چرا معماری داخلی ؟

معماری به معنای مطلق خود از چنان مفاهیمی تشکیل گردیده که گسترده ی آن به وسعت معنی و کاربردی زندگی
می باشد یعنی از هر مقوله و علم و دانش و مجموعه های فرهنگی که صحبت به میان آید نیاز به یک ساختار معماری در آن احساس می گردد در بحث ما هدف معماری درساختمان و فیزیک محل زیست انسان می باشد برای رسیدن به منظور اصلی ناگزیر هستیم تعریف معماری در ساختمان را بیان نماییم وبه تدریج ضمن تجزیه کاربردی آن به معماری داخلی برسیم که مراد اصلی می باشد .

اگر معماری راحت سازی فضای زیست انسان هاست، اگر معماری شکل دهنده ی زندگی انسان است، پس معماری داخلی چه نقشی دارد؟

انسان امروزی بیش از هشتاد و پنج درصد از اوقات زندگی خود را درفضای بسته ای می گذرانند که این  فضاها از احجامی کوچک شروع می شود مانند البسه چون تن پوش و پای افزار (MICRO SPACE) که خود نوعی معماری است، وسایل نقلیه که او را جابه جا می نماید مثل اتومبیل، هواپیما، ترن و …. که کل فضاهای مورد نیاز انسان را شامل
می شوند و آنها را MICRO  SPACE گویند، کلیه ی موارد بالا مفاهیم خاص خود را می طلبد که همگی درمعنای معماری مستتر است .



زمانی که معمار هریک از مطالب بالا که کالبد اصلی و حجم فضایی آن موارد به خصوص را طراحی می کند امکان پرداختن به جزییات مورد نیاز مصرف کننده را ندارد، این جاست که مداخله ای معماری داخلی برای هر یک از فضاهای ذکرشده ضرور می نماید و می توانیم بگوییم که عصاره ی اندیشه ی معماری، معماری داخلی است، با تعاریف زیر:

–       معماری داخلی دیدگاهی ارتقایی درمعماری می باشید .

–       معماری داخلی آموزش هنر بهتر زیستن درفضای محدود است.

–       معماری داخلی ورود جان زندگی به فضای معماری می باشد.

–       معماری داخلی شکل آفرین زندگی مناسب با فرهنگ مصرف کننده و مخاطبش است.

–       معماری داخلی کوششی است در اهلی نمودن فضای زندگی، بدین معنی که انسان خودرا درفضای آشنا و نزدیک به نیازهایش حس کند احترام به سنن و اعتقادات در فضای زندگی اش لحاظ شده باشد .

–       معمار داخلی با ذره بینی درشت نماتر از ذره بین معمار به جزییات فضای زیست انسان می نگرد.

–       خدمتگزار بودن و گره گشایی از شکل زندگی انسان.

–       وظیفه ی دیگر معماری داخلی توانبخشی فضاهای مرده ی قدیمی و باستانی و احیای آنها می باشد .

چو غنچه گرچه فروبستگی ست کار جهان               تو همچون باد بهاری گره گشا می باشد

مقوله ای دیگری که در شرایط کنونی ضرورت یاد آوری دارد، معماری درکشور ما دچار آنچنان بحرانی درمسیر منفی گردیده است که آن چه مطلقا مورد توجه قرار نمی گیرد کارایی و خدمتگزار بودن، آنچه به عنوان فضای زیست به مردم تحمیل می شود، با هیچ یک از استانداردهای متداول و متعارف جهانی مطابقت ندارد. طبق آماری که در دست است هر مترمربع آپارتمان درتهران بین پنج میلیون ریال درجنوب شهر و چهل میلیون ریال در شمال شهر به فروش می رسد که با مطالعه و تجربه ی محاسبه فضاهای ارایه شده چه درساختمان های ارزان جنوب شهر و چه در برج های گران شمال شهر، عیوبی از نظر معماری داخلی مشاهده می شود، از قبیل هنر دادن فضاهایی که خریدار با تحمل بهای گزاف مجبور به پرداخت آن است حال آنکه اگر قبل از ساخت، این فضاها مورد بررسی دلسوزانه از طرف معمارداخلی قرار گیرد شاید هم منافع سازنده بیشتر تامین شود و هم فضاهای دیگری را برای جاسازی مایجتاج مصرف کننده بیافریند.

