمک مینماید،به تهیه اسکیس از اسلاید
موضوعات موردعلاقه نیز ترغیب میشوید.

2-001_400_02

تمرین شماره یک شبکه

ابتدا ترسیمی پایه ای با استفاده از سه مرحله ی این صفحه ایجاد نمایید.اگرچه هر مرحله به ظاهر آسان مینماید، اما آنها نیازمند دقت قابل توجهی هستند.اسکیس را با رسم مستطیلی که زاویه ی دید را محدود بکند شروع نمایید.(نسبت ۲:۳)

۱٫ تعدادی لبه ی افقی و قائم با اهمیت را با توجه به موقعیت مناسب آنها در داخل چارچوب، جانمایی و ترسیم کنید.( در قرار دادن آنها ممکن است نسبت فاصله از لبه ی چارچوب،
جانمایی و ترسیم کنید.(در قرار دادن آنها ممکن است نسبت فاصله از لبه ی چارچوب تصویر به پهنا را قیاس کنید،همچون۳/۱ ۴/۱ ).قبل از شروع مرحله ئ بعدی مطمئن
شوید که نتیجه حاصل را با تصویر مبنا مقایسه کرده اید.

1_400_09

۲٫عناصر فرعی شامل منبع آب،حصار درب انبار علوفه را با استفاده از چارچوب خطوط
اولیه،به عنوان خطوط کمکی در تعیین موقعیت و کنترل تناسبات،به اسکیس بیافزایید.

2_400_04

۳٫جزییات تکمیلی مچون فرم پوشش سقف انبار علوفه،اضلاع و نرده های حصار را اضافه
نمائید.حال با مشخص کردن لبه س سایه ها،اسکیس را به اتمام رسانیده اید.

 

3_400_02

 

گذشته از جنس و نوع رنگ، چالش دیگری که در خصوص انتخاب رنگ ها برای شما وجود دارد انتحاب طیف رنگ هاست. انتخاب رنگی که برای فضای مورد نظر شما مناسب باشد و همچنین با شخصیت شما نیز همخوانی و تناسب داشته باشد به مقدار زیادی می تواند در داشتن دکوراسیونی ایده آل و کامل مؤثر واقع شود.با خواندن این نکات مختصر در اتخاذ تصمیم نهایی مصمم شوید.

Decoration-extremly-colorfu

۱٫ اتاق های نشیمن و غذاخوری:

این فضاهای کاربردی جزو فضاهایی هیتند که ذهنیت افراد را نسبت به دکوراسیون کل خانه شکل می دهند. برای این فضاها از رنگ های خنثی و پاستل برای دیوارها استفاده کنید تا مبلمان  اثاثیه موجود در فضا برجسته تر جلوه کند و به چشم بیاید.

دکوراسیون منزل،انتخاب رنگ در دکوراسیون

۲٫ اتاق خواب:

اتاق خواب خود را با رنگ های قرمز و آبی با تناژهای مختلف بیارایید. این رنگ ها می توتند گرما و راحتی دلنشینی را برای دکوراسیون اتاق خواب شما به وجود آورد و احساسی خوشایند و دلپذیر راحتی در روزهای غمگین و گرفته به وجود آورد. همچنین می توانید از رنگ های روشنی مانند نارنجی و زرد در اتاق خواب خود استفاده کنید که هم گرم است هم نشاط آور.

دکوراسیون منزل،انتخاب رنگ در دکوراسیون

۳٫ اتاق کودک:

برای اتاق کودک رنگ های شاد و سرگرم کننده مناسب هستند. همچنین فراموش نکنید که برای اتاق کودک باید رنگی فاقد مواد شیمیایی، مقاوم در برابر لکه و قابل شست وشو انتخاب کنید.

دکوراسیون منزل،انتخاب رنگ در دکوراسیون

۴٫ آشپزخانه:

بهترین انتخاب ها برای این فضاها رنگ های سفید، آبی و زرد ملایم است. زیرا این رنگ ها قدرت زیادی در القای وسعت و احساس طراوت دارند.برای آشپزخانه نیز به دنبال رنگی ضد لک و کاملا قابل شست و شو باشید.

دکوراسیون منزل،انتخاب رنگ در دکوراسیون

· شاید باور کردن اینکه کیفیت رنگ دیوارهای خارجی خانه بر دیوارهای داخلی خانه تاثیر می گذارد برایتان کمی دشوار باشد اما مثلا دیوارهای بتونی به صورت طبیعی متخلخل هستند و آب می تواند بع داخل آن نفوذ کند و به غشای داخلی دیوار برسد. به این ترتیب پس از گذشت زمان به مرور رطوبتی که از پوسته خارجی دیوار به پوسته داخلی آن رسیده می تواند سبب تخریب رنگ دیوار داخلی شود و آن را پوسته پوسته کند.

دکوراسیون منزل،انتخاب رنگ در دکوراسیون

Interior-Decoration-دکوراسیون منزل،انتخاب رنگ در دکوراسیون-

 

یک جفت کوسن مخملی؛ یک دست جای خواب

چیدمان و قرار دادن کوسن ها روی تخت خواب و مبلمان جلوه ای خاص به دکوراسیون می بخشد.اما گاهی اوقات آنقدر تعداد کوسن های روی تخت خواب زیاد می شود که فرد میتواند درون آنها شنا کند یا آنقدر کوسن روی کاناپه قرار می گیرد که دیگر جایی برای نشستن فرد روی آن نیست. اینجایت که زمان آن می رسد تا کمی در مورد قوانین چیدمان کوسن ها صحبت کنیم و به اینکه چه قانونی برای تعداد کوسن ها، بافت و رنگ ونحوه قرارگرفتن آن ها وجود دارد بپردازیم. استفاده از کوسن در دکوراسیون مساله ساده و کم اهمیتی نیست.در این مطلب قصد دارید مهم ترین نکات و ایده ها را در این زمینه با شما در میان بگذاریم. اما قبل از هر چیزی باید بگوییم که کمترین، بیشترین است و اگر انتخاب معقول و به اندازه داشته باشید با بهترین نتیجه می رسید.

دکوراسیون و چیدمان منزل،استفاده از کوسن در دکوراسیون_Decorative_Cushion

· ترکیب بافت و رنگ:

زمانیکه به انتخاب کوسن می پردازید سعی کنید به تلفیق و بافت و طرح های متنوع بپردازید تا از این طریق به مقدار زیادی به جذابیت بصری دکوراسیون خانه خود بیافزایید و درست مانند یک تابلوی نقاشی زیبا به دکوراسیون خانه عمق بدهید. این کار دقیقا همان کاری است که هنرمند هنگام یک شاهکار هنری انجام می دهد.

knitted-interiors-دکوراسیون و چیدمان منزل،استفاده از کوسن در دکوراسیون

· از تعداد فرد کمک بگیرید:

به طور کلی و بدون توجه به اینکه کوسن ها قرار است در کدام بخش قرار گیرند، تعداد فرد بهترین نتیجه را به وجود می آورد. در عین حال رعایت تقارن از ایجاد هر نوع مبالغه ای در جلوه و احساس دکوراسیون می کاهد. گاهی با برداشتن و کم کردن یک کوسن می توانید به چشم ها زمانیکه به چینش کوسن ها می نگرند، احساس خوبی بدهید و احساس حاکم بر دکوراسیون فضا را سیال و سبک کنید.

ü      از کوسن های متمایز استفاده کنید. وجود کوسنی سفید روی کاناپه ای سفید چندان تغییر و تاثیری را در دکوراسیون اعمال نمیکند و لوه ای ندارد (البته گاهی در موارد خاص می توانید این کار را انجام دهید و این قانون را بشکنید)

v استثنا: همیشه گفته ایم که در برخی مواقع مجازید قوانین را بشکنید و خلاف جهت رودخانه حرکت کنید. در بعضی مواقع میتواند هم تعداد کوسن ها زوج باشد و هم میتواند رنگ و جنس پارچه کاناپه و کوسن ها آنقدر تاثیر گذار و گیرا باشد که  کوسن ها هماهنگ با رنگ و بافت پارچه کاناپه باشد.

دکوراسیون و چیدمان منزل،استفاده از کوسن در دکوراسیون

· مکمل دکوراسیون فضا:

از کوسن ها به عنوان ابزاری برای ایجاد انسجام در دکوراسیون و مرتب کردن قسمت های مختلف استفاده کنید.این کار را می توانید به سادگی اما به نتیحه ای بسیار مطلوب انجام دهید.

v استثنا:در یک اتاق خنثی وجود کوسن های متمایز که فریاد می زند به من نگاه کنید، میتواند دکوراسیون را بر خود متمرکز کرده و تحت الشعاع خود قرار دهد.

· به راحتی فضا بیافزایید:

لبه ها و خطوط سخت موجود در سبک مدرن را با کمک کوسن ها تلطیف کنید و براحتی فضا بیافزایید.

در چیدمان فضای باز که گاهی از مبلمان چوبی و سخت استفاده می شود وجود کوسن ها می تواند کمک کننده باشد و احساس فضا را تعدیل کند.

  • روی صندلی:

قرار دادن کوسن روی صندلی های میزبان و بدون دسته کمک می کند جلوه این صندلی ها از خالی بودن خارج شده و صندلی ها هم مانند کاناپه ها دارای جذابیت شوند. در این صورت افراد برای نشستن روی صندلی ها بیشتر ترغیب می شوند.

دکوراسیون و چیدمان منزل،استفاده از کوسن در دکوراسیون_Cushions

· کمترین تعداد روی تخت خواب:

دو بالش بزرگ، دوکوسن دکوراتیو و نمادین و یک یا دو کوسن برجسته، حداکثر تعداد کوسنی است که می تواند روی تخت خواب استفاده کنید. در این صورت، هم راحتی و گرمای دکوراسیون تامین می شود و هم جایگاهی مناسب برای مطالعه و دراز کشیدن به وجود می آید. بیشتر از این حالت از کوسن روی تخت خواب استفاده نکنید.

ü اطمینان حاصل کنید کوسن ها به مقدار کافی نرم، راحت و با کیفیت هستند.در عین حال پدی که در برخی از کوسن ها قرار داده کیشود کیفیت بدی دارد و از تراکم خوبی برخوردار نیست و خیلی زود پف خود را از دست میدهد.

دکوراسیون و چیدمان منزل،استفاده از کوسن در دکوراسیون

طراحی معماری بام سبز

رویای زیبایی است.مخصوصا در این شهر پر از آلودگی و پر سر و صدا، داشتن چنین باغی و هر از چند گاهی پناه بردن به آن می تواند ثروتی بزرگ محسوب شود . اکنون تصور کنید می توانستیددر همین محل زندگیتان باغی را که وصفش کردیم در دسترستان داشته باشید و مالک آن باشید…

جالب است بدانید امروزه این کار براحتی امکان پذیر است .لابد می پرسید کجا و چگونه؟ به زودی خواهید دانست

با پیشرفت سریع تکنولوژی و بوجود آمدن مواد جدید میتوان بر روی بام هر خانه ، آپارتمان ، ویلا ، اداره، مدرسه، بیمارستان و هر ساختمان دیگری یک باغ زیبا با گیاهان کوچک وبزرگ ایجاد کرد.

به این ترتیب می توان ازفضای بلا استفاده روی بام که همیشه در معرض تابش آفتاب است ، با هزینه ای اندک برای ایجاد باغ استفاده کرد .این باغ ها در ساعات مختلف شبانه روز میتوانند مورد استفاده ساکنین قرار بگیرند.با توجه به اینکه ایجاد و احداث فضای سبز در شهرها به علت کمبود زمین و قیمت بالای آن ،بسیارهزینه بر و گران است و اکثر زمینها توسط ساختمانها و خیابان ها اشغال شده است،با تبدیل بام ساختمان به باغ، می توان طبیعت تسخیر شده توسط شهر را،به  آن بازگرداند.در حدود ۳۰ سال است که در کشورهای پیشرفته برای جلوگیری  از اثرات مخرب آلودگی هوا،بطور بسیار جدی به مسئله ایجاد بامهای زندگی(بام های سبز)،توجه میشود.در ۱۵ سال اخیر به علت کشف مواد ترکیبی جدید و ساده شدن مراحل ساخت باغ بر روی بام ،این کار به یک صنعت پر رونق بدل شده است . جالب است بدانید هر متر مربع فضای سبز، در سال حدود نیم کیلوگرم از آلودگی های معلق در هوا را گرفته و تصفیه می نماید .

new_picture_6

 

 

مسکن یکی از مهمترین ساخته های بشر و برطرف کننده نیاز او به پناهگاه می باشد.اگر بتوان در شهرها علاوه بر رفع این نیاز ،به نیازهای دیگر او که نور خورشید – هوای پاکیزه و سلامت جسم و روان هستند ،توجه داشت،می توان بسیاری از مشکلات ناشی از زندگی شهری و دور بودن از طبیعت را از زندگی شهری زدود. گیاهان نقشی اساسی در تصفیه هوا و حفظ منابع و جلوگیری از سیلاب دارند .علاوه بر این آنها نقش انکار ناپذیری در آرامش بخشی به انسان و ارضای حس زیبایی شناسانه ایفا می کنند .آوردن گیاهان به بام یعنی ایجاد محیطی سبز، زیبا و نیمه عمومی (مشاع) برای  ساکنین آن ساختمان .به این ترتیب کیفیت زندگی (یعنی احساس رضایت از محیط) بالا می رود.  

تکنولوژی، راحتی و آسایش را با زندگی ماشینی به همراه آورده است . سوال اینجاست که چگونه میتوان نیازهای اصلی انسان، مثل پیوند با طبیعت را با استفاده از تکنولوژی برآورده کرد؟بامهای سبز یا (بامهای زندگی) راهی است که تکنولوژی به ما پیشنهاد می کند .اما چگونه می توان یک بام سبز داشت ؟این کار از نظر فنی بسیار ساده و صد در صد عملی است .

اکنون مشخصات بامهای سبز و شیوه احداث آن را بطور کلی و به اختصار برای شما توضیح خواهیم داد .یک بام سبز از گیاهان ،گلها و مسیرهای گردشی ایجاد شده است و به شما امکان گردش ،تماشا و نظاره باغ و پرورش گیاهان دلخواهتان را می دهد. این باغ از ۳ قسمت تشکیل شده است :

قسمت اول لایه های مورد نیاز برای حفظ آب در درون خود و جلوگیری از سرایت آن به عرشه بام است که شامل ۳ لایه است.

قسمت دوم لایه محافظت کننده خاک است که از شسته شدن خاک در طول آبیاری جلوگیری می کند..

قسمت سوم خاک و گیاهان باغ است که بر روی لایه های قبلی قرار می گیرد .

روی بام سبز چه نوع گیاهانی می توان کاشت؟

اساساً دو نوع پوشش سبز بام وجود دارد:

  • پوشش گسترده (یا پراکنده)
  • پوشش متمرکز

گسترده (یا پراکنده):

کمترین نیاز به نگهداری را دارند – نیاز به آبیاری ندارند- پوشیده از: خزه علف یا گیاهان خزنده.
پوشش خاک پراکنده- ارتفاع خاک mm150-50.    این نوع پوشش جایی کاربرد دارد که نیاز به دسترسی نباشد. این نوع پوشش حداقل وزن را اعمال می کند و تقریباً روی هر بامی می توانند نصب شوند. این نوع پوشش همچنین در ساختارهای صنعتی بسیار مناسب می باشد. زیرا علاوه بر ایفای نقش عایق رطوبت از جریان یافتن آب و تشکیل سیلاب جلوگیری می کنند.

پوشش متمرکز:
ویژگیهای آن:

آبیاری منظم
نوع پوشش شامل: چمن با بوته های بلند و یا درختان می باشد
پوشش خاک متمرکز ارتفاع خاک mm1500-150

در عمل هر نوع باغچه ای می تواند با استفاده از پوشش متمرکز ساخته شود. از چمن گرفته تا آبنما، بوته های بلند، درختان جوان و … نوع پوشش گیاهی و اندازه نهایی آن عمق خاک موردنیاز و روش آبیاری را مشخص می¬کند. روش نگهداری نیز وابسته به نوع گیاه کاشته شده می باشد.

انواع دیوار سبز(باغ عمودی)

دو گروه اصلی تقسیم دیوارهای سبز وجود دارد:۱- نماهای سبز ۲- دیوارهای اکسیژن ساز.

۱-   نماهای سبز:در این سیستم گیاه بر روی سطح نما حرکت می کند.در این سیستم گیاه رونده و یا پیچ در حالیکه ریشه در زمین دارد(در یک بستر خاکی) شروع به بالا رفتن از ساختمان می کند. اخیرا برای نمای سبز سازه ای حمایت کننده هم در نظر می گیرند.

۲-   دیوارهای اکسیژن ساز:خود به دو دسته سیستم های فعال و غیر فعال تقسیم می شوند:
الف.سیستم های فعال:این سیستم ها جدید ترین نوع دیوارهای سبز می باشند.در این سیستم از هوای تولید شده توسط گیاهان در سیستم تهویه هوای ساختمان استفاده می شود.این دیوار ها بر مبنای علم تصفیه هوای بیولوژیکی با واسطه گیاهی بر مبنای تحقیقاتی که در بیمارستان واترلو انجام شده است،پایه ریزی شده است.دیوارهای سبز با فیلتر بیولوژیکی، ظرفیت تصفیه هوا را افزایش می دهند.پوششهای طبیعی موتورهای تصفیه کننده و پاک کننده هستند.و سیستم تهویه هوا با مکش از ریشه سیستم عمل می کند.

ب.دیوار سبز غیر فعال هیچ معنایی از حرکت هوا از ریشه ها به درون سیستم تهویه ساختمان ندارد.تاثیر سیستم غیر فعال بر روی کیفیت هوای ساختمان از نظر علمی جای سوالات زیادی دارد.بعضی از دیوار های سبز پشت شیشه محافظت می شوند تا نسبت به آنچه در دیوارهای غیر فعال رخ می دهد، جریان هوای قابل پیش بینی  تری داشته باشند.در دیوار غیر فعال هیچ مکانیزمی برای گردش هوا وجود ندارد.در عوض آنها به صورت باز نگهداری می شوند تا بهبودی نسبی در گردش هوای آزاد تا آنجا که ممکن است، ایجاد کنند.

دیوارهای اکسیژن ساز، سازه ای مستقل دارند که جدا از نمای اصلی ساختمان و در فاصله ای نزدیک به آن قرار می گیرد و توسط ساختمان مهار می گردد.جزییات مختلفی برای طراحی این دیوار ها وجود دارد،که این جزییات بیشتر مربوط به چگونگی نگهداری گیاه بر روی دیوار و شکل قالب های نگهدارنده سیستم مربوط می گردد.در شکل زیر یک نمونه این دیوار ها واتصال آن به ساختمان را مشاهده می کنید.

دیوارهای سبز باعث کاهش دمای هوا می شوند،باعث ایزوله کردن دیوار می شوند و کاهش جذب انرژی خورشیدی و اشعات منعکسه از خیابان و ساختمانهای دیگر در شهر باعث می شود دمای مصالح تشکیل دهنده دیوار در این حالت از حالت طبیعی کمتر باشد و این تشعشع ثانویه در سطوح پوشیده شده با گیاه ذخیره می شوند.اگر چه این سطوح سبز در نتیجه فراتراوی،تنها در حدود ۴-۵ درجه یا کمی بیشتر دما را پایین می آورند.

دیوارهای سبز با سیستم گردش مجدد آب بکار روند.و به منظور کاهش آلودگی آب سنگین کاربرد داشته باشند که این کار را با جذب مواد مغذی غیر حلال در آب انجام می دهند.این مواد مغذی باکتریهای معدنی هستند که اجزای ارگانیک میکروسکوپی آنها را برای گیاهان آماده می کنند.

معماری بیونیک، تعاملی بین محیط های انسانی و طبیعی

همزمان با برگزاری جشن صدمین سالگرد استقلال کشور تایوان، پیشرفته ترین آسمانخراش دنیا با بهره گیری از اصول معماری بیونیک در سال ۲۰۱۱ افتتاح شد. این آسمانخراش توسط معمار برجسته Vincent Callebautt طراحی شده است.آسمانخراش بیونیک با هدف احترام به سنت های ساخت و ساز محلی و نمادی از پویایی کشور تایوان در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی طراحی شده است. این برج به عنوان نمادی برای شهرهای آینده و الگویی برای شیوه های نوین زندگی، نوآوری، فرهنگ و مدل بین المللی ساخت و ساز در قرن بیست و یکم است. بهره گیری از طرح های ابتکاری و استفاده از قوس مصنوعی از ویژگی های معماری و طراحی این برج می باشد.

این برج سبز نمایشگر سیستم باغ های سبز عمودی و تعاملی بین محیط های انسانی و طبیعی است. طراحی این آسمانخراش گامی است به سوی توسعه پایدار و استفاده از انرژی های جدید سازگار با محیط زیست که شامل انرژی خورشیدی و بادی(برای تامین ۱۰۰% انرژی برق) همراه با گیاه شناسی و فن آوری زیستی می باشد.

آسمانخراش بیونیک

 

آسمانخراش بیونیک

طراحِ این برج اعتقاد دارد که می توان به استانداردهایی بسیار بالاتر از استانداردهای موجود در ساختمان های سبز دست پیدا کرد و موارد جدیدی از رابطه انسان و طبیعت را کشف کرد. طراحی این برج با اهداف کلانی همچون، بالابردن سطح آگاهی از تغییرات آب و هوایی و نیاز به حفاظت از محیط زیست صورت گرفته است. تبدیل کشور تایوان به الگویی جهانی در عرصه معماری پایدار، ساختمان های صد در صد خودکفا با دی اکسید کربن صفر و کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و در نهایت کمک به سیاست های دولت در صرفه جویی در مصرف انرژی، صورت گرفته است.

آسمانخراش بیونیک

مولفه‌های بسیاری درانتخاب نوع نمای ساختمان‌های مختلف، با کاربری های مختلف موثرند. مولفه‌هایی چون دوام، زیبایی، پایداری، سبکی، قابلیت نگهداری و تعمیرات ارزان و… .
امروزه نماهای جدیدی در صنعت ساختمان سازی وارد شده اند که کم کم جایگزین مصالحی چون آجر، سنگ، گرانیت و … می شود، نظیر نماهای کامپوزیت و شیشه که در بسیاری از موارد مقرون به صرفه تر از مصالح سنتی هستند.
نمای مینرال نیز یکی از گزینه‌های جدید برای معماران و طراحان منزل است که در مقایسه با مصالح متداول، مزیت های خاص خود را دارد.
یکی از مهمترین مشکلات ساختمان سازی در کشور ما، روند طولانی اجراست و نمای مینرال قابلیت اجرای سریع را دارد که می تواند منجر به کاهش زمان ساخت و ساز شود.
این متریال، قابلیت چسبندگی بر هر سطح صافی را دارد، بنابراین استفاده از آن به جای سنگ، آجر، سیمان، ایرانیت، شیشه و… در نما امکان پذیر است و معایب هر کدام از مصالح ذکر شده را نیز ندارد. نه سنگینی و خطر سازی سنگ و آجر و … را دارد و نه با مشکلاتی عدیده نمای سیسه‌ای بخصوص در هنگام نصب و در دوره نگهداری دست به گریبان است.
این نوع نما حتی برای پوشش دیواره‌های داخلی نیز قابل استفاده است، نمای مینرال به سادگی می‌تواند جایگزین رنگ و سفید کاری شود که هزینه‌های نگهداری، تعویض و تغییر فرم آنها را نیز ندارد.
مینرال یکی مقاوم ترین مصالح مورد استفاده در نما، در برابر خطر بزرگ زلزله است که ویرانگری سنگ و برندگی شیشه را نیز ندارد.
یکی دیگر از ویژگی های مینرال، تنوع رنگ و فرم‌های ویژه برای نماهای خارجی و داخلی منزل است که دست معماران را برای خلق فضاهایی بدیع و آرامش بخش باز می‌گذارد.

نمای ساختمان، طراحی نمای مینرال

نمای مینرال-minral

نمای مینرال ترالیت

نمای مینرال یکی از نماهای روز ساختمانی می باشد که به سرعت در ایران مورد مقبول واقع شده است ، به ویژه این که  جای خود را به عنوان یکی از گزینه های اصلی

نمای ساختمان مسکن  مهر باز کرده است.