از تخصص های معماری داخلی، تغییر کاربری ساختمان های خارج از رده می باشد، همان طور که دربالا ذکر شد توانبخشی فضاهای مرده و یا قدیمی ویا باستانی است که فوق العاده مقرون به صرفه تر از تخریب وبازسازی مجدد بناهای مذکور می باشد.


معماری داخلی، دیدگاهی ارتقایی در معماری است

برای ورود به این بحث بدوا نیاز به اشاره ای هست که در دریافت مساله به ما کمک می کند و آن تفکیک خانه ها است، این تفکیک رابه صورت ضمنی بین خانه های مورد مطالعه ی خود شرح خواهیم داد، فضای داخلی شهری و فضاهای داخلی غیرشهری، یعنی روستایی، انتخابی است که شهرنشینان برای استراحت خویش
نحوه ی روستایی را بر می گز ینند. ما دراینجا، مثال خود را با فضای زندگی شهری یعنی آپارتمان شروع
می کنیم .

اگر شانس و بضاعت خرید آپارتمان درشهر را داشته باشیم، ملاحظه خواهیم کرد که دریک ساختمان مثلا پنج طبقه ده واحد آپارتمان که همگی به یکدیگر شبیه بوده و آماده فروش هستند به ما عرضه می شود فرض را براین می گذاریم که کلیه ی این ده واحد به فروش رسیده باشد و ساکنان، آپارتمان های خویش راتحویل گرفته اند.

۱-آیا تاکنون خریداران تعداد برابری فرزند دارند؟ یعنی خانواده ۴ نفره یا شش نفره است؟مسلما این طور نیست و تعدد افراد خانواده ها متغییر است .

۲- آیا این خانواده ها همگی دارای نحوه ی زندگی مشابهی هستند؟life srill لازم به توضیح است که این خانواده ها همگی دارای دین و مذهب مشترکی هستند؟ آیا رییس این خانواده ها از نظر شغلی با یکدیگر سنخیت دارندیا متفاوت می باشند.

۳-آیا از نظر فرهنگی نکات مشترک بین آنها وجود دارد؟

سئوالات و جزییات فراوان است مراد ما از این سئوال چیست؟

بلی، هریک از این خانواده ها، یک نوع نحوی زندگی دارند که بادیگری فرق می کند و دراینجا هم کسی آپارتمان خویش را بنابر نیاز وشکل زندگی راحت تر و فضایی مناسب تر از قبل می نمایند، این تغییرات درصورت موفق بودن و ایجاد راحتی بیشتر، نامش معماری داخلی می باشدو حاصل این تغییرات باعث ارتقای کیفی معماری آن ساختمان خواهد بود، این پیرایش درمعماری فضاهای آپارتمان می تواند به وسیله صاحب آن، اگر سنجیده فکر کند انجام شود و درشکل زندگی اهالی آن بسیار موثر می باشد و یا اینکه برای موفقیت بیشتر می تواند مشاوره ی یک مهندس معمار داخلی را داشته باشد؛ این ارتقای کیفی همان موضوعی است که به آن تاکید می ورزم؛ یعنی همان دیدگاه ارتقای در معماری.

معماری داخلی، آموزش هنر بهتر زیستن در فضای محدود

می دانیم کلیه ی علوم و فنون و هنرها و مجموعه ی دانش بشری با سرعتی شگفت آور درحل گزاری محتوم می باشد و هر جامعه ی، ولو عقب افتاده ترین آنها اگر هم توان رسیدن و هماهنگ کردن خودرا با جامعه ی درحال رشد جهانی نداشته باشد به ناگزیرشاهد این ارتقای کیفی خواهد بود و این نظاره گری بی تردید تاثیری بر نحوه ی فرهنگ آن جامعه خواهد گذاشت و آن جامعه ولو با تاخیر به حرکتی در جهت ارتقای سطوح علمی،هنری و….. رهنون خواهد شد. دربحث ما  که هنر بهتر زیستن می باشد، می توانیم از الگوهای صحیح جهانی الهام بگیریم و آن را منطبق با شکل زندگی خود نماییم. برای ادامه این بحث مهم و جدی از بزرگ مردی در وادی فرهنگ به نام ویل دورانت یاری می جوییم بی تردید بیشی از نیم قرن زحمات او و همسرش چراغی فرا راه آیندگاه و نسل پویای خود پدید آورده اند، آرزوی آرامش ابدی برای شان دارم.