نمای مینرال چیست؟

نمای مینرال تشکیل شده است از سرامیزه طبیعی سنگهای معدنی (مرمر- گرانیت- کوارتز) در حجم ها وچگالی یکسان حاوی رزین های صنعتی وچسب های سیلیکونی

وآکریلیک بیس آب که بعداز خشک شدن نما تأثیری برآن ندارد. باتنوع رنگ و دانه بندی های متعدد.

تنوع محصول نمای مینرال :

نمای مینرال در سه  دانه بندی درشت ، متوسط ، ریز وهمچنین بالغ بر ۴۸ نوع رنگ زیبا و متنوع عرضه میگردد.

ویژگی های عمومی نمای مینرال :

۱- اجرای سریع و صرفه جویی در زمان ونیروی کار :

یکی از ویژگی های منحصربه فردنمای مینرال، سرعت اجرایی بالا می باشد بطوریکه هراپراتور مینرال، روزانه در سطوح صاف قادر به اجرای۵۰ الی ۷۰مترمربع

می باشد. این سرعت در مقایسه بانماهای سنگی- آجری -کامپوزیت تقریباً بیش از ۵ برابر است. معمولاً در اجرای نماهای مینرال در یک پروژه، حداقل ۲ اپراتور همزمان

شروع به اجرا کرده ودر هرپروژه، سرعت مینرال حتی در ارتفاعات بیش از ۱۰۰مترمربع در روز می باشد.

در پروژه های انبوه که به صورت مجتمع ساخته شده اند، بزرگترین مشکل در اواخر پروژه، مربوط به نمای پروژه ها می باشد. درواقع استفاده از نماهای سنگی وآجری

کاملاً وقت بربوده به همین دلیل سرعت اجرای بالای مینرال این مشکل را حل کرده وازلحاظ صرفه جویی در زمان وهزینه بسیار مناسب می باشد.

۲-وزن بسیار سبک :

سبک سازی وزن سازه ها:

یکی از مهمترین معضلات صنعت ساختمان وزن زیاد سازه ها هاست که باعث میشود سهم بیشتری از نیروی زمین لرزه را دریافت کند. همچنین مصالح سنگی ،آجری ،

شیشه ای وکامپوزیت استفاده شده در نمای ساختمان هابه دلیل وزن بالایشان بیشتر در معرض خطر جداشدن از دیوارو پرتاب شدن برروی محل گذر عابران قراردارد.

وزن زیاد وحجم بالای سنگ ومصالح مشابه از زیرسازی های سنگین تری را می طلبد که در این راستا در ساختمان های بلندتر از چهار طبقه کمتر مصالح سنگی درشت

وآجری استفاده میکنند. بدین شکل نمای مینرال و رولستر پلاسترهای معدنی بیشتر در مرکز توجه قرارگرفته اند.

بزرگترین ویژگی نمای مینرال وزن بسیارسبک این نوع نما در مقایسه با نماهای سنتی می باشد. مصرف مینرال در هرمترمربع ۳٫۵ کیلوگرم در مترمربع می باشد.

مصرف سنگ در هر مترمربع ۸۰الی ۱۰۰ کیلوگرم می باشد.

مصرف آجر در هرمترمربع ۲۰الی۴۰ کیلوگرم می باشد.

۳- غیرقابل اشتعال در هنگام آتش سوزی :

نمای مینرال به خودی خود اشتعال زانمی باشدو در صورت آتش سوزی مشتعل نشده و به صورت پودر شده و می ریزد.

۴-مقاوم در برابرهوای گرم وسرد:

نمای مینرال مقاومت بسیاربالایی درهوای گرم وسرد دارد.

۵-مقاوم در برابر بخار آب:

نمای مینرال مقاومت بسیار بالایی در مقابل بخار آب رادارد .

۶- عایق رطوبت و قابل شستشو:

نمای مینرال با داشتن رزین اکریلیک و سیلیکون پس از خشک شدن به یک صفحه نایلونی تبدیل شده و مانع نفوذ رطوبت می شود .

البته با در نظر گرفتن  تمامی موارد فنی قبل و در حین اجرای زیر سازی و اجرای نمای مینرال.

۷- آسیبی به محیط زیست وارد نمی کند:

به علت عدم استفاده از حلالهای سمی و مضر وموادنفتی درساختار شیمیایی آن دوست دار طبیعت می باشد.

۸- مقاوم دربرابر زلزله وضربه:

نمای مینرال به علت وزن سبک وضخامت کم وانعطاف پذیری بالاکاملاً درمقابل ضربه وزلزله مقاوم می باشد.

 

۹- از بین بردن محدودیت ها در استفاده از ایده های طراحی.

۱۰- زیرسازی آسان و متنوع

۱۱- نمای مینرال طی سالیان دراز درکشورهای اروپایی نظیر ترکیه، آلمان، ایتالیا، رومانی، روسیه، آذربایجان وغیره استفاده میشود.

۱۲- دارای تنوع رنگ طبیعی سنگ که بامخلوط چند نوع سنگ به رنگهای مختلف تبدیل شده و دارای چهل وهشت رنگ متنوع میباشد.

 

نمای مینرال-minral

نمای مینرال-minral

از زمان‌های دور، آتش و آتشدان کانون مرکزی زیست آدمی بوده است. با گذشت سالها و سده‌ها، این کانون گرم از یک نیاز کاربردی به عنصری سبک‌ساز و زیباشناختی تبدیل شده است. با افزوده شدن بر شمار اتاق‌ها در خانه‌ها و ساختمان‌ها، از ارزش کانونی آتشدان‌ها و شومینه‌ها کاسته و بر ارزش زیبایی و تزئینی آنها افزوده شد. این تغییر ارزش در طراحی ساختار و نمای شومینه‌ها اثر نهاد. از آن پس شومینه‌ها عنصری شدند که در هر دوره و هر سرزمین بازتابنده سلیقه و سبک و گرایش مردمان و طراحان شدند و بدین گونه بود که گرمایش شومینه‌ها پس نشست و زیبایی و دکوراسیون آنها پیش آمد.

طراحی شومینه نقشی کلیدی و مهم در چیدمان و دکوراسیون یک فضا دارد و نوع دکوراسیون آن می‌تواند تعیین کننده سبک دکوراسیون همه فضاها باشد. در این جا چند سبک گوناگون از دوره‌های گوناگون را معرفی می‌کنیم.

 

انواع سبک های شومینه در دکوراسیون داخلی

سبک کانتری اروپایی

اگر می خواهید سبک کانتری را برای دکوراسیون شومینه خود ایجاد کنید پیشنهاد می‌کنیم برای لبه بالای آن و قاب شومینه از رنگ سفید بسیار براق استفاده کنید. این کار آتشدان شومینه را روشن‌تر و برجسته‌تر می‌نمیاد. منقل و آتشدان شومینه را ساده طراحی کنید برای تاکید بیشتر بر سبک کانتری از یک کاشی کاری ساده برای قسمت کوچکی از نمای شومینه استفاده کنید و برای این کار کاشی‌هایی را در نظر بگیرید که روی آنها با دست نقاشی شده است و طرحی با ترکیب رنگی آبی و سفید دارند. این ترکیب رنگی برای کاشی‌کاری می‌تواند تاثیر بسیار بر تغییر حال و هوای موجود در دکوراسیون داشته باشد. در سبک کانتری، دکوراسیون خانه های اروپایی از رنگ سفید برای نقاشی پیرامون شومینه و در کل دیوراها و دیگر وسایل بسیار استفاده می‌شود. این کار متاثر از سبک اسکادیناوی است و استفاده فراوان از رنگ سفید در این سبک برای فرار از تاریکی زمستان‌های دراز این کشور بوده است.

سبک کهنه

این سبک در واقع ریشه در خانه‌های مجلل و با شکوه قرن هفدهم دارد. از مهمترین ویژگی‌های این سبک دیوارهایی با پوشش چوبی، قالیچه‌هایی با شکوه با رنگ‌هایی گرم به عنوان کف پوش مکمل و کف پوش اصلی از مواد طبیعی چون سنگ یا چوب تیره یا کاشی‌هایی در اندازه‌های بزرگ است. دهانه، پیشبخاری و طاقچه شومینه در این سبک وزن دیداری سنگینی دارد. اندازه دکوراسیون شومینه و هم چنین دکوراسیون چیدمان فضای روبه‌روی شومینه باید بزرگ و حجیم باشد.

از لحاظ معماری دیوار نمای شومینه در این سبک باید از جنس سنگ مرمر یا سنگ‌های دیگر و با جلوه‌ای انتیک باشد و برای اشیاء و لوازم بهتر است از انواع فلزی که حالتی آنتیک و عتیقه دارند برای چیدمان شومینه استفاده شود.

 

سبک هنرها و صنایع

این سبکی از سده نوزدهم و دوران ویکتوریایی است. مهمترین ویژگی این سبک وجود قفسه‌ها، مبلمان تو کار و نصب شده است. برای اینکه به چیدمان و دکوراسیون فضای روبه‌روی شومینه خود سبک هنرها و صنایع را القا کنید باید از رنگ‌های کرم، آجری، قهوه‌ای و سبز استفاده کنید. طاقچه و آتشکده شومینه را در این سبک ساده نگه دارید. لبه دهانه یا بازشوی شومینه باید گرد باشد و بهترین ماده برای پوشش نمای شومینه آجر و کاشی است. پیشبخاری و طاقچه شومینه را تخت و با گوشه‌های چهارگوش بسازید. سادگی مهمترین رکن در این سبک است. برای مبلمان پارچه‌هایی را برگزینید که طرح‌هایی سنگین و ساده دارند. برای کف پوش نیز قالیچه‌ای با طرح راه راه بهترین گزینه است.

شومینه و سبک نئوکلاسیک

از ویژگی‌های این سبک، منحنی‌های سینوسی و پارچه‌های فاخر است که در سالن‌ها و اتاق‌های نشیمن به سبک نئوکلاسیک استفاده می‌شود. این شیوه از آغاز سدذه نوزدهم در دکوراسیون کلاسیک رایج شد. کابینت‌سازها و طراحان در آن زمان با الهام گرفتن از سبک‌های ناپلئونی و بریتانیایی و همچنین سنت‌های یونان و روم و مصر باستان به طراحی و ساخت وسایل و مبلمان با مدل و سبک و سیاق نو پرداختند. برای آوردن این سبک زیبا به خانه خود باید از طراحی شومینه بسیار رسمی با اندازه‌ها و تناسب‌های باشکوه و تعلقات و لوازم جانبی مجلل استفاده کنید. در چنین سبکی بهتر است دیوار بالای شومینه آینه کاری و تعلقات و لوازم جانبی مجلل استفاده کنید. در چنین سبکی بهتر است دیوار بالای شومینه آینه کاری شده باشد و سپس طاقچه شومینه را با چیزها و عنصرهای کلاسیک مانند گلدان‌ها و شمعدان‌ها و به صورت متقارن چیدمان کنید و پوشش دهید. این سبک در دهه ۱۸۷۰ در آمریکا به سبک امپراتوری معروف شد و رواج یافت.

نقشه هایی چون دلفین‌ها، توماری‌ها و جانوران افسانه‌ای بالدار و نیز نگاره‌های یونانی و رومی از طرح‌ها و الگوهایی هستند که در این سبک استفاده می‌شوند. از نورپردازی برای برجسته کردن شومینه در دکوراسیون کلاسیک خود استفاده کنید و در این صورت شومینه شما حتی زمانی که خاموش است نیز می‌تواند در فضای خانه بدرخشد. برای برجسته کردن دکوراسیون شومینه باید نورپردازی بالای شومینه و متمرکز بر آن را به گونه‌ای انتخاب کنید که بافت آجری یا سنگی شومینه را به خوبی نمایان کند.

 

انواع سبک های شومینه در دکوراسیون داخلی

موضوع نما در معماری

نما در لغت نامه دهخدا به معنای صورت ظاهری هر چیزی، آنچه که در معرض دید و برابر چشم است، آنچه از بیرون سوی دیده می شود، منظره خارجی بنا و عمارت،‌ قسمت خارجی ساختمان و نماسازی، فن روسازی ساختمان و ساختن نمای عمارت است.

در سال‌های اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، طراحی نمای ساختمان اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که به سمت کوچه و بافت شهر باز می‌شوند، جنبه عمومی تر دارند.

طراحی معماری نما برای بانک ملت

 

بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید.

نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابان‌ها یا میدان‌ها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به طراحی نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای شهری در کلیت از بین می‌رود.

تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی می‌تواند از بین رود که ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد. اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان شخصیت خاص خود را دارد.

نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط پیدا می‌کند.

برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت به خیابان بسته‌تر و محفوظتر باشد.

نمای ساختمان باید به‌دنبال خلق یک کلیت هماهنگ به‌وسیله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقف‌ها،‌ سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ، عناصر تزیینی و… باشد. پنجره‌ها همواره با دیگر عناصر دیوار، ‌سطوح باز و بسته، تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند. به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در ساختمان‌های چند طبقه، نظم کاملی به چشم می‌خورد. اما گاه به‌علت افزایش نور در طبقات بالاتر کاهش داده می‌شود و این نظم آهنگ خود را از دست می‌دهد.

جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در طراحی نمای ساختمان دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمان‌های کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود. در ساختمان‌های بلند عناصر باریک برتری خود رانشان می‌دهند. در و پنجره و نعل درگاه‌ها تاثیر خاصی در نما می‌گذارند. ناودان‌ها، سایه بانها، پیش آمدگی‌های سقف و بالکن‌ها ایجاد سایه های خاصی بر روی نما می‌کنند.

عناصر اصلی نمای ساختمان مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمی‌توان بالا و پایین پنجره و در را با هم هم‌ ردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبت‌های هندسی نقش تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. می‌توان پنجره ها را در گروه‌های کوچکتر ترکیب شده که شکل مشخصی را ایجاد می‌کنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با یکدیگر متفاوت باشند.

مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نمای ساختمان تاثیر می گذارد. مصالح بومی نشان می‌دهد که نما مربوط به چه منطقه ای است.

ترکیب پنجره ها، ایوان‌ها، درها و به‌طور کلی بازشوها، همچنین بافت و جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر می‌کند. طراح می‌تواند نمای ساختمان را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند.

 

عناصرو کیفیت نیروهای بصری

ایجاد آثار هنرهای تجسمی و درست درک کردن آن ها نیاز به یک شناخت اولیه از اصول و مبانی هنرهای تجسمی دارد. همین دلیل این مبانی را می توان به الفبا و قواعد درک زبان و ابدع در هنرهای تجسمی و بصری تعبیر کرد. آشنا شدن با مبانی هنرهای تجسمی می تواند تا حد زیادی در درک کردن جهان بصری مؤثر باشد.
آنچه در روزگار ما در قالب هنرهای تجسمی جای می گیرد عبارت است از : عکاسی، گرافیک، نقاشی ، طراحی و مجسمه سازی. به طور کلی می توان گفت همه هنرهایی که به صورت بصری ارائه یا دیده می شوند و با تصویر سر و کار دارند، اصول و مبانی مشترکی دارند که «مبانی هنرهای تجسمی» یا «مبانی هنرهای بصری» نامیده می شوند. بنابراین در مبانی هنرهای تجسمی الفبای تجسم یا تصویر کردن و همچنین درک آثار هنرهای تجسمی را تجربه خواهیم کرد.

عناصرهنرهای تجسمی

عناصرو کیفیت نیروهای بصری
عناصر و کیفیت نیروهای بصری در هنرهای تجسمی به دو بخش کلی تقسیم می شوند:
۱٫ بخشی که با آنها به طور فیزیکی و ملموس سر و کار داریم مانند : نقطه، خط، سطح، رنگ، شکل، بافت ، اندازه و تیرگی – روشنی.
۲٫ کیفیات خاص بصری که بیشتر حاصل تجربه و ممارست هنرمند در به کار بردن عناصر بصری می باشند مانند : تعادل، تناسب، هماهنگی و کنتراست که به نیروهای بصری یک اثر تجسمی استحکام می بخشند. 
دیدن
در یک معنای کلی عمل دیدن واکنش طبیعی و خود به خود است که عضو بینایی در مقابل انعکاس نور از خود نشان می دهد و انسان به طور طبیعی رنگ، شکل ، جهت، بافت ، بعد و حرکت چیزها را به وسیله پیام های بصری دریافت می کند. اما در هنر و نزد هنرمندان دیدن می تواند فراتر از یک عکس العمل طبیعی تعبیر شود. در نگاه هنرمند جهان به صورت عمیق تر ادارک و تعبیر می شود. او علاوه بر دیدن اشیاء به روابط و تناسبات آن ها با یکدیگر به دقت توجه می کند. همین توجه و نگاه موشکافانه به جهان و پدیده ها به نحوی در آثار او جلوه گر می شود که گویی هیچ کس دیگر قبلاً آن ها را آن گونه ندیده است.
کادر در هنرهای بصری
کادر یا قاب تصویر محدودهی فضا یا سطحی است که اثر تجسمی و تصویری در آن ساخته می شود. به طور کلی منظور از کادر در هنرهایی که با سطح سر و کار دارند و بر سطح به وجود می آیند همان محدوده ای است که هنرمند برای ارائه و اجرای اثر خود بر می گزیند.
کادر می تواند اندازه ها و شکل های گوناگون داشته باشد مثل مربع، مستطیل، لوزی، ذوزنقه، دایره، بیضی چند ضلعی یا حتی تلفیقی از این اشکال به صورت منظم و غیرمنظم باشد.
هنرمند با انتخاب بخشی از فضا و جدا ساختن آن از سایر بخش ها و فضای پیرامون توسط کادری مشخص دو کار انجام می دهد : اول اینکه ارتباط کادر را با محدوده ی داخلی اثر برقرار می کند و انرژی بصری را که از درون به بیرون گرایش دارد، محصور می سازد. دوم اینکه انرژی های بصری بیرون از کادر را که می خواهند به درون آن نفوذ کنند به کنترل درخواهد آورد.

عناصر بصری ( نقطه، خط، سطح و حجم) نقطه 

در هنر تجسمی وقتی از نقطه نام برده می شود، منظور چیزی است که دارای تیرگی یا روشنی، اندازه و گاهی جرم است و در عین حال ملموس و قابل دیدن است. از این نظر در ظاهر تشابهی میان این مفهوم از نقطه با آن چه که در ریاضیات به نقطه گفته می شود، وجود ندارد. در ریاضیات موضوعی ذهنی است که در فضا یا بر صفحه تصور می شود، بدون اینکه قابل دیدن و لمس شدن باشد. نقطه در زبان هنر تجسمی چیزی است کاملاً ملموس و بصری که بخشی از اثر تجسمی را تشکیل می دهد و دارای شکل و اندازه نسبی است. به عنوان مثال وقتی از فاصله ی دور به یک تک درخت در دشت نگاه می کنیم. به صورت یک نقطه تجسمی دیده می شود. اما وقتی به آن نزدیک می شویم یک حجم بزرگ می بینیم که از نقاط متعدد ( برگ ها) و خطوط ( شاخه ها) شکل گرفته است. بنابراین محدوده ی فضا یا سطح که همان کادر است نقش تعیین کننده ای در تشخیص دادن نقطه ی تجسمی و معنا پیدا کردن آن دارد. در صورتی که اندازه لکه یا عنصر بصری نسبت به کادر به قدری کوچک باشد که به طور معمول نتوانیم جزئیات آن ها را به صورت سطح یا حجم تشخیص بدهیم، می توانیم به آن نقطه تجسمی یا بصری بگوییم.

موقعیت های مختلف نقطه
بسته به این که نقطه ی بصری در کجای کادر قرار گرفته باشد، موقعیت های متفاوتی را به وجود می آورد. یک نقطه روابط محدود ساده ای با اطراف خود دارد و به همان نسبت توجه مخاطب را به خود جلب می کند. اما چنانچه نقاط بصری متعددی در یک کادر وجود داشته باشند، بر اساس روابطی که از نظر شکل، اندازه ، تیرگی ، روشنی ، رنگ ، بافت ، دوری و نزدیکی با یکدیگر دارند تأثیرات بصری متفاوتی به وجود خواهند آورد.
گاهی ممکن است نقطه به عنوان کوچک ترین بخش تصویر تلقی شود. در این صورت در اثر تراکم نقطه های تیره تیرگی حاصل می شود و در اثر پراکندگی آنها روشنی دیده می شود.

خط
در زندگی روزمره و در طبیعت، خط حضور چشمگیری دارد. در این زمینه می توان مثال های متفاوتی ذکر کرد. نقوش خطی روی لباس ها، ردیف صندلی ها در سالن امتحانات، خطوط آجرهای چیده شده، سیم ها و تیرهای برق، تنه درختان در کنار خیابان ها ، شیارهای شخم و ..
تنوع مثال ها و نمونه ها به خودی خود نشان می دهد که منظور از خط تجسمی معنایی نسبی از خط است و آن نشان دادن یک حرکت ممتد و پیوسته بر سطح یا در فضاست. بنابراین خط می تواند دو بعدی یا سه بعدی باشد.

جهت خط

خطوط تجسمی بر اساس جهت حرکت مداوم در یک مسیر کلی به چهار دسته ی اصلی تقسیم می شوند که عبارتند از :

الف) خطوط عمودی که در طبیعت به شکل تنه درختان، تیرهای برق و ساختمان های مرتفع دیده می شوند. مفهوم این خطوط می تواند ایستادگی ، مقاومت و استحکام باشد.

ب) خطوط افقی که در طبیعت به صورت سطح زمین، خط افق، پهنه دریا یا یک انسان خوابیده دیده می شود. مفهوم این نوع خط می تواند آرامش ، سکون یا اعتدال باشد.

ج) خطوط مایل که در طبیعت به شکل کناره های کوه، خط رعد در آسمان و سراشیبی دیده می شوند. و در یک اثر تجسمی برای نشان دادن تحرک ، پویایی ، خشونت و عدم سکون و ثبات به کار می روند.

د) خطوط منحنی که معمولاً در طبیعت به شکل تپه ماهور، انتشار امواج، پست و بلندی زمین و حرکت بعضی از جانوران دیده می شوند و در یک اثر تجسمی ممکن است برای نمایش دحرکت سیال و مداوم، ملایمت و ملاطفت به کار گرفته شود. 

حالت خط
خطوط می توانند در مسیر حرکت خود دارای شرایط زیر باشند :
۱ – ضخیم یا نازک، قوی یا ضعیف ، تیره یا روشن شوند.
۲ – به صورت خطوط باریک یا ضخیم یکنواخت باشند.
۳ – می توانند در جهت مسیر اصلی خود به صورت بریده بریده و یا متعدد باشند.
۴ – می توانند در جهت مسیر اصلی خود به شکل زیگزاگ، شکسته و یا موجی در می آیند.
۵ – می توانند به صورت منظم و یا نامنظم در مسیر اصلی حرکت خود تغییر جهت دهند.

کاربرد خط
خط عنصر اصلی طراحی است. ترسیم خطوط پیرامونی یک شکل می تواند تصویر اشیا را به نمایش بگذارد. تراکم و انبساط هاشورها حجم و سایه روشن را نشان می دهد. با ضخیم و نازک کردن خط در طراحی، قسمت های سایه دار مشخص می شوند و حالت خطوط جنسیت و بافت اشیا را از لحاظ نرمی، سختی و استحکام مشخص می کند.
در آثار نقاشان طبیعت گرا که شکل های اشیا به دقت ترسیم می شوند، وجود خط به عنوان پایه ی اصلی طرح قابل مشاهده است در نقاشی ایرانی خط همواره جایگاهی پراهمیت دارد. خط همچنین در رشته های دیگر هنر تجسمی نقش متناسب خود را در شکل دهی به اثر بازی می کند. در هنر گرافیک استفاده از خط کاربردهای متنوعی را در طراحی نشانه، در طراحی و ساخت اعلان، تصویرسازی و صفحه آرایی دارد. همچنان که در طراحی لباس، نقشه کشی، طراحی صنعتی، مجسمه سازی و عکاسی نیز خط همواره پایه اصلی اجرا و ترکیب بصری اثر را به عهده دارد.

سطح
شکلی که دارای دو بعد (طول و عرض) باشد سطح نامیده می شود. در طبیعت و در پیرامون ما سطوح به اشکال متنوع وجود دارند. سطح چیزها در طبیعت گاه به صورت هموار و گاه ناهموار و دارای بافت ها نقش های مختلف است.
در هنر تجسمی سطح را به انحای مختلف می توان تجسم بخشید و به وجود آورد، مانند شکل زیر : 

سطح ممکن است مستوی باشد مانند یدوار یا کف اتاق، سطح زمین فوتبال یا سطح روی یک کتاب
همچنین سطح ممکن است منحنی باشد مانند سطح یک سقف گنبدی.
همه ی سطح ها از سه شکل هندسی دایره، مربع، مثلث یا ترکیبی از آن ها به وجود می آیند. این شکل ها هر یک خصوصیات قابل مطالعه ای دارند.