ویل دورانت (۱۸۸۵-۱۹۸۵) می گوید:

ایرانیان قدیم جز هنر زندگی هیج هنری را به فرزندان خود نمی آموختند، ادبیات در نظرشان تجملی بود که به آن کمتر نیاز داشتند، علوم را همچون کالایی می پنداشتند که وارد کردنش از بابل امکان پذیر بود درست است که تمایلی به شعر و افسانه های تخیلی داشتند ولی این کار را بر ععهده ی مزدوران و طبقه بندی پست اجتماع می گذاشتند و لذت سخن گفتن و نکته پردازی و لطیفه گویی در گفت وشنود را برتر از لذت خاموشی و تنهایی و مطالعه ی کتابی می دانستند شعر را پیش از آنکه از روی نوشته بخوانند از راه آواز پی می گرفتند .

این شاهد از راه رسیده در توصیف ارزش هنر زندگی ، اصالت و صحت ارج نهادن به زندگی و شیوه ی صحیح آن را،در گذشته ی ما به اثبات رسیده است و آنجا که انسان عمدتا ارتقا طلب می باشد، و درمسیر زندگی و به کمک تکنولوژی و تدابیر هنری، کوشش در آفرینش زندگی بهتر را برای خود، برای بهینه کردن محل زیست خویش به طور جدی مدنظر دارد.

دراین مسیر معماری داخلی با ترفندهای اندیشیده اش یاری رسان انسان است .

برای مثال درخانه ی از آپارتمانی، اگر نتوانیم از متخصصین یاری بگیریم چه باید بکنیم ؟

آیا نباید مسایل خود را درفضای محدود با درنظر گرفتن الویت ها، تنظیم و شماره بندی کنیم؟

۱-کلا مساحت زیادی نداریم و آپارتمانمان خشک و بی روح است .

۲-درآپارتمان مستقیما درسالن پذیرایی باز باشد.

۳-حرکت دربین اطاق ها مستلزم گذشتن از فضای پذیرایی است .

۴-دربدو ورود محلی برای گذاشتن پالتو و کفشهایمان نداریم.

اینها مسایلی است که درصورت حل شدن، شیوه ی زندگی بهتر و درنتیجه روحیه ی شما ارتقا می یابد اکثر این سئوالات، پاسخش درکتاب حاضر موجود و برای شما نوشته شده است.

معماری داخلی، ورود جان زندگی به فضای معماری است

اگر بتوانیم با جابه جایی تیغه ی دیواری، فضایی را بزرگتر کنیم که پاسخی باشد به نیازی ، یا اینکه با تغییر رنگ فضایی دیگر، روحیه ساکنان آنجا را بهتر کنیم و یا با چیدمانی صحیح درمبلمان خانه، حرکت اهالی خانه را نظم بهتری ببخشیم، درآن صورت چه نامی به این تغییرات بدهیم جز دمیدن جانی تازه و ارتقا ی سطح کیفی ان فضا ، بله این کار، معماری داخلی نامیده می شود.

نور پردازی به جا و به موقع آن چنان اشیای مورد علاقه ی صاحبخانه را، درارزش می گذارد، تازه درمی یابد چه چیزهایی را داراست و کدام یک را دوست می دارد.

برای مثال آیا درخانه دیواری دارید که برروی آن عکس هایی از والدین و پدرو مادر بزرگ ها و یا کسانی را نصب کرده اید که مدعی به دوست داشتن شان هستید؟ حال با لکه نوری آن را در ارزش بگذارید، حتما این کار را بکنید خواهید دید که نه تنها دیواری را زندگی می بخشید بلکه روان خویش را نیز آرامش می دهید و برای خود و فرزندان خویش تمرینی است از قدرشناسی و مهر آفرینی، بلی کلیه ی معماری داخلی بازکننده ی قفل های بسیاری است و گشاینده ی درهای فراوان به روی زندگی که موجب شیرینی جان بخش به روان زندگی است .سوال آخر این که، آپرتمانی که به تازگی دیده و یا خریده اید، فضای لخت آن، سفید و فاقد هرگونه هویت خاص می باشد درصورت لزوم چگونه می شود آن را به صورت فضایی قابل زندگی و صاحب جای زندگی نمود؟

پاسخ این سوال درشروع کلام به صورتی روشن با توضیح چند نمونه به اختصار عرض شده است که صاحبخانه تغییرات بالا را متناسب با نیازهای روحی و روانی و اقتصادی خویش می تواند مدنظر داشته باشد اما نسخه ی سریع دریک کلام، تغییر معماری داخلی است .

معماری داخلی شکل افرین زندگی مناسب ، با فرهنگ مصرف کننده و مخاطبش

خانه برش ظریفی از کل جهان است و متعلق به شما و شما حق دارید هرگونه که مایلید درآن زندگی کنید و به  زندگی خود شکل و هویت خویش را بدهید، این صحیح ترین روش رسیدن به فضای زندگی صحیح است. ما برای عکس هایمان قاب های زیبا و تزیینی می سازیم. برای انگشتری دستمان جعبه ی جواهری طراحی
می کنیم برای کلیه ی اشیای ارزشمند و عزیزی که داریم محلی مناسب فراهم می کنیم .حیوانات مان را درخانه و لانه ها ی شان پذیرایی می کنیم حالا:

انسان، این اشرف مخلوقات، انسان خالق جمع هنرها و ابتکارات و صاحب خود و جامع تدابیر، آیا استحقاق داشتن خانه ای دلخواه و متناسب با نیازش را ندارد؟

خانه، چگونه فضای باید داشته باشد که هم پاسخگوی نیازهای روزمره باشد و هم فضایی دلخواه و دوست داشتنی جهت فراموش کردن ظلم و جور و مشکلات شهرنشینی و کار روزانه.

آیا انسان مجبور است ، زندگی در فضای سلول مانند آپارتمان های در حال ساخت، که متراژ قابل زیست آنها روزبه روز محدودتر و درمقابل، بهای آنها گران تر می شود را تحمل کند چرا هیچ کس پاسخگوی این تحمیل نیست ؟ چرا کنترل واقعی بر آنچه که من آن را ظلم می نامم نداریم .

آیا می دانید، با تغییر دادن و جایگزین کردن رنگی با رنگ دیگر، درفضای زندگی می توانید معجزه ای کنید و فضای زندگی دلخواهی برای ساکنان آن فراهم نمایید؟

معماری داخلی کوششی تجربی است دراهلی کردن فضای زندگی

بدین معنی که انسان خود را درفضای متفاوت اما آشنا نزدیک به نیازهایش و دلخواه طبعش حس کند، احترام به سنن و اعتقاداتش درفضای زندگی است.