دایره : دایره شکل کاملی است که حرکت جاودانه و مداومی را نشان می دهد. همچنین دایره نماد نرمی، لطافت، سیالیت، تکرار، درون گرایی، آرامش روحانی و آسمانی، پاکی و صمیمیت به شمار می آید.

مربع : مربع بر خلاف دایره نماد صلابت، استحکام و سکون است. این شکل مظهر قدرت زمین و مادی و در عین حال از زیباترین اشکال هندسی است.
مثلث : مثلث به واسطه زوایای تندی که دارد سطحی مهاجم و شکلی ستیزنده به نظر می رسد که همواره در حال تحول و پویایی است. بر اساس ترکیب هایی از مثلث می توان ترکیب های ساختاری بسیاری به وجود آورد. استفاده از مثلث و شبکه های مثلثی یک اصل ساختاری در طبیعت و در معماری به شمار می رود
حجم

به اجسامی که دارای سه بعد : طول، عرض و ارتفاع یا عمق باشند، حجم گفته می شود.
معمولاً همه ی اشیای مادی در طبیعت دارای حجم هستند.
در هنر تجسمی چنانچه یک نقطه را در سه بعد گسترش دهیم و یا یک پیاژه خط را در جهت های مختلف حرکت دهیم، تجسمی از حجم به وجود می آید. به همین جهت درهنر تجسمی حجم ممکن است همیشه ملموس و مادی باشد ولی از نظر بصری وجود داشته باشد که در این صورت می توان به آن حجم مجازی گفت.
همان طور که سه شکل دایره، مربع و مثلث به عنوان اشکال پایه برای سطح نام برده شدند. کره ، مکعب و هرم را نیز می توان به عنوان اجسام هندسی پایه نام برد. این سه نوع حجم به طور کاملاً منظم به ندرت در طبیعت دیده می شوند. اما به طور کلی همه ی حجم های طبیعت از ترکیب یا تغییر شکل این سه حجم پایه و هندسی به وجود می آیند.
حجم می تواند تو خالی یا توپر باشد. به همین نسبت درون یا بیرون آن اهمیت پیدا می کند. معمولاً فضایی را که حجم اشغال می کند مثبت می گویند و فضای پیرامون آن یا ما بین دو حجم و یا حفره ی میان یک حجم توخالی را فضای منفی و گاه حجم منفی می نامند مثل فضای داخل یک لوله قطور.
حجم نمایی در نقاشی
در نقاشی و طراحی حجم با ترفند برجسته نمایی به وسیله سایه – روشن و رنگ و یا با تغییر شکل و اندازه ی اشکال در اثر عمق نمایی خطی القا می شود. ثبت سه بعدی اشیاء و طبیعت در عکاسی نیز به واسطه نور و سایه روشن صورت می گیرد. در حالی که با نوعی نورپردازی خاص می توان برجستگی و فرورفتگی اجسام را از بین برد و یا در نشان دادن آنها اغراق کرد. 
حجم در مجسمه سازی

حجم ، عنصر اصلی کار مجسمه سازان است. نمایش حجم در فضا و روابط متقابل آن با فضای پیرامونش اصل مهم مجسمه سازی است. این روابط در نقش برجسته سازی که از یک سو با نقاشی و از سوی دیگر با معماری در ارتباط است اهمیتی به سزا دارد. نقش برجسته که از یک سمت بسته و محدود است به حجمی گفته می شود که در آن اشیا به صورت کم و بیش برآمده از سطح به نمایش درآمده باشند. در مجموع نقش برجسته حالتی بینا بینی میان نقاشی و مجسمه سازی دارد. 
نور و حجم
نقش نور در بازنمایی حجم و خصوصیات آن نیز شایسته توجه است. این نور است که امکان رویت اجسام را در فضا برای ما به وجود می آورد. بسیاری از مجسمه ها و نقش برجسته ها بدون رنگ پردازی ساخته می شوند. به همین دلیل توجه به میزان تیرگی و روشنی برجستگی ها و فرورفتگی ها و ایجاد سایه هایی که در اثر تابش نور به روی آن ها شکل می گیرد قابل اهمیت است.

۶ – نقش برجسته چیست؟ توضیح دهید.
نقش برجسته که از یک سمت بسته و محدود است به حجمی گفته می شود که در آن اشیا و پیکره ها به صورتی کم و بیش برآمده از سطح به نمایش درآمده باشند. نقش برجسته گاهی تزئینی برای سطوح معماری دارد. در مجموع نقش برجسته حالتی بینابینی میان نقاشی و مجسمه سازی دارد. در هنر ایران معمولاً نقش برجسته سازی برای موضوعات تاریخی و افسانه ای رواج داشته است و بسیاری از بناهای مهم به وسیله نقش برجسته تزئین شده اند مثل نقش برجسته های تخت جمشید و طاق بستان. 
شکل ، ترکیب و بافت

شکل
در هنرهای تجسمی به کارگیری واژه ی شکل برای بیان حالت و ویژگی های تصویری بسیار متنوع است. به طور کلی، شکل هم به سطح دو بعدی و هم به حجم و هم به نمایش تصویری شکل ها و حجم ها گفته می شود. شکل ها هم به طور طبیعی در پیرامون ما وجود دارند مانند سنگ، صخره ، ابر، درخت و حیوانات، و هم با استفاده از ابزار ساخته می شوند مثل مجسمه ای که از سنگ یا فلز ساخته می شود. همچنین به تصویر آن مجسمه نیز شکل می گویند.

انواع شکل
از نظر قافیه یا حالت، شکل ها یا هندسی و ساده هستند مثل دایره ، مثلث و مربع و یا تلفیقی از این شکل های ساده هستند. مثل شکل سنگ ها و درختان. در یک اثر تجسمی موضوعات ، معانی و احساسات مورد نظر هنرمند از طریق شکل ها و ترکیب آن ها بر بیننده تأثیر می گذارد. به این معنا خطوط، بافت ها ، تیرگی، روشنی و رنگ ها نیز در قالب شکل تأثیرات خود را بر مخاطبان آثار هنری می گذارند.

تغییر و ابداع شکل
در هنر تجسمی با تغییراتی که در یک شکل ساده می توان به وجود آورد، شکل های جدیدی ساخته می شود. هر یک از این شکل های جدید به نحوی می تواند بر ذهن مخاطب تأثیر بگذارد. در این جا چند روش برای ابداع شکل های جدید از شکل های ساده ارائه می گردد.

الف) از طریق برداشتن یا حذف کردن قسمت یا قسمت هایی از یک شکل ساده ی هندسی می توان شکل های جدیدی را به دست آورد.
ب) با ترکیب و کنار هم قرار دادن و تکرار دو یا چند شکل ساده می توان به شکل های متنوع و جدیدی دست یافت.
ج) از طریق برش دادن و یا اصطلاحاً شکستن اشکال و ترکیب مجدد آن ها به صورت دیگر می توان شکل های تازه تری با حالت بصری متنوع به وجود آورد.

ترکیب
ایجاد یک ترکیب موفق هم در جلب توجه مخاطب و بیننده مؤثر است و هم در رساندن پیام بصری مورد نظر هنرمند به مخاطب . در واقع ترکیب عاملی است که با سامان بخشیدن مؤثر به چگونگی چیدمان و نظم عناصر بصری در یک فضا و کادر مشخص بر اساس ذهنیت هنرمند و روابط تجسمی ، سبب می شود تا مخاطبان اثر بتوانند به طرز مؤثری با آن ارتباط برقرار کنند. در یک ترکیب موفق اجرا از کل قابل تفکیک نیستند. زیرا یک اثر وحدت یافته معنایی فراتر و کلی تر از اجزای خود دارد.

زمینه و کادر

در یک ترکیب وجود زمینه برای ایجاد ارتباط بصری میان عناصر و معنی دار شدن شکل ها الزامی است. وحدت بخشیدن به عناصر بصری بدون وجود زمینه که به صورت کادر یا فضای کلی اثر نیز می تواند تصور شود، امکان پذیر نیست.

بدون وجود زمینه شکلی وجود نخواهد داشت و فضای مثبت و منفی پیدا نخواهد کرد. بنابراین با وجود زمینه وجود کادر نیز الزامی ست. ترکیب و سامان بخشی به عناصر بصری در ارتباط با شکل کادر انجام می شود.
علاوه بر کادر که ساختار اصلی در ارتباط با آن شکل می گیرد وجود سه عامل زیر در به وجود آوردن یک ترکیب موفق بصری الزامی است:

۱- وجود تعادل بصری
۲- وجود تناسب و هماهنگی میان عناصر مختلف یک ترکیب
۳- وجود رابطه هماهنگ اجزا با کل و با موضوع اثر
از انواع ترکیب می توان به طور کلی به دو نوع ترکیب قرینه و غیر قرینه اشاره کرد.

بافت
به طور کلی سطح و رویه هر شی و هر شکلی دارای ظاهر خاصی است که به آن بافت گفته می شود. درک کردن بافت هم از طریق لمس کردن و هم توسط احساس بصری میسر است.
در هنر تجسمی درک بافت های مختلف از نظر سختی، لطافت، زبری و صافی و هموار یا ناهمواربودن معمولاً با دیدن و به صورت بصری اتفاق می افتد. 
انواع بافت

الف) بافت های تصویری : این بافت ها معمولاً به صورت شبیه سازی از اشکال و اشیای طبیعت به صورت واقع نما ساخته و پرداخته می شوند و با رؤیت آنها احساسی را که از طریق لمس چیزها تجربه کرده ایم مجدداً در ما بیداری می کند مثل بافت اشیا در تصاویری که در عکاسی از اشیا ضبط می شود ( مانند عکس یک گل یا تصویر ابرها یا تصویر میوه ها ) 

ب) بافت های ترسیمی : این بافت ها به روش های گوناگون تجربی و برای ایجاد تأثیرات بصری خالص به وجود می آیند. بافت های ترسیمی با استفاده از تراکم و تکرار خطوط در ترکیب های متنوع و یا با استفاده از لکه های تیره – روشن و رنگی و یا به کار گرفتن مواد و ابزارهای مختلف به وجود می آیند. لکه های تیره – روشن و رنگی و یا با به کار گرفتن مواد و ابزارهای مختلف به وجود می آیند. تأثیرات بصری این بافت ها بسیار خیال انگیزتر از بافت های لامسه ای و تصویری است. 
روش های ایجاد بافت
با استفاده از روش های گوناگون می توان بافت های بصری مختلفی ایجاد کرد. برخی از این روش ها عبارتند از :

۱ – ترسیم و تکرار انواع شکل ، خطوط، نقاط و یا نقش مایه های خاص
۲ – با استفاده از پاشیدن و مالیدن مواد رنگین و مرکب روی سطوح گوناگون و یا به کمک انواع قلم ها و کاردک ها و یا ابزارهای دیگر
۳ – با استفاده از بافت سطوح طبیعی مواد مختلف که به روی آنها مرکب و رنگ مالیده می شود و سپس برگرداندن آنها به روش چاپ و مهر زدن به روی انواع کاغذ و مقوا
۴ – خراشیدن و تراشیدن و کنده گری سطوحی که مواد رنگین یا مرکب بر روی آنها مالیده شده است.
۵ – چوب، فلزف شیشه، پارچه ، سنگ و سایر مواد طبیعی و مصنوعی نیز بافت های طبیعی آماده ای را ایجاد می کنند و گاه به طور مستقیم در یک اثر به کار برده می شوند.

تناسب، تعادل، تباین، حرکت و ریتم

تناسب
تناسب مفهومی ریاضی است که در هنر تجسمی بر کیفیت رابطه ی مناسب میان اجزای اثر با یکدیگر و با کل اثر دلالت دارد. تناسب یکی از اصول اولیه ی اثر هنری است که رابطه ی بصری هماهنگ میان اجزای آن را بیان می کند.
می توان در یک تابلوی نقاشی روابط متناسبی میان خطوط سیال خیال انگیز، رنگ ها و وسعت سطوح برقرار کرد و یا در یک اثر حجمی روابط مناسبی میان فرورفتگی و برجستگی ها، فضی منفی و فضای مثبت، بافت ها و سطوح مختلف ایجاد کرد.
همانطور که گوش یک نوازنده بلافاصله وجود یک نت خارج را تشخیص می هد، یک دیده ی حساس و کارآزموده به سرعت عدم تناسب میان رنگها و شکل های یک اثر تجسمی را می بیند.

تناسب طلایی

تناسب در اندازه ها از قوانین خاص پیروی می کند که به آنها اصول و قواعد تقسیمات طلایی و یا تناسبات طلایی گفته می شود. بر اساس تناسبات طلایی یک پاره خط را می توان طوری به دو قسمت تقسیم کرد که نسبت قسمت کوچکتر به قسمت بزرگتر مساوی با نسبت قسمت بزرگتر، کل پاره خط باشد. این نوع تقسیم از نظر بصری و همین طور از نظر منطقی نسبت های زیبایی را میان اجزا با یکدیگر و با کل پدید می آورد که هم در معماری و هم در هنرهای بصری از آن استفاده بسیار شده است.

تعادل
در طبیعت همه چیز به شکل متعادلی جاری است. از جمله آمدن شب و روز از پی یکدیگر، تغییرات فصل ها و بسیاری از پدیده های دیگر.
وجود تعادل یکی از لوازم زندگی بشر است. بر همین اساس در هنر نیز تعادل اجزای اثر نقش عمده ای دارد. در یک اثر تجسمی وجود تعادل بصری برای ایجاد تأثیر مثبت بر مخاطبان ضروری و لازم است. در صورت عدم تعادل میان نیروهای بصری مختلف پیام اثر خوشه دار می شود و تأثیرگذاری خود را از دست می دهد. به طور طبیعی انسان هنگام مشاهده ی چیزها آن ها را با محورهای افقی و عمودی در ذهن خود مقایسه می کند و وجود یا عدم تعادل را در آن ها تشخیص می دهد.
اثر هنری بدون تعادل و هماهنگی میان اجزایش، اثری ناقص خواهد بود که قادر به ارائه مطلوب پیام مورد نظر هنرمند نخواهد بود.

ایجاد تعادل بصری
می توان در سطح یک اثر تسجمی عناصر بصری را نسبت به محور افقی و عمودی آن اثر سازمان دهی کرد.
در صورت عدم سازماندهی صحیح نیروهای بصری و خدشه دار شدن هماهنگی میان اجزای یک ترکیب انرژی بصری عناصر یکدیگر را خنثی می سازند.
در واقع وجود تعادل در یک اثر تجسمی مبین تأثیرگذاری متناسب و هماهنگ همه عناصر در آن ترکیب می باشد. چنانچه انرژی بصری همه عناصر به گونه ای سامان داده شود که هیچ بخشی از اثر انرژی بصری دیگر بخش ها را از میان نبرد و باعث اغتشاش بصری نشود، ترکیبی موزون و متعادل به وجود می آید. در سامان بخشیدن به یک اثر متعادل ، تیرگی – روشنی، رنگ ، اندازه و محل قرار گرفتن عناصر بصری در فضای کار دخالت دارند. ضرورت ایجاد تعادل نه تنها در سطوح و آثار دو بعدی بلکه در همه ی آثار تجسمی به ویژه در مجسمه سازی از اهمیتی اساسی برخوردار است.

انواع تعادل
الف) تعادل متقارن :‌به کارگرفتن تعادل قرینه ساده ترین روش برای ایجاد تعادل بصری است. زیرا همه چیز نسبت به محورهای افقی، عمودی و مورب که از وسط اثر عبور می کنند سنجیده می شوند. تعادل قرینه کاملاً طبیعی و سهل الوصول است به راحتی قابل درک می باشد. 

ب) تعادل غیر متقارن :‌در این روش ایجاد تعادل بصری بر اساس فاصله ی شکل ها، عناصر نسبت به محورهای افقی، عمودی و مورب در وسط کادر تعیین نمی شود، بلکه انرژی بصری شکل ها بر اساس اندازه ، جهت ، تیرگی – روشنی ، رنگ، بافت و جای آنها نسبت به یکدیگر و نسبت به کادر تصویر مشخص می شود. در ترکیب هایی که از تعادل غیرمتقارن استفاده کرده اند انرژی بصری پرتحرک و پویاتر احساس می شود.
در هنر معاصر به واسطه ی پیچیده تر شدن جوامعف شکل زندگی و نگاه مخاطبان آثار هنری، بیشتر از تعادل غیرمتقارن بهره گرفته می شود.

توازن

هر گاه در یک اثر تجسمی انرژی بصری اجزای آن با یکدیگر و نسبت به کل اثر متعادل باشند. آن اثر دارای ترکیبی متوازن خواهد بود. اگر چه ممکن است اجزای آن نسبتبه یکدیگر قرینه نباشند در واقع توازن بیان کننده روابط متعادل عناصر بصری در یک ترکیب غیرمتقارن است. شکل زیر مسئله توازن میان اجزای یک اثر را به صورت ساده ای نمایش می دهد.

کنتراست
کنتراست به معنای تضاد، تباین و کشمکش متقابل میان عناصر و کیفیت بصری است. کنتراست ارتباط منطقی و در عین حال متضادی را میان اجزا و عناصر مختلف یک ترکیب و یا یک اثر هنری بیان می کند. بهره گرفتن از کنتراست در آثار هنری باعث جلوه ی بیشتر معنی، گویاتر شدن حالت، قوی تر نشان دادن احساس و در نتیجه انتقال مفاهیم و پیام ها به شکلی مؤثرتر و عمیق تر است. در حالی که عدم بهره گیری از کنتراست در کیفیات و عناصر تأثیر گذار معمولاً باعث یکنواختی ، ملال و ناپایداری در تأثیرگذاری و عدم جذابیت اثر می شود. در هنر تجسمی تباین یا همان کنتراست بیانگر کیفیتی حسی ناشی از عملکرد متقابل دو یا چند خصوصیت متضاد عناصر بصری است. این تباین ها را می توان از نظر اندازه، جهت، حالت ، رنگ ، تیرگی ، روشنی و بافت شکل ها و یا از نظر فضای پر و فضای خالی ، حجم مثبت و حجم منفی، فرورفتگی و برجستگی، شکل و زمینه مورد بررسی قرا داد. البته کنتراست رنگ نیز بعداً مورد بررسی قرار خواهد گرفت. 

حرکت
حرکت به معنای تغییر و جابه جایی در مکان و در زمان است. اما این معنا بیشتر به حرکت مکانیکی اطلاق می شود . در حالی که حرکت معنایی عمومی تر و عمیق تر نیز دارد.
حرکت به عنوان یکی از مظاهر حیات در هنر نیز کاربردهای خود را دارد. نمایش حرکت در هنر تجسمی با تکرار و توالی یک شکل یا یک حالت به وجود می آید و معمولاً نمایشگر نوعی ریتم ( ضرب آهنگ) است. در همین حال اشکال کشیده ی عمودی و افقی و خطوط مداوم و جهت دار و نیز تکرار آنها به دلیل هدایت نگاه از سمتی به سمت دیگر می توانند بیانگر حرکت بصری باشند.

 

ریتم ( ضرب – آهنگ)
ریتم با ضرب – آهنگ واژه ای است که معمولاً در موسیقی به کار می رود اما در هنرهای تجسمی نیز مرسوم است. در هنر تجسمی ریتم معنایی تصویری دارد و عبارت است از تکرار، تغییر و حرکت عناصر بصری در فضای تجسمی ، به عبارت دیگر تکرار منظم و متوالی یک عنصر تصویری ضرب – آهنگ بصری را به وجود می آورد.

انواع ریتم

۱- تکرار یکنواخت :
در این نوع ضرب – آهنگ یک تصویر به طور یکنواخت و به صورت متوالی تکرار می شود. نمای خطی آن در شکل آورده شده است. 
۲ – تکرار متناوب :
در این ضرب – آهنگ یک عنصر بصری تکرار می شود اما تکرار آن با تغییرات متناوبی متنوع خواهد شد و هر بار عکس العمل مخاطب و توجه او را با یک حرکت یا یک تصویر میانی تحت تأثیر قرار می دهد. نمای خطی آن در شکل نمایش داده شده است. 

۳ – تکرار تکاملی :
در این نوع ضرب – آهنگ یک تصویر و یا یک عنصر بصری از یک مرتبه و حالت خاص شروع می شود و به تدریج با تغییراتی به وضعیت و یا حالتی تازه تر می رسد، به طوری که نوعی رشد و تکامل را در طول مسیر تغییرات خود به دنبال خواهد داشت. نمای خطی آن در شکل نشان داده می شود. 

۴ – تکرار موجی :
این نوع ضرب آهنگ که عمدتاً با استفاده از حرکت منحنی سطوح و خطوط به وجود می آید و از نوعی تناوب هم برخوردار است نمونه ی کاملی از ضرب – آهنگ تجسمی است که در فضای معماری، حجمی و تصویری وجود دارد و به شکل مأنوسی با زندگی انسان پیوند خورده است. نمای خطی آن در شکل نشان داده می شود. 

فضای تجسمی
مفهوم فضا در هنر تجسمی با توجه به فاصله ها و ابعاد، اجزا و عناصر بصری یک اثر معنا پیدا می کند. به این ترتیب سازمان دهی فضای تجسمی معمولاً با معنی درک مکان، زمان و اشیا و ارتباط آن ها با یکدیگر انجام می شود. با وجود عناصر بصری و روابط میان آنهاست که می توان از فضا، شکل فضا، فضای مثبت ،فضای منفی ، فضای پر و فضای خالی سخن گفت . بنابراین وقتی از فضای یک اثر سخن به میان می آید، تأثیرات کلی اثر در همه ابعاد مادی و محتوایی آن مورد نظر می باشد.

فضاسازی در آثار هنرمندان را می توان به چند دسته تقسیم کرد:
فضای سه بعد نما ( واقع گرا) ، فضای دو بعد نما (غیرواقع گرا) ، فضای همزمان (تلفیقی) و فضای وهمی که در زیر هر یک را به طور خلاصه شرح می دهیم.

الف) فضای سه بعد نما( واقع گرا) :
در این روش برای نمایش فضای سه بعدی به روی سطح دو بعدی از سه بعد نمایی ( پرسپکتیو) و تجسم عمق و نشان دادن دوری و نزدیکی استفاده می شود.سه بعد نمایی که معمولاً در آثار نقاشی واقع نما دیده می شود به روش های زیر انجام می گیرد:
۱- تغییر اندازه
۲ – تغییر رنگ و تیرگی
۳ – تغییر وضوح

ب) فضای دو بعد نما (غیرواقع گرا):
ممکن است بدون آنکه قصد واقع نمایی از طبیعت در میان باشد، هنرمند به ایجاد فضا و عمق تجسمی بپردازد. همانند آنچه در آثار گرافیکی و انتزاعی صورت می گیرد. در این روش ایجاد عمق و فضای بصری به روش های زیر انجام می شود :

۱ – تغییر اندازه شکل های مشابه به صورتی که برخی از آن ها کوچکتر از برخی دیگر ترسیم و دیده شوند.
۲ – تغییر تیرگی یا رنگ به صورتی که برخی از اشکال تیره تر و برخی روشن تر ترسیم شوند.
۳ – شفاف نمایی و روی هم قرار گرفتن شکل ها می تواند عمق فضایی ایجاد کند.
۴ – تغییر وضوح و بافت شکل ها نیز می تواند عمق بصری ایجاد کند.
۵ – ترسیم یک شکل از چند زاویه ی مختلف و یا تغییر شکل و تغییر جهت دادن آن می تواند عمق فضایی را به وجود آورد.

ج) فضای همزمان (تلفیقی):
در برخی از آثار نمایش فضای تجسمی به صورت تلفیقی از فضاسازی واقع نما و دو بعد نما صورت می گیرد. در این روش هنرمند بدون رعایت قواعد واقع نمایی در کل اثر ، ساختار ترکیب خود را از مکان های مختلف به صورت موازی و به طور همزمان شکل می دهد.