هرگاه صحبت از معماری داخلی خانه ای به میان می آید، تلقی عموم و اولین برخورد با این مفهوم ، دیدگاهی آرایشی و تزیینی و زیبا جلوه دادن فضا درذهن تداعی می گردد، که این دیدگاه، خود دارای ارزشی خاص است که صاحب خانه ی آن فضا داراست، انتظار هر مخاطبی هم در مقابل معنی معماری داخلی همین است . اما از دیدگاه و منظر فنی و تخصصی، ماموریت معماری داخلی در وهله ی اول راحت سازی و آرامش درشکل و حرکت زندگی انسان است. روان سازی جریان زندگی در فضای زیست می باشد به عنوان مثال اگر آپارتمان جدیدی داریم باید آن را بنابر نیازها و عادات خویش تغییر دهیم که این کاری است بس مهم و جدی، حال اگر معماری داخلی آن را بر مبنای یکی از دوران های معماری و تزیینی، مثلا اروپای قرن ۱۸ و ان تجملات و آرایش های فراوان و زرق و برق تغییر دهیم ایا درآن احساس راحتی خواهیم داشت؟ آیا همان احساس خانه پدری را داریم. حیاطی با حوض سنگی ، آجرهای زیبای آب پاشی شده بعد از ظهر تابستان و گل و گیاه و دیواره های سفید و طاقچه های دورادو اطاق ها، مابه کدام یک ازاین دو معماری انس و الفت داریم؟ حال آیا معنی اهلی نمودن فضا را احساس می کنیم؟پس آپارتمان جدید که نه حیاط دارد و نه حوض ونه باغچه، چگونه باید فضایی اهلی برای ما و خانواده باشد از هر آنچه ذکر شد کافی است رایحه ای از یادگارهای گذشته بیابیم، متناسب با هویت خودمان و آن را درفضای زندگی مان گسترش بدهیم: دیوارهای سفید با طاقچه های زیبا، فرشی با تداعی باغچه ی خانه پدری با رنگهایی که با لوازم دیگر اطاق در جدال نباشد. آب نمایی درسالن و یا در ایوان، گلدان های آپارتمانی ، درصورتی که امکان پذیرباشد. برای وسعت بخشیدن به نکات جالب تاکیدی، پوشش یکی از دیوارها به طور کامل با یک آیینه که دراین مسیر ضمن اینکه موجب وسعت بصری درفضا
می شود، کلیه ی نکات مورد توجه را به صورت دلپذیری تکرار می نماید مثلا اگر شما دو عدد گلدان سبز و زیبا دارید درمقابل ایینه ، شاهد انبوهی از برگ سبز و حجمی زیبا از طبیعت خواهید بود و یا انعکاس نورهایی که درفضا پیش بینی نموده اید به تکرار آنها در دیوار مقابل، بدون تردید اثری متفاوت و دلپذیر خواهد داشت و این موضوع به دلیل هنر معماری داخلی تا بی نهایت قابل تکرارمی باشد.

معماری داخلی با ذره بین درشت نماتر از ذره بین معمار به جزییات فضای زیست انسان می نگرد

نفس معماری شامل سازمان بخشی درموارد گوناگونی از نیازهای انسان است و هنر ترفندی دراین مسیر مفهوم و کاربردی خاص خود را دارد با توجه به عناصر تشکیل دهنده ی یک معماری و نوع خدمتی که انجام می دهد مانند : سقف، دیوارها، کف، پله ها و…. نحوه ی کارایی و بالاخره ظاهرشان از دیدگاه های مختلف، یکی از
مهم ترین خدماتی که معماری صحیح دراین مسیر به انسان هدیه می کند، هماهنگی در رابطه ی  صحیح
کلیه ی عناصر معماری با یکدیگر با هدف آفرینش ، در روان زندگی ، به صورتی موثرتر و کارآمدتر یعنی اشراف به عملی که این مجموعه ی ارکستر مانند، با همکاری دربین خود انجام می دهند.وظیفه ی معماری داخلی ، جدا از آفرینش ، روش صحیح تر شکل زندگی life still خلق ظاهری دلپذیرتر از آنچه تاکنون معمول بوده است یا می باشد به عنوان مثال طراحی پلکانی به جا و کار آمد با ظاهری متفاوت از آنچه تابه حال انجام شده است این مهم مستلزم مطالعه و طراحی های گوناگونی است، برای رسیدن به هدف مورد نظر و این مهم، به درستی، نگاهی تیزبین با ذره بین درشت نما  را می طلبد، برای یافتن معایب ساختمان و برای ارایه ی راه حلی جامع و کامل جهت جایگزینی وضع موجود.

برای مثال مطالعه درمورد بهترین ارتفاع بین کف و سقف که تنظیم کننده ی فضای تنفس بهتر و حجم حرارت و برودت و مهم تر، تنظیم نور مورد نیاز ساکنان آن خانه است که به طور طبیعی و بدون استفاده از وسایل الکتریکی از آن بهره مند شوند.

طبیعی است که این برداشت اصولی در معماری داخلی و توجه و دقت خاصی را که تخصص معمار داخلی است به ذره بین درشت نما تشبیه نمایم. وظیفه ی معمار داخلی ارایه های پاسخی عملی به نیاز انسان، هم برای آفرینش زندگی بهتر و هم جهت آموزش به نسل آینده برای ارتقای این اندیشه می باشد

به قول ویل دورانت : ایرانیان قدیم جز هنر زندگی هیچ هنری به فرزندان خود نمی آموختند.

البته این جمله و پی آمد جالب آن شایستگی تکرار آن را دارد و در مطالب، بعدی به آن خواهیم پرداخت.