د) فضای وهمی :
در برخی از آثار تجسمی هنرمند فضای بصری را طوری با استفاده از نمایش عناصر و شکل های واقع نما به وجود می آورد که در عین حال وهمی و غیرواقعی جلوه می کند. این شیوه از فضاسازی در آثار هنرمندان رمانتیک، نمادگرا و سورئالیست بسیار دیده می شود. نمایش این فضاها که جنبه ای خیالی و ذهنی دارد اگر چه توسط قوه خیال قابل تجسم است اما در واقعیت و به طور طبیعی نمی تواند اتفاق بیفتد یا وجود داشته باشد.

اجرای طرح و دکوراسیون داخلی ساختمان اداری AOL شهر کالیفرنیا ایالات متحده امریکا به‌گونه‌ای صورت گرفته که با گذر تنها چند ماه از سال ۲۰۱۱ میلادی، توجه بسیاری از متخصصان این حرفه را به خود جلب کرده است. استودیو معماری
داخلی صنعت ساختمان‌سازی کالیفرنیا با نام O+A مجری این پروژه اداری است و با در اختیار داشتن فضایی به مساحت ۷۳ هزار و ۲۴ مترمربع، بخش‌های مجزایی با طرح‌های متفاوتی را در معرض نمایش عموم درآورده است.

دکوراسیون و طراحی داخلی ساختمان AOL

هر یک از بخش‌های این ساختمان با توجه به نوع فعالیت صورت گرفته و اجرای کنفرانس‌های مختلف با موضوع‌های متفاوت طراحی شده‌اند. به‌طوری که اگر یکی از میزهای کنفرانس به صورت مدور با بدنه مکعب مستطیلی عمودی طراحی شده
است، سقف و نوع روشنایی به‌کار رفته در آن سالن نیز درست منطبق با آن بخش طراحی شده‌اند.
اجرای طرح‌های گرافیکی طبیعی بر روی سطح دیوار، کف‌پوش و سقف ساختمان اداری AOL از دیگر قابلیت‌های برتر اجرای دکوراسیون داخلی آن محسوب می‌شود. همچنین این بخش‌های مختلف با طرح یک لگوی مختص به خود معرفی می‌شوند
که طرح این لگوها نیز با توجه به نوع فعالیت انجام شده در سالن موردنظر صورت گرفته است.

دکوراسیون و طراحی داخلی ساختمان AOL

دکوراسیون و طراحی داخلی ساختمان AOL

دکوراسیون و طراحی داخلی ساختمان AOL

دکوراسیون و طراحی داخلی ساختمان AOL

دکوراسیون و طراحی داخلی ساختمان AOL

دکوراسیون و طراحی داخلی ساختمان AOL

دکوراسیون و طراحی داخلی ساختمان AOL

دکوراسیون و طراحی داخلی ساختمان AOL

دکوراسیون و طراحی داخلی ساختمان AOL

 

وظایف یک معمار داخلی

تفکیک فضاهای داخلی به خرده فضاها یی همچون اتاق خواب، آشپزخانه، اتاق کنفرانس، اتاق انتظار و…..در حوزه عمل معماری داخلی قرار می گیرد به طور کلی معماری داخلی فضای داخلی را به شیوه کاملا فیزیکی  از طریق کف، سقف، دیوار، رنگ، نور و بافت سازماندهی می کند این مرحله از سازماندهی فضا گام اول به شمار می آید و گام های بعدی به ترتیب با “طراحی داخلی” و “دکوراسیون” داخلی برداشته می شود ویا می تواند تکمیل شود.

یک طراح حرفه ای می بایست با مطالعه، تحقیق و ارائه راه حل های خلاقانه، محیطی امن، سالم و راحت و دلنشین ایجاد نماید. مهم ترین کار یک طراح داشتن هنر و علم درک رفتار مردم و نیازهایشان است. وی می بایست  شرایط جغرافیایی، اقلیمی، اجتماعی، مذهبی، تاریخی را به منظور ایجاد فضاهای کاربردی بررسی می کند.

مسئولیت طراحان داخلی شمامل وظایف متنوعی است از جمله سازماندهی فضا با توجه به عملکرآن. حصول اطمینان از مطابق بودن طرح ها با طراحی ساختمان و مسائل ایمنی و حتی طراحی آکوستیک و انتقال صدا یک طراح داخلی همچنین مسئولیت انتخاب و نظارت بر چیدمان لوازم و مبلمان، رنگ، نور و سایر موارد مرتبط نیز هست.

مباحث مرتبط با معماری داخلی مباحثی چون روانشناسی رفتار، ساختارها و مواد و مصالح ساختمانی، ارگونومی، طراحی مبلمان و المانهای خاص و طراحی سه بعدی رایانه ای و شناخت و عملکرد صنعت ساختمان سازی شامل می شود.

مسئولیت و وظایف یک معمار داخلی

دکوراسیون داخلی چیست و دکوراتور کیست

همانطور که با اندکی تامل از نامش پیداست با عناصری سرو کار دارد که بیشتر جنبه تزیینی دارد به نحوی که نقش تزیینی آنها از نقش عملکردشان بیشتر است. عناصری چون مبل، پرده، آباژور، تخت خواب، تابلوهای نقاشی و….. و نحوه ترکیب بندی اینها با هم از لحاظ رنگ بافت و چه از لحاظ فرم عملکرد بر عهده دکواتور داخلی است به طور کلی هرگونه حرکتی درجهت زیباتر جلوه دادن فضا از طریق چیدمان وسایل مبلمان و عناصر تزئینی با در نظر گرفتن نقش و کارکردشان مربوط به مقوله “دکوراسیون داخلی” می باشد.

مسئولیت و وظایف یک معمار داخلی

معماری داخلی

کلمه وسیله ایست برای شاعر تا احساسات و نقطه نظرهای خود را بیان کند , صوت ابزاری است برای تحلیل هیجانات روحی و الهامات آهنگ ساز و بلاخره خط , شکل , فضا , بافت , نور و رنگ عواملی هستند برای عینیت بخشیدن به درون مایه نقاشان , پیکر تراشان و معماران.نقاش در صفحه دو بعدی , پیکرتراش بر حجم سه بعدی و بلاخره معمار داخلی در فضای درونی ساختمان با بکارگیری همین عوامل در معنا دادن به فضا و کار خود میکوشد

از معماری رحم تا گور , انسان پیوسته خود را در فضا ها می یابد , اما کمتر فضائی را می یابد , که از شان بالقوه انسانی نشات گرفته باشد.پس از انقلاب صنعتی معماری در شکل کلی و شهری جلوه خود را از دست داد ; معماری شکل سطحی و غیر کالبدی به خود گرفت و روح بلند فضاهای داخلی به حس غریبی بدل شد.که حتی نیاز های اولیه برای انجام فعالیت های روزمره را نیز بر آورده نمی ساخت.بی گمان معماری داخلی , ماهیت خود را از ارتباط با درونی انسان به دست می آورد.

تاثیر معماری داخلی در فضای درونی ساختمان

 

از این رو , با روحیه انسان رابطه مستقیمی دارد و توان تاثیرات عمیق تری را نیز میتواند دارا باشد.پس امروزه باید با نگاهی تازه تر به اطراف نگریست انسان فقط یک وجود فیزیکی ساده که به جا و مکان نیاز داشته باشد نیست , بلکه پاسخهای احساسی وی نیز از اهمیت فراوانی برخوردارند.همچنانکه که دانش انسان نسبت به خود و محیط اطرافش گسترش می یابد , حوزه دید او از زندگی و امکانات آن نیز وسیع تر میگردد و به دنبال ایجاد نظم در دنیای اطراف خود میگردد و آنگونه نظمی , منظور و مطلوب خواهد بود که بتواند بیشترین سازگاری را با طبع و روح انسان برقرار کند.روابط زیبا ترین اجزاء گوناگون همیشه به روح انسان اثری ذلپذیر می گذارد , وجوه زیبائی نظم فع الواقع در هنر فشرده گردیده , واجد معنی ویژه ای می گردند و این تجمع عناصر زیبائی شناسی و انسانی است که به فضا شخصیتی ویژه اعطاء می کند

انسان در طول تاریخ اشیائی را با استفاده از تناسبات مرتبط با بدن خود خلق نمود تا مورد استفاده قرار دهد و این مسئله باعث پیدایش علم طراحی شد گسترش و پیشرفت سریع تکنولوژی و شهر نشینی موجب شد تا علم طراحی نیز دائمآ در حال تغییر و تحول باشد.اگر مدل و یا طرحی در یک دوره مورد توجه قرار گیرد به این دلیل است که بر اساس نیازهای زمان خود طراحی شده است از این رو طرحهای دکوراسیون و الگو های آن همواره با تغییراتی کلی و جزئی هموار هستند باید به گونه ای طراحی شود که منطبق با خواسته های درونی انسان باشد , هدف اصلی از انجام دکوراسیون , بالا بردن زیبا سازی فیزیکی و هماهنگی آن با احساسات درونی انسان میباشد که جز با تاکید بر روابطی چون عاملیت و عملکرد با فرم و… و همچنین به وسیله عناصر متعلقه و مرتبطی چون رنگ , بافت و….

میسر و مقدور نمی باشد.طراحی داخلی با بکار کیری عناصر فوق سعی در بهینه سازی فضا ها و دست یابی به کار آیی و کارکرد مناسب در کنار زیبائی و معانی و معنا ها می باشد.طراحی داخلی با ایجاد مجموعه ای از بایدها و نبایدها , کثرت ها و کاستی ها , و قرار دادن فرم در برابر فرم و فضا , هندسه در برابر طبیعت , داخل در برابر خارج و همچنین قدرت و منطق مردانه از یک سو و احساسات زنانه از سوی دیگر می کوشد ارتباط معنائی و فرمال ( formal )را مفهوم بخشد..در واقع طراحی داخلی به وسیله این ترکیب می خواهد به اهداف مورد نظر خود در طراحی فضا دست یابد. طراحی داخلی در ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین برای افراد جامعه نقش موثردارد.محیط مناسب یعنی فضایی که بشر در آن بتواندبه دور از فشارهای ناخواسته روانی رشد کرده و شکوفا شود و این از خواسته های عقلانی و منطقی هر جامعه است.بنابراین , هدف طراحی داخلی بهبود عملکرد فیزیکی و روانی و دست یابی به اصول زیبا شناسی فضای داخلی و دکوراسیون  است.در این میان , اصولی که در طراحی با هدف ایجاد فضائی معمارانه در نظر گرفته می شود , در ۹عنوان زیر تقسیم بندی می شوند:

۱. فرم

بافت و فرم مهمترین نقش را در آذین و دکوراسیون بر عهده دارند آنها زیبائی و عملکرد را به برنامه خود می افزایند.انتخاب بافت و فرم از سبک معماری و محدودیتهای محیطی و همچنین اولویتهای شخصی متاثر خواهد شد.بدون شک گزینه های امکانپذیر زیادی وجود دارد که وظیفه تعیین فرم را دارند اگر به نقش این قواعد توجه کنیم آنگاه میتوانیم انتخابی آگاهانه و هوشمندانه داشته باشیم و بدین گونه خطا های بصری را میتوان شناسائی کرد.فرم ها می توانند در نگاه ما به تناسب اثر بگذارند.به وسیله دنباله این قواعد خردمندانه خواهیم توانست فرم مناسب را برای افزایش فضا انتخاب کنیم

۲.رنگ

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد. رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند.رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.همچنین رنگها میتوانند به نگاه ما نسبت به بافت ها تاثیر بگذارند.بافت هائی با کنتراست بالا یک احساس فعال و پر انرژی ایجاد می کنند و رنگها را برای ایجاد محیطی آرام محصور میکنند

۳.بافت

کلیه مواد و اجسام دارای نوعی بافت داخلی و ساختمانی هستند.بافت را توسط دو حس لامسه و بینایی میتوان تشخیص داد .در کارهای هنری بافت های ملموس و بصری ممکن است با هم تلفیق شوند و یا از یکدیگر متمایز گردند.نیاز به بافت در محیط اطراف احتیاجی برای انسان است.طبیعت , مملو از اثرات بافتی زیبا است.اماکن پر بافت موجب فشار ذهنی و آشفتگی خاطر میگردند و متقابلآ محیط های یکنواخت اثرات بدی و کسالت باری بر انسان باقی می گذارند.بکارگیری طبیعی مواد , لذت بصری بیشتری دارد.پاره ای بافت ها , ظریف و زیبا و برخی دیگر خشن و ناهنجار بنظر میرسند.تضاد , بر میزان زبری یا ظریف , به نظر آمدن یک بافت , اثر می گذارد.بافتی که در برابر یک پس زمینه صاف دیده میشود , شفاف تر از هنگامی است که در مجاورت بافتی مشابه قرار داده می شود ; کما اینکه هنگام دیده شدن در برابر یک پس زمینه زبر تر , نرم تر و با مقیاسی کوچکتر به نظر خواهد رسید

۴.نور

نور اصلی ترین عامل پویایی یک فضای داخلی و دکوراسیون  است.بدون نور , فرم , رنگ , یا بافت قابل دیدنی وجود نخواهد داشت.و نه هیچگونه حصار مرئی جهت فضای داخلی.بنابراین , نخستین عملکرد طراحی نور , روشن کردن فرم ها و فضای یک محیط داخلی و نیز اجازه به کاربردهای فضا است تا فعالیت ها و وظایف خود را با سرعت , دقت و راحتی در خود انجام دهند.نور بر ادراک ما از بافت تاثیر میگذارد و در عوض و خود هم توسط بافتی که آن را روشن می کند , تحت تاثیر قرار می گیرد.نور مستقیم که روی سطحی با بافت فیزیکی می تابد , بافت دیداری آن را افزایش میدهد ; در حالی که نور پراکنده , بافت فیزیکی را تشدید کرده و حتمآ می تواند ساختار سه بعدی آن را مبهم نماید.نحوه چیمان منابع نوری و الگوهای روشنایی ساطع شده توسط آنها بایستی با جنبه های معمارانه ی یک فضا و الگو های کاربردی آن , هماهنگی داشته باشند.از آنجا که چشمان ما همواره در جستجوی درخشنده ترین اشیاء و پرتحرک ترین کنتراستهای سایه و روشن در میدان دیدشان می باشد , این هماهنگی در طراحی نورپردازی متمرکز سطح کار , اهمیت ویژه ای می یابد

۵.بازشوها

بازشوها , سطوح را از نظر بصری مجزا می کنند و آنها را به طور انفرادی تفکیک مینمایند.هر چه بر اندازه و تعداد این بازشوها افزوده شود , بسته بودن فضا کمتر احساس می گردد , فضا بازتر می شود و شروع با ادغام با فضای مجاور می کند.تاکید بصری بیشتر روی سطوح محصور کننده است تا حجم تعریف شده توسط این سطوح.و از آنجا که شدت تابش نور خورشید برای ما تقریبآ و جهت آن قابل پیش بینی می باشد , چگونگی تاثیر آن بر وجوه , فرم ها و فضا های یک اتاق از نظر بصری به وسیله اندازه , محل قرار گیری , و جهت پنجره ها و نور گیری آن اطاق تعیین میشود.برای تعیین نوع نور طبیعی ای که یک اتاق میگیرد و جهت پنجره یا نورگیری میتواند مهمتر از اندازه آن باشد

۶.خط دید در فضا

آسمان در روز توسط خط افق از زمین مجزا می گردد.در شب اشکال اسمانی و ستارگان وجه تمایز آسمان از زمین هستند.فضای داخلی نیز توسط دیوار ها و سقف شکل گرفته , از فضای بیرون مجزا می شود.فضا و شکل دو عنصر جدا ناشد نی اند , زیرا تمام اشکال در فضا تحقق می یابند و در همان حال فضا را اشکال , شکل می دهند.در معماری , تفاوت های ناگهانی شکل ها در جهات بالا و پایین و یا در عرض و طول , فضایی پر هیاهو و فعال بوجود می آورند.به وسیله دکور و مبلمانی که بر ارتفاع خاصی تاکید ندارند و با تعادل و نظم و وحدتی بدیع در میان کف و سقف می توان تحرک بیشتری در فضا ایجاد کرد و از کسالت فضائی کاست و همچنین اثرات بیانی انها نیز وسیع تر خواهد شد .آنها چشم و روح را به سرعت و به طریقه الهام بخشی به بالا هدایت می نمایند و بر راسی استوار میگردند.وضع بی دوام یافته و کسالت آور را پایان می بخشد و گویای کنشی مستمر خواهند بود.اشکال اگر بزرگ و منظم و یکسان باشند فشار قابل توجهی به وجود می آورند , اگر کوچک و نا منظم باشندممکن است قدرت خود را با دفع شدن نیروهای شیی بلند تر ازدست بدهند.بهمین سبب مقیاس و تناسب در رابطه با مبلمان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

۷.مبلمان و چیدمان دکوراسیون

از این رو با مبلمان و رنگی متناسب خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم. هر ترکیب بندی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور ، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، صحنه ها را مخدوش میکنند و همچنین،بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است.منظور از مبلمان کارآمد مبلمانی است که نه تنها فضا را تزئین کرده و آن را از لحاظ زیباشناختی میاراید , بلکه دارای کارایی و عمکرد مناسب و متناسب باشد.این عناصر می توانند از لحاظ دیداری برای چشمان ما لذت بخش , برای قوه لامسه ما جالب و یا محرکی برای ذهن باشد.

۸.عملکرد فضائی و محدودیت ها

عنصری که در شروع باید مدنظر قرار گیرد عملکرد و نحوه استفاده از فضای داخلی است.یک چهار دیواری میتواند به عنوان اطاق خواب “نشیمن ” اطاق بچه ” اشپزخانه” یا دفتر کار شخص معین برای فعالیت مشخص قرار گیرد ضروری است با استفاده از عواملی چون نورپردازی و چیدن مبلمان تقسیم گردد تا عملکرد هر یک دقیقآ مشخص گردد.شکل و نظم اثاثیه می تواند همچون دیوارها در یک فضای بزرگ ایجاد نوعی محصوریت کرده و الگو های خاصی را به نمایش بگذارد.حتی یک عنصر تنها قادر است از طریق فرم , اندازه و شکل خود , فضای را تحت الشعاع قرار داده و حوزه فضایی را نظم بخشد.همچنین نور و الگو های تاریک و روشن آن باعث می شود تا قسمتی از فضا جلب نظر کرده و در عوض از اهمیت سایر قسمت ها کاسته شود و در نتیجه , فضا از این طریق تقسیم بندی می شود.بنابراین با افزایش عناصر یک طرح , روابط فضایی نیز تنوع می یابند.این عناصر , درون مجموعه ها و دسته هایی قرار میگیرند که هر کدام نه تنها فضا را اشغال میکنند بلکه بیانگر یا مشخص کننده فرم فضایی نیز هستند. در نهایت شکل گیری فضا به نحوه ی استفاده ما از آن فضا بستگی قاطع دارد.ماهیت فعالیت های ما و نحوه انجام آنها بر طرح , نظم و سازمان دهی فضای داخلی تاثیر میگذارد.

۹.مقیاس در فضا

به سایز و مقیاس در فضا توجه نمائید.امکانات و حس فضائی بزرگ در فضائی کوچک به ما احساس عظمت میدهد.مقیاس انسانی , به حس بزرگی اطلاق میشود که یک شی به ما میدهد.اگر ابعاد یک فضای داخلی یا اندازه ی عناصر داخلآن برای ما حس کوچکی القاء کنند , می توانیم بگوییم آنها فاقد مقیاس انسانی هستند.از طرف دیگر , در صورتی که عناصر یک فضا از طریق نیازهای ابعادی مربوط به دسترسی و فواصل ایمن یا حرکت , تناسب راحتی را برای ما فراهم کرده یا به نظر کوتاه نیایند , میتوانیم بگوییم دارای مقیاس انسانی است.

 

طراحی رستوران

درطراحی موفق یک رستوران در محیطهای شلوغ و پرازدحام سردر (Facade) رستوران باید به گونه ای باشد که کاملاً مشخص و مجزا به نظرآید و جلب توجه کند. این مساله به ویژه در مورد رستورانهای حاشیه جاده ها بسیار حایز اهمیت است و باید به گونه ای طراحی شود که اتومبیلی که با سرعت از آن محل عبور میکند تابلوی رستوران (Signage) و سردرآن را مشاهده نمایدو تابلو رستوران یکی از اجزای بسیار پراهمیت درطراحی خارجی رستوران است و عامل مشخص کننده ای در نمای خارجی رستوران به شمار می رود زیرا موجب جلب توجه مشتری شده, در ذهن آنها به عنوان نشانه رستوران باقی می ماند. امروزه طراحان گرافیک, با بهره گیری از رنگ, فرم خاص و نورپردازی, تابلوهایی بسیار تاثیرگذار که پیام آن نیز روشن, واضح و در عین حال بسیار جذاب است, خلق می کنند. سبک حروف روی تابلو نیز باید منعکس کننده نوع رستوران باشد و به مردم نشانه هایی را که بدانند در داخل رستوران با چه روبرو می شوند, ارائه نماید. گذشته از شکل تابلو, خوانا بودن حروف روی آن نیز, امری ضروریست. تابلو ضمن اینکه از اجزای تکمیل کننده طراحی ساختمان است, در عین حال عاملی مستقل است که باید با طراحی معماری هماهنگ باشد. بنابراین وجود تابلویی که خواندنش آسان باشد و نیز جلب توجه نماید ضروری می باشد.

 

طراحی معماری رستوران

مشخص بودن سردر رستوران را می توان با رنگی کردن و بنوعی جدا کردن از ساختمان های اطراف طراحی کرد و نمی بایست تابلو را با خط های که خواندن آن به راحتی امکان پذیر نیست نوشت یا تابلورا با رنگهای زمینه و نوشته یک رنگ طراحی و آویزان کرد , طراحی برای سردرساختمان رستوران , خود به تنهایی, موجب تمایز آن رستوران از سایر رستورانهای رقیب است و تصویری به یادماندنی در ذهن میهمانان ایجاد می نماید البته باید به نامی که برای رستوران انتخاب می شود توجه کرد که نام مناسب انتخاب نمایند.
اغلب مشتریان ممکن است از آشنا یان خود, راجع به رستورانی چیزی بشنود, یا تبلیغ آنرا بخواند, یا قسمت ها و طراحی های بیاد ماندی را به خاطر بسپارند تمامی این اطلاعات موجب می شود که مشتری به رفتن یا نرفتن به آن رستوران برای اولین بار تصمیم بگیرد.با صرف اولین غذا دررستوران, بیشتر مشتریان در مورد بازگشت مجدد به آنجا تصمیم می گیرند.

در مواجهه با اسلایدی از یک انبار علوفه بر روی دامنه ای شیب دار،ابتدا مستطیلی با نسبت مشابه اسلایدی۳۵میلی متری(نسبت۲:۳)ترسیم نمائید و اسکیس را با تعیین لبه های مهم افقی و عمودی موضوع را آغاز نمائید(مرحله اول).اهمبت این مرحله در قرار دادن صحیح اشکال اصلی در موقعیت مناسب خود میباشد.قابل توجه اینکه،خط افق سمت راست لبه ی چارچوب با فاصله ی حدود۵/۲ از لبه ی پائینی آغاز میشود و لبه ئ سمت راست انبار علوفه با فاصله ای در وسط پهنای چهارچوب قرار گرفته است.

55-001_400

اشکال الف و ۱ب شیوه ای دیگر از تعیین نسبت ها را با در کنار هم قرار دادن مربع هایی نشان میدهند.موقعی که اشکال اصلی کامل شدند،اشکال کوچکتر یا زیر مجموعه ها همچون پنجره ها،ورودی ها به آنها اضافه نمایید(مرحله دوم)
در مرحله ی سوم،با استفاده از هاشور،خطوط مورب با تراکم های مختلف،اضافه میگردد.طیف تیرگی حس حجمی انبار علوفه را در طول روز ایجاد می نماید.

1_400_08

جزئیات بافت در مرحله ی چهارم ترسیم به کار برده میشود.در این مرحله جزئیات شامل جداره های انبار علوفه،برآمدگی بر روی سقف فلزی و پوشش گیاهی حول و حوش انبار میباشد. در در اعمال این جزئیات متوجه خواهید شد که تراکم خطوط مشخص کننده جداره ی چوبی ضلع سمت راست انبار،طیف تیرگی بیشتری را ایجاد میکند.با توه به این تکنیک،در حین ترسیم اشیای خاص باید متوجه ارزش طیف تیرگی جزئیات آنها شده و تراکم خطوط را به نحو صحیح خود به کار ببرید.

2_400_03

52_